Big Sky

Big Sky

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 2

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Big Sky 2020 S02E08 WEB x264-TG
Big Sky 2020 S02E08 720p Web H264-CAKES
Big Sky 2020 S02E08 1080p Web H264-CAKES
Big Sky 2020 S02E08 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Big Sky 2020 S02E08 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Big Sky S02E08 WEBRip x264-ION10
കമന്ററി എഴുതിയത് SubMatrix
🔴 30nama | SubMatrix 🔴

ടാഗുകൾ

web
x264
720p
720
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
webrip
BRip
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2021-12-24
ഡൗൺലോഡുകൾ: 20
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫آنچه گذشت...

‫اسمش "کریری" هست و ‫ما باید کمکش کنیم

اون جون‌مون رو نجات داد

رد شماره‌ای که پیدا کردی رو گرفتم

‫شماره‌ی آخری که هاروی باهاش تماس گرفته، ‫به نام "چاک رایان" ثبت شده

وکیله - هی! با اسمایلی چیکار کردی؟ -

‫منتظر تماسم بمون. ‫بندازش تو چاله

تراویس، کجایی؟ - دوست دارم -

راه برو

دخترم کجاست؟

صبرش داره تموم میشه

بهتره حقیقت رو بهش بگیم

‫فیبی پیش خواهرم ‫تو شهر "هلنا" هست

‫بهش می‌گن "نوئوو نیروانا"

رن بولر؟

‫برادر رنه. ‫سلام، جگ

دوروو

یا الان یا هیچوقت

‫برو دخترم رو پس بگیر ‫و بیارش پیشم

: مترجم « SubMatrix »

‫"پایان، پایانی ندارد"

باشه. خیلی ممنون

سلام - اسپری خرس همراهم دارم -

چه خوب

‫هی!

«آسـمـان بیـکـران»

لطفا منو نکش - خفه شو -

‫منو نکش. نیازی نیست ‫منو بکشی، مرد

هیچ حرفی نمی‌زنم

‫اصلا قیافه‌تونم فراموش می‌کنم. ‫قول می‌دم

‫بهتون که گفتم. ‫من اسمایلی رو نکشتم

پس تو خونه‌ش داشتی چیکار می‌کردی، رفیق؟

‫من... من...

خب، الان به خودت بستگی داره

‫چه اتفاقی بیفته. فهمیدی؟

‫یا با من صادقانه ‫حرف می‌زنی

یا میرم خونه‌ت و از خونواده‌ت می‌پرسم

‫نه، نه، من... ‫باشه. من...

من تو محل تصادف مواد پیدا کردم

‫اسمایلی فقط می‌خواست کمک کنه ‫بفروشم‌شون، مرد

باشه. باشه. بقیه‌ی مواد کجاست؟

‫یالا!

موادا تو انبار خونه‌م هستن

خیلی خب، بقیه‌ی پول کجاست؟

پولی نیست - نه -

‫پولی که از ماشین برداشتی. ‫دوتا کیف بود

یکی توش مواد بود و اون یکی پول

کجاست؟

بشین. بشین

باشه. باشه

سلام، دیتریک

اسمایلی مُرده

دستشو تو یه جعبه فرستادن

صبر کن ببینم. یعنی چی؟ جدی می‌گی؟

‫ایده‌ی مریض رن ‫برای فرستادن پیغامه

‫خب...

‫لطفا، لطفا...

با این یارو چیکار کنم؟

بُکشش

‫صبر کن...

بهش اعتماد ندارم

‫اسمایلی به یه دلیلی ‫می‌خواست با من صحبت کنه

آماده‌ای کارتو شروع کنی؟

‫نه! نه! نه! نه!

مرسی

خب، به چی دارم نگاه می‌کنم؟ - دست قطع شده‌ست، قربان -

اینو که می‌تونم ببینم. مال کیه؟ - اسمایلی -

‫یه پیغام از طرف کارتل بولر ‫برای دیتریکه

‫دارن سر موادا و پول‌های گم‌شده ‫دعوا می‌کنن

همون پول و موادی که

‫دست معاون عزیزمون ‫"هاروی" بود؟

‫شاید. شایدم نه. ‫نمی‌دونیم

خیلی دوست دارم بدونم ولی همونطور که خودت صریحاً گفتی

‫پلیس ایالتی به قتل هاروی ‫رسیدگی می‌کنه نه من

‫در واقع، دست‌مون بسته‌ست

‫به همین خاطر ‫این عکس از دست قطع شده...

