ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
...آنچه گذشت
!زود باش
!حرکت کن
،هر چی که باهاش روبرویی .قراره دوتایی باهاش روبرو بشیم
.دوسِت دارم
.«من با دشمن همدستم، «کیتی
.داری از خانوادهمون محافظت میکنی
.انتخاب ما مشخصه، دوستان من
.مقاومت کنید یا بمیرید
.یه زن داره گروه رو اداره میکنه
قبل اینکه وارد ارتش بشم .مثل اون رو دیدم
،اگه درست حدس بزنم .سابقا توی «سیا» بوده
...به «کیتی» بگو اطلاعاتش
باید به خساراتی که شوهرش داره .بهمون وارد میکنه، بچـربـه
...اونا یه پایگاه دادهی گسترده دارن
...و مهمتر از اون یه زنی رو دارن
.که میدونه چطور ازش استفاده کنه
اون کیـه؟
.اولش میخوام یه معاملهای بکنم
.شوهرم نباید صدمه ببینه، هیچوقت
.هی رفیق، الان خیلی زوده
.نه، نه، نه، تو همیشه غر میزنی
چه خبر «دی»؟ - چه خبرها؟ -
دی» قراره امروز لبخند بزنی، ها؟»
.اون هر روز این آهنگ مسخره رو میخونه
...فکر میکنم باید یه برنامه در مورد ما بسازن
...اینکه درها رو میشکونیم و
.دهن همه رو سرویس میکنیم
تو چی فکر میکنی «دی»؟
.رو به دیوار
.ما دنبال «مارلا نلسن» میگردیم
.اتاق 201 - .از این طرف -
...بچهها ما درمورد - !سرجاتون بمونید... بشینید -
چه خبر شده؟ - .باید با ما بیای -
چرا؟ برای چی؟
.خودت میدونی برای چی
.نه، ببینید، سوءتفاهم شده
...فقط داشتم از کتاب «بردبری» استفاده میکردم تا
.هی ولش کنید - !خفه شو -
!اون کاری نکرده !ولش کن مرد
!همهتون ساکت باشید
!بشینید سرجاتون همین حالا
!سر جاتون، همین حالا
،خواهش میکنم .من دوتا دختر کوچیک تو خونه دارم
.فقط بهم فرصت بدین توضیح بدم
.هی، بدجوری اون بچه رو کتک زدی
.انقدر نازکنارنجی نباش
.دریافت شد .واحدهای اضافی نزدیک شدن، تمام
فردا چیکار داریم؟
،همون گهکاری همیشگی .تو یه روز متفاوت
.:. ترجمـــــه و زیـــرنـــویـس .:. © Elka © فرشــــاد © Rain Angel © پری ســــا
.خیلیخب عزیزم، بیا انجامش بدیم
میدونی کی دیگه از داروی مخصوص تو استفاده میکنــه؟
کی؟
.مرد عنکبوتی
.نه اینطور نیست
.چرا هست. قسم میخورم
.این چیزیه که اونو بزرگ و قوی میکنه
.یه عنکبوت اونو بزرگ و قوی کرده
میشه بلند شی؟
.خیلیخب
.چسب زخم
.تموم شد کوچولو .عالی بودی
قراره دارومون تموم بشه؟
.نه، قرار نیست
نگرانش نباش، باشه؟
.باشه
خبر جدیدی نشده؟
.همه چی داره مشخص میشه
...سازمان امنیت هر وقت میخواد یه شخص مهم رو
جابجا کنه، از همون افراد .توی همون منطقه استفاده میکنه
،اگه آماده باشیم .میتونیم از فرصتمون استفاده کنیم
کیتی» چطور؟»
...اگه کارش خوب پیش نره
.خوب پیش میره
...پس «لیندزی» داره میاد تا
امروز با تو و «گریس» باشه، درسته؟
.آره
.میخوام که مراقب رفتارت باشی
.چشم - .خیلیخب -
.زود باش - .امروز «سهشنبهی جیرهی غذایی»ـه -
.امیدوارم همگی اون بیرون بهتون خوش بگذره
.صبحبخیر - !صبحبخیر -
.«هی، «هادسن - .خداحافظ عزیزم -
!خواهر زن
چی میکِشی؟ - .یه گربهی کوچولو -
.خوشگل شدی
امروز اتفاق خاصی قراره بیفته؟
.خواهیم دید
بو» گفت میخوای باهام حرف بزنی؟»
.در رو ببند
.با من بیا .میخوام اینو ببینی
این تمام چیزیه که ما در موردِ .نیروی شورشی لسآنجلس میدونیم
فکر میکنی کل این گروهکها دارن بطور مستقل فعالیت میکنن؟
«درسته، بر خلاف چیزی که «اسنایدر .و بقیه بهش معتقدن
مردم یه نیاز روانی دارن ،تا بتونن آدم شرور رو پیدا کنن
،اما با تجربیات من .واقعیت چیز پیچیدهتریـه
خب «جرانیمو» کیـه؟
.سوال خیلی خوبیـه
،هیچوقت منو نمیآوردی پشت پرده چرا الان آوردی؟
