ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
...آنچه گذشت
.از اون لباس یه چیزی برای ما پیدا میکنی
.لعنتی، کار کرد
.این باید پیش میزبانانِ ما باشـه
.اصلا نمیدونستم که این اینجاست
.با اون حرف بزنید، اون اینو آورد پیش من
شما کی هستی؟ - .فقط یه دستیارم -
.نه
.دوران حکومت من داره خیلی زود تموم میشه
.میخوام که رئیست بیاد جای من
در ازاش چی میخوای؟
.حداقل یه شغل درجهی سه در مقامات
.این ستون یعنی اینکه در اردوگاه کار اجباریـه
.خیلی زود برمیگردم
"انگلیس شمالی"
!تکون نخورید
...نمیدونم کیـه؟
.نه، نمیدونم
.نه، نمیدونم اون کیـه
.تاحالا ندیدمش
!کاپیتان
"مادرش رو پیدا کردیم"
.:. ترجمـــــه و زیـــرنـــویـس .:. © Elka © فرشــــاد © Rain Angel © پری ســــا
صبح بخیر "جِیک"، تموم شد؟
.آره، کل شب اینجا رو بررسی کردم
.هیچ دوربین یا میکروفنی پیدا نکردم
.خدا رو شکر
.تو یه ناجیای
.از کمک کردن بهتون خوشحال میشم
کلیدها؟
.ممنونم - .خواهش -
.مراقب باش - ."ممنونم "ویل -
...اگه وقتی پشت کامپیوتر بودی
...یه نفر میومد توی اتاق
...میدونم اما وقتی اسم "برم" رو دیدم
.لعنتی - فرمت ناشناختـه؟ -
فکر کنم فقط با کامپیوتر دولت میتونی .بازش کنی
...اگه این فایل اطلاعاتی در مورد
جایی که "برم" هست و مدت زمانی که اونجا میمونـه داشته باشه چی؟
...در مورد زمان آزاد شدنش و - .میدونم، میدونم -
.ایرادی نداره
میبرمش سر کار، سعی میکنم .اونجا بازش کنم
.گفتی که اون کار مثل یه مار افعی میمونـه
...آره، اما
.منم رام کنندهی مار هستم
.آره
.خونه میبینمت
!فرار کن - !ایست -
!بگیرش
.سه هفته شده
...سه هفته
...هوای کثیف و بدون تهویـه
.و همچنین کنسرو لوبیای آمریکایی
.نمیتونم دیگه اینجا بمونم
.باید به "بروسارد" اعتماد کنیم
."کون لق "بروسارد
فکر میکنی براش مهم هستیم؟
اگه اینطوره الان کجاست؟
.خودت میدونی - .نه، نمیدونم -
.تو هم همینطور
.بچهها، داریم یه چیزی پیدا میکنیم
.یه ذره ایمان داشته باشید
.من خوبم
.خوب به نظر نمیای رفیق
.چیزی نیست که یه تعطیلات کوچیک درمانش نکنـه
.دارم به "باهاما" فکر میکنم
.غواصی تو "جزایر ویرجین" خیلی بهتره
.هی
باید استراحت کنی، چند روزه داری روش .کار میکنی
!هی! خدای من !بیا اینجا کمک کن
.هی، هی، هی، هی
!یا خدا
.4456، موقعیتت رو اعلام کن، تمام
...دریافت شد، دارم میرم
...مظنون دیده شد
.تکون بخور
"کد دسترسیِ سطح دو را وارد کنید"
.بتسی"، دقیقا همون خانمی که دنبالش بودم"
.اوه - .باید یه لطفی در حقم کنی -
در مورد دسترسی به پروندهها به کمکت .نیاز دارم
بچههای بخش فنی دارن از فرصت استفاده میکنن .تا برام پاپوش درست کنن
میشه یه کمکی کنی؟
.نمیتونم - .بتسی"، بیخیال بابا" -
.متاسفم، نمیتونم
.اینجا مثل زمانی که رفتی نیست
...این افراد جدید
.فرق دارن
...جنیفر" سعی داشت" - .هی -
جنیفر" چی شده؟"
میدونی چه اتفاقی براش افتاده؟
.منتقل شده
.اینطوری شنیدم
...اگه بفهمن که قوانین رو نقض کردم
.هی، کسی چیزی نمیفهمـه
.منو میشناسی، من طرف تو هستم
.اگه مهم نبود ازت نمیخواستم
