Elsbeth

Elsbeth

Unduh Subtitle Farsi Persian

Musim 1

Informasi rilis

Elsbeth S01E01 Pilot 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Komentar oleh warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 1 Elsbeth زیرنویس فارسی سریال

Tag

webdl
Diterbitkan pada: 2025-11-24
Unduhan: 48
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

ن-نکن

متاسفم

و اسلایدها رو بزن

زن سنگی. زن آهنین.

تا بی‌رحمانه با دستت اون زندگی رو از بین ببری

که خود ساخته‌ی...

عذاب خودته؟ مادری که کشت...

میرم که به گروه تبریک بگم

حله، تاد؟

آره. تبریک

اینو، که خدایان دیوانه‌اش کرده بودند، او را که...

ملکه‌ی آسمان دیوانه‌وار به سوی تاریکی فرستاد

و او را از غم به دریای شور وحشی انداخت

از آن اتاق‌های قتل نبخشودنی، با قدم‌های وحشیانه

از صخره‌ی سفید ساحل

و همچنان دو فرزندش را در آغوش داشت

اوه، خدایا، تو...

مرا درهم شکستی! چنگال‌هایم...

قلبت را چنگ زدند

و هر آنچه می‌درخشد

تو باید غم داشته باشی

دردی به شدت مال من

آه، من عاشق این دردم زیرا تو دیگر نخواهی خندید

آه، چه زهدان گناهی فرزندان من به دنیا آوردند!

خواستگاری‌های دروغین تو بود

غرور پایمال‌کننده‌ی آن‌ها بود! خودت گفتی!

به خاطر شهوت عشق مردند!

دست‌های آرگوی پیرت که در جای خود می‌پوسد

سرت را دو نیم خواهد کرد

و خاطراتت از من تا پایان تلخ خواهد بود

و پایانی که مردان انتظارش را می‌کشند، نمی‌آید

و راهی هست که هیچ کس فکرش را نمی‌کرد

پس اینگونه اینجا اتفاق افتاده است

انجامش دادم!

دیدیش؟

عالیه

محش... عالی انجام شد.

وای خدای من. اصلاحات واقعاً عالی‌ای بود.

باید بری بیرون و تماشاگرا رو ببینی. من میرم بیرون، باشه؟

باید بیای با ما جشن بگیری. خیلی خب. اوکی.

باشه. خیلی خب.

هی، اولیویا.

کار عالی‌ای بود. منظورت با تک‌دیالوگ من بود؟

میری مهمونی گروه؟

نه. این تموم شد.

هیس، هیس. لطفاً. منو هیس نکن.

هرچی بگی برام مهم نیست. دارم میرم پیش رئیس دانشکده.

اولیویا، من دشمن تو نیستم. لطفاً، پیش رئیس دانشکده نرو.

تو منو از کار میندازی. اینو گردن من ننداز.

تو اونی هستی که با دانشجوها می‌خوابی.

خودت کاری کردی که حذف شی. ببین، من بهت قول دادم...

تو رو به همه‌ی آژانس‌های خوب و جدید شهر می‌برم.

فقط باید بهم یه کم وقت بدی.

تو یه کلاهبردار تمام‌عیاری.

فقط کلیدامو برام بفرست، باشه؟

دیگه هیچ‌وقت نمی‌خوام نزدیک آپارتمانم ببینمت.

مطمئنی نمی‌خوای بری پایین؟

بیرون حدود منفی دو درجه‌ست.

اوه، من کل تجربه‌ی نیویورک رو می‌خوام.

تو برو پایین، البته.

من خوبم. نه، ایرادی نداره. کارمه.

خب... کی اهل اینجا نیست؟

اوه

اهل کجایی؟

شیکاگو. کاری یا تفریحی؟

خب، هر دو، فکر کنم. منظورم اینه که...

من برای کار اینجا هستم.

یه کار موقته ولی می‌خوام دائمی بشه.

باشه. باشه، پس... چون من واقعاً عاشق نیویورکم.

آره، نه، متوجه‌ام. منظورم اینه که من فقط اینجا بودم...

حالا دیگه من کار خودمو می‌کنم، باشه؟ اوکی؟

اوه، این که اوبر نیست.

آره، ولی داشتی همین مسیر رو می‌اومدی.

نگران نباش. بقیشو بعداً بررسی می‌کنم.

تو خیلی...

بااستعدادی.

سلام. متاسفم که حرفتونو قطع می‌کنم.

اوم، من قرار بود با... اوه!

چه شال قشنگی.

ممنونم. با کارآگاه، اوم... قرار دارم.

اسمالن.

به دفتر کاپیتان واگنر زنگ زدم.

و اونا گفتن که ایشون اینجاست.

اسمالن منتظرتونه؟

اوه، فکر نمی‌کنم کسی منتظرم باشه.

نه. تصمیم گرفتم یه روز زودتر بیام.

تا نیویورک رو ببینم.

