ആദ്യത്തെ 159 വരികൾ.
"زيرنويس از مهدي shine021"
فوچیکوما، صدای پا رو تقویت کن.
حله!
پیداش کردم!
چرا کارشکنی میکنی؟
اگه سرشو بزنی چی؟ باید پاشو بزنی!
توگوسا، چرت نزن، پوشش بده!
غیرنظامی!
طبق مسیرش، هدف میره قایم بشه تو شلوغی بازار.
منم باهات بیام تو؟
باشه، فوچیکوما تو از پشت برو.
چشم.
بمیر!
چه آرزوی محالی!
اه!
پلیس! کنار برو!
دروغ میگه، اون پلیس نیست!
کمک! میخواد منو بکشه!
- هی! خشونت ممنوع! - ببریمش پیش پلیس!
صداهای کنترل ذهن؟
یکی نجاتم بده!
"شبح درون پوسته"
"زيرنويس از مهدي shine021"
حرومزاده!
وایسا!
سرگرد!
سرگرد.
آخ، خیلی درد داره!
مهم نیست.
اون یارو هم.
فکر کردی مردم؟ آره؟
اصلاً هم اینطور نیست.
نمیتونید بیایید تو!
ولی بازم اون کارت خیلی بد بود.
حتی اگه طرف سرگرد باشه،
من که کلید نفوذ روح رو دادم، اون یکی بیاد رو من استفاده کنه
اصلاً حال ندارم.
چون تو سرشو نشونه گرفتی، برای همینه.
جسد که از پشت پرده و منبع اطلاعات حرف نمیزنه.
این جور یارو رو بهتره بکشی.
اگه زنده بمونه، همدستاش به غیرنظامیا حمله میکنن
و آزادیشو میخوان.
باید ادبش کنیم.
البته بخش "خطرناکش" رو درمان میکنیم.
پشت پرده رو هم از دست نمیدیم.
تا وقتی تو اینقدر خامی،
کلید نفوذ رو پیش خودم نگه میدارم.
منم از این کار بدم میاد، ولی
اینم بخشی از شغله، چارهای نیست.
مدام به من نگو "خام".
من فکر کردم سرگرد ضربه خورده.
تو نبودی که میخواستی دختره رو که به بازوی راستم آویزون بود نجات بدی؟
تو یه کم نرم شدی.
ممنونم، ولی.
باتو.
باتو، کوساناگیام. منو به رئیس وصل کن.
باشه، به محض اینکه مهمونای هلیکوپتری رفتن تو، حمله میکنیم.
باادب باشین.
من عاشق این کارم.
تو سادیستی، مگه نه؟
ها، سرگرد تنهاست؟
آهای، قرار نیست بکوبیمش که!
ماشینی که رفت تو عمارت، سرقتی گزارش شده.
تیم شما، دوشاخهی همه ماشینای توی عمارت رو بکشین بیرون.
صورتت رو شاد کن.
عروسکساز.
اومدم بقیه پولم رو بگیرم.
عروسکساز!
واحد شبح داره HA-3 رو ردیابی معکوس میکنه!
عجله نکن، میدونستم این اتفاق میافته.
مردی که از ردیابی گیرش میارن یه عروسکه.
یه شهروند بیچاره با گذشته جعلی که بگن قاتلیه از طرف یه وابسته نظامی سفارت دولت جمهوری.
اون مرد باور داره
که عروسکسازه و
میتونه آدما رو مثل عروسک کنترل کنه.
چه سناریوی باحالی، نه؟
با عروسکاش
وانمود کردیم که تو دولت جمهوری اختلاف افتاده!
به جای کشتنش، زنده به کارش میگیریم.
چون کشتنش هر وقت بشه انجامش داد.
من دستور کشتن نماینده رو داده بودم.
نه، این دفعه فقط یه نمایش دادم.
فقط ارزش خودمو ثابت کردم.
