처음 145줄입니다.
- قسمت قبل از From... - حسش میکنی؟ حس میکنی؟
وقتی وارد ویرانهها شدم، فکر کنم جایی رفتم.
تو یک Storywalker هستی.
اما نمیتونی داستانی رو تغییر بدی وقتی که روایت شده.
من و جید،
سعی کردیم اون بچهها رو نجات بدیم و آزادشون کنیم.
ما برگشتیم بارها و بارها
چون اولین بار شکست خوردیم.
دانش با قیمتی به دست میآید.
پدرت کجاست؟
هنوز برنگشته.
- مگه باهات نبود؟ - آره.
فقط از هم جدا شدیم.
آقا، صدام رو میشنوی؟
- بابا! - باشه. بیا، بچهجون.
- بابا! - حالش خوبه.
باید به مردم بگیم.
ما هیچ ایدهای نداریم اون بیرون چی شد.
حتی نمیدونیم واقعیه یا نه.
- تو، من، جیم... - جیم خونه نیست.
اونو بذار پایین. اومده کمک کنه.
سارا چشمش رو با پیچگوشتی درآورد.
- میتونی بخیهش کنی؟ - رسیدم.
وقتی بچه به دنیا اومد، قرار بود بریم خونه.
اشکال نداره. ما هواتیم. هواتو دارم.
فکر میکنی یه جور قهرمانی؟
کاری که با اون بچه اون بالا کردی،
تو یه هیولای لعنتی هستی.
تو نقش بسیار ویژهای ایفا کردی
در داستانی بسیار مهم.
نتوانستم به شکلی که بودم نزدشان بیایم.
نه با همه چیزهایی که یاد گرفته بودن.
حالت خوبه؟
سرگردانم.
متأسفم که اینجا نخواهی بود to see what comes next.
این همیشه قسمت مورد علاقه منه.
این موقعست که اونا خودشونو از هم میپاشون.
هی، سوفیا؟
سوفیا؟
نه. نه، نه، نه، نه، نه.
سوفیا!
هی، هی.
هی. باشه. برگرد داخل. باشه؟
- نه، نمیتونم. - باید برگردیم داخل!
نمیتونم برگردم اونجا، لطفاً.
کنی؟
باشه. برو داخل!
هی! هی!
- - بهت چی گفتم؟
بهت گفتم، بیرون نرو! بهت گفتم!
اون مرده.
چی؟
بابام... بابام مرد.
- - آه.
باشه، باشه. ببخشید.
ببخشید. ولی باشه.
باشه، من نخواستم... تو بیرون نرو، باشه؟
قصد نداشتم. فقط...
ببخشید.
هی، چی شده؟
- اون رفته. - اشکال نداره، اشکال نداره.
نمیدونم حالا چی. اون رفته.
- - ششش، ششش، ششش.
ببخشید، اما تو بیرون نرو، باشه؟
ما حالا ازت مراقبت میکنیم، باشه؟
بوید؟
اه...
میتونی یه لحظه برگردی داخل؟
چیزی که قراره بگم برای خودم نیست.
برای همه اینجاست.
اگه مردم بفهمن چی شد،
اگه بفهمن تو چیکار کردی،
ما چیکار کردیم...
اون جور چیزیه
که میتونه اینجا رو از هم بپاشه.
و من نمیذارم این اتفاق بیفته.
پس، اگه کسی پرسید،
و خواهند پرسید...
بهشون میگی چشمتو از دست دادی
وقتی داشتی به فاطمه کمک میکردی.
و اگه نکنم؟
اون وقت به همه میگم که تیلِی رو کشتی.
بعدش، تو رو میذارم تو جعبه.
میفهمی یعنی چی، مگه نه؟
مگه نه؟
خوبه.
اونا میفهمن.
یه جوری یا جور دیگه،
حقیقت همیشه لو میره.
خب، اگه جای تو بودم... مطمئن میشدم لو نره.
["Good Morning Good Morning" by playing]
["Que Sera, Sera (Whatever Will Be, Will Be)" playing]
نه، خدایا، نه.
ای خدایا.
نه، نه، نه، نه.
نه، نه، نه، نه.
- نه، نه... - اون چیه؟
- مامان، اون چیه؟ - هی.
- داخل! - نه، مامان! اون چیه؟!
- تو کیسه چیه؟ - نمیدونم.
- چی شد؟ - هیچی. اشکال نداره.
مامان!
اتان! بیا!
اتان! نه، نه، نه، نه، نه! اتان!
- نه، نه، نه! هی! - اون مال منه...
- اتان! نه، نه، نه، وای! - اون بابامه؟
- هی، نه. - بابام تو اونجاست؟
هی، همه چی خوبه.
- هی، نگاه کن... - مامان؟
- باشه؟ همه چی روبراهه. - نباید اینجا باشی، عزیزم.
اون نیست، مگه نه؟ اون نیست!
هی، هی، هی، هی. به من گوش کن، باشه؟
تو قراره بری...
تو قراره بری با خواهرت.
تو قراره بری پایین به طویله، باشه؟
تو قراره چک کنی روی حیوانات.
- نه، نه! - آره. لطفاً، لطفاً، جولی.
- اون نیست، مگه نه؟ - گوش کن...
- اون نیست. - ...به من گوش کن.
- جولی، لطفاً. - نه.
من نیاز دارم بری بیرون به طویله با ایتان.
من نیاز دارم شجاع باشی.
میتونی این کارو بکنی؟
باشه. ببرش. باشه.
فقط سعی کن نفس بکشی. به من نگاه کن.
اتان، میریم قدم بزنیم.
اون نیست! میریم پیداش کنیم، مگه نه؟
اشکال نداره، اشکال نداره. بیا. بیا، لطفاً.
- پیداش میکنیم! مگه نه؟ - بیا.
تبیتا.
- خدای من، بوید. - تبیتا.
خدای من. خدای من.
اونو بیار پایین.
باشه.
فقط... هی، جید.
اون نیست، مگه نه؟ باید بریم پیداش کنیم.
جولی؟
پیداش میکنیم، مگه نه؟
پیداش میکنیم.
قول میدی؟
باشه.
- گرفتمش. - باشه.
آروم و راحت.
باشه.
باشه.
No comments yet. Be the first to leave one.