پاپرنک - بله -

یه لحظه تنهامون بذار. باشه؟

مشکلی نیست

مرسی، معاون - بله، قربان -

‫پلیس ایالتی زنگ زد و درباره‌ی خونواده‌ی بولر ‫اطلاعات لازم رو بهم داد

از اون بدجنس‌هاش هستن

اوه، می‌دونم. با دخترشون ملاقات کردم

خب، خوبه که گفتی

‫خب، حالا می‌تونی درباره‌ی ‫مامور مخفیه بهم بگی

‫پلیس ایالتی می‌گه ‫باهاش رابطه عاشقونه داری. درسته؟

من به اطلاعاتی دسترسی دارم که

هیچکس دیگه توی این اداره نداره

و زندگی شخصی من به تو ربطی نداره

اونا گمون می‌کنن کثیفه، جنی

به نظرم اشتباه می‌کنن

باشه. می‌دونی شغل من چیه؟

شغل ما؟

باید از مردم محافظت کنم

‫اگه اجازه بدم یه جنگ سر مواد شروع شه، ‫تو انجام وظیفه شکست خوردم

‫باید چند نفرو دستگیر کنیم. ‫مردم رو از خیابون جمع کنیم

‫تنها راه دستگیر کردن، ‫گرفتن اطلاعات بیشتره

و این کار فقط از عهده‌ی من بر میاد

من رو برگردون سر پرونده، تاب

‫خیلی خب، برگشتی. ‫یه چیزی پیدا کن

‫تا وقتی من مسئولم، ‫جنگی سر مواد مخدر رخ نمی‌ده

بله، قربان

جنی؟

بله؟

پشیمونم نکن

اعتماد کن

جگ

می‌تونستی بهم بگی که داری میای

و اونوقت سورپرایز رو خرابش کنم؟

می‌دونی که از اوناش نیستم

دوروو

اوه، از دیدنت خوشحال شدم

چه خبر؟ - برای "آزمون پذیرش مدرسه حقوق درس" می‌خونم -

آفرین

چک زد تو صورتم

‫خیلی خب، چندتا قانون باید ‫یادآوری کنم

‫دوباره روی یکی از ‫افرادم دست بلند کنی،

‫به تخمات لگد می‌زنم و ‫بهت شلیک می‌کنم

دانو پاشو از گلیمش درازتر کرده بود - داشتم مهمان‌نوازی رو تمرین می‌کردم -

داره حقیقت رو می‌گه

‫انگار برای خودت اینجا ‫خونواده‌ی ناتنی‌ای داری، رن

بگو چرا اومدی، جگ

‫خب، اول از همه، ‫یه شب خواب خوب

بعدش یه صبحونه سالم و بعد می‌تونیم درباره‌ی نحوه

کنترل وضعیت صحبت کنیم - حرفی نداریم بزنیم -

همه چی تحت کنترله - آره، باشه -

نه، نیست ولی اشکال نداره

‫و ما هم الان اینجاییم. ‫محض اطلاعت، خوبه که ما هستیم

چون نذاشتم بابا بیاد اینجا

چرا اون بیاد؟

دوست دخترش - وای خدا -

می‌دونم. می‌خواد اسب سواری کنه

و بابا هم می‌خواست به دارایی‌هاش سر بزنه

می‌دونی بهش چی گفتم؟

بهش گفتم مطمئنم تو داری ترتیب همه چی رو میدی

و فقط برای اطمینان حاصل کردن

‫یه سر میام اینجا تا ببینم ‫چه خبره

چه داداش کوچولوی خوبی

مگه نه؟

ما یه خونواده‌ایم. هواتو دارم

پس تا آخر هفته بهت وقت می‌دم

بعدش دوروو شروع می‌کنه به آدم کُشی

‫و من می‌برمت کانادا. ‫چون خواسته‌ی باباست

‫خیلی خب، بیاین درباره‌ی ‫صبحونه‌ی فردا صحبت می‌کنم

من یه چیز سالم مد نظرمه

‫ام، پروتئین، خمیر مایه، ‫روغن زیتون با کیفیت و...

‫آووکادو، چربی گیاهی خوبی داره. ‫سوخت مغزه

مثل اینکه یه نفر حس و حال خوبی داره

مثل مامانت می‌رقصی

‫واقعاً؟

‫هر وقت از یه چیزی خوشحال بود، ‫می‌رقصید

هیچوقت بهم نگفته بودی

‫خب...

‫کسی یا چیزی باعث شده ‫این حس و حال رو داشته باشی؟

نمی‌دونم

ببینیم چی می‌شه. هنوز زوده - خوبه -

‫تو مستحق یه چیز خوب هستی

هممون هستیم

حالا که حرفش شد، من برای مزرعه قیمت پشنهادی‌ام رو دادم

وای، بابا، عالیه

‫می‌دونی که یه خریدار دیگه هم ‫به مزرعه علاقه‌منده

این برای خودمونه، کَسی

یکم ایمان داشته باش

ساندویچم رو نخوریا

سلام - سلام -

تراویس رو پیدا کردی؟

نه دقیقاً

ولی حالش خوبه؟

‫مطمئن نیستم. ‫برای این موضوع نیومدم

امروز اتفاقی تانیا رو دیدم

چی؟ منم دیدم

‫اومده بود برای رئیس جدیدش، ‫ مزرعه‌ای که بابام می‌خواد بخره رو

یه نگاه بندازه

ازش پرسیدی رئیسش کیه؟

پرسیدم ولی چیزی نگفت

‫خب، نبایدم بگه. ‫چون برای رن بولر کار می‌کنه

همون عضو کارتل بولر

جالب شد. باشه

‫خونواده‌ش می‌خوان تو "هلنا" ‫به یه هدفی دست پیدا کنن

‫یعنی اوضاع قراره خیلی ‫بدتر بشه

‫درک نمی‌کنم چرا تانیا باید ‫برای اون کار کنه

‫باید باهاش صحبت کنی. ببین ‫می‌تونی حرفی ازش بکشی یا نه

باشه

‫می‌خوام برم بستنی بخرم

‫متاسفانه نمی‌تونی بیای ‫ولی می‌تونم یه چیزی برات بگیرم

بستنی مورد علاقه‌ت چیه؟

هی، چی شده؟

یه هیولا تو اتاقمه

اینجا هیولایی نیست، فیبی

بله، هست

هوم

‫بهت می‌خوره طعم توت‌فرنگی ‫دوست داشته باشی

هیس

کَسی

‫"مزرعه برای فروش"

‫چه اتفاقی

اتفاقی نیست

فکرشو نمی‌کردم

‫خواستم یه سر بزنم ‫ببینم حالت چطوره

من خوبم - واقعاً؟ -

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left