200 baris pertama.
سکوتش از همه چی وحشتناکتر بود
وقتی موتور دوم از کار افتاد
چیزی که داشتم بهش فکر میکردم این بود که
این همه سال که داشتم ریسکها رو کنترل میکردم
چطور متوجه نشدم این اتفاق میافته؟
دارم از شرکت استعفا میدم
همهچیز رو نقد میکنم و خونهها رو هم میفروشم
دارم همهش رو میبخشم بره
دیگه هیچ لذتی برام نداره، پیتر
دیگه نمیخوامش
داری شوخی میکنی، نه؟
جت اختصاصیت یکم تکونهای هوایی داشته، همین
بیخیال، اون لباسهای کهنه رو دربیار
نه، نمیخوام
سال کتوشلوار پوشیدم ۴۰
نزدیک بود توی یکی از همینها هم بمیرم
آره
ولی برندش «بریونی» بود
جدی میگم، پیتر
این دیگه چیه؟
قضیه عذاب وجدانیه؟ تو اصلاً نباید
احساس گناه کنی
من قضاوتت نمیکنم
اگه خوشحالت میکنه، همینطوری به کارت ادامه بده
بیا یکی از اون بطریهای مدل ۸۶ت رو باز کنیم
هیچ مشکلی نیست که یه شراب درجهیک حلش نکنه
هفته پیش توی حراجی فروختمش
به اجازه تو نیازی ندارم
فقط حمایتت رو میخوام
میخوای زندگی سادهای داشته باشی؟
تو دیگه اون آدم سابق نیستی
یک هفته هم دووم نمیاری
حتی یک هفته
دوباره در خدمت
جناب آقای پیتر هپسون محترم از شرکت سرمایهگذاری هپسون هستیم
خوش اومدید، پیتر
اول از همه باید بپرسم
برادرتون، بیل
اون شرکت رو ترک کرده
بله، بازنشسته شده
شایعه شده که میلیاردها دلار رو
به صورت ناشناس اهدا کرده
خونههاش رو فروخته
توی یه آپارتمان معمولی در کوئینز زندگی میکنه
و حاضر به مصاحبه نیست. نظر شما چیه؟
ای بابا
برادر من آدم خیلی رازداریه، ایوا
پس نمیخوام نظری بدم
جز اینکه بگم ازش حمایت میکنم
و در شرکت هپسون، کارها مثل همیشه پیش میره
اوه، حتماً داری شوخی میکنی
بله، اما این عکسیه که یکی فرستاده
از بیل سوار اتوبوس شهری
ما یه مجموعه خیلی منظم با یه تیم عالی هستیم
اوه
محض رضای خدا... ولی بیخیال
قدیما بهتون میگفتن «گاو نر» و «خرس»
حالا بیلِ «خرس» گیاهخوار شده
و مردم هم دارن با ولع این داستان رو دنبال میکنن
والاستریت لابد بابت این وجهه عمومی
یکم نگرانه
چطور مگه؟
خب، این سوال پیش میآد که
اگه اون میتونه این کار رو بکنه، چی جلوی شما رو گرفته؟
چی جلوی من رو گرفته؟
نمیدونم. چی جلوی خودت رو گرفته؟
راستی خوشحالم شنیدم که شبکه
قراردادت رو تمدید کرده
خودت اون چکهای هفترقمی رو
میبری خیریه یا میخوای مستقیم واریز بشه؟
بیاید بریم سراغ بازار کالاها
اوه
خودتی
واقعاً خودتی
اصلاً خبر نداری زندگی چند نفر رو عوض کردی مرد
اون پناهگاهی که ساختی... برو پی کارت
چیزی اذیتت میکنه، پیتر؟
بازیت خیلی افتضاح شده
خب، از وقتی که
آخرین خبر رو شنیدی؟
بیل کشتی تفریحی خانوادگی رو
بخشیده به گرتا تونبرگ
مگه شما دوتا هر سال روز تولدت
با اون نمیرفتید جزیره نِویس؟
چرت و پرته. این رو اصلاً از کجا شنیدی؟
توی شبکههای اجتماعیه
خوب بود، تیم
باشه، شاید شایعه بوده
ولی به واقعیت میخورد
که اصل مطلب هم همینه
هر چی گفت کاملاً غلط بود
هزینهها داشت بالا میرفت
یارو بیشتر از چیزی که گیرش میاومد خرج میکرد
داشت کسبوکار رو به باد فنا میداد
سهامدارها هیچ سودی نمیدیدن
فصل به فصل همین بود
به ناکارآمدیها رسیدگی نکرده بود
آره
