Outer Banks

Outer Banks

Farsi/persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 5

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Outer Banks S05E02 Soul
കമന്ററി എഴുതിയത് Soul
🔥 Soul | t.me/cinemaeticket 🔥

ടാഗുകൾ

webdl
netflix_synced
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2026-08-20
ഡൗൺലോഡുകൾ: 1
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi/persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫Soul ‫ با افتخار تقدیم می‌کند

‫یه دختر آمریکایی، موهای قهوه‌ای، پالتوی قهوه‌ای روشن

‫مظنون احتمالاً پیاده داره حرکت می‌کنه

‫چه خبره؟

‫لعنتی

‫وایسا

‫اسلحه رو بنداز، لازم نیست این کارا

‫خانم! وایسا!

‫هی، وایسا! اوناهاش!

‫پیداش کردم!

‫- ببخشید ‫- اسلحه دستشه

‫کجاست؟

‫توی تله‌کابینه

‫"جزایر کارولینا"

‫اما آثار باستانی محدود به ابزار و وسایل نمیشن

‫"گنجینه‌های گذشته، اسرار امروز ‫دکتر مدیچی"

‫خیلی از آثار باستانی برای عبادت، زیبایی یا صرفاً بیان هنری ساخته شدن

‫چون این جزئیات میتونن به اندازه‌ی خود آثار هنری اطلاعات بدن

‫و به ما در مورد مهم‌ترین و پیشرفته‌ترین صنعت‌گران یک جامعه میگن

‫پس شاید باید از خودمون بپرسیم،

‫چی از ما باقی می‌مونه؟

‫دست بهش نزن، جدی میگم

‫این زن متخصص جهانی فلزکاری باستانه

‫اصالت خنجر "ریتی" رو اون تایید کرده

‫با این پارچه‌ی تاشده تحت تاثیر قرار نمی‌گیره

‫باشه

‫یه کم زرق و برق که کسی رو نکشته

‫زرق و برق! باورم نمیشه! توروخدا! منو ضایع نکن مرد

‫من تو رو ضایع می‌کنم؟

‫"مدیچی" معروف

‫متخصص جهانی هر چیز شیک و زیبا، من…

‫برو پی کارت

‫اومدم لطفی در حق "انریک" بکنم

‫خیّرین منتظرمن، چی داری؟

‫بهش نگفتی؟

‫راستش فکر نمی‌کردم اگه بگم بیای

‫نمی‌دونم حرفم چطور به نظر میاد، اما…

‫تاج آبی پیش منه

‫باورت کردم

‫این کارت یادت می‌مونه

‫واقعاً متاسفم، من…

‫طومار "موگادور" رو پیدا کردم

‫توی جعبه‌ای که "بلک‌برد" از شمال آفریقا آورده بود

‫و این منو به تاجی رسوند که هفته پیش پسش گرفتم

‫آوردیمش برای تو تا اصالتش رو تایید کنی

‫فقط یه نگاه بهش بنداز

‫باشه

‫ممنون

‫الگوهای فرسایش…

‫اصله

‫ترمیمش کردی؟

‫معلومه که نه، اینجوری تایید اصالتش سخت‌تر میشه، نه؟

‫و اینو پیدا کردم…

‫"آگاپینتا"

‫ولی اگه دولت مراکش بپرسه، منکرش میشم

‫نمی‌خواستم وقتت رو بگیرم، ولی فکر می‌کنی ممکنه اصل باشه؟

‫تو یه احمقی "انریک"

‫این کابین نمیتونه سریع‌تر بره؟

‫"کلیو" جوابت رو داد؟

‫هیچی

‫این یه مشکله

‫پلیس داره محاصره‌مون می‌کنه

‫موقعیتت جالب نیست، نه؟

‫"کیارا"؟

‫تو کی هستی؟

‫یه دوست

‫یه دشمن

‫بستگی داره

‫به چی بستگی داره؟

‫به تو

‫من "آنتون فینچ" هستم

‫تو سردسته‌ی دزدای دریایی هستی

‫من سردسته‌ی خیلی چیزا هستم

‫و تو، یا دوستات،

‫یکی از آدمای منو کشتین

‫من حاضرم ببخشم و فراموش کنم

‫حتی میتونم کمکت کنم اگه به چند تا سوال جواب بدی

‫چطوری می‌خوای کمکم کنی؟

‫نگران اون قسمتش نباش

‫اول،

‫تاج آبی

‫وجود داره؟

‫همین الان دیدمش، پیش من نیست، قسم می‌خورم

‫نه، دست "چندلر گروهه"

