ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
سلام - سلام -
سلام، عزیزم. چطوری؟ - عالی -
.کل روز تمام مزرعهها رو رفتم کاری واسم نیست
"واسه همین رفتم بستنیفروشی "دری کوئین
اونا استخدام میکنن؟
نمیدونم. رفتم یه بستنی قیفی بخورم
.برات ناراحتم، پسر من و بابا، هشت ساعت یک ضرب کار کردیم
بعدش یه آبجو خوردیم و همو بغل کردیم
مزخرف نگو
خب، من یه آبجو خوردم و بعدش بابا یه زنبور رو از رو شونهام دور کرد
بازم، اگه کسی رو دوست نداشته باشی که زنبور رو ازش دور نمیکنی
.نگران نباش، عزیزم یه کاری پیدا میکنی
واقعاً این فکر رو میکنی یا چون مادرمی اینو میگی؟
نگاه کن. آبجوی مجانی
سلام، بچهها - سلام. چه خبرا؟ -
اون دیگه کدوم خریه؟ - اون هدره. قبلاً باهاش قرار میذاشتی -
.هدر رو نمیگم. پسرِ رو میگم اومدن سر قرار؟
نمیدونم
یه خانم حامله سر قرار چیکار میکنه؟
جواب این یکی رو بلدم
"به تخمم"
فقط دارم میگم، عجیبه
،نه، چیزی که عجیبه اینه که آخر شب
دودول یارو قراره بخوره تو سر بچهات
تو چه مرگته؟
ببین، رفیق. فقط دارم حرفش رو میزنم
بچه آخرش قبل از اینکه به دنیا بیاد قراره
به اندازهی تو ضربه مغزی بشه
سلام، هدر. حالت چطوره؟
.سلام، مگی. خوبم میشه یه آبجو و یه چای یخی بگیرم؟
حتماً. الان میارم خدمتتون
ممنون - دوستت کیه؟ -
پائول
پائول؟ اسم عجیبیه
خیلی خب، کولت و روستر
تا حالا ندیدمش. تازه اومده؟
در مقایسه با دوستپسر قبلیم جدید و پیشرفتهتره
تو رو میگه، کولت. قدیمی و بدتر
دوستپسر؟ اومدین سر قرار؟
راستش، قرار اولمونه
باید پسر خوبی باشه
...با توجه به اینکه میدونه تو - حاملهام؟ بهش گفتم -
،میخواستم بگم گربهبازی ولی اینی که گفتی هم جواب میده
،هی، هدر، یه سوال داریم فرضاً میگیم، خب؟
اگه بچه ببینه یه چیزی داره میاد سمتش
میتونه مثلاً از سر راهش بره کنار؟
خداحافظ، بچهها
باورم نمیشه اومده سر قرار - آره، خیلی سخته -
هی، حدس بزن کیم؟
دیل؟
!دیل - چیه؟ هان؟ -
اوه، سلام، روستر - سلام -
سمعکهات رو روشن نمیکنی؟
آره. بذار سمعکهام رو روشن کنم
باید باطریهاشون رو حفظ کنم
دلم نمیخواد وقتی دارم تلویزیون میبینم باطریشون تموم بشه
آره - هفتهی پیش -
همهی قانونها رو فهمیدم ولی نظمشون رو نه
خب، اینجا چیکار میکنی، روستر؟
خب، میدونی، داشتم از محله رد میشدم
گفتم یه سر بهت بزنم و ببینم چه در چه حالی؟
خب، فکر کنم الان دیگه وقت آزاد زیاد داری
از اونجایی که از نیومنز هیل اخراجت کردن
...در موردش شنیدی؟ خب، میدونی
بهشون گفتم قراره دوست خوبم دیل ریورز رو به عنوان دامپزشک استخدام کنم
اگه خوشتون نمیاد، میتونین اخراجم کنین
من شنیدم که تو به خاطر دعوا افتادی بازداشتگاه
و در حالت مستی وانت شرکت رو میروندی
