ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
...آنچه در "ترور" گذشت
بهتر ميشد اگه به حرف شما عمل ."ميکردم آقاي "هيکي
.و دنيا رو گول ميزدم
...خب
اين پايين چيکار ميکني؟
...اگه اشتباه کرده باشي
...به مشکلي برميخوريم
که ممکنه ازش جون سالم .به در نبريم
.يه خرس دنبالمون بود
.آخ! آخ، آخ
.اين يه دختره - دنبال کي ميگرده؟ -
!آخ
...بعضيامون...قبول کرديم که يه خرس
تا اينجا، يعني تو کشتي .دنبالمون کرده
.:: Sub#One Team ::. تــــــقــــــديم مـــيکند
:متـــــــــرجمــــــــــين سبــحان و علي خزايي
اگه نبينيمش، امشب حاضرم ...سهمام از گوشت خوک نمکي رو
.به کسي بدم که بجام نگهباني بده
هنري لويد" وقتي پيش زنگ کشتي بود" .اونو کنار تپهها ديده بودش
کي بهش گفته بود که اون خرس مال ستوان "گور" بوده، نه کس ديگهاي؟
.هرکي بوده نشان ستوانـي داشته
"ميخواستم از ستوان "له وسکونته ...درخواست کنم که
،وقتي شکارگاه راه افتاد .اونجا فعاليت کنم
ميخوام يبار ديگه تو اونجا .شانسـمو امتحان کنم
رابرت فرير" ميگه که تو" .اصن نديديش
.فقط آقاي "گودسر" ديدهاش
.اون "ماري آن" خودش نميدونه چي ديده
.فک ميکرديم خرس جلومونه
."صداي يخـه، "جورجي
.فقط صداي يخـه
شليک کردن به کسي چه حسي داره؟
شليک کردن به بقيه خيلي باحالتر .از چيزيه که فک ميکني
.ببين کي بهت گفتم
.خوب واردي
...مامانم لباس زنونه
لباس زندان و لباساي پاره پوره .و شلوارک ميدوخت
اما نشده بود دوختن لباس .يه اسکيموي مرده رو بهم ياد بده
همش همينه؟
.دختره داره ميره
ميخوان هر چيزي که داره .رو ازش بگيرن
...يه دختر ...اونم تو اين قايق
.آدمو ميترسونه
.صداش کن
.اين تو بايد خبراي ديگهاي هم باشه
.ببرش
.بازم بگرد .فک کنم عاج فيلـه
.يکي ديگه هم هست
طرف عين درخت آلو چيزاي .گولزنندهاي به خودش آويزون کرده
."آقاي "گودسر
.بزارينشون سرجاش
با اين سر و وضع چطوري ميخواد تو تابوت جا بشه؟
...اينا
.وسايل شخصي پدرشـه، قربان
الان که تو راهـه ديگه .بايد خوشحال باشه
گفتن تا قبل اينکه پدرش بميره .از يه طوفان حرف ميزد
.الان ديگه ساکت شده
...متاسفم
.همهاش اينجاست
يه مقداري هم برات .خوراکي گذاشتم داخلاش
.تسليت ميگم، ساکت خانوم
.بلندش کنين و ببرينـش
.سر در نميارم
جناب "جان" با اين کار موافقت کرده؟
."آره آقاي "گودسر .موافقت کرده بود، پسر جون
.نبايد ببندتش
بنظرت اگه يه قبر جدا ...براش بکنيم
مناسبتر نيست؟
يه قبر مناسبتر؟
.که سنت اسکيموئي رو ادا کنيم
...اينکه جسم حتي بعد از جدا شدن روح
،ظاهر خودشو حفظ ميکنه ...خرافاتـه
البته با در نظر گرفتن ."گزارش دکتر "مک دونالد
بنظرتون اگه جسدش ...رو دستکاري کنين
ظاهرش حفظ ميشه؟