.خواهش میکنم
.ممنونم
.صبح بخیر
شما دو نفر دارید چه نقشهای میکشید؟
..."داشتم به "ویل
.پروسهی کاری سیستم جدید رو یاد میدادم
چرا باید چنین کاری کنی؟
مامور "بومن" اجازهی استفاده از کامپیوتر .رو ندارن
اونوقت چطوری باید کارم رو انجام بدم؟
...اگه چیزی بخوای باید درخواست کتبی
.اونم از راه و روش خودش، بدی
اداره کردن یه سازمان به این روش بازدهی .خوبی نداره
.اما امنیت داره
همچنین اجازه میده هر کسی روی کار خودش .تمرکز کنه
مثلا تو مثل یه سگ شکاری هستی که باید .مجرمین رو دستگیر کنی
دلیلی نداره بیای به یه سگ استفاده از کامپیوتر رو .آموزش بدی
!"کیتی"
دیوونه شدی؟
اصلا میدونی این کار چقدر خطرناکـه؟
اینجا چیکار میکنی؟
.به کمکت نیاز داریم
.بی بی" مریض شده، بدجوری مریض شده"
منظورت چیـه مریض شده؟ - .خون بالا میاره -
.از حال رفته، صورتش زخم شده
بروسارد" چی میگه؟" - .بیرونه، همیشه بیرونه -
.سعی داره ارتباط برقرار کنه
.گوش کن، میدونم چرا اون کار رو کردی
.میدونم سعی داری برگردی پیش خانوادهت
.اما همه چی ریخته بهم
.مثل زندانی توی یه پناهگاه زیر زمین گیر کردیم
..."ایکارت" قاطی کرده، حالا هم "بی بی"
.فکر کنم داره میمیره
چی؟
.باید ببرمش بیمارستان
.نمیتونی این کار رو کنی .نمیتونی
.عکسش تو کل بلوک پخش شده
.میدونم
.اما اون "بی بی"ــه
.نشان لطفا
.برید
!همونجا وایسا
.نشانت رو ببینم
..."میدونستی معاون نمایندهی "لس آنجلس
داره میاد اینجا؟
.نه، نمیدونستم
.اینجا چقدر افسرده کنندهست
."الن" - .آقای معاون -
."مدی کنر"
.قبلا همدیگه رو دیدیم
...دستیار سابق همسر سابقت
.تا اونجایی که یادمـه - .آره -
چی باعث شده این افتخار نصیبمون بشه و بیاید اینجا؟
.یه بازرسی همیشگی
.میخوام ببینم همه چی خوب پیش میره یا نه
.و "مدی" هم میخواد خواهرزادهش رو ببـینه
.یکی از کارگرهای شماست
.اسمش "برم"ــه
."برم بومن"
.تو مرکز پخشـه
.به یه نفر میگم شما رو ببره اونجا
.عالیـه
.ممنونم - .نه، من ازت ممنونم -
.ببخشید
.بفرمایید - .خانم -
...پس تو
حالت خوب میشه؟
.فکر کنم
.خیلی خب
اون؟
اونو آوردی اینجا؟ - .هی، هی -
.اومده اینجا کمک کنه - .نمیتونیم بهش اعتماد کنیم -
."سایمون"، "سایمون"
!هی
.مجبوریم
باشه؟
.اونجاست
بی بی"؟"
.اینجام
این مدت چیکار میکرده؟
.روی اون قطعهای که دزدیدیم کار میکرده
.بومن" هستم" - .هی، منم -
.چارلی" دل درد گرفته" میتونی بزنی بیرون؟
.روز خوبی نبوده
."واقعا حالش بده "ویل
.یه ماشین بیار
کجا داری میری؟
.بچهم مریض شده
مادر نداره؟
.راستی، رفیقت رو منتقل کردم
بتسی" بود، درسته؟"
.ممنونم از اینکه دستش رو برام رو کردی
دستش رو برات رو کردم؟
."دستور و وظیفه"
وقتی "بتسی" به این نتیجه رسید که قوانین ...در موردش صدق نمیکنـه
.فهمیدیم که برای ما مایهی دردسره
.تو این مورد بهت مدیونم
چی شده؟
."بروسارد"
...یکی از افرادش اومد اینجا
.ازم کمک خواست
.تو هم بهش میگفتی که دیگه نیستی
.قضیه این نیست، یکیشون مریض شده
.ویل"، بدجوری مریض شده"
.خب این به تو ربطی نداره
No comments yet. Be the first to leave one.