Stranger Things

Stranger Things

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 5

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

stranger things s05e06 720p web h264-sylix
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 5 قسمت 6 Stranger Things 2016 زیرنویس فارسی سریال

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2025-12-26
ഡൗൺലോഡുകൾ: 229
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

جاناتان! نانسی! جاناتان

جاناتان! نانسی

داری چه غلطی می‌کنی؟

گوش کن چی می‌گم! به هیچ‌چی دست نزن

شاید خطا زدی؟

شاید بهتره... آره

قبل از اینکه چیزی بگی، می‌دونم ساعت ۵ صبحه

ولی لازم دارم برام یه ردیاب تله‌متری بسازی

چی؟ اریکا، آخه ساعت

پنج صبحه. خودش اول همین رو گفت، رفیق

ببخشید، شما؟

عمومه. پرستار بچه. پرستار بچه

کیه، جیگر طلا؟

چیزی نیست، نبات خانوم. برو بخواب. من الان میام

باشه

کتابدار؟

توی رختخواب که سر و صدا می‌کنی بهت می‌گه «هیس»؟

خب گوش کن. تو و هر کی که هستی، این کارتون اصلاً درست نیست

سر کلاس می‌بینمت، اریکا

داستین تو خطره

خطر؟ چه جور خطری؟

از اون مدل‌هایی که پای مرگ و زندگی در میونه

چی می‌گی جیگر طلا؟ می‌خوای به بازی با این کرمِ کتابت ادامه بدی

یا می‌خوای ردیاب رو برامون بسازی و شاگرد اولت رو نجات بدی؟

هندرسون

داستین

داستین. هی. اون دیگه چه کوفتی بود؟

اون ژنراتورِ سپر بود؟ پیداش کردن؟

اشتباه می‌کردم

بدجوری

افتضاح اشتباه می‌کردم

چی؟

بعد از اینکه رفتی، یه دفترچه خاطرات پیدا کردم

دفترچه برنر

کلید نابود کردن اون دیوار توی همین آزمایشگاهه

ولی اون یه ژنراتور سپر نیست

جادوی سیاه هم نیست. وکنا نساختتش

کارِ علمه

فیزیکدان‌های نظری بهش می‌گن «ماده عجیب»

