ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
آنچه گذشت...
مادرت اینجاست؟ جواب تماسامو نداده
اریک رو ندیدی؟ - !کمک -
بریم، بریم، بریم!
این مرد رو میشناسی؟ - نه -
ممکنه یه پسر 12 ساله رو دزدیده باشه
مریلی، کدوم سمت هستی؟
منظورت چیه؟
فقط بهم بگو طرف کی هستی - طرف خودم -
رفیقتون ریک لگارسکی بالاخره قرار نیست آزاد شه
مُرده همسرش کشتش
میشه درباره مردی که
تورو دزدید بهمون بگی؟ - پرید -
دیدی که پرید؟ - ما خیلی سریع دور شدیم -
" سه ماه بعد "
مرسی عزیزم
روز خوبی داشته باشین
ممنون
جین، درست سر موقع رسیدی
وای آرتور!
وای آرتور!
از ترس زهره ترکم کردی
نزدیک بود بشاشی به خودت
خانوم جوون، مودب باش
یه دختری رو میشناختم از تو بزرگتر بود
ولی به اندازه خودت خوشگل بود
همین موهای طلایی
ولی بد دهن بود
در خور یه خانوم نبود، بیوقار، بی ادب و بی نزاکت بود چیزایی که اون دختر...
جدا مشکلی نیست
نه اسکارلت، درست میگی
رفتار یه خانوم تعیین میکنه چطوریاست
مادرم قبلا همیشه میگفت
زبان خوش مار رو هم از لونه بیرون می کشه
خب، به نظر میرسه خانوم باهوشی باشه
خیلی باهوشه
خب فیبی، میدونی چه معنی داره؟
نه
اگه ادبت رو رعایت کنی
ممکنه من و مامانت برات بستنی بخریم
ببخشید، فکرکرد بامزست
خیلی خوب باهاش رفتار میکنی
" آسمان بیکران "
: مترجم « SubMatrix »
نه
بیست دلار شرط میبندم اون منشیه هست
کَسی؟
بله، چیه؟
چی شده؟
هیچی، من خوبم
کودی هم عادت داشت همش بگه هیچی
همیشه یه چیزی هست
فکرکنم بخاطر شغلمونه
بخاطر این کار؟ یا اون یکی؟
هردو، هردو
کای دیشب قبل خواب ازم پرسید جاش امنه یا نه
ازم خواست در و پنجره رو بررسی کنم
و مطمئن شم که قفل هستن
نمیتونم قاطعانه بگم جاش امنه
چون اجازه دادیم رونالد فرار کنه
کسی - و حالام اینجاییم -
بجای گرفتن رد رونالد داریم کار خصوصی انجام میدیم
همین ماها زندگی رو سر پا نگه میداریم
آره، میدونم
ببین، منم درباره همه چیز فکر میکنم
کودی، بقیه دخترایی که رونالد دزدید
ولی ما اون دخترا رو نجات دادیم
لگارسکی حرومزاده رو دستگیر کردیم حداقل یه موفقیتی داشتیم
هوم
بالاخره یکی اومد
اونم از الن
به نظر میرسه امشب رو قراره بترکونه
تو جعبه چی هست؟ - اهل دله -
اوه اوه
به نظر میرسه مهمونشم رسید
احتمالا امشب زود بخوابیم وانت بزرگیه
دختر گاو چرون؟ گاوچرون بزرگ
باشه
انتظار همچین کسیو نداشتم
حرفی که درباره کار خصوصی زدم رو پس میگیرم
اینا دیگه کی هستن؟
خب، آماده ای؟ - آره -
گوش کنین بچه ها، دیر رسیدین
باید خیلی سریع انجامش بدیم
اون چیه؟ - جعبه رو بده بیاد -
ببینین، من دنبال دردسر نیستم
همسرم یکم مصیبت اندیشه
اگه سر وقت نرم خونه
فکرش به این سمت میره که مُردم
خیلی خاصه
که اینطور؟
خب، چطوره؟
بریم
من فقط سعی دارم نیاز خونوادمو تامین کنم
این معامله باید...
لطفا... بهم صدمه نزنین
همین الان برو کنار
میدونی، عملکرد بهتری رو موجودات زنده داره
بسیار خب
بسیار خب
!سلاحتونو بندازین - به پلیس خبر دادی؟ -
سلاحتونو بیارین پایین!
من که نشونی نمیبینم
ما بازپرس خصوصی هستیم
خب، اوضاع از این قراره
شما دوتا نگهبان امنیتی از همون دری که اومدین داخل
میرین بیرون
...چون اگه نرین - به پلیس زنگ زدم -
بلوف میزنی
این چه...
