ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
آنچه گذشت...
دوتا کیف تو صحنه بود
یکی توش پول بود و یکی مواد
کجاست؟
با این یارو چیکار کنم؟
بکشش
نه! نه! نه!
غلات صبحونه؟ غذاییه که بهم آرامش میده
هر موقع پسر خوبی بودم، مامانم میذاشت بخورم
کسی هست؟
اسپری ضد خرس دارم
چطور ممکنه فرار کرده باشه؟
نمیدونم
قبل از اینکه آسیبی برسونه، باید پیداش کنم
به گمونم این برای شماست
جگ، ایشون استون هستن
...جگ اومده تا - نظارت کنم -
من طور دیگهای میخواستم بیان کنم
پول کجاست؟
یه حدسی دارم
ماموریتی که بهت دادم رو چیکار کردی؟
از لیوان قهوه اثر انگشت گرفتیم
دسته کلیدی که تو صحنهی جرم هاروی پیدا کردیم، دست پلیس ایالتیه
منتظریم تا مقایسه کنن
بگو دست بجنبونن. باشه؟ - حله -
پول کجاست، مکسی؟
بهتر نیست آچار رو بذاری پایین؟
اومده بودی سراغ دخترم؟
بهش بگو دیگه دنبال من نگرده
حرومزاده!
فیبی؟ فیبی؟
سلام، رونالد
این چه کوفتیه؟
بابا؟
هنوز پشت خط هستین؟
الو؟
پلیس نزدیکه. هنوز پش خط هستین؟
صدامو میشنوین؟
امنه
کَسی؟ - امنه -
کَسی؟
کَسی
خیلی خب، بیا. با من بیا
کمک کنین!
ووه
دارمت
یالا - نه -
صبر کنین - بیا -
بیا ببریمت خونه
« آسـمـان بیـکـران »
جوزف بدون درگیری از پا در نیومد
آره
چندتا گزارش از ورود غیر قانونی
شیرهای ها به کسب و کارهای محلی داشتیم
قفل در پشتی دستکاری شده بود
شاید بهتر باشه اون رو بررسی کنیم
به نظر نمیرسه چیزی دزدیده شده باشه
اصلاً چیز ارزشمندی هم اینجا نداره
خب، یه شیرهای که حالیش نمیشه
از هر فرصتی برای دزدیدن یه چیزی استفاده میکنه
به دنیس میگم یه فهرست از اموال و آیتمها درست کنه
شاید یه نفر دنبال پروندهای بوده
یا شایدم جوزف هدف اصلی نبوده
نکنه فکر میکنی یه نفر میخواسته به کَسی صدمه بزنه؟
ممکنه
رو چه پروندهای داشت کار میکرد؟
داشت به کارتل فشار میاورد
اگه کسی سعی کرده باشه یه پیامی برسونه...
نگهبان شبانه روزی میذارم بیرون خونهاش
مرسی
گندش بزنن
رسیدیم
اینجا بز و مرغ داریم
سگ هم داریم که اگه اسمشونو صدا بزنی میان پیشت
یه تیکه کوچیک از بهشته که کلاً واس خودمونه
اون ترسناکه
خطای دیده
برات شیرکاکائو درست کنم؟
میتونی هرچقدر بخوای توش مارشمالو بریزی
میخوام مامانم رو ببینم
مامانت هم میبینی
منتظرته
شما هم مثل رونالد آدمای بدی هستین؟
نه، فیبی. ما آدمای خوبیم
مگه نه، اگی؟
بهترین آدمای دنیاییم
حالا، بیا بریم پیش مامانت
: مترجم « SubMatrix »
خرابکاری کردی، رونالد
خرابکاری بزرگی هم کردی
وقتشه که درستش کنیم
مامانت اینجاست
!اوه، فیبی - !مامان -
وای خدای من! مرسی! مرسی!