یه منبع انرژی واحد که اون دیوار غول‌پیکر رو سرپا نگه داشته

و فکر کنم نانسی همین الان بهش شلیک کرد

مگه این بد بود؟ واسه همین اینجاییم دیگه، که از این دیوار رد شیم

گوش نمی‌دی چی می‌گم! دارم گوش می‌دم

وکنا دیوار رو نساخته. پس اون طرفِ دیوار نیست

یعنی هالی و اون بچه‌های گمشده هم اون طرف نیستن. هیچ‌کس نیست

پس اون طرفِ اون دیوارِ خراب‌شده چیه؟

چرا متوقف شد؟

داستین، اون طرف دیوار چیه؟

مرگ

وای

زود باش! بدو بریم

عجله کن! زود باش

بریم! بریم

بیا پایین! بخواب رو زمین

تمام این مدت

هر تصوری که درباره «دنیای وارونه» داشتیم

کاملاً غلط بوده

دروازه

دروازه

من می‌تونم راه رو باز کنم

نه، نه، نه! تو پشتِ... پشتِ من بمون

نه! لعنت بهش

نه

نه! نه

اینجا، یعنی دنیای وارونه

یه بُعد دیگه نیست. یه دنیای دیگه نیست

یه کرم‌چاله‌ست

یه پل

بین دو نقطه در فضا و زمان، بین دنیای ما و یه دنیای دیگه

و اگه پل فرو بریزه؟

ما رو هم با خودش می‌بره

همه‌مون رو

برو، برو، برو

خوبی؟ حالت خوبه؟ چیزی نیست

اینجا در امانیم. دستش اینجا بهمون نمی‌رسه، باشه؟

مکس

هالی

زود باش

هالی، عزیزم. وایسا، وگرنه بهش صدمه می‌زنم

می‌دونم فکر می‌کنی مکس دوستته

ولی اون گولت زده، هالی. ذهنِت رو فاسد کرده

اون یه دروغگوئه

نه! نه، دروغگو تویی

من دیدمت! دیدم که واقعاً چی هستی

تو یه هیولایی! یه هیولای حال‌به‌هم‌زن

هالی

اگه همین الان با من برنگردی پیش بقیه بچه‌ها

چاره‌ای برام نمی‌مونه جز اینکه به مکس آسیب بزنم

شاید حتی مجبور شم بکشمش

خب پس چرا نمی‌کشی؟ ها؟

من همین‌جام

آهان، درسته

از یه غار احمقانه می‌ترسی، ای بزدلِ لعنتی

اوضاع عوض شده، مکس

حالا راه‌های دیگه‌ای هم برای رسیدن بهت هست

و هالی؟

وقتی دوستِ جدیدت شروع کرد به عذاب کشیدن

و قطعاً عذاب خواهد کشید

یا می‌تونی برگردی پیش من و به دردش پایان بدی

یا اینکه بشینی و مرگ دوست جدیدت رو تماشا کنی

زندگیش توی دست‌های توئه

می‌شه یکی برام توضیح بده اون بیرون چه غلطی شد؟

ما ذرات رو سوزوندیم. دیدم که چطور از برج رفتن بالا

یعنی شماها هم دیدین دیگه، نه؟ تابلوی تابلو بود

پس اتصالِ ویل با «ذهن کندویی» باید قطع شده باشه

از نظر تئوری، آره. ولی پس چرا بیدار نشد؟

اگه مکس پیش هالیه، ویل چطوری دیدش؟

اینا واقعی‌ان؟ یعنی وکنا دوباره داره باهامون بازی می‌کنه؟

این اصلاً با عقل جور در نمی‌آد

دکترا هیچ‌وقت نفهمیدن چرا مکس رفته تو کما، درسته؟

چی؟ نه. چطور؟

خب. باشه، باشه

بیاید فقط واسه یه لحظه فرض کنیم هر چی ویل دیده واقعی بوده

اون مکس رو دید. هالی رو هم دید. آره، ولی چطوری؟

دارم به همون‌جا می‌رسم. فرض کنیم که

این ویل باشه

اینم هالی

و

اینم که معلومه، مکس‌ه

اونا توی سه جای کاملاً متفاوتن: اسکوواک، بیمارستان

و یه جای فعلاً نامعلوم توی دنیای وارونه. درسته؟

درسته. آره

ولی همه‌شون یه وجهِ اشتراک خیلی حیاتی دارن

همه‌شون بیهوشن

وقتی وکنا اسیرت می‌کنه چه اتفاقی می‌افته؟

می‌ری توی خلسه

که شباهتِ خیلی زیادی به کما داره

تعجبی نداره که دکترا هیچی نمی‌فهمن. مکس هیچ‌وقت تو کما نبوده

اون توی خلسه بود

دقیقاً مثل ویل. مثل هالی

مثلِ اوجِ صدای ویتنی هیوستون یهو بهم الهام شد

اگه ذهنِ همه‌شون

توی یه مکانِ واحد باشه چی؟

توی ذهنِ وکنا

زندانی شدن

حداقل، تا الان بودن

اگه حق با ویل باشه

مکس و هالی الان دارن از اون زندان فرار می‌کنن

و اگه موفق بشن

به بدن‌های فیزیکی‌شون برمی‌گردن

و مکس دوباره زنده می‌شه

و اونا واقعاً توی ذهن وکنا بودن

همه‌چیز رو می‌فهمن. می‌فهمن ویل کجاست

می‌فهمن بچه‌ها کجان. شاید حتی بفهمن نقشه‌ش چیه

این یعنی آخرِ بازی. سرنوشتِ کلِ سیاره ممکنه

توی دست‌های دوست‌دخترِ به کما رفته‌ت و خواهر کوچولوت باشه

ارزش یه امتحان دیگه رو داره، نه؟

رانندگی بلدی؟ نه به صورت قانونی

همین‌قدر کافیه. ماشینِ جویس رو بردار. نذار پلیس متوقفت کنه

خودت رو برسون به مکس. من پیش ویل می‌مونم

باشه

این‌جا رو یادت می‌آد

ویلیام؟

نه، نه، نه

چیزی رو... برات تداعی... نه

خاطره‌ای یادت نمی‌آد؟

مکس، هالی

اونا فرار کردن، مگه نه؟

پات باعث شد کُند شی؟

فکر می‌کنی خیلی زرنگی، نه؟

ولی یادت باشه، من همونیم

همون کسی که تو رو به اینجا دعوت کرد

تو ظرفِ من بودی

جاسوس من

سازنده من

سازنده؟

فکر کردی تونل‌ها چطوری به وجود اومدن، ویلیام؟

تو اونا رو ساختی

هر شب، وقتی که خواب بودی

قدرت زیادی توی وجودت هست

ولی اشتباه نکن، پسرجون

اینا قدرت‌های من هستن

و از همیشه قوی‌تر شدن

خیلی قوی‌تر

حالا بالاخره وقتش رسیده

وقتشه ظرف‌های من، ما رو به یه دنیای جدید ببرن

یه دنیای بهتر

حیف که دنیای تو هیچ‌وقت به وجود نمی‌آد

چون حالا مکس یکی از ظرف‌هات رو با خودش برده

برای بیرون کشیدنِ روباه از لونه‌ش راه‌هایی هست، ویلیام

و تو قراره بهم کمک کنی

قراره جاسوسِ من باشی

واسه آخرین بار

نه

عمراً

هر چی بیشتر مقاومت کنی

دردش بیشتر می‌شه

احمق

هی! داری چیکار می‌کنی؟

دارم می‌بینم هنوز اون بیرونه یا نه

نیست. از کجا می‌دونی؟

چون می‌دونه اینجا دستش بهمون نمی‌رسه. بیا بریم

اون گفت اوضاع عوض شده و راه‌های دیگه‌ای هم هست

آره، همه‌ش چرنده. دیگه تا الان باید این رو فهمیده باشی

پس یعنی چی؟ فقط بشینیم تماشا کنیم؟ تسلیمِ سرنوشت بشیم؟

نه، اصلاً زیرِ بارِ هیچ کوفتی نمی‌ریم

فقط تا وقتی که نجاتمون بدن، خودمونو زنده نگه می‌داریم

نجاتمون به دستِ اِلِون؟ آره

از کجا می‌دونی واقعاً خودش بود؟

مگه اینکه آدم دیگه‌ای رو بشناسی که قدرت ماورایی داشته باشه

More Farsi Persian subtitles for Stranger Things

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left