ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
Soul با افتخار تقدیم میکند
"سارا"؟
چته؟
خوبی؟
آره
بسته رو برگردون یا 70 هزار دلار بده
وگرنه "سارا" رو با خودشون برای ماهیگیری میبرن
نمیتونستم پای "پوپ" رو وسط بکشم اون آزادی مشروط داره
و راستش، نمیدونستم "پوپ" جدید چقدر میتونست کمکم کنه
برای همین...
به "ریف" زنگ زدم، تقریبا تنها گزینهم بود
بدترین روز عمرمه، سرم خیلی شلوغه
میدونی که "بری" فروشگاه زنجیرهای نیست میدونی که؟ درسته؟
- آره - مرجوعی رایگان تا 30 روز؟
- مشکلی نیست، آسونه، نه؟ - شاید فقط دنبال یه راه فراره
- "سارا" میدونه؟ - نه، لازمم نیست بدونه
اگه یکی بخواد بکشتش احتمالا باید بدونه
- ترجیح میدم خودمون حلش کنیم - نظر منم همینه
بیا تمومش کنیم
بیا کارو تموم کنیم و یه کم تندتر برو مرد
- میتونم پیاده شم و ازت سریعتر بدوم - پس بفرما!
این مدل 1976ـه! اون موقع همه کندتر بودن
"اوتر بنکس"
وای! استرس دارم
آره، همهمون استرس داریم، 70 هزار دلاره
- بسته... - آروم باش، همه چی درست میشه
"بری"؟
سلام!
- کجاست؟ - رفیق! یه وضعیت اضطراری پیش اومده
- هی "ریف"! - یه وضعیت اضطراری پیش اومده
- تفنگو بذار کنار - چی میخواین؟
از دیدنتون که اینجا سرک میکشین خسته شدم
بهم استرس میدین، چی میخواین؟
یادت میاد دیشب چیکار کردیم؟
گوش کن، پیدام کردن، قاچاقچیا، پیدام کردن
الانم بستهشونو یا پولشو میخوان
یادت میاد چه بلایی سر "بن رودز" اومد؟
بسته رو پس میدیم وگرنه اتفاقای بدی میفته
بسته رو ردیابی کردن
- کی ردیابیش کرده؟ - "خولیو"
"خولیو"
چقدر میخواد؟
چقدر میخواد؟
70 تا
70 تا؟
یعنی کل سود کار من
- کل پولم، همهی چیزیه که دارم - گوش کن
فقط بسته رو بهم بده
من حلش میکنم، یا پول رو
و هر کی میره پی زندگی خودش
این پول توئه
اینو ببین، نگاهش کن
این پول توئه اونجا اون جت اسکی رو میبینی؟
اون سه نفره رو میبینی اونجا؟ کل روز باهاش تو آب بودم
لعنتی
این پول توئه
با 70 هزار دلار جت اسکی خریدم
معلومه، کارم همینه
بهترین سرمایهگذاری عمرم با سرعت 145 کیلومتر تو آب میره
مثل موشک میره مرد!
شماها فکر کردین صندلی ماساژ باحاله باید سوار اون جت اسکی لعنتی بشین!
پس جت اسکی رو به "خولیو" میدیم
جون من حرومزاده!
همهی چیزیه که دارم
نقشه دومت چیه "جان بی"؟
وقت داره میگذره، میخوای چیکار کنی؟
یه فکری دارم "بری"
چطوره به "خولیو" بگم بسته رو به تو فروختم؟
نظرت چیه؟
و تو مسئولیتشو به عهده میگیری
تو که عاشق "خولیویی"، نه؟
هی "ریف"، باید رفیقتو منطقی کنی قبل اینکه اتفاق بدی بیفته
- گوش کن "بری" - الان داری چرت و پرت میگی
منو نگاه کن، با من حرف بزن نه با اون، استرس داره
- برای همین باهاش کاری نمیکنم - ما با هم تو این دردسر افتادیم
- آروم باش - نه
- همه این کثافتکاری رو میکشونی اینجا - تفنگو بنداز
منظورم دقیقا همینه... وایسا!
- وایسا! - "جان بی"!
لعنتی مرد! لعنتی! گوش کن!
این تیر هوایی بود، بعدی میخوره به خودت
- تصمیمت چیه؟ - هی رفیق
متاسفم، جت اسکی قابل مذاکره نیست
ازش میگذریم
ولی شماها چی میخواین؟ 70 هزارتا میخواین، درسته؟
باشه
میدونم چطور سریع 40 هزارتا گیر بیارین
شاید
و این ایده رو برای خودم نگه داشته بودم
چون تضمینیه
رمز یه گاوصندوق تو "فیگر ایت" رو بلدم
یه گاوصندوق بزرگ، پر از پول
میخوام پول رو با شماها شریک شم؟ معلومه که نه
ولی این کارو میکنم
و نمیذارم مشکل "خولیو" برگرده سمت خودم
چون برمیگرده سمت خودم
کجاست؟
اینجاش باحاله
تو خونه رفیقت "تاپر"
بامزه نیست؟
آره
شما به پول احتیاج دارین
برین برش دارین
پس، میخوایم از "تاپر" دزدی کنیم؟
از بقیه بهتره، نه؟
فکر کنم
اون خونهتو آتیش زد، این اتفاقی بود که افتاد
- گزینه دیگهای داری؟ نه؟ - نه، گزینهای ندارم
اگه جای تو بودم، گاوصندوقو میزدم
کمکم میکنی؟
- من کمکت کنم؟ - آره
نه، کمکت نمیکنم، نه
- چرا؟ "ریف"؟ - به من ربطی نداره
باشه، "تاپر" رفیقمه، از باباش دزدی نمیکنم
هرچند برام مهم نیست، اونا کلی پول دارن
گوش کن
اگه امروز دزدی کنی، میتونم برات موقعیت رو جور کنم
منظورت چیه؟
بعد از ظهر با "تاپر" گلف بازی میکنم
یه مراسم خیریه مسخرهست، باشه، پس...