تو همکاريهاي قبليات ...با اسکيموها
...تابحال شد که ببيني
اونا از خطاهاي معشوقههاشون نگذرن؟
يا حتي با خشونت واکنش بدن؟
نميتونم با قاطعيت بگم که .تابحال هيچکدومشون مرتکب اشتباه نشدن
نميخوايم نگران اين بشيم که ...اگه دختره
بتونه با پاي خودش ...پيش قوماش برگرده
ممکنه ازشون براي انتقام گرفتن تقاضا کنه؟
نکنه بايد کلکاش رو ميکنديم؟
."ما که اسيرش نکرده بوديم "ادوارد
زبون اون مرد اسکيمو .بريده شده بود
.دليلاش رو نميدونيم .ميگن که مجازاتش کردن
،اگه اينطوري همديگهرو مجازات ميکنن ...اونا بايد
.صبحانه حاضره
."کتام رو بده، "جاپسن ."ميرم به "ارباس
.نيازي به محافظت نيست
.تو هيچ واهمهاي نداري، ستوان
قوم و خويش دختره اونقدر درگير .زنده موندن هستن که ديگه درگير جنگ نشن
چه فکري تو سرته، جناب "جان"؟
.تقريبا هر فکري که بگي
در رابطه با گير کردن ...کشتيها در يخ
...ما کاملا براي 3 سال
و تا 5 سال بصورت .جيرهبندي شده غذا و تجهيزات داريم
...نقشهي نجاتتون نقشهي نجاتتون چيه؟
"بهتره که "جان راس ...تقصيرو گردن شمال سرکش بندازه
تا اينکه ناخدايي ضعيف خودش .رو مقصر بدونه
،اگه قطب شمال اذيتاش ميکنه چرا بايد اين راز به تو گفته بشه؟
.طرز تفکرش همينطوريه
.بيا اينجا عزيزم
اين چيه؟
آواز ميخونه؟ - .چه چه ميزنه -
.با "جکو" آشنا شو
...اوه
.عزيزم، اين ميمون مؤنثـه
اوه، جدا؟
من تمام مراتب آموزش دريانوردي .رو طي کردم
.چيزي باقي نميمونه ميفهمي چي ميگم؟
.هيچ چيزي اونجا زنده نميمونه .هيچ چيزي رشد نميکنه
.دوباره از فرط گرسنگي کفشاتو ميخوري .بدتر از اينم ميخوري
.سوءتفاهم شده عزيزم
جان راس" تنها کسي نيست" .که اين راز بهش گفته شده
"سرزمين "ون ديمن .ضربهي بدي بهت زد
نميزارم کس ديگهاي .برام گروکشي کنه
.عمرا اگه بزارم
."من فرماندار لايقـي بودم "جيني
.تو فرماندار محشري بودي
ولي تاريخ به گونهي ديگهاي .رقم خورده
مرگ در پوچي عظيم سفيد، آهسته ...پيش ميره
،و 134 مرد قحطيزده .بر عليهات به پا ميخيزن
و اين امر، با نزديکترين .فرد بهت شروع ميشه
اما بعد از گذشت دو سال، وقتي ...از گذرگاه برگشتي
."هيچکسي درکمون نميکنه، "جان
."تو از همهشون جلو ميزني، "جان
فردا يک وظيفهي الهي رو .اعلام خواهم کرد
.براي هر دو کشتي اجباريـه به افرادتون خبر بدين، خيليخب؟
اوه، البته به جز افراد .حاضر در شکارگاه
اونا تمام تمرکزشون رو .براي شکار کردن خرسـه گذاشتن
ميتونم بيام داخل قربان؟
اگه کارم مهم نبود .همچين درخواستي نميکردم
بفرما
و يعقوب روياي دنيايي ...ناپيدا رو ديد
...بسيار پهناور بود و بايد
بله؟
از مرزها و چارچوبها فراتر رفته بود .و با اين حال، قابل زيست بود
،جديدترين فرد در مقام آنها ...برادر راستين ما