من السبت تاسکیونی هستم

من جزو... اِم، اون قضیه‌ام

اون... چی چی‌چی

چی چی‌چی؟

اِم... دستور رضایی

من ناظر بیرونی‌ام. شکایت‌های دستگیری اشتباهی

درسته. درسته

از این طرف. باشه

اِم، فکر کنم بهتره... اِم

اوه خدای من. اصلاً یادم نبود

این رو پوشیدم

اِم، ببخشید

ببخشید. معذرت می‌خوام

اِم، هی. واو. اینا چیه؟

خودکشی. واو

با این همه افسر؟

آره. واحد پرونده‌های مهم

همه برای خودکشی یه آدم مهم میان

اوه. آدم معروفی بود؟

نه. اولیویا چری. ها؟

پدر و مادرش صاحب لینزی یاردز هستن

نمی‌دونم یعنی چی. پول

حالت خوبه؟

این اولین صحنه جرمیه که می‌بینم

باشه. می‌تونی تو سالن منتظر بمونی

اسمالن رو صدا می‌کنم. اوه، نه. نه، نه، نه

من... من فقط دارم میگم

من یه وکیلم، پس بیشتر

عکسای صحنه جرم رو اون‌جوری می‌بینم

این خیلی فرق داره. آره

بهتر

هی. ها؟

آره. از این طرف

تا حالا رفتی از خونه‌های فروشی فقط برای تماشا دیدن کنی؟

نه. من یکشنبه‌ها میرم

فکر کنم دوست دارم ببینم... اینکه بقیه چطور زندگی می‌کنن

اوه، اون پارچه روی دیوار چقدر قشنگه

مگه نه؟ اون چه رنگیه، بنفشه؟

پس تو مهمونی بودی؟

مهمونی گروه بازیگری. بله قربان

تو پاب ۱۸. اِم، کارآگاه، ایشون

و خانم چری هم قرار بود تو مهمونی باشه؟ بله

اما بعدش پیام داد که افسرده‌ست

و نگران بود که ممکنه با خودش چی کار کنه

پس ما به خط کمک تماس گرفتیم

خط کمک خودکشی؟ اون متنه؟

بله. ممنونم

ببخشید. نگران نباشین، خودم می‌بینم

میشه لطفاً برین پایین، خانم؟

اوه، حتماً

دستور رضایی

گفت سروان واگنر می‌خواست اینجا باشه

من نمی‌خواستم اونجا باشه. شهرداری می‌خواد اونجا باشه

اون شکایت از پارساله

اون همه دستگیری اشتباهی توسط واحد پرونده‌های مهم

آره، اون تقصیر ما نبود، سروان

مهم نیست

قاضی به ما دستور داد یه وکیل بیرونی استخدام کنیم

برای نظارت پلیس تا تحقیقات شما رو مشاهده کنه

برای یک سال. می‌دونم

ولی با این خانم چیکار کنم؟

بذار مشاهده کنه

هی، مایک، چطوری؟ سروان

رئیس وزارت دادگستری‌ش تو شیکاگو فکر می‌کنه اون به راحتی سرگرم می‌شه

آره، خب خودش داره به راحتی خودشو سرگرم می‌کنه

همه جای صحنه جرم من

باب، خودکشیه. فقط باهاش راه بیا

چند تا داستان قدیمی جنگی براش بگو

حوصلش سر میره و میره پی کارش

ها. بذر جعفری. تا حالا نشنیده بودم

و پوست

هی، چند تا لورازپام لازم بود تا بیهوشش کنه؟

شاید حدود ده تا، پونزده تا

ولی اون چیزی نبود که کشتش

اون یه کیسه پلاستیکی رو سرش چسبونده بود

اوه. اوف

هی، این چیه تو سطل آشغال؟

شما کی بودی؟

السابت تاسکیونی. اسمت چیه؟

آیلین. اوه. آیلین

چه اسم قشنگی

من همیشه از اسم خودم بدم می‌اومد

تا حالا شنیدی یه زن از زبان ایرلندی باستان استفاده کنه؟

نه. تا حالا دقت کردی

که می‌تونی خیلی چیزها درباره یه آدم یاد بگیری

با نگاه کردن تو کمد داروهاشون؟

مقتول با کسی دوست بود؟

نمی‌دونم

چی کار داری می‌کنی؟

کیف دیافراگم

اوه، خالیه

تا حالا رفتی مجسمه آزادی رو ببینی؟

نه. چرا؟ اوه، فقط کنجکاوم

فقط دارم دنبال جاهایی می‌گردم که تو نیویورک برم

وقتی اینجام

من های لاین رو دوست دارم

و نودل‌فروشی‌ها تو محله چینی‌ها فوق‌العاده‌ان

پکن داینستی، تو خیابون برد. اوه... اوه، عالیه

تا حالا اونجا بودی؟ نه

من اونجا بودم. باشه. آره. فوق‌العاده‌ست

اینجا چه خبره؟

ام... هیچی. ما فقط داشتیم...

...حرف می‌زدیم. من اِلسبرت‌ام.

آره، می‌دونم.

ترجیح می‌دم شما لطفاً تو راهرو منتظر بمونید، خانم.

بله. فکر کردم واضح گفتم.

راستی،

مطمئن نیستم این خودکشی باشه.

لطفاً تو راهرو. بله.

چرا اینو می‌گید؟

چسب‌های سفیدکننده دندون.

من دهنشو چک می‌کردم.

آخه من کسی رو نمی‌شناسم که دندون‌هاشو سفید کنه

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left