200 baris pertama.
آره، آره، آره. هی
به قسمت گلچینهای «جوکرهای کلهشق» خوش اومدید
جایی که قراره کلیپهای طولانیتری از بعضی از
چالشهای اخیر موردعلاقهمون رو بهتون نشون بدیم
آره، کیو اینجاست، جیمیِ خشن هم اینجاست، داداش
و گوش کن پسر، ما ضبط کردیم
یعنی هر هفته ساعتها ویدیو ضبط میکنیم
و تدوینگرهامون باید اینها رو کوتاهشون کنن
تا برسه به ۲۴ دقیقه برای تلویزیون. کی بهتر از اینها از پسش برمیاد؟
هیچکس جز شان، تدوینگر ما
اِ، من کوینم. چی؟
اسم من کوینه. اون یکی رو اصلاً نمیشناسم
میدونید، ما کلی چیز برای برنامه ضبط میکنیم که خودمون عاشقشونیم
اما به خاطر محدودیت زمانی
همهشون توی قسمت پخششده جا نمیشن
خب، امروز قراره «پشت صحنه تدوین» رو براتون رو کنیم
و کل نوبتهامون رو کامل نشونتون بدیم. درسته
ای بابا شان، فکر میکنی بتونی برای کچلی پشت سر من یه کاری بکنی؟
اِ، شرمندهام، فکر نکنم
فکر نکنم بتونیم براش کاری کنیم
خدا خودش موهات رو از کادر حذف کرده
ای بابا، فقط برو سراغ تیتراژ اول برنامه، خب؟
خیلی خب، برگشتید. بزن بریم
قراره کل این مدت
مثل این جیمیِ خشن حرف بزنی؟ هیچوقت نمیدونی چی پیش میاد. هیچوقت
این دیگه سبک زندگی جیمیِ خشنه
من که خیلی دلم میخواد بدونم
نه. باشه
به هر حال، بچهها یادتونه اون چالشی که
باید زیر میز یه نفر قایم میشدیم وقتی رئیسمون
جونا، میاومد تو؟ یادتونه؟
آره که یادمه، جیمیِ خشن
کلیپ طولانیتری از اون چالش داریم؟
آره داریم. شان؟
کوینم! خب، پخشش کن
بفرما، اینم از این
کیو: تو مثل آفتابپرستی؟
هر جا باشی، جوری به نظر میای که انگار مال همونجایی
تنها جایی که بهش نمیخوری
وقتیه که کلاه بیسبال میذاری یا توی یه مراسم ورزشی هستی
غیر از اون، انگار با محیط یکی میشی پسر
همین الان بهت میگم اون کیه
خب، صد در صد اگه من مدیر انتخاب بازیگر بودم
دیگه لازم نبود به عکس هیچکس دیگهای نگاه کنم
اون خودِ مدلِ تبلیغاتِ عینکفروشیِ «لنزکرفتز»ه
دقیقاً همینه. اون خودِ هدفِ بازارِ اوناست
قیافهش حرف نداره، واقعاً بهش میاد
من زیاد عینک نمیزنم
ولی وقتی بزنم، حتماً از «لنزکرفتز» میگیرم
خب، ایشون جیمزه. قراره بهش کمک کنی
توی یه سری کارهای متفرقه
باعث افتخاره. بفرمایید بشینید
اینم از مِرِ خودمون. باید بهش تکیه کنی
بهتره دلش رو به دست بیاری
خب، چی داری؟ اولی کیه؟
الکساندرا آلوارز رو دارم
اون رو که دارم. ۶۱۵-۳۹۱-۴۸۵۷
آره. سلام. خب، دومی کیه؟
هی رفیق، ببخشید مزاحم شدم
جونا همین الان بهم زنگ زد و گفت که داره میاد اینجا
کیو: اوه اوه. صداش خیلی جدی و فوری به نظر میرسید
راستش انگار یه جورایی عصبانی هم بود
همین الان داره میاد پیشت
خلاصه حواست باشه
