ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
آنچه گذشت...
چرا داد نزدی کمک بگیری؟
مامانم به همه گفته رفتی خونه
سانی مامانته؟ - آره -
میشه بری کمپ و یه چیزی برام بیاری؟
سازمان تحقیقات جنایی میگه جنازه کمتر از 48 ساعت اینجا بوده
بدجور تجزیه شده
فکر کنم جنازه به اینجا منتقل شده
این رو ببین - یه کولهگرد کوچولو -
والتر سعی داشت جون پسره رو نجات بده
ماشین قدیمی رو بهش دادم تا جنازه کولهگرد رو جابجا کنه
و کَسی دوول موقع رانندگی دیدتش
از چادرم برو بیرون - دوست دخترت کجاست؟ -
15 میلیون دلار دست من نیست. اون برداشت و رفت
اگه بخوای فرار کنی، دانو پیدات میکنه و...
جرت میدم
امروز باعث شد به مامانم فکر کنم
خب، هویت، تمام روابط باید دو طرفه باشن
بدم میاد وقتی میری تو این فاز - چی؟ -
حرفای عاقلانه گاوچرونی میزنی
باشه. راستش یه جورایی خوشم میاد
دلم برای اون رخش قدیمی تنگ میشه
با خون و مدرک دیانای روش راه دیگهای نداریم
طرف منی؟
تا وقتی که برم زیر خاک
: مترجم « SubMatrix »
دیگو
بیدار شو
چیه؟ چی شده؟
یه صدایی از طبقه پایین شنیدم
احتمالاً اون راکون لعنتی دوباره قوطیها رو انداخته
مطمئنی؟ - بذار برم چک کنم -
الان برمیگردم
نگران نباش. نگران نباش. تو بگیر بخواب
احتمالاً چیزی نیست
هی! اه!
دیگو!
وای!
« آسـمـان بیـکـران »
رئیس ادارهی آتش نشانی میگه آتیش سوزی عمدی بوده
همون ماشین آبی و سفید رنگیه که اون روز دیدی؟
آره انگار
میشه به منم بگین جریان چیه؟
کَسی یه آدم ترسناکی رو کنار جاده دیده
یه همچین ماشینی هم داشت
چیش ترسناک بود؟
یه حس بدی گرفتم ازش
به نظرت ربطی به اون کولهگرد مُرده داره؟
نمیدونم. حس کردم یه چیزی
پشت ماشین بود و نمیخواست من ببینم
خب، هرچی که بود، دیگه مدرکی نمونده
شماره شناسهی ماشین هم خراب شده
خب، رو بدنه موتور هم باید شماره باشه
آرلن هستم. بفرمایین
یه کمک بده - باشه -
ایناهاش
خیلی خب، عکس گرفتم
عالیه - مفهومه -
هویت، باید بریم
نزدیکای فورت هریسون یه آدم کشته شده
مشکلی نداری؟
نه، به دنیس میگم شماره شناسه رو چک کنه
باشه ولی به ما هم خبر بده
باشه - مراقب باش -
اونجا نبود
نه، اونجاست. باید باشه
چادر لوک رو گشتم. ساکت اونجا نبود
خب، دوباره باید نگاه بندازی
به من نگو چیکار کنم!
ببخشید
دارم تمام تلاشم رو میکنم بهت کمک کنم
من مثل لوک مایه دردسر نیستم
وقتی جوون بودم، مردم میگفتن یه کار بدی کردم
ولی دلیل داشت
بهخاطر...
این کار بدی که میگی
از پلیسا مخفی شدی؟
چارهای نداشتم
هرچی که بوده
درک میکنم
واقعاً؟
بعضی وقتها باید کار لازم رو انجام بدی
این ساکی که اینقدر میخوایش...
