ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
آنچه گذشت...
چقدر روی شرکت "دوول اند هویت" حساب باز کردی؟
یه شغله
کلانتر خیلی خوبی میشی، جنی
سخت میشه تو رو شناخت، کَسی
با این حال اینجام و دارم شانسم رو امتحان میکنم
پیشرفتی تو پروندهی پرگمن حاصل شده
رونالد پرگمن!
مارشال فدرال اینجاست - چیکار کنیم؟ -
یه نقشهای دارم
زیر سینک دستشویی یه اسمی هست
باهاش تماس بگیر
برای کمک زنگ زده بودی؟
آمادهای؟ همین الان باید بریم
کلیدا رو استارت ماشین هستن باید داخل ماشین منتظر بمونی
تا کی؟
تا هر چقدر که طول بکشه
مری کجاست؟
اگه بذارین ببرمتون پیشش، بهتون نشون میدم
تحقیقات رو سپردیم
دست یه آدم دیوونه
کجاش با عقل جور در میاد؟
درجهی لیندور از هر دوی ما بالاتره
کَسی!
تاب!
اَه!
یالا
هی!
بیا بریم
نه، نه، نه، نه
برو سراغش
چه موردی داریم؟
جراحت گلوله در ناحیه سینه
دقیقا سمت چپ زائده خنجری
یه لیتر خون از دست داده
ترتیبش رو میدم - فشار -
باید برسونیمش به اتاق عمل
اگه خونریزی رو بند نیاریم، زیاد دووم نمیاره
پروتکل اصلی رو شروع میکنم
برام خون "او منفی" بیارین
وای خدای من!
یالا
لعنتی. از شهر خارج شده
نه!
«آسـمـان بیـکـران»
"تماس بی پاسخ از هارپر"
"بیرون منتظرم"
صبح بخیر، مکس
اوه، خداحافظ، مامان. هارپر منتظره
این برای منه
خیلی... هیکلی شدی، تریسی
اسمم "تی لاک" بود. یادته؟
امروز چیکارهای؟
با هارپر وقت میگذرونم
بعدش باید برم بچهداری کنم
اوه، برای کی؟
کَسی دوول
خب دیگه، خداحافظ، مامان
قرارمون یادت نره، خوشگله
سلام - سلام -
بهم گفت: "خوشگله"
مگه چیز بدیه؟
آره. خیلی ترسناکه
وای خدا، داره نگامون میکنه
نگاش کن آخه
خیلی بدترکیبه
آره
یالا. بیا بریم
دیر کردی، رفیق
شاید ایدهی خوبی نباشه که اینجا آهنگ پخش کنی
خب، اینجا کشور آزاده، رفیق. اگه خوشت نمیاد...
بیا فقط تمومش کنیم
رفیق قدیمی من، میدونی
طوری آموزش داده شدم که همیشه 5 دقیقه زودتر به همه چی برسم
وقتشناسی و مثبت گرائی
راه و رسم عقاب
وقتشناس بودن احترام و جنب و جوش یه فرد رو نشون میده
کل این کشور بر همین اساس ساخته شده، رینگو
تو هم جنب و جوش داری؟ - من فقط یه کیف دارم -
میخوایش یا نه؟
کیف اون پشته
چون من رو منتظر نگهداشتی، منم الان جنب و جوشت رو نگاه میکنم
نمیشه مثل همیشه انجامش بدیم؟
عقابها هیچوقت دیر نمیکنن، داداش
اون پشت
کلانتری، چطور میتونم کمکتون کنم؟
بله، قربان
تنها کاری که از ما بر میاد...
جنی، از دیدنت خوشحال شدم
به گمونم برای ملاقات دوستانه نیومدی
تو بیمارستان کلی زمان برای فکر کردن داشتم
آره. خب، چی تو ذهنته؟
دلم براش نشونم تنگ شده
فکر میکردم دیگه این شغل برام تموم شده
ادامه بده
بعد وقتی به سقف بیمارستان خیره شده بودم
فقط میتونستم به این فکر کنم که
داشتن اون نشون چه معنایی داشت
قدرتی که بهت میده
من یه شانس دوباره دارم...
یه شروع از نو... و من نمیخوام از دستش بدم
خب، خودت نظر من رو میدونی
منظورم اینه، وقتشه که
برگردی به نیروی انتظامی واقعی
از یه نفر مثل تو میتونم تو تیمم استفاده کنم
معاون کلانتر میشی
دیگه نیازی نیست از من مجوز بخوای
خوشم اومد
خب...