‫و دوستت رو کشته تا بهش برسه، درسته؟

‫تسلیت میگم

‫و حالا، تو داری سعی می‌کنی انتقام دوستت رو بگیری

‫لازم نیست جواب بدی

‫کاملاً می‌بینمش

‫سوال آخر، این خیلی مهمه

‫دوستت "جی‌جی"…

‫وقتی مرد، تاج دستش بود؟

‫نه

‫- نه، دست "گروف" بود ‫- می‌دونستم

‫خیلی متاسفم که دستش نبوده

‫واقعاً؟ چرا؟

‫چون اون تاج، آرزوها رو برآورده می‌کنه

‫حتی مرده‌ها رو زنده می‌کنه

‫این امکان نداره

‫"سزار" که باورش داشت

‫میگن "اسکندر کبیر" قدرتش رو تو میدون جنگ دیده

‫ببین، وقتی تاج رو پیدا کردین،

‫آثار باستانی دیگه‌ای هم باهاش بود؟

‫چیزایی که از "مورات" دزدیده شده؟

‫یه چیزی شبیه عصای سلطنتی

‫نه

‫وقت زیادی نداریم

‫من تاج رو می‌خوام و تو انتقام

‫اگه "گروف" رو بکشی، به نفع منم هست

‫حتی میتونم کمکت کنم

‫و اگه موفق بشی پاداش خوبی بهت میدم، ولی تاج مال منه

‫قبوله؟

‫ما اول پیداش کردیم

‫- مال ما بود ‫- ولی دیگه نیست

‫ببین، سر قضیه‌ی "گروف" کمکت می‌کنم

‫و از این مخمصه نجاتت میدم

‫ولی تاج رو من برمی‌دارم

‫قبول می‌کنی؟

‫باشه

‫باشه، من فقط "گروف" رو می‌خوام

‫و می‌دونم اینجاست، تو "دوبروونیک"

‫میتونی کمکم کنی یا نه؟

‫ببخشید

‫شنیدین؟

‫- این "کی"ـه؟ ‫- هی

‫- اون تفنگه؟ تفنگ دستشه ‫- این "کی"ـه

‫- نگاه کن! ‫- از این طرف! "کی"!

‫- "کی"! ‫- "کی"!

‫اینجا!

‫باید نجاتش بدیم

‫باید برگردیم

‫- پس باید بریم پایین ‫- صبر کنین، پلیس

‫لعنتی

‫یا کارشو کرده و دارن میان بگیرنش

‫یا سعی کرده و دارن میان بگیرنش

‫- در هر دو صورت، تو دردسر افتاده ‫- باید برگردیم

‫یا الان یا هیچوقت

‫شوخیت گرفته

‫این فرصت توئه

‫اون نردبون رو می‌بینی؟

‫دیوونه شدی؟ من نمی‌تونم این کارو بکنم

‫یالا، پلیس منتظره

‫باشه

‫باشه

‫خب

‫خب

‫باید آزمایش‌های بیشتری انجام بدم

‫توی آپارتمانم کیت دارم، میتونی یه ساعت دیگه صبر کنی؟

‫اگه از اصالتش مطمئن بشیم خیلی خوب میشه

‫آره، هر چقدر وقت می‌خوای بذار

‫- تا وقتی که بتونم اینجا پیش تاج بمونم ‫- آره، حتماً

‫این فقط یه اثبات علمی برای خریداراست

‫- چی شده؟ ‫- دکشون می‌کنم

‫بفرمایید

‫تبریک میگم

‫چه کشفی

‫خب…

‫انگار توی میدون یه شلوغی شده

‫یکی تفنگ دستشه

‫گرفتنش؟

‫انگار یه زنه، نه، هنوز نه

‫از یه راه دیگه بریم؟

‫یه ماشین دم خروجی فرعی منتظره

‫- همینو بریم ‫- میتونیم الان بریم آپارتمان من

‫- میتونم تحلیلم رو تموم کنم ‫- باشه

‫خیّرین میتونن یه روز دیگه صبر کنن، تو باهاشون حرف بزن

‫- باشه ‫- یه بهونه بیار

‫- بزن بریم ‫- آره

‫- هی، باید بیایم اینجا… ‫- برید عقب

‫با کابین بعدی برین

‫- چه خبره؟ ‫- لعنتی!

‫ساکت شو "جان بی"

‫فقط آروم باش

‫- باشه؟ ‫- باشه

‫عکسش رو بفرست، نمیتونه دور شده باشه

‫دنبال یه دختر می‌گردیم، دیدینش؟

‫اون بالا رو قله‌ست

‫رو قله!

‫آره

‫- کجا؟ ‫- نمی‌دونم

‫برید سمت قله

‫بجنبین

‫تایید شد

‫"گروف" یه جایی تو همین شهره

‫و تاج هم دستشه

‫پخش شین، به آدمامون خبر بدین، یالا

‫ترجمه شده توسط ‫Soul

‫بجنب

‫مظنون پیاده در حال حرکته

‫وایسا! پلیس!

‫هی!

‫وایسا!

‫آقای "گروف"، میشه بریم

‫آره

‫مظنون مسلحه و هنوز فراریه

‫حالا چیکار کنیم؟

‫نمی‌دونم

‫"یوریک"، اثری از "گروف" هست؟

‫نه قربان، به گشتن ادامه می‌دیم

‫طبقه بالاست

More Farsi/persian subtitles for Outer Banks

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left