لعنتی، میخوای چقدر پول ازم بکشی؟
دستکاری اطلاعات مالی سازمان اطلاعات چقدر سخته...
این مشکل توئه،
به من ربطی نداره!
با این همه پلاتین که به جیب زدی،
این یارو رو خودت کشوندی پای کار، خودت هم جمعش کن.
هی، ببین!
قرار ما این بود که مترجم رو وادار کنی به اتاق مذاکره حمله کنه.
اگه قرارداد رو ببینی، حسابی به دردسر میافتی.
بسه دیگه، بازیه کلامی رو تموم کن.
- همین جا... - نچ!
این یه معامله ۱۰۰ هزار دلاریه، نقد.
کاملاً مکانیکی.
پس دیگه حرفی نداریم.
ببخشید.
شما کی هستین! تو خونه من چیکار میکنین؟
واحد شبح. شما رو دستگیر میکنیم، سرهنگ مَلِس.
به چه جرمی؟
حکم چیه؟ مدرک داری؟
شکایت میکنم، وکیلمو میخوام!
عاقلانهست که بیاریدش. همین کارو بکنید.
این چه کاریه کردی!
دو سال عملیات مخفی من
همش رو هوا رفت!
ببینیم چه تحقیقی بوده؟
آروم، تو یه اتاق تاریک.
خیانت ملی، دستکاری مالی غیرقانونی،
فساد، توطئه قتل، نقض اخلاق سایبری.
از قبل هم اوضاع یه افسر پلیس تو زندان خوب نیست.
اه.
کلید روح؟
فکر مقاومت و کشته شدن رو از سرت بیرون کن.
تو رؤیا قدم بزن.
طبق درخواست استرداد کشورتون،
چند روز دیگه برمیگردید.
چی؟ من اگه برگردم کشته میشم!
واقعاً؟ خیلی بد شد.
اینجا ۱۰۰ هزار دلار نقد!
چشمپوشی کن، خواهش میکنم!
اون یارو، ناکاجیما اول منو گول زد!
درگیری مسلحانه چی شد؟ کسی مقاومت نکرد؟
ها؟
تجربه مجازی؟ یعنی چی؟
یعنی شما مجردید،
همسر، بچه، طلاق، خیانت،
همش یه رؤیا بوده.
یه مقام دولتی به روح شما هک زده.
غیرممکنه.
اصلاً چطور همچین کاری کردین؟
راهی هست که بشه این رؤیای دروغی رو پاک کرد؟
متأسفانه با تکنولوژی فعلی فقط دو مورد موفق بوده،
توصیه نمیشه. واقعاً متأسفم.
این یارو هم یه عروسکه.
میگن واحد ۶ تحویل میگیرتش.
عروسکساز... ماهره ولی حیف.
من...
دخترم...
تجربه مجازی و رؤیا،
هر اطلاعاتی که وجود داره، هم واقعیه هم خیال.
همونطور که رمان و فیلم آدمو عوض میکنه.
اطلاعاتی که یه آدم تو عمرش باهاش روبهرو میشه، خیلی کمه.
سرنوشت یه کشور یا زندگی یه آدم
معمولاً بیارزش تلقی میشه،
درست مثل بیتفاوتی اکثر آدما به این پرونده.
"محرمانه"
"ویدئوی ضبطشده ۲۷ جولای ۲۰۲۹"
نگرانی طلاق از بین رفت؟ مگه چی شد؟
به هر حال از بین رفت!
"شبح درون پوسته"
"مکانی نامشخص، تأسیسات واحد ۹"
"همان روز"
"فوچیکوماها هوش مصنوعیاند و دادههای میان یکدیگر را لینک میکنند."
"هر دستگاه شخصیت خاص خودش را دارد، اما بر یکنواختی هوش مصنوعی تأثیر ندارد."
بچهها، گوش بدین!
چیه؟
قدرت پردازش اطلاعات هوش مصنوعی ما از انسان بهتره!
No comments yet. Be the first to leave one.