- وایسا، امروزه؟ - آره، امروز، کل روز
باشه؟ همه ساکنان "فیگر ایت" تو باشگاه هستن، پس...
- پس باید برم... - دارم بهت میگم، آره، پس... الان
این فرصت توئه، باید منو برسونی اونجا
- آره - باید الان بریم
آره، میرسونمت به اون باشگاه لعنتی!
این جزیره واقعا یه اکوسیستم خاصه
از زمان "بریکرز" تا حالا همچین چیزی ندیده بودم
"بریکرز" رو میشناسی؟
آره "دیل"، "پالم بیچ"، درسته؟
اونجا افسانهایه
این ساحل زیبا رو نگاه کن
قراره بترکونیم
- میفهمی چی میگم؟ - میفهمم
- بزن بریم یه نوشیدنی بخوریم - باشه
آدم خودتو اون تو داری، درسته؟ "کامرون"؟
بله قربان، داریم روش کار میکنیم
خوبه، این "تانیهیل" رو برامون تضمین میکنه، نه؟
- دوتا بلادی مری - حتما قربان "زیسی"
حالا، قراره همه این زمینها رو بگیریم و با هم ادغام کنیم
قراره تبدیل بشه به یه بندر لوکس، آپارتمانای شیش میلیون دلاری
دیگه قرار نیست جای میگوگیری باشه، اگه منظورمو بفهمی
نظرت چیه خانم خوشگله؟ قشنگه، نه؟
پابرهنهها کجا زندگی کنن؟
پابرهنهها کجا زندگی کنن...
در واقع، باید بفهمی که من قوانین رو تعیین نمیکنم، باشه؟
من خودم فقیر بزرگ شدم
خب، باشه "دیل"
میتونیم از بحث پابرهنهها و فقر بگذریم
دیدم تو مرکز شهر چیکار کردن
اون شورشها مفید بود، روشنگرانه بود
فهمیدم
دو سال دیگه، یه گیت امنیتی برای ورود به محله فقیرنشین هست
درست مثل ورودی "فیگر ایت"
قراره منطقه خصوصی بشه
به هیچکدوم از اینا نیاز نخواهی داشت، شماها چی میگین؟
دو قبیله و یک جزیره
قراره بشه یک قبیله و یک جزیره
و نه تو، نه من و نه خدای بزرگ نمیتونیم جلوی اینو بگیریم
روند روزگار همینه
عزیزم...
این نوشیدنی میموسا خودش پر نمیشه، ممنون
میشه لطفا یه لیوان دیگه براش بیاری
چه بیادبه
واقعا
"کلیسای سنت پل مراسم یکشنبه ساعت 10:00"
"مسیح" موضوع این عیده
یادمون نره که چرا تو این روز زیبا اینجا هستیم
و به همهتون یادآوری میکنم
که موضوع این مراسم فداکاری اونه
و وقتی به صلیب کشیدنش...
به پدرش گفت: "ببخششان چون نمیدانند چه میکنند"
خواهش میکنم! نه "جیجی"، خواهش میکنم!
خواهش میکنم! نه "جیجی"، خواهش میکنم!
حالت خوب میشه
تو در امانی، با من بمون، خواهش میکنم
دوستت دارم "کی"
کمک!
و بعد از سه روز...
از مرگ برخاست
- آمین - آمین
پس بیاید فداکاری او را فراموش نکنیم
و عشق و خونی که برای ما ریخت
"آقای سان: میتونی یه سر به کتابخونه بزنی؟ یه چیزی در مورد (جیجی) دارم"
این براش مفید بود
کمکش میکنم
تا سعی کنه یه چیزی بفهمه
میخواستین منو ببینین؟
تو قسمت اشیاء گمشده پیداش کردم
میخواستن بندازنش دور
میدونم که باهاش صمیمی بودی
ممنون
قبل از اینکه بری، میخوام یه چیزی ازت بپرسم
شنیدم مردم حرف میزنن
راسته که تاج آبی رو دیدی؟
شما در موردش میدونین؟
من همه چیز مربوط به "دنمارک تانی" رو میدونم
وایسا، "دنمارک" چه ربطی به تاج آبی میتونه داشته باشه؟
"بلکاستون" مزرعهی دیگه جزیره بود
و شایعاتی در مورد آثار دزدیده شده از "مورات" وجود داشت
No comments yet. Be the first to leave one.