ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
متوجه شده بودم که انسانها به شیوههای مختلفی با
مرگ قریبالوقوع روبرو میشن
بعضیهاشون میریزن تو خودشون
بعضیهاشون، نه چندان
خب، از اولم انتظار نداشتم همچین مدت طولانیای زنده بمونم
اینجوری یکم آروم میشم
.الان همه چی واسم یه امتیاز اضافهست .حس میکنم ویژهام
خب، اینجوری که حرف میزنی اصلاً حس نمیکنم ویژه باشی
:دلم میخواد همچین حرفایی بزنی
.«چیزی نمیشه» .«عمر طولانیای در انتظارتـه»
«هنوز میشه شرایط رو عوض کرد»
...واحد امنیتی
واحدهای امنیتی همیشه در حال ارزیابی احتمال موفقیت هستن، درستـه؟
داعماً
این یه باور غلطِ رایجـه
پس به نظرت، وضعمون چطوره؟
متغیرهای زیادی وجود داره
تحملش رو دارم
به نظرم احتمال زندهموندنتون متوسط رو به پایینـه
دروغ میگه
دروغ یعنی اینی که گفت بهتر از واقعیتـه یا بدتر؟
خیلی بهتر از واقعیتـه
خب؟ - کیرم دهنت گوراتین -
پایین رو به خیلی پایین
چرا دروغ گفتی؟
چون میترسید اگه بفهمیم احتمال ،زندهموندنمون پایینـه
روی عملکردمون تأثیر بذاره
دلیلش این نبود - پس چی؟ -
دلیلش همین بود
نمیدونم
داری عقلت رو از دست میدی، ربات قاتل
« نزدیک محل ملاقات »
همینجا خوبـه
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجیموویز را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
« ترجمه از علی محمدخانی و امیر فرحناک » .:: FarahSub & AliMK_Sub ::.
یادتونـه باید چیکار کنید؟
آره، ۱۵بار بیشتر نگفتی
وظیفهمون رو انجام میدیم
خودت میتونی وظیفهات رو انجام بدی؟
متوجه شدم که تو برقراری تماس چشمی مشکل داری
باید تجدیدنظر کنیم
به نظرم درست نیست اینجا تنها ولت کنیم
.ببخشید، ولی هنوزم بهش اعتماد ندارم .نقشهاش مسخرهست
نقشهی تو چیـه، دکتر گوراتین؟
نقشهی من اینـه که یه نقشهی بهتر بکِشیم
اوه، خیالم راحت شد
خب، من یه نقشهی بهتر دارم ها - در موردش صحبت کردیم -
وقت نداریم
بریم
اون چیـه؟
نگرانش نباش
اگه کسی گفت «نگرانش نباشید»، نگران شید
« ربات قاتل » « فصل اول » « قسمت نهُم: تمام سیستمها در وضعیت قرمز »
واحد امنیتی، راتی صحبت میکنه
.سکونتگاه ائتلاف آکس امنـه .اثری از سربازهای دشمن نیست
اینقدر حرف نزن. کانال رو مشغول نکن
دریافت شد
گوراتین، پینلی، اوضاع چطوره؟
نزدیکیم
تقریباً
منسا کلاً نباید باهامون میومد
میدونم ولی وقتی تصمیمش رو بگیره دیگه نمیشه منصرفش کرد
والا به خدا، حرف تو کلهاش نمیره
...خیلی - آره -
سکسیـه
سکسی؟ گفتم الان میگی رو اعصابـه
رو اعصاب و سکسی
میشه تمرکز کنیم؟
،واحد امنیتی رسیده به محل ملاقات باید پهپاد رو بفرستیم تو هوا
طبق معمول، وضعیت انسانها قمر در عقرب بود
شاید بهتر باشه بریم اون سمت
واسه همین در مورد نقشه بهشون دروغ گفتم
،اگه واقعاً میدونستن چی تو سرمـه سکته رو میزدن
باید پینلی اون پهپاد رو میفرستاد هوا تا
گوراتین بتونه به عنوان گیرنده ازش استفاده کنه و
از دور سیستم مرکزی گریکریس رو هک کنه
اینجوری میتونیم فرستندهشون رو فعال کنیم و درخواست کمک کنیم
،دقیقاً مثل قسمت ۵۹۹ پناهگاه ماه کوگی همه رو نجات میده». عجب شاهکاری بود»
ولی اول باید کاری میکردم که گریکریس کدهای امنیتیشو بهم بده
گریکریس گذاشتن بهشون نزدیک بشم که واقعاً کارم رو راحت کرد
اگه همون اول تیکهتیکهام میکردن حس میکردم یه احمق تمامعیارم
ولی اون واحدهای امنیتی همچین رفتار دوستانهای نداشتن
بهشون پیام دادم و سلام کردم ولی جواب ندادن
من واحد امنیتیِ مسئول امنیتِ تیم ائتلاف آکس هستم
یه شوک رو حس کردم
یه سیگنال که فرستاده بودن تا ماژول کنترلم رو هک کنه و
از کار بندازه
خوب شد که ماژول من کار نمیکرد
فقط یکم قلقلکم اومد
گمونم میخوای یه ماژول نبرد دیگه روم نصب کنی و
بفرستی تا بکُشمشون
توصیه میکنم همچین کاری نکنی
.«توصیه میکنم همچین کاری نکنی» .خیلی خفن بود
راتی - باشه -
روشون تأثیر گذاشت
انسانها فهمیدن قبل از اینکه واحدهای امنیتیشون کاری بکنن، میتونم اونا رو بکُشم
کسی نظری در این باره نداره؟
میخوام با مشتریهات صحبت کنم
