Az első 200 sor.
رویدادها و شخصیتها ساختگی هستند. هرگونه شباهت به واقعیت کاملاً اتفاقی است.
اون خبر. آره، اون خبر.
میگل، دارم میرم دادگاه.
وقت تموم شد. زارته رو پیدا کردی؟
دوباره.
آره عشقم. خوشت میاد؟ من عاشقشم.
ببین چطور کونمو بالا میارم.
یکی دیگه.
یکی دیگه، پاپا؟
اینطوری؟
آره!
محکمتر؟
اینطوری؟
محکمتر.
محکمتر؟ باشه.
گمشو.
آه، عاشقشم.
خیلی حال میده، عزیزم.
عاشقشم.
آه، عاشقشم.
خوشت میاد؟ بیشتر فشار بدم؟
خوشت میاد؟ یا یکم سفتتر؟
تویی، حرومزاده؟
یعنی میدونی چرا اینجام؟ من کاری نکردم.
اون فلش مموری که برداشتی کجاست؟
من ندارمش. کسشر نگو.
گمشو، مادرجنده!
من ندارمش!
همونطور که به اون وکیل احمق گفتم.
ولم کن.
کجاست؟ هیچ ایدهای ندارم.
خانواده اون مرده خیلی قدرتمندن.
نتونستن به قاضی فشار بیارن.
برای همین روی من امتحان کردن.
برام مهم نیست باهات چیکار کردن.
من اینجا نیومدم فقط برای اینکه بگیرمت تو مشت.
کجا گذاشتیش؟
تو کیف؟
حرومزاده!
مادرجنده! برو بیرون!
گوه بخور!
نمیبریش، مادرجنده.
در گلولای
ببین چه حال و روزی داره. هی، دکتر.
اولگا.
داری چیکار میکنی؟ ببینم واکنش نشون میده.
بسه. از حال رفته. دکتر.
دهنشو سرویس کرد.
چه عوضیای. آره.
اگه صورتش سوراخ بشه، دلش میخواد خودشو بکشه.
آره! داره صداتو میشنوه.
اون به قیافهاش اهمیت میده.
دلش میخواد یه گلوله تو سر خودش شلیک کنه. حالش چطوره؟
خوب نیست. فقط یه چشم داره.
چه افتضاحی. آره. یه افتضاحِ کسشر.
کلاً داغونه.
آره، همینطوره. همهش به لطف توئه.
گفت یه کوفتی داره تزریق کنه بهش.
خودش میدونست چیکار میکنه. تو داشتی به همهمون فشار میآوردی.
چی؟
از گالیسیایی میترسی؟
کی میدونه بعد اون زهر که بهش دادن، کِی حالش جا میاد.
و وقتی حالش جا اومد، کی جلوشو میگیره؟
ما میگیریم. اگه دردسر درست کنه، با هم جلوش وایمیستیم.
شنیدی؟
مغز تو کلش نیست.
خنگی؟ چشماشو درآورده.
میتونست بدتر باشه.
یه عوضیِ تمام عیاره.
خب، چی میشه رئیس؟ دیگه چیکار میتونیم بکنیم؟
یکم کوتاه بیا.
ببین.
هر گوهی میخوای بخور ولی دیگه ما رو به دردسر ننداز.
شنیدی چی گفتم؟
میتونم یکم بیشتر بمونم؟
دکتر، من اینجام، باهاتم.
آروم باش. من آرومم. تو هم باید آروم باشی، باشه؟
از من نخواه که آروم باشم. من اصلاً آروم نیستم.
به دستم نگاه کن.
خب، دستت رو بکن تو جیبت.
میری اونجا.
عالی عمل میکنی.
با اون کونِ هلوییِ سفتت.
و بهترین چهره معصومت. باشه؟
من بیگناهم، کوکا. از گفتنش خسته شدم.
هیچکس به اینا اهمیت نمیده.
تو باید معصوم به نظر برسی، آره؟
پس یه نفس عمیق بکش و سرتو بالا بگیر، عزیزم.
آره؟ هیچوقت به پایین نگاه نکن. حتی برای بستن بند کفشت.
جلسه دادگاهت امروزه؟
آره. دارن میان دنبالم.
خب، موفق باشی.
ممنونم.
دارم میمیرم. آمادهای، دلورسی؟
بریم. برو حالشونو بگیر.
مرسی، کوکا. ممنونم.
برو دیگه.
ماری!
این رو بخور. اون آب رو از جلوی صورتم بردار.
به آب نیاز داری.
مثل جنزدهها بالا آوردی
کلهام داره میترکه. خفه شو
شما دو تا، خبری نیست؟
دکتر از بیمارستان برگشته
با یه چشم. دیگه چی؟
همین الان اومدن مدل رو ببرن دادگاه
و بورخس داره یه کاری میکنه
اون عوضی چاق. همشون دنبالشن.