"ستوان "گراهام گور
."تسليت مرا بپذيريد جناب "جان
،جدا از همه چيز .ميدونم که تو عزادار دوستت هستي
ممنون
بابت وقت بد اين درخواست ...عذرخواهي ميکنم
...اما مزيت اين کار به سرعتاش وابستهاس
دستور فرستادن يه گروه .سورتمه سوار به بيرون رو ميخوام
.به جنوب، اين دفعه بخاطر آبراهه نيست
.براي نجات دادنـه
کجا؟
پايگاه مرزي شرکت خليج هادسون ."در درياچهي "گريت اسليو
،اگه گروه همين حالا راهي بشه ...سه ماه کامل فرصت دارن
،تا قبل از شدت گرفتن زمستون .به اونجا برسن
."مسيرش 800 مايلـه "فرانسيس
...نه
.دستوري صادر نميکنم
لاقل بگو که ميدوني .هدفـم از اين پيشنهاد چيه
تو داري همچين پيشنهادي ميدي ...چون آدمي هستي که
...با يه شيشه عرق سگي تو يه دستت
.و يه زنگ خطر تو دست ديگت خوشحالترين آدم ميشي
همچين پيشنهادي ميدم ...چون اگه سرما ادامه پيدا کنه
...و ما دوباره
...گرفتار زمستون و يخبندون بشيم
اونوقت تا موقع بهار، ديگه ...کمک تو راهـه
.البته اگه بخوايم زنده بمونيم
همين حالاشم هشت نفرو ...بيرون فرستادم
...براي يک پيادهروي طولاني و غيرضروري
که امسال، جونشون رو براي .ما به خطر بندازن
.اجازه نميدم
چطوري با اونها مخابره ميکني؟
.من نگران مخابره کردن با افراد نيستم
.هيچکس نميدونه که ما کجا هستيم
...پس عقيدهي تو در مورد ما اينه که
محتاج نجات يافتنـيم؟
بله - ...ولي پيشبيني سال قبلات -
راجع به زمستون رعبآوري ...که در يخبندون گذرونديم
.درست از آب درنيومد
،نميخام ترسام رو انکار کنم ...اما شرايط تغيير ميکنه
.و شايد ديگه يخها آب نشن
...بهرحال اين وظيفهي يه ناخداس که
،بدترين حالت ممکن رو يادآوري کنه .نه اون شرايطي که انتظارشو داره
اوه، خب، حالا ديگه ...کارم به جايي کشيده
که بايد تو بهم وظايف ناخدا .رو ياد بدي
..."فقط هشت نفر بودن جناب "جان
.و زمان هم کفاف ميده
من تا به امروز شش نفرو .تو اين سفر از دست دادم
شش نفر! با اين حال ازم ميخواي که ...خطر دوبرابر شدن اين تعداد رو
براي پيادهروي بيش از حد طولاني ...رو به جون بخرم
ولي خودت هم ميدوني که تو سالهاي .گذشته افراد زيادي رو از دست دادم
.ديگه به حرفات گوش نميدم
ديگه هيچ کسي رو از دست نميدم ."فرانسيس"
اونوقت ممکنه تموم افراد رو .از دست بديم
فعلا من همچين خطري رو ."احساس ميکنم، جناب "جان
و من دارم ضرر ميکنم .ولي تو نه
تو بدترين آدمي هستي ."که ديدم "فرانسيس
.از اختياراتـت سوءاستفاده ميکني
حتي وقتي امنيت داري .هم از شرايط شکايت ميکني
فاجعههايي رو پيشبيني ميکني .که هيچوقت رخ نميدن
و از گناه کردن عاجزي
چون مقام تو، برات سکوت .و احترام به ارمفان مياره
...تو خودت رو بدبخت
No comments yet. Be the first to leave one.