چی داخلشه؟
یه چیز ارزشمند
یه دفترچه
برات مهمه؟
آره
خب، پس برای منم مهمه
ولی دست لوک نیست - خلاصه دست یکی از افراد کمپه -
شاید مامانم
چرا؟ چرا دست اون باشه؟
فکر میکنه باید گندکاریهای من رو جمع کنه
میدونم هیچوقت به من صدمه نمیزنی
خودت این رو بهم گفتی و من باور دارم
میشه دوباره لطفاً دنبال ساک بگردی؟
اون دفترچه رو نیاز دارم
حتماً
میتونم
دیدی؟
ما یه تیمیم
قربانی، دیگو مندوزا 44 سالهست
با آچار چرخ تا حد مرگ کتک خورده
خانومه شنیده یه نفر وارد خونه شده
مرده هم رفت پایین چک کنه و با یارو رو به رو شد
و بعد خانومه تو این وضع شوهرش رو پیدا کرد
خانومه قیافه یارو رو ندیده؟
نه. انگار خیلی سریع اتفاق افتاده
نظرتون چیه، تعرض به ملکی که به مشکل خورد؟
به ماشین مربوطه
قربانی صاحب فایربرد ترانس ام مدل 79 مشکی بود
ماشین خفن و معروفیه
ماشینی که خیلی میارزه
پس سرقت هدفداری بوده - دقیقاً -
به پلیس محلی خبر بده
ممکنه این دزدمون نتونه جلوی خودش رو بگیره
و بره یه دوری تو شهر بزنه
مفهومه
تو فکرمه...
میدونی، محاله قربانی
بچه عزیزش رو بی دفاع و حفاظ بذاره
و راه برگشتی نداشته باشه، اگه یه روز گمشد
به نظرت ردیابی چیزی داره؟
مطمئنم
سلام
سلام
خب، برای چی اومدی اینجا؟
اون قلبهای کندهکاری شدهای که گفتی رو پیدا کردم
آره، عجیبه. مگه نه؟
آره
همین؟
این همه راه اومدی همین رو بگی؟
نه، باید با بابات صحبت کنم
بابام؟ درباره چی؟
بهتره اول با خودش حرف بزنم
خب، الان بیشتر برام جالب شد
دنبالم بیا
بذار بعد شام بریم که همه خوابن
میذاری من حرف بزنم؟
نه
والتر به من گوش میده
اگه نداد چی؟
اگه به اونجا کشیده شد، یه فکری میکنیم
تق، تق
براتون مهمون آوردم
کَسی - !سلام -
اخیراً زیاد این طرفا میای
بهتره یه چادر برات کنار بذارم
ببخشید. باید یه چیزی از باک میپرسیدم
باشه
کورمک، برو یه سر به ژنراتور بزن
بله، خانوم
خب، چی تو فکرته، کَسی؟
نگران من نباش
من و باک خیلی وقته ازدواج کردیم
ما یه روحیم در دو بدن
از همدیگه رازی نگه نمیداریم
دقیقاً
میخواستم درباره یه ماشینی ازت سوال کنم
به نام تو ثبت شده
کسب و کار خونوادگیمون ماشین زیادی
نیاز داره و بیشترش به نام منه
اینی که میگم یه سابربن آبی و سفیده
یه نفر دیشب آتیشش زده
سابربن آبی و سفید؟
اوه
خب، 10 سالی میشه که فروختمش
مگه نه، سانی؟ - حداقل -
آره، برای خیلی وقت پیشه - آره -
قضیه چیه حالا، کَسی؟
میگی یه نفر آتیشش زده؟
آره، چند کیلومتر دورتر از اینجا
عجب. دنیا داره به کجا میره؟ - میدونم -
آره ولی من برای آتیشسوزی نیومدم
ولی فکر میکنم به کولهگردی مربوط باشه که
جنازشو نزدیکای اینجا پیدا کردیم
کورمک دربارهاش بهم گفت
آره، وحشتناکه - آره -
درک نمیکنم. فکر میکنی کولهگرد فوت شده
ربطی به ماشین قدیمی باک داره؟
ممکنه
کمک بزرگی میکنی، اگه به یاد بیاری به کی ماشین رو فروختی
چون سند مالکیت منتقل نشده
خب، از یه پیرمرد چه انتظارایی داری
میدونی چیه؟ یادمه یه پسر جوونی بود
تا جایی که یادمه، نقد پرداخت کرد
فکر کنم اسمش ران
یا باب بود
ولی مطمئنم چوببر بود
دیدم یه مردی سوارش بود
40 سال اینا داشت، مو قهوهای، ریش کوتاه
خیلی برام مشکوک میزد
هوم
خب، من...
چیزی یادم نیست
لعنتی. هیچ کمکی از دستت بر نمیاد!
میدونی، ممکنه هنوز یه سری از مدارکش رو یه جایی داشته باشیم
همین که برگردیم خونه، انباری رو چک میکنیم. باشه؟
عالیه - !خیلی هم عالی -
خوشحال شدم دیدمت - خب، مرسی سر زدی -
No comments yet. Be the first to leave one.