یه جورایی همهاشون همزمان اتفاق افتادن
خب، میخواستم بدونم، از کسی شنیدی
که دنبال یه مزرعهدار
سختکوش و باهوش بگرده که لبخند سکسی و موهای خفنی هم داشته باشه؟
مگه کولت هم بیکار شده؟
خب، میتونی به مزرعهی کرنستونها سر بزنی
شنیدم که
پسر کوچیکشون قراره به "سیرک آفتاب" ملحق بشه
اون همیشه پسر انعطافپذیری بود
ادی رو میگی؟ با عقل جور درمیاد
،بیشتر بچهها رو باید بچپونی تو کمدشون ولی اون داخل کمد جمع میشد
.آره، تا تابستون سال دیگه قرار نیست بره پیششون ازت تعریف میکنم
آره، موضوع اینه که، دیل
یه جورایی الان دنبال کارم
بدجور آس و پاسم و مری هم دیگه زیاد نمیتونه استیک مرغها رو
تو رستوران بندازه زمین تا بتونه مجانی برام بیاره
وای پسر، من عاشق استیک مرغم
فکر کنم عصر شارلین رو ببرم اونجا تا از اونا بخوریم
دوست داریم زودتر بریم اونجا
تا بتونیم روی صندلیهای متحرک که بیرون گذاشتن بشینیم
اگه زیاد اونجا بشینی، مثل یه ورزش خوب برای عضلات شکمته
هی، دیل، میشه رو اینجا تمرکز کنیم؟
آهان. کار
...خب، زیاد خبر ندارم، ولی
کارهای عجیب و غریبی اینجا دارم که فعلاً میتونی انجام بدی
میتونم ساعتی بهت پول بدم
.آره، دیل، عالی میشه ممنون، قبوله
دیل؟
دیل، انگار شارلین داره صدات میکنه
...آره، شنیدم، ولی
لازم نیست این رو بدونه
سلام، آقای بنت - سلام، ابی -
اخمو". چه بامزه"
تو دبیرستان وقتی رفتیم اردو منم یکی از اینا گرفتم
،ولی اوریون گرفته بودم "واسه همین روش نوشتن "خوابآلو
اونو جوآن برام گرفته
.هنوز جوآن رو ندیدم همونه که کولت رو "کلهخر" صدا میکنه؟
آره
زن خوبیه
دوست منه
خب، خوبه که دوست داشته باشین
آره. ما دوستیم
خیلی خب، میخواین در مورد چیزی حرف بزنین؟
...خب
چند شب پیش، به خاطر طوفان من و جوآن پیش هم بودیم
...و ما
میخوای مجبورم کنی به زبون بیارمش، نه؟
چی رو به زبون بیارین؟
همدیگه رو بوسیدیم - وای خدا -
!چه قدر باحال
این کار رو نکن - شرمنده -
به هر حال... از اون موقع، باهم حرف نزدیم
وایسا ببینم، بهش زنگ نزدین؟
همیشه متوجه شدم که شخصیت دلربای من رو
نمیشه از پشت تلفن تشخیص داد
میدونی چیه؟
راستش با صحبت کردن در مورد همچین چیزهایی راحت نیستم
.خیلی خب، اشکالی نداره لازم نیست در موردش حرف بزنیم
...فکر کنم حس میکنم
...اگه شروع کنیم به قرار گذاشتن دوستیمون از بین میره
...بعدش فکر کردم
اگه هردومون چیزی بیشتر از" "یه رابطهی دوستی بخوایم چی؟
بعدش فکر میکنم، "من تازه طلاق گرفتم "شاید آمادهی این چیزها نیستم
ولی بازم میگم، دلم نمیخواد در موردش حرف بزنم
میدونین، من هر سال تو جشن آخر سال دبیرستان این رو میبینم
دخترها یه طرفن، پسرها طرف دیگهان
همه میترسن که حرکتی بکنن