و لِفتی و اون یکی چی؟
هیچی. هیچی.
چاینا، ببین اون هرزهها چه غلطی میکنن.
و تو، کمکم کن بلند شم.
بلند نشو. همونجا بمون.
حتی مادرم هم بهم نمیگه چیکار کنم.
بیا دیگه، گالیسی.
و به من دست هم نزن.
گفتم به من دست نزن.
ولم کن، لعنتی!
وقت زیادی نمونده. تلاش زیادی صورت گرفته.
پس میخوام از تک تک شما تشکر کنم.
بابت حمایتتون.
و ازتون میخوام که به من ملحق بشید.
این یکشنبه پای صندوقهای رأی.
تا به پیش بریم.
چون این بار تا آخرش میریم!
آندرس فاچیا استاندار
از اونجایی که مطمئنم
که مردم حمایتمون میکنن.
چون چالشهایی رو که پیش رو داریم، درک میکنن.
متعهدیم افرادی با شایستگی بالا رو انتخاب کنیم.
و به همین دلیل
از سسیلیا مورنزون میخوام
که اینجا تشریف بیارن تا معرفیشون کنم.
به عنوان وزیر امنیت آیندهی استان.
ممنون که اومدید. ممنون.
ممنون از وقتتون. ممنون که اومدید.
اوه، چه سورپرایزی! ممنون که اومدید.
سسیلیا، بریم بالا. بله. ببخشید.
از همگی ممنونم. آندرس، تبریک میگم. سخنرانی عالی بود.
یکشنبه میبریمشون. خوبه.
میدونی با اپوزیسیون چیکار کنی؟ اسپری فلفل بزن به کونشون.
ممنون، آنتین. باید حرف بزنیم. مهمه.
با دستیارم تماس بگیر. ممکنه روی حرفهات تأثیر بذاره.
منظورت چیه؟ شنیدی دیگه.
بیا. یه ساندویچ بخور.
هی. ممنون.
هی. اینقدر ناراحت نباش.
تنها چیزی که گفت اینه که میخواد با بهترینها کار کنه.
این هیبت وزیر امنیتی خیلی بهت میاد.
خیلی ممنون.
خیلی جوگیر نشو. هیچوقت معلوم نیست.
سمت دولتی بسیار بیثباته.
فقط بیثبات نیست، یه فاجعهی محضه.
هی! من اینجوری نیستم.
چرا به من حمله میکنی؟
کارها رو درست انجام بده.
بهش زنگ بزن و رام شو.
نصیحتت رو قبول میکنم.
انتقام رو باید سرد گرفت.
دستت رو بردار، لطفاً.
اوه، ممنون.
با اسباببازیهاش چیکار کنیم؟
بدشون به همهی بچهها تا با هم تقسیم کنن.
همین کار رو میکنیم. باشه.
البا!
چیه؟ خبری از یائل؟
حال دختره چطوره؟
حتماً فکر میکنی من دکترم که دارم بهت گزارش پزشکی میدم.
چرت و پرت تحویلم نده، باشه؟ میدونی یا نه؟
تو بیمارستانه و مامانش هم باهاشه. همین قدر میدونم.
پس با وسایل یائل چیکار میکنی؟
یه خونهتکونی. خونهتکونی؟
سوسک هست. سوسک قهوهای، مثل تو؟
بله، روشن، تیره، هر رنگی. معلومه.
بیا همهی اینا رو روشن کنیم، لطفاً.
فکر میکنم یه کاسهای زیر نیمکاسهست.
نمیدونم ولی از چیزی که دارم فکر میکنم خوشم نمیاد.
باید کمکم کنی بفهمم. چطوری؟
بعداً بهت میگم چطوری.
چه قصهای؟ گفتم بهت میگم.
چه قصهای؟
یه توله سگ بکش تا تنها نباشه. کی اینجوری بهم رأی میده؟
خیلی حالش بهتره.
علائمش روانتنی بودن. عالیه.
دکتر میگه حالش الان کاملاً خوبه.
خب، واضحه که زندان جای بچه نیست.
میخوام ببرمش مهدکودک.
هفتهی بعد، وقتی این همه هیاهو تموم شد،
میتونیم همگی با هم بریم.
این برای توئه. عالیه.
میذارم بری سر کارت. ما داریم میریم پاساژ.
تنها نرو. با محافظ برو.
بیرونن. بریم.
خوش بگذره.
و صورت کسی رو تو خیابون نقاشی نکن، لطفاً.
خداحافظ. صورتها رو نقاشی میکنم.
مواظب باش. خداحافظ.
صورتها رو نقاشی میکنم. باشه.
خداحافظ!
خداحافظ. عجیبه، مگه نه؟
No comments yet. Be the first to leave one.