ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
معبدي هزارساله
.در يادبود ملاقات با يک "الهه" بنا مي گردد
.يک سنگ تاجگذاري که مي گويند معبر بهشت است
و ترانه هاي عجيبي که به منظور ارتباط با .موجوداتي فرازميني سروده شده اند
،ورود به عرصه تشريفات مذهبي به ما اجازه مي دهد به فضايي که
خدايان در آن زنده بوده اند قدم بگذاريم .و به ما اجازه مي دهد تا با آنها باشيم
وارد يک تناوب و توازن مي شويد تا در واقع
.بتوانيد مستقيماً با اين موجودات فوق طبيعي گفتگو کنيد
در سراسر جهان، سنن و آداب باستاني
.ما را با بُعدهاي ديگر مرتبط مي کنند
...ولي ما با چه کسي يا چه چيزي ارتباط برقرار مي کنيم؟
،در سراسر جهان از دوران باستان گرفته تا به امروز
مردم از تشريفات مذهبي براي ارتباط با خدايانشان استفاده مي کرده اند
،با اينحال، اين خدايان .ممکن است "فضانورداني باستاني" باشند
ميليونها نفر در سراسر دنيا بر اين باورند که ما
.در گذشته با موجوداتي فضايي ملاقات داشته ايم
اگر اين موضوع حقيقي باشد چه؟
آيا اين "غريبه هاي باستاني" حقيقتاً به ما در شکل بخشيدن تاريخمان کمک کرده اند؟
در اينصورت، آيا ممکن است شواهد آن در مقدس ترين "تشريفات مذهبي" ما يافت شود؟
غريبه هاي باستاني "S03E05"
"غريبه ها و تشريفات اسرارآميز" مترجم: الهام کاشي تنظيم: م.ح.لشگري
"يوکاتان پنين سولا" .مکزيک
،"اينجا در خرابه هاي معدن باستاني "چيچن ايتزا
،هِرم "اِل کاستيُو" قد بر افراشته است
ساخته شده به دست "ماياها" و در زماني بين .قرن نهم و دوازدهم پس از ميلاد
اِل کاستيُو" موقوف خداي مار مانند فلس داري" .به نام "کوکوکان" بوده است
"همچنين گفته شده که مهمترين مکان مراسم ذبح "مايايي
.بوده است
قرباني را به اينجا مي آوردند
.به بالاي معبد مي برده و قلبش را در مي آوردند
.و اين فرم قرباني کردن "ماياها" بوده
، در مراسم مذهبيشان، اهداي خون اهميت مقدسي داشته
با ريختن خون، تمايل خود را وجه الکفاله قرار مي دادند
.تا به آنچه که مي خواهند برسند
بنابراين ، يک خونريزي .در اين سيستم قرباني کردن وجود داشته
.بايد خوني ريخته مي شد
با وجود اينکه ديگر مراسم قرباني کردن ،در "اِلکاستيُو" انجام نمي شود
اما زائرين ، هنوز هم بر اساس قول مايايي
زمان نزول "خداي کوکوکان" از بهشت که .به منظور اهداي آگاهي به بشر انجام شده را ، جشن مي گيرند
.آتش روشن مي کنند تا با قلمرو ارواح متحد شوند
رقصهاي مقدسي انجام مي دهند و دعاهايي را پشت سر هم تکرار مي کنند
.تا وارد يک مراقبه عميق شوند
اما قدرتمندترين مراسمي ،که در "اِل کاستيُو" انجام مي شود
يک شبيه سازيست از نزول "کوکوکان" به زمين
يک شبيه سازي که دقيقاً .در خود هِرم اجرا شده است
ال کاستيُو" هِرم ايستاده ايست"
.با رديف پلکانهايي از بيرون
.و طارمي هايي بلند بر روي آنها
،در اعتدال پاييزه و بهاره خورشيد سايه اي بر روي
زاويه پله هاي هِرم مي اندازد و شما مي توانيد
.سايه پله ها را روي طارمي ها ببينيد
.اين يک مدل از "هِرم چيچن ايتزا" در مکزيکوست
،هر سال در 21 مارس
،وقتي خورشيد بالا مي آيد دقيقاً روي اين پله ها
مثلثهايي از نور و سايه را در جهت فرود آمدن از پله ها ايجاد مي کند
.که به نشانه نزول "خداي کوکوکان" بر انسان است
.در پايان هم ميتوانيد چهره "خداي کوکوکان" را ببينيد
.در 21 سپتامبر، بر عکس مي شود اين بار وقتي که خورشيد
،صبح هنگام، بالا مي آيد خداي کوکوکان" از پله ها بالا مي رود"
و در آخر به نور درخشاني در معبد کوچک بالاي هِرم مي رسد
"که به مفهوم آن هست که "خداي کوکوکان به ملاقات اهل زمين آمده ، به آنها آموزش داده
،و بعد از سپري کردن يک دوره زماني هم در آسمان ناپديد شده
.با قول بازگشتي دوباره
.چيزي که ما در "چيچن ايتزا" شاهدش هستيم، پديده نور است
واقعاً مي شود عملکرد تکنولوژي را در اينجا ملاحظه کرد