از این خبرها نیست
ولی یه راهحل واسه جفت مشکلهامون دارم
راهحل داری؟
اونا حس میکردن دارن با یه وسیلهای چیزی صحبت میکنن
.همهی واحدهای امنیتی مثل ربات هستن .فقط وقتی چیزی بگی جوابتو میدن
باید یه جوری توجهشون رو جلب میکردم
ماژول کنترل من از کار افتاده
آهای
نقشهمون این نبود ها
حقهست. یکی از بازرسها داره بهش میگه چی بگه
ساکت - حقه نیست -
قبل از رسیدن به این سیاره ماژول کنترلم رو هک کردم
اولش مشتریهام نفهمیدن
اونقدر حق به جانب بودن که
چشمشون رو به روی حقیقت بسته بودن
،حتی بعد از اینکه نقابم رو برداشتم
فقط یکیشون متوجه بود که من چه خطری براشون محسوب میشم
پشمام. میدونستم
اسمش گوراتین بود
چه غلطا؟
اینجاش یکم ریسکی بود
آیا واحد امنیتیشون رو میشناختن؟
...خیلیخب. اون... میشه
خب چی تو فکرتـه؟
در حال حاضر بقیهی اعضای تیمم دارن تو مأموریتتون تداخل ایجاد میکنن
کمک میکنم بگیریدشون و اطلاعاتی که دنبالشید رو به دست بیارید
در عوض، من رو با خودتون از این سیاره ببرید
داره بهمون خیانت میکنه
ولی من رو به عنوان «نابود شده» ثبت کنید
منسا؟ - بله؟ -
میشنوی؟ - آره، شنیدم. شنیدم -
واحد امنیتی. چیکار میکنی؟
چیکار میکردم؟
خب، میخواستم از این سیارهی مسخره برم
به نظرم مذاکره با یه ربات یاغی کار درستی نیست
.فقط یه رباتـه دیگه .میتونیم بعداً بفرستیمش
قبولـه
ولی اگه دروغ بگی، تیکه بزرگهات گوشتـه
موفق باشید. همینجوری دستتنها دوتا از واحدهای امنیتیتون رو کُشتم
خیلیخب، لَت و پارم کردن و یکم هم شانس آوردم
چه اطلاعاتی؟
یه لینک ماهوارهای باز کنید و با سیستم مرکزیتون به
سیستم مرکزی ما وصل شید
گولشون میزنم که اتصال رو باز بذارن
من رو به عنوان «نابود شده» ثبت کنید
بعد اونا رو تحویلتون میدم
پروفسور باردواج، فایروال رو خاموش کن
میخوام بذاری گریکریس وارد سیستممون بشه
...وایسا. الان گفتی که نقشهمون این نبود
نقشهمون همین بود
فقط اینجاشو بهتون نگفتم. بهم اعتماد کنید
باید اعتماد کنیم - آره، ولی نقشه این نبود -
.چارهای نداریم .باید یه کانال باز کنن
بازش کن
بازش کن دیگه
لعنتی. دارن به گریکریس دسترسی میدن
نقشه همین بود - ...نقشهی ربات قاتل بود و -
خفه شو
.باید بهش اعتماد کنیم .نقشهی من رو که گوش نکردی
سفینه رو بذاریم رو هدایت خودکار که صاف بره تو سکونتگاهشون
بعد چطوری میخواستیم فرستنده رو پرتاب کنیم؟
آره، مشکلش همین بود
سیگنال گریکریس داره میاد
کد امنیتیش رو هک کنید و بفرستید برای گوراتین
وصل شدیم
الان وصلت میکنیم، گوراتین
پیدا کردم. کدها رو پیدا کردم
خوبـه. حالا وارد سیستم شو و اون فرستندهی لعنتی رو پرتاب کن
منسا، باید بیای دنبالمون
باشه. به محض اینکه فعال بشه راه میفتم
پهپاد فعال شد
الان فرمان ارسال سیگنال رو میفرستم برای فرستندهی اضطراری
به سیستم مرکزیتون وصل شدیم و تو رو به عنوان «نابود شده» ثبت کردیم
حالا بگو کجان
.واحد امنیتی، دستور داره ارسال میشه .از اونجا برو
شرمنده، دکتر منسا
از اونجا که فرستندهی ،مشتریهام رو نابود کردید
بازماندهها رفتن پیش فرستندهی شما تا دستی فعالش کنن
الان نزدیک سکوی پرتابن - چی؟ -
چی؟ - چی؟ -
واحد امنیتی، ربات قاتل، داری چیکار میکنی؟
کاری که باید انجام بشه
میخوان فرستنده رو پرتاب کنن؟ امکان نداره.
یکیشون یه انسان شدیداً پیشرفتهست
داشتم اغراق میکردم
...اون میتونه. اسمش
میخواستم بگم گوراتین
ولی یادم اومد قبلاً از اون اسم استفاده کردم
شاگامینـه
شاگامین؟
سرباز پرواز شاگامین توی فصل هفتمِ
پناهگاه ماه، توسط مأمورهای پادشاهی شکنجه شد
...شاگامین - کی اهمیت میده اسمش چی بوده آخه؟ -
رهبر گریکریس کمکم داشت مضطرب میشد
واقعاً دلش نمیخواست تا به مشکل شاهدها رسیدگی نکرده
کسی پاش رو روی این سیاره بذاره
در مورد فرستنده دروغ میگه
نمیشه ریسک کنیم - پس احتمالش هست؟ -
اگه یه انسان خیلی پیشرفته دارن که ...میتونه فرستنده رو هک کنه
پس آره، ممکنـه
میخواد اونا رو به کُشتن بده
اگه موقع پرتاب فرستنده
No comments yet. Be the first to leave one.