هستی؟
باشه. آره
هی - هی -
پیشرفتی در حکم پروندهی زندان کودکانِ اسکارلت حاصل شده؟
فعلا که پیشرفتی نداشته. فدرال میگه اسکارلت فقط یه قربانیه
ولی اون و دخترش
دقیقا روزی که رونالد فرار کرد، غیب شدن
اگه اسکارلت رو پیدا کنیم، رونالد هم میفته تو چنگمون
دختر، هیچی اصلا با عقل جور در نمیاد
مطمئنم اونم نقشی تو ماجرا داشت - خب، باید بگم -
کارهای زیادی مونده رو دستمون
میدونی، کارهایی که حقوق خوبی دارن
پس هر وقت خواستی یه نگاهی بندازی...
باشه. بذارشون رو میزم
خب، همین الانم گذاشتم. از دیروز، روز قبلترش...
...و - مرسی -
صبح بخیر - تو اینجا چیکار میکنی؟ -
دفعهی آخری که چک کردم، اسمم هنوز رو در بود
فکر میکردم اجازهی کار کردن نداشته باشی
فقط خواستم یه سر بزنم و ببینم اوضاع چطوره
سلام - سلام -
عالی به نظر میای
تو هم همینطور
خبر جدیدی نشده؟
ام، نه
حتی نمیدونیم کی بهش کمک کرد که فرار کنه
هر روز بهش فکر میکنم
آره. منم همینطور
در این حین
یه نفر باید کسب و کار رو سرپا نگه داره
شاید بهتر باشه رو پروندههای دیگهای تمرکز کنی
اوه، با دنیس صحبت کردی؟
آره. موافقم
دیگه روی چه پروندهای کار میکنی؟ - هیچی -
در حال حاضر هیچی
میتونم حس کنم که رونالد زندهست
خودم میگیرمش
منظورم اینه، تو تقریبا کشته شدی
ولی نمُردم
جنی
برای یه نوشیدنی باید گرد هم بیایم تا بتونیم صحبت کنیم
اگه میخوای بگی بیخیال رونالد بشم...
نه، نه، نه، فقط یه نوشیدنی
باشه
بعدا تو بار میبینمت دیگه؟ - آره -
قول میدم گیس و گیس کشیای هم در کار نباشه
"تماس دریافتی از رن"
"تماس رد شد"
سلام
سلام
کَسی هست؟
مگه موقتا اخراج نشدی؟
برای همین جواب تماسامو نمیدادی؟
چیزی میخوای؟
اومدم تا بهت بگم سگ گرفتم. اسمش روبیه
جیم سگه هم بهش میگم. این دوتا اسماشن
"رودی" رو از اون فیلمه برداشتی؟
هر دفعه اشکم رو درمیاره
منم اینطوریم. خوب میدونم. نذار شروع کنم
سرم شلوغه. اگه حرفی داری...
دوربین لونهی پرندهی همسایه بغلی اسکارلت
خب که چی؟
شاید چیزی باشه که بخوای ببینی
از یه نفر کمک گرفتم تا کیفیتش رو بهتر کنم
صبر کن
اسکارلته
همون روزیه که رونالد فرار کرد
اون مرده کیه؟ - افسر ایالتی، کورمک دویی -
با اسکارلت چیکار داره؟ - نمیدونم -
شاید اونم تو ماجرا دخیل بوده
به نظرم باید بریم یه نگاهی بندازیم
خب، البته بهعنوان مامورایی که
بهحالت تعلیق دراومدن و غیررسمیان
یالا
با ماشین من میریم
کجا بردیش؟
خیلی خب
خب، خوب بلده از گل ادریسی نگهداری کنه
قبول دارم
مامانبزرگم روی اونا تفالهی قهوه میریخت
با گل صدتومانیام همینکارو میکرد. از این گل خوشت میاد؟
میشه دیگه دربارهی گلها صحبت نکنیم؟ فقط...
خب، هنوز نظرت رو دربارهی سگم نگفتی
اسماش
داشتم فکر میکردم جیم... رودی...
میرم باهاش صحبت کنم - صبر کن -
فکر نمیکنم ایدهی خوبی باشه
چرا، مارک؟ - ...خب -
باشه - نه فقط برای اینکه من موقتا اخراج شدم -
اوهوم - تو هم هنوز فقط یه بازپرس خصوصی هستی -
No comments yet. Be the first to leave one.