مي توانيم ببينيم که کسي اينجا را طراحي کرده
تا در هر اعتدال ، مردم شاهد
.زنده شدن پلکانها باشند
اين يک يادآوري بصري .براي ارتباط با خدايان بوده
مي تواند اين بوده باشد که علاوه بر اينکه ماياها
،يادبود نياکان فرازمينيشان را جشن مي گرفته اند
خود "غريبه هاي باستاني" هم که به زمين آمده
،و کمک به شکل گيري جامعه اي کرده بودند
،جهت باقي ماندن و ارتباط داشتن با مردم آن جامعه با وسيله انجام مراسمي خاص
،يا جشنهايي همزمان با ظهور ستاره ها
.حکايت فرازمينيها را در افسانه هايشان زنده نگهدارند
آيا واقعاً "ماياها" اين مراسم عبادي پُرزحمت
و خونين را به احترام الهه هاي افسانه ايشان راهبري کرده اند؟
،يا آنطور که تئوريسينهاي فضانوردان باستاني به آن معتقدند
ممکن است دليل آن، شبيه سازي از بازديد حقيقي موجوداتي فرازميني بوده باشد؟
يک مراسم مذهبي حقيقتاً .يک راه ارتباط دوباره با خدايان است
بنابراين شما فقط ايمان به يک "الهه"را شبيه سازي نمي کنيد
بلکه در واقع ، لحظه حقيقي را که
،آن خدا کارهاي به خصوصي را انجام مي داده .دوباره سازي مي کنيد
در همه دنيا، از دوران باستان گرفته تا به امروز مردم از تشريفات مذهبي
.براي ارتباط با خدايانشان استفاده مي کرده اند
در حاليکه اين خدايان مي توانند .فضانورداني باستاني بوده باشند
.تپه "يوش نِک" در ايرلند
،هر ساله در اولين روز ماه مه
، شهروندان بومي فستيوال مقدس "بِلتانا" را جشن مي گيرند
(مراسمي شبيه به همان که به وسيله "کِلتها"(=سِلتي
.در زماني بيش از 2.000 سال پيش انجام مي شده است
،"درست مثل مراسم "چيچن ايتزا اين مراسم هم به منظور تماس
و ايجاد ارتباط با موجوداتي .خارج از دنياي ما طراحي شده است
اين روز ، يک روزيست که شما آتش روشن مي کنيد؛ آتشي بزرگ
و گله هاي خودتان را از آن عبور مي دهيد
به منظور مراقبت از آنها .در برابر بهار و تابستاني که در راهند
و اين آتشهاي ماه مه يک روش جادويي براي
.حفاظت از حيوانات و انسانهاست
اما چرا آتش؟
چه چيز پر اهميتي در اين ماده اوليه وجود داشته است که
آن را براي "کِلتهاي"(=سِلتها) باستان بسيار پر اهميت کرده است؟
"رابطه بين تپه ها و آتش با "بِلتانا
مي گويد که زماني وجود دارد که .بصيرت و دانش بيشتري در دسترس است
(و چيزي که مردم "کِلتي"(=سِلتي ،بيش از هر چيزي علاقمند به دانستن آن بوده اند
.در حقيقت "جهان ديگر" بوده
"تصور اين هست که در "بِلتانا موقعيت برتري وجود دارد
شايد براي ملاقات با
.مردمي از "دنيايي ديگر" يا مشاهده دنياي آنها
ما داستانهايي داريم از سُنن قرون وسطايي ايرلند
...که مي گويد دلاوري به نزديکي يک "شيه" مي رسد
مأواي يکي از موجودات غير زميني .که در داخل يک تپه بوده
شيه" باز مي شود و او مي بيند که" .در درون آن آتش روشن است
،آتش درون محل سکناي آن موجود
باعث مي شود که او بتواند درون آن را بهتر ببيند
جزيياتي مثل
.ساکنان آن و شکل آنها
"آيا ممکن است که مراسم آتش فستيوال "بِلتانا
به وسيله "کِلتهاي"(=سلتيها) باستان به عنوان شبيه سازي از
نورهاي عجيب و شعله هايي که آنها در يک فضاپيماي خارجي ديده اند آغاز شده باشد؟
با وجود آنکه هيچ سند مکتوبي دال بر ،وجود چنين رخدادي در دست نيست
اما کساني هستند که معتقدند
.چنين ايده باورنکردني امکان پذير است
،به منظور اثبات آن هم اشاره دارند به مراسم جشني که
.هر ساله به وسيله "کاياپو"هاي برزيلي اجرا مي شود
.در زمانهاي دور ،"بِپ کوروروتي" از آسمان نازل شده
در زمان فرود او ، باد زيادي مي وزيده
زمين مي لرزيده و غرش مي کرده .و صداهاي ناهنجاري به گوش مي رسيده
.شمايل "بِپ کوروروتي" تا به امروز حفظ شده
در حقيقت او يک مرد داروفروش هست .که يک جليقه حصيري مي پوشد
و اين جليقه حصيري به شکل حيرت انگيزي
.شبيه به لباس فضانوردهاي امروزيست