شاید
ولی اگه راست گفته باشم ممکنه 30 ثانیه زمان داشته باشین
تا قبل از اینکه دوستام بیان و مهمونی شمارو خراب کنن
هی، هی، هی!
بذار بهتون بگم چطور قراره پیش بره
شما دوتا از اون در میرین بیرون
و ما قبول میکنیم شتر دیدیم، ندیدیم
برای شما نیومدیم اینجا
هی! هی! هی!
!آروم باشین - هی، هی، هی -
اصلا ایده خوبی نیست که به یه خانوم بگی آروم باش
فکرنکنم چهره شمارو فراموش کنم
خیلی خوشگلین - تا قبل از اینکه نظرمون عوض نشده -
برین
برین
برین!
الن - اون چی بود؟ -
الن، اونا رفتن
الن اینجا نیست
عالی شد
کار خصوصی، آره؟
درسته
اسمش "الن هدلی" هست
همسرش مارو استخدام کرد تا بررسی کنیم خیانت میکنه یا نه
ولی بعد از امشب
خیانت تبدیل به کوچیکترین نگرانیش میشه
از پلاک، مدل یا برند ماشین اطلاعاتی دارین؟
تویوتا کرولا، همش اون تو نوشته شده
اون دوتا مرد چی؟
وانت بزرگ داشتن، مشکی، بدون پلاک
چه فکری میکنین؟
مواد مخدر معامله خوب پیش نرفت
باشه، برای ماشین دستور توقیف صادر میکنم
تو این مدت، باید دقیقا سر در بیاریم
چه اتفاقی اینجا افتاده
خب وقتی با همسرش، نائومی صحبت کردین آروم نا امیدش کنین
کجا میری؟ - خانومم میتلوف درست کرده -
برمیگردم
تد جیکوبسون نـاظـر
اه، هورست کلاینساسر پشت خطه
سلام هورست
سلام تد
میشه لطفا با پسرم، بلیک صحبت کنم؟
همین الانشم پیغامو بهش رسوندم
نمیخواد صحبت کنه - خب، پس تو باید مجبورش کنی صحبت کنه -
اینکارو نمیتونم انجام بدم
از تماسش استفاده کرد تا یه وکیل استخدام کنه
پس که اینطور؟
خب، تو باید بهش بگی من دارم میام اونجا
" الن منتظر بمون، میام دنبالت "
نائومی، همسرت خیانت نمیکنه
منظورت چیه؟
یه مدته که داره به یه نفر پیام میده و از من مخفیش میکنه
و تو شب ساعات غیرعادی بیرون میره
جایی که ما رفتیم به نظر میرسید یه معامله بهم خورده باشه
مواد مخدر بود؟
نمیدونیم
الن 10 ساله که الکل مصرف نمیکنه
غیرممکنه الن تو چنین چیزی مشارکت داشته باشه
نائومی، افرادی که شوهرت داشت باهاشون ملاقات میکرد
خطرناکن
ترسمون از اینه که ممکنه دنبالش بگردن
وای خدای من
پس لطفا، باید پیداش کنین
باید به حساب های بانکی، کارت اعتباری،
فضای مجازیت دسترسی پیدا کنیم
هرچیزی که فکرمیکنی درباره فعالیت های الن بهمون اطلاعات میده
حتما
الن قول داد هرکاری که لازمه انجام بده تا از خونوادمون محافظت کنه
هرگز فکرنمیکردم منظورش این باشه که...
مطمئنم مریض میشم
من تو خطرم؟
تو... جات امنه
هرلحظه ازش خبری شنیدی بهمون اطلاع بده
این ماشین خودشه
وای، اینم یدونه از اون خوباش
جانی از مزرعه "بلوبرد" گفته که
موجودات فضایی گاو هاشو میدزدن
قهوه تازه کسی میخواد؟
گفتی قهوه؟ - بله -
من قهوه میخوام - وای، دیشب، شب دیوونه واری داشتی -
یه حسی دربارش داشتم
اوه، واقعا؟ پس دفعه بعد یه چیزی بگو
خبر دزدیده شدن گاو ها توسط موجودات فضایی که فعلا خوب به نظر میرسه
"دوول اند هویت" جری هستم
الو؟
شماره مسدود شده... قطع کرد
خب، این عجیبه
دیشب هم یه همچین تماسی داشتم
واقعا؟
No comments yet. Be the first to leave one.