و اون وسط خانم فیلیپس تنهایی رقص رباتی رو انجام میده
باید با جوآن حرف بزنی
نمیدونم
تنها راهیه که میتونین بفهمین نظر اون چیه
ممنون، ابی - خواهش میکنم، آقای بنت -
منم اگه در مورد خودم و کولت نیاز به نصیحت داشته باشم، میام پیش شما
همین الان چند تا نصیحت برات دارم
باهاش به هم بزن و فرار کن
هی، این رو نگاه کنین
این لیوان رو پر برف کردم و روش آبجو ریختم
شده یخ در بهشت آبجویی
فرار کن
سلام، عزیزم - سلام. روزت چطور بود؟ -
خوب بود. خوب بود. راستی حدس بزن توی بار کی رو دیدم
هدر. با یه یارویی به اسم پائول اومده بود سر قرار
وای خدا. پائول؟ واقعاً؟ اصلاً خبر نداشتم
یارو رو میشناسی؟ - آره. اون معلم جدید ریاضیه -
و مربی کشتی
هر دوشنبه دونات برامون میاره ژلهایهاش بدجور خوبن
به هر حال، با چند تا از معلمها واسه ناهار بیرون بودیم و هدر هم اونجا بود
،منم به پائول معرفیش کردم ولی اصلاً فکر نمیکردم باهم قرار بذارن
واسه چی به هم معرفیشون کردی؟ مربیهای کشتی منحرف جنسین
از روستر در مورد مربی جنسن و فن زیر یه خمش بپرس
حسودیت شده؟
.نه، من حسودیم نشده واسه چی اینو میپرسی؟
پس چرا موضوع رو بزرگش میکنی؟
موضوع بزرگ اینه که هدر داره بچهام رو دنیا میاره
و هر کسی که باهاش بگرده
در حقیقت با بچهام هم میگرده
نمیخوام بچهام کشتیگیر بشه
یا ریاضیش خوب باشه
خب، اگه حالت بهتر میشه
مطمئنم که بچهات با ریاضی کشتی میگیره
پائول آدم خوبیه - آره؟ واقعاً؟ -
اگه آدم خوبیه، چرا منو بهش معرفی نکرد؟
شاید فکر کرده بیخودی احساساتی میشی - چطوری بیخودی احساساتی میشم؟ -
اگه این یارو قاتل سریالی باشه چی؟
.پائول قاتل سریالی نیست داری از کاه کوه میسازی
کدوم مرد 30 سالهای
از ناکجاآباد میاد به گریسون و با یه دختر 23 ساله قرار میذاره؟
تو این کار رو کردی
هی
میدونی مامان میخواد در مورد چی باهامون حرف بزنه؟
خبری ندارم - واقعاً؟ -
وایسا ببینم
یا خدا
این یه مداخله برای ترک مشروبه؟
عهدمون رو شکستی؟ - نه. تو چی؟ -
...نه. همونطور که گفتیم
"هیچوقت جزئی از مداخلهی اون یکی نباش"
خیلی خب، خوبه
سلام، بچهها. ممنون که اومدین
یه چیزی هست که میخوام در موردش حرف بزنم
مامان، از اینجا به بعد من ادامه میدم
...روستر، مشروب خوردنت روی من و بقیه
این صحبت هم قراره انجام بشه، ولی امروز نه
...ببینین، شما وقتی کوچیک بودین
،اگه برای یکیتون یه اسباببازی میخریدم باید برای اون یکی هم میخریدم
،پس، این رو تو ذهنتون داشته باشین کولت، این رو برات گرفتم
!وای! کلوچه کاکائویی
بخزده هم هستن! ایول
برای تو هم یه چیزی گرفتم، روستر
میخوام بار رو بهت بدم
چی چی شد؟
وایسا، چی؟ در مورد چی حرف میزنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.