به خودش حقوق کلان میداد؟ برای چی؟
که تمام روز گلف بازی کنه؟
و اون یارو گفت ما زیر قولهامون زدیم
خب، بذار در مورد قولها بهت بگم
اگه جای من بودی چیکار میکردی؟
میخوام جواب بدی. این یه سوال الکی نیست
دقیق بگو
پیتر؟
داری چیکار میکنی؟
تو همیشه باید عزیزدردونه مامان میبودی
تمومش کن
خب، من قرار نیست بقیه عمرم رو
طوری بگذرونم که بقیه هم ازم ناامید بشن
پیتر، بهتره تمومش کنی
ولم کن
باید بس کنی
اوه
منظورم همینه
اگه میذاشتی حرف بزنم
وقتی با هپسون معامله میکنی، باید نتیجه نشون بدی
ما میبینیم مشکلات کجان
و هر کاری لازم باشه برای حلشون انجام میدیم
یه پرونده طلاق بزرگ بود
و به یه زن نیاز داشتن
زنِ «وننس» ادعا میکرد که شوهرش کتکش زده
و به پلیس هم گزارش داده
اوه، باید حرفش رو باور میکردم
اما هیچ مدرکی وجود نداشت
و به عنوان یه وکیل، وظیفه من نیست
که حرفش رو باور کنم
منظورم اینه که مردم توی مراحل طلاق
خیلی حرفها میزنن
ولی باز هم
یه صدایی توی سرم ولکن نبود
و خب، طولی نکشید که معلوم شد
داشت راست میگفت
یکی دیگه از وکیلها گزارش پلیس رو مخفی کرده بود
به محض اینکه فهمیدم
شغلی رو انتخاب کردم که بهم اجازه میده به اون صدای درونم گوش بدم
تا به حقیقت برسم
اوه پسر، چه خوب شد که
اون هدفونها روی گوشت بود
و هیچی از این حرفها رو نشنیدی
چون من هنوز متعهد به حفظ اسرار موکل هستم
اوه، ببخشید. چیزی میگفتید؟
الزبت
اگه کسی... فرضی... یه گزارش رو مخفی کرده باشه
در واقع فرضی قانون رو شکسته
و تو باید
یعنی، اون وکیل دیگه
باید اجازه داشته باشه از خودش دفاع کنه
بدم میآد این گپوگفت رو قطع کنم
ولی جسد این طرفه
درسته
هی، هی
ممنون که بهم اعتماد کردی
قول میدم کلمهای حرف نزنم
قربانی بیل هپسون بود
غول سابق صندوقهای سرمایهگذاری
اخیراً به خاطر بخشیدن ثروتش توی اخبار بود
اوه، درسته. اوه، واقعی بود؟
اوم، فکر میکردم فیلمشه
آره، اگه من اون همه پول داشتم
هر هفته یه فراری نو سوار میشدم
یا حداقل توی یه ساختمانی زندگی میکردم که آسانسور داشته باشه
داریم محله رو برای پیدا کردن مظنون زیرورو میکنیم
اون چیه دستت؟
یه اسکناس ده دلاری
به جسد چسبیده بود
میبینی؟
فرق داره. تاره
چی؟ تقلبیایه؟
بذار ببینم
اوم
آره، درسته. بررسیش میکنیم. ممنون
برای چی اونجا وایسادید بروبر نگاه میکنید؟
قربان. قربان. دست نزنی
به من دست نزن. اوه
برید عقب. مگه ما همین الان
نه. این برادر دوقلوشه
پیتر هپسون. به من دست نزن
به من دست نزن! زیاد توی تلویزیون بوده
اینجا کی همهکارهست؟
من هستم. پس بهتره که
تکونی به خودت بدی و اون کثافتی که این کار رو کرده پیدا کنی
یه لحظه صبر کن. کدوم کثافتی رو میگی؟
هر کدوم از این مفتخورهای این اطراف که از برادرم پول گرفتن
ببینید قربان، باید قضیه رو برام باز کنید
میشه بیاید این طرف؟
میدونم برادرش تازه مرده
ولی بدجوری از کوره در میره
اوهوم
بهتره برم به اون برسم
باشه
اوه. دونات خیابونی
دونات دانکن؟
باز اومدید برای اخطاریه توقف فعالیت؟
اسم من دانکنه. نمیتونید مجبورم کنید عوضش کنم
نه
یه نفر توی اون ساختمان فوت کرده
بیل هپسون
بیل هپسون
No comments yet. Be the first to leave one.