،خب، تو مجبور شدی این شغل رو قبول کنی
،اما برای تو دلایل قانونی وجود داره .که این کارو انجام میدی
برای آدمهایی توی موقعیت ما .اخلاقیات چیز پیچیدهایه
،بعد از اشغال من توی عراق بودم
،و با نگاه به گذشته ...ما یه روزنهای از امید و فرصت رو داشتیم
.قبل از اینکه همه چی به گه کشیده بشه
شاید اگه اول به اون پنج نفری که ...موزهی ملی رو
،غارت کردن، شلیک میکردیم
.همه چی فرق میکرد
.شاید هم فرقی نمیکرد
،یه میلیون آدم توی جنگ عراق مردن برای چی؟
...آیا زندگی یه آدم معمولی الان
بهتره یا بدتر؟
،پس الان نیروی مقاومت ...فقط یه مزاحمـه
،اما اگه توی شش ماه ...تمام این گروهها با
،جرانیمو» یکی بشن» .واقعا خطرناک میشه
فکر میکنی میتونن آسیب جدی وارد کنن؟
،خب نه به ملاقاتکنندههای من .اما به ما آره
.به تمام آدمهایی که توی این بلوک هستن
یعنی اگه این نیروی مقاومت ...بطور اعجاب آوری
،یه کار معناداری انجام بده ...اصلا میدونی
چجور مجازاتی از آسمون برامون میباره؟
.هیچ نسخهای از مقاومت موثر وجود نداره
،این فقط یه ایدهآلیسم گمراه شدهست .که در نهایت به مرگ و ناامیدی میرسه
میتونی باهامون بیای، مامان؟
...کلی کار دارم، خرس کوچولو، اما
.متاسفم
.بعدا میام پیشتون
.باشه - .خیلیخب، کوچولوها -
.وقت پارکه
.«خداحافظ خانوم «بومن - .خداحافظ -
...یک
...دو
...سه
...چهار
...پنج
...شش
...هفت، هشت
...نه
.ده
.سلام، من «کیتی بومن» هستم .باید با شوهرم صحبت کنم
.فوریـه
.من خوبم
بچهها چی؟ - .اون بردتش پارک -
.چیزی نیست .اونا اینجا نبودن
.اینجا نبودن
.متاسفم
.ببین، من باید برم داخل - .اشکالی نداره -
زیرزمین رو چک کردی؟
هی، حالت چطوره؟
!عالیم
وقتی این اتفاق افتاده .کیتی» خونه بوده»
.موضوع فقط ترسیدنِ من نیست
.تو روز روشن، چه حرکت جسورانهای
هی، کجا دارن میرن؟
!هی
دارن خونهی منو میگردن؟
.این روال کاریه - .بیا بریم یکم قدم بزنیم -
.میدونی که کارشون چطوریه، رفیق
.فقط بذار کارشون رو انجام بدن .مزخرفـه
،هر چی زودتر شروع شه .زودتر هم تموم میشه
دارن خونهمون رو میگردن؟
.روال کاریشونه - .اینو پیدا کردیم -
...احتمالا این توی بمب بوده
.«یه سکهی قدیمی با «سر هندی
انگار «جرانیمو» میخواسته .پیغامی بفرسته
تعجب میکنم از کجا میدونسته .که من دارم با شما کار میکنم
چیه؟ فکر میکنی دخیل بودم؟
نمیدونم، بودی؟ - جدی میگی؟ -
،هی، هی، هی .بیا آروم باشیم
...«خانوم «بومن
.اسم من «جنیفر مکماهون»ــه
.میخوام که بیاید به ادارهی ما
!امکان نداره - .«مشکلی نیست «ویل -
.نه، مجبور نیستی بیای
.میخواد بدونه کی توی خونهمون بمب گذاشته
.منم همینطور
.ببخشید منتظرت گذاشتم
.خواهش میکنم، بیا داخل
چرا نمیری قدم بزنی، هوم؟
.بذار یه دقیقه با «کیتی» حرف بزنم
.از این طرف
.از این طرف .ممنون، بعدی
...تمام کسانی که وارد «منطقهی سبز» میشن
.باید مورد بازرسی قرار بگیرن - .خیلیخب، برو -
.بیا جلو - ...در هر صورت توی صف بمونید -
.دستها - ،و زمانی که بهتون دستور داده شد ...-
.به سمت دروازه برید
.خیلیخب، بیا جلو
...تمام کسانی که وارد «منطقهی سبز» میشن
.باید مورد بازرسی قرار بگیرن
...در هر صورتی توی صف بمونید - .دستها -
و وقتی بهتون دستور داده شد .به سمت دروازه برید
.برگرد. دستها
...تمام کسانی که وارد «منطقهی سبز» میشن
.باید مورد بازرسی قرار بگیرن
...در هر صورتی توی صف بمونید
و وقتی بهتون دستور داده شد .به سمت دروازه برید
.بریم، یه کیف بردار .راه بیفت
.تو... بعدی. زود باش
No comments yet. Be the first to leave one.