کاياپوها" اين لباس مخصوص را"
،که اين مرد يا همان "غريبه" به تن داشته به خاطر دارند
.که کاملاً هم بدن را مي پوشاند
حتي جالبتر اينکه يکي از قبيله هاي همسايه
به نام "باکاري" مي گويند که آنها چنين چيزي را
.در قرن نوزدهم و در يک کلبه آويخته اند
،"اما براي "کاياپوها "فستيوال "بِپ کوروراتي
تنها يکي از راههاي احترام به ملاقات باستاني
.با فرازميني هاست
آنها همچنين اين ملاقات را در زندگي روزانه شان
.و با سمبلي از پَر بر روي سرشان تداعي مي کنند
يک نوع پوشش پردار بر روي سر هست که
يک رديف از "پَر" روي آن قرار گرفته و .وقتي آن را مي پوشند مثل يک حلقه نور به نظر مي رسد
و اين پرها نماينده هيچ چيزي به جز
.فضا نيستند
کاياپوها" فضا را به شکل يک صفحه صاف مي بينند"
.که تا ابديت گسترده است
نواري که اين پرها را به هم وصل مي کند، سمبليست از
"يک طناب، که پيشينيان "کاياپو
،براي پايين آمدن از دنيايي آسماني به زمين .از آن استفاده کرده اند
آيا ممکن است که تشريفات مذهبي "کاياپو" حقيقتاً
الهام گرفته از يک ملاقات فرازميني بوده باشد؟
شايد پاسخ اين سوال، قابل کشف در بررسي
مراسمي حتي سنتي تر از اينها باشد که همچنان تا به امروز
.در حضور ميليونها نفر در سراسر دنيا اجرا مي شود
.قلعه ادينبرو"، اسکاتلند"
در سالن تاج ، سنگ مستطيل شکل 336 پوندي کشيده اي قرار دارد
"معروف به "سنگ سرنوشت" يا "سنگ اسکون
که همواره در زمان تاجگذاري هر شهريار انگليسي و اسکاتلندي
.از 800 سال پيش تا کنون حاضر بوده است
.منظور آن ، پيوند دادن حکمران جديد با "خداوند" است
کساني هم هستند که معتقدند بخشي از يک شهاب سنگ بوده
.که بيش از سه هزار سال پيش ، به زمين برخورد کرده است
، در انگلستان امروز همه پادشاهان و ملکه ها
روي "سنگ سرنوشت" تاجگذاري مي کنند
،و اين سنگ هم بر اساس روايت آن بر مي گردد به داستان "يعقوب" در انجيل
.که سرش را بر روي اين سنگ گذاشته بوده
در انجيل آمده که "يعقوب" روي يک سنگ به خواب مي رود
و فرشته هايي را در همان نزديکيها مي بيند که به بهشت عروج مي کنند
.و فرشته هايي را هم مي بيند که به زمين نازل مي شوند
وقتي از خواب بيدار مي شود مي گويد که .اين دروازه بهشت است
جايي که زمينيها مي توانند از آنجا به بهشت بروند .و بهشتيها هم مي توانند به زمين بيايند
سنگ سرنوشت" يک زماني"
.رابط بين بهشت و زمين بوده
تقريباً مثل اين هست که انگليسي ها به شدت به اين معتقدند که
.صومعه وِست مينستر" در يک زماني ، يک مدخل بوده"
اين سنگ را در درون تختي .درست در مقابل نقش "کازماتي" کف صومعه قرار داده اند
در اين نقش "کازماتي"،دواير و انحناها و خطوطي وجود دارد
که معرف تماميت هستيست
و تاج گذار، به عنوان خالق هستي شناخته مي شد
که نه تنها مراقب احوالات زمين است
،بلکه در زمان جلوس بر تخت .مراقب احوال ستاره ها و آسمان با تماميت آنهاست
، آيا اين سنگ باستاني منحصراً سمبلي از يک حق مقدس است؟
يا اينکه زماني داراي قدرتي عجيب و ناشناخته بوده است؟
در طول تاريخ ، تشريفات تاجگذاري همواره در معيت
ابزاري همچون "سنگ سرنوشت" به عنوان راهي براي اتصال حکمران جديد
.با موجودات مافوقي در وراي دنياي ما بوده است
اصلاً تاجگذاري يعني چه؟
ايده اصلي آن از اينجاست که يک تاجگذار، مي تواند
يک هوشياري جهاني را شکل ببخشد .يعني چيزي روحاني
و بهترين مورد آن هم در سنن کهن
.مرتبط با "ميکادو"هاي ژاپني تجلّي مي کند
آنها روي تختي مي نشينند که به عنوان
.نقطه آغاز جهان است
"يک انديشه اي وجود دارد به نام "حق الهي پادشاه
که بعضي از شاههاي انگليسي از آن برخوردار بوده اند که مي گويد "شاه" نماينده
.خدا بر روي زمين است .اما براي مردم باستان، اين موضوع فراتر از اينها بوده
،اگر حقيقتاً نوعي قدرت ماورائي هِبه شده باشد
No comments yet. Be the first to leave one.