عجب بازیِ خونسردانهای! باریکلا، باریکلا
کیو: استپ، استپ، استپ. کوین: بله
میخوام بگم، ببین «کول» چقدر پیشرفت کرده
میدونید از ساختن «جوکرهای کلهشق» چی فهمیدم؟
تقریباً تکتکِ عوامل پشت صحنهمون باید توی تلویزیون باشن
قبل از اینکه ما باشیم
مثلاً خودِ تو از هر لحاظ خیلی بااستعدادتری
خوشتیپتر، کمدی رو بهتر میشناسی، وقتشناسی
سر وقت میای سر کار
سَل الانه که برسه
خیلی خب کوین، بقیش رو نشون بده
باشه
اَه، الان اصلاً وقت این یکی نبود
اگه از دستم شاکی باشه، مثل لودر میاد تو
مثل لودر، باشه
خب، رفیق، تو باید هوای من رو داشته باشی
اوه، نه
هومینا هومینا هومینا... هومینا هومینا
سعی کن از در پشتی بری بیرون. برو سمت در پشتی
وای خدای من. ده بار تمرینش کردیم
قرار بود در قفل باشه
پس راه دیگهای نداشت جز اینکه بره زیر میز و قایم بشه
ولی اون فقط در رو باز کرد
ولی مشکل اینجاست که همه دوربینهای ما اون تو بودن
استپ. من نمیدونستم نباید در رو باز کنم
چون پشت اون در، کل تیم و همه دوربینها بودن
همهچی، همهچی
و نزدیک بود ببینه. نزدیک بود کل نقشه رو لو بدم
معمولاً وقتی یه اتفاق خندهدار پیش میاد، صدای خنده عوامل رو میشنویم
وقتی یه شوخیِ بزرگ میشه
این دفعه صدای ناله و افسوس همهشون رو شنیدیم
ادامه بده شان، ای فلانفلان شده
من اینجا قایم میشم، باشه؟
فقط بهش بگو... بگو که من... بگو
مثلاً، اِم... سل: «همسایهم زنگ زد.»
بهش بگو همسایهم زنگ زد
«و دوباره خرگوشها رفتن رو پشتبوم.»
همسایهم زنگ زد و مجبور شدم بدوّم برم چون
دوباره خرگوشهاش رفتن رو پشتبوم یا یه همچین چیزی
خرگوش رو پشتبوم؟ باشه. فقط، من اینجا نیستم
بگو ۲۰ دقیقه پیش رفتم، باشه؟
کیو: جونا رو بفرستید تو. جونا یکی از بازیگرای حرفهای ماست
سلام. جیمز رو ندیدی؟ چطوری؟ جیمز کجاست؟
جونا: آره
اوه، اون حدود ۱۰ دقیقه پیش زد بیرون
یه چیزی گفت در مورد اینکه همسایههاشون مشکل جوندگان دارن
همینجوری زد بیرون، انگار
انگار هول کرده بود
میدونی سفارشش رو برای ناهار ثبت کرده یا نه؟
سفارش ناهار؟ بله، بله، بله
آره، سفارش داد. چی هست؟
چون امروز من دارم برای همه سفارش میدم
بهش بگو مرغ چیپوتلهست
اون... اِم... نون ایتالیایی با اسفناج میخورم
نه، نه، نه، این اون چیزی نیست که میخوام
من مرغ چیپوتله با آروگولا روی نون چاباتا میخوام
ولی بگو این دفعه توش گوجه نذارن
من به گوجه حساسیت دارم
میدونی چیه؟ من براش گوجه میذارم
نه، نه، نه، نه، نه
نه، فکر کنم گفت از گوجه خوشش نمیاد
بذار باهات صادق باشم، من از خودش خوشم نمیاد
پس واسه همین توی سالادش گوجه خشک میریزم
من حساسیت دارم. بدنم کهیر میزنه