رونالد کجاست؟
ولف داره بهش رسیدگی میکنه
سلام. بیا اینجا. بذار ببینمت
موهات بلندتر شده
آدم بده به رونالد آسیب زد
مطمئنم رونالد حالش خوب میشه
من رو هم اذیت میکنن؟
نه
نه، اصلاً
چون الان دیگه پیش مامانتی
و من دیگه اجازه نمیدم کسی ما رو از هم جدا کنه
از اینجا نجاتمون میدم
هی، دوست دارم
خودم میدونم
دلم برای بابا بزرگ تنگ شده
بیا بغلم
منم دلتنگشم، عزیزم
چرا یکی خواست بهش آسیب برسونه؟
نمیدونم
دستگیرش میکنی؟
آره. قول میدم
میدونم از پسش برمیای، مامان
دیشب تو سالن ورزشی اتفاق خیلی بدی افتاد
اون خانومه میدونه پولش دست ماست
به مربیت چی گفتی؟
اصل داستان رو بهش نگفتم
خوبه
به نظرم میتونه کمکمون کنه
خیلی خب. من دیگه به مامان و بابا میگم
اونا میدونن باید چیکار کنیم
اه، نه. قطعاً نمیتونی بهشون بگی
پس مربی تو قراره ما رو نجات بده؟
نمیشه به مامان و بابا چیزی بگیم
هنوز میتونیم درستش کنیم
وقتی رفتی خونه
به مامانت میگی که شب رو خونهی دوستت موندی
و یه کلمهام در این باره حرفی نمیزنی
نه به مامانت، نه به هیچکس دیگهای
بیا بریم
باید جای پول رو نشونم بدی. یالا
نه، بهت که گفتم. تو اتاق مدیسونه
خب، تو هم همراه من میای - !نه -
گوش کن
اگه این پول گیرم بیاد، برای همیشه از زندگیت میرم بیرون
مگه این چیزی نبود که همیشه میخواستی؟
یالا. بیا ببینم
آچار شلاقیای که کنار جوزف بود چی؟
تمیز شده بود. اثر انگشتی روش نبود
حتی اثر انگشت جوزف هم روش نبود - دستگیره در چی؟ -
قفل در با دیلم باز شده بود. کار یه آماتوره. ولی باز، اثر انگشتی نبود
خونی که پاشیده شده بود چی؟
تا الان فقط خون بابای کَسی بوده
ولی به آزمایشگاه گفتم نمونههای دیجیتالی رو آنالیز کنن
به محض اینکه خبری شد، گزارش بده
چشم
چیه؟
میخوام کمتر کسی در جریان این قضیه باشه
اگه به "سندیکا" ارتباط داشته باشه چی؟
افسر دویی، کَسی رو تحت نظر داشت
نظریه بدی نیست
ولی در حال حاضر هیچ چیزی مشخص نیست
ببین. جفتمون میدونیم این حادثه تصادفی نبود
اگه کار سندیکا باشه
باید خیلی با احتیاط قدم برداریم
دیگه از محتاط بودن خسته شدم - هی -
ازت میخوام عاقل باشی، جنی
نمیخواد بگی چطور کارمو انجام بدم
فقط میخوام مطمئن شم
عجولانه تصمیم نمیگیری. باشه؟
حال کَسی چطوره؟
زیاد خوب نیست
درسته
باید براش جواب جور کنیم
من تحقیقات رو با تمام دوربینهای امنیتی اون بلوک شروع میکنم
قبل از وقت نهار مجوزش میرسه دستت
مرسی
اسکارلت کجاست؟
پیش فیبی
امیدوارم کاری که دربارهاش صحبت کردیم رو انجام بدی
اول باید باهاش صحبت کنم
صحبت برای چی؟
گفتم ترتیبش رو میدم
پس ترتیبش رو میدم. همه چی درست میشه
هیچی درست نیست، ولف
رونالد یه مرده رو کشت - میدونم -
تا حالا یه حیوون به این بزرگی رو نکشتم
نمیدونم چقدر دارو باید استفاده کنم
دوز در حد مرگ. نه کمتر نه بیشتر
انجامش بده
وگرنه خودم دست به کار میشم
"ناشناس"
الو؟ - سلام، بریجر -
شناختی که. آره؟
اه... اه، نه
یه نصیحت، بچهجون
دروغ گفتن رو بسپار به حرفهایا
خب، چطور میخوای پیش بره؟
"دوستانه ازت خواهش میکنم پولم رو تمام و کمال بیار"
یا میخوای راهکاری رو در پیش بگیرم که توش
دست و پات قطع میشن و پدر و مادرت میمیرن
بهت که گفتم. پولت دست من نیست
واقعاً میخوای برگردم دم خونهات؟
به گمونم خوش میگذره
یه شام خونوادگی دور هم و بعدش یه مهمونی قتل عام کوچیک
دلت نمیخواد چنین کاری کنی
چرا، دوباره پشت مربی بیعرضهات قایم میشی؟
No comments yet. Be the first to leave one.