استپ. چیزی که اون روزِ فیلمبرداری فهمیدیم
اینیه که هر چی جزئیات دقیقتر باشه
خندهدارتر میشه، مگه نه؟
آره. چون قاعدتاً باید دلت بخواد تا جایی که ممکنه ساکت باشی
ولی داری درباره «آروگولا» داد و بیداد میکنی
آره واقعاً
راستی، امروز نوبت اونه که حساب کنه
قرار بود برای کلِ اداره ناهار سفارش بده
اوه، برای کل اداره؟ آره
کارت اعتباری رو بهت دادم. بیا
۳۷۲ شمارهش رو بهت میدم. ۴۱۶۶
کیو: بهش کاغذ و قلم داد
این یارو واقعاً تا پای مرگ پای رفیقشه، پسر
اینم از شماره
خیلی خب، اگه اون شماره رو بهت نداده
امیدوارم حداقل جواب تلفنش رو بده
نه، نه! یه لحظه صبر کن
ممکنه این درست باشه. اوه
عاشق این یارو شدم
۷۳۵. عجب حافظهای داری. ممنون
و، اِم... فقط سوال امنیتی
اینکه سبک موسیقی موردعلاقهش چیه؟
مِر، مِر، مِر. «جازِ داغِ داغ»
جازِ داغِ داغ
موسیقی موردعلاقه من جازِ داغِ داغه
همیشه میشنوم که داره درباره جازِ داغِ داغ پُز میده
شاید همینه
اصلاً یه نمونه از جازِ داغِ داغ چیه؟
وینتون مارسالیس. وینتون مارسالیس خیلی داغه
به نظرت وینتون مارسالیس جازِ داغِ داغ نیست؟
کیو: ببین چقدر این قضیه احمقانهست
مثلاً، وایستا... یه دونه
موسیقیدان معروفِ جاز کی بود؟
وینتون مارس... وینتون فلان مارسالیس
استپ. چیزی که شما نمیدونید اینه که
توی اتاق سکوتِ مطلقه، خب؟
و ما داریم سرِ اون بنده خدا که کارمند موقته، با داد پچپچ میکنیم
پس غیرممکنه که جونا صدامون رو نشنیده باشه
تکتک کلمهها رو شنید. معلومه
واسه همینه که خیلی خندهداره وقتی اون سعی میکنه من رو ساکت کنه
در حالی که من دارم از زیر میز سرش داد میزنم
یه دستگاهِ گوزِ مصنوعیِ زیر میزه
بذار ببینیم تقصیر رو گردن میگیره یا نه
اوه، لعنتی
لعنتی. اگه فهمید، بگو کارِ تو بوده
چیزی خوردی که بهت نساخته؟
عذرخواهی نکن. طوری نیست
بگو کارِ تو بوده
اوه، آره. احتمالاً. گردن گرفت
گردن گرفت؟ همش تقصیرِ این کامبوچاست
اسمش «رایحه فلفل قرمز»ه. وای خدای من
خب، وقتی میخوریش، اون فلفل قرمزه
یه جورایی میزنه بیرون. واو
من حتماً این مرد رو میبرم شام بیرون
این یارو باورنکردنیه
یادداشت برای خودم: دیگه کامبوچا نخورم
آره. بعداً میبینمت
کارِ کامبوچاست
کارِ کامبوچاست
سل: «بهش بگو گوزِ کامبوچایی گرفتم.»
بهش بگو «کِیاِفاِس گرفتم.»
بهش بگو گوزِ کامبوچایی گرفتی
ببخشید
اینها گوزِ کامبوچاییه. همون کِیاِفاِس
بهش بگو همون کِیاِفاِسه
فقط محض اطمینان... اون صدای گوزِ تو بود؟
بله. آره
خب. ممنون. عالیه، عالی، عالی
عاشقشم، عاشقشم
مِر: یه لحظه استپ
موضوع درباره شوخیِ گوزی اینه که
ما همیشه روی کاغذ باهاشون مخالفیم
No comments yet. Be the first to leave one.