ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
آنجه در بيعت تماشا کرديد
اول، اون يارو سعي کرده
با متهم کردنش به خيانت حرفهشو نابود کنه
حالا اون همراه جذاب کمپين باباشه؟
دستيار کميسر کمپبل
پشت سرت ايستاده
بخاطر حرفه خودت
!داري با يک مجرم، معامله ميکني
!هرکاري که کردم، بخاطر محافظت از اين خانواده بوده
اينهاش
من براي به پاي عدالت کشوندن کمپبل، از پاي نميشينم و
اين کارو ميکنم
حتي اگر به معناي عمل کردن برخلاف ميلت باشه
اين چيزي نيست که بتونه اتفاق بيفته
چي نيست؟
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu
....::::ترجمه : پـریـســـا یادکــــوری::::.... telegram : @subforu
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
ماوي چي؟
عاشقشم
قهوه صبحگاهي در لانايي
....دوش آب گرم شخصي خودمون
رومانتيکه
موسيقيش، زيباست
پول خرد اضافه داري؟
چي شده؟ بابي؟
بابي؟
بابي؟
يک نفر کمک کنه! کمک
من دکتر هستم- !کمک-
خيلي خوب
حالت خوبه
...آره، اما اگه فقط ميتونستي بقيه عمرت
يک غذا رو بخوري چي؟
يک غذا؟
ميلکشيک
اگه ميتونستي به هرجايي از دنيا تلهپورت بشي چي؟
شاندگار
اونجا يک سنگباغ زيبا داره
مامانم هميشه ميگفت منو به اونجا ميبره
...خيلي خوب، اگه
من بايد برم
اگه مجبور نبودي، چي؟
اگه مجبور نبوديم يک راز باشيم چي؟
خوب، ميتونستيم به زندان بيفتيم
اينو که يادته؟ درسته؟
...آره، اما اگه
...اگه ما فقط
از چيزي که داريم لذت ببريم چي؟
اون در عرض چند دقيقه از خونريزي، مرد
کاري از دست برنميومد
تو ديدي چه اتفاقي افتاد؟
نه
نه، پيش يک بيمار بودم
صداي جيغو شنيدم و سمتش دويدم
بابت زماني که گذاشتيد، ممنونم دکتر
...در صورتي که هرکدوم از بيمارانتون چيزي ديده بودند
چي داريم؟
بريدگي عميق از طريق کاروتيد
يک بريدگي طولاني اما باريک درست بالاي اونجا
شايد يک اينچ بين اين دوتا
زخم چاقو نيست گلوله است؟
هيچوقت چنين چيزي نديده بودم
وقتي تنسيل يک نگاهي بندازه اطلاعات بيشتري به دست مياريم
خوب، متوفي رلبرت ويلسون، پنجاه و شش ساله است
اون نگهبان مرکز اصلاح دره فرايزر بود
جورجيا بريجرز ...سرپرست زندان
وقتي تير خورده باهاش بوده
ممنونم، گبي
خواهش ميکنم
خواهش ميکنم، پول خرد داريد؟
!سامي؟
ببخشيد؟
سلام
من کارآگاه سوهال هستم
سابرينا
مثل اون جادوگره؟ قدرتهاي جادويي داري؟
اسمت چيه؟
دانا
از ديدنت خوشحالم، دانا
ديدي چه اتفاقي افتاده؟
نه
چرا؟ کسي مرده؟
متاسفانه، آره
اينجا، آدمهايي زيادي ميميرند
...من ديدمشون، ديدمشون
...توي آسمون
...توي آسمان شناور بودند
سامي... اون ارواحو ميبينه
آره، شايد اون هم قدرتهايي جادويي داشته باشه، هان؟
گرسنهاي، سامي؟
ممنونم، دانا
اونها قراره کجا برند؟
مردم بيشتر نگران ساختمانهاي فانتزي هستند
تا اينکه نگران مسکن حمايتي باشند
اون ساختمانها، دوربين امنيتي دارند
شايد اونها فيلم قاتل نامرئيمونو گرفته باشند
به جيليان ميگم يک فراخوان عمومي بگذاره
ببينه احتمالا کسي عکس يا فيلم گرفته؟
خيلي خوب
جورجيا؟
سلام
من کارآگاه کالاني هستم
ميخواستم بدونم شايد
درباره اتفاقي که امروز افتاد گپ بزنيم
کسي بهت نزديک شد يا از کنارت رد شد؟
فکر نکنم
...اين موسيقي پخش ميشد
...سرمو فقط براي يک دقيقه
....برگردوندم
اين نزديکيها قرار ملاقات داشتيد؟
نه... فقط صبحانه خورديم
و اون، کجا بود؟
هتل سيويک
و آدمهاي ديگهاي هم اونجا بودند؟
نه.... فقط... فقط ما بوديم
وقتي هتلو ترک کردي
حس کردي
که شايد يک نفر داره تعقيبتون ميکنه؟
نه
هيچکدوم از زندانيهايي که اخيرا آزاد شدنو ميشناسي
دوست داشته باشند نگهبانو نابود کنند؟
...فقط يک نفر به ذهنم ميرسه
برت اندرسون
اون چند هفته پيش بيرون اومده
...بابي اونو توي انفرادي گذاشته بود
بيشتر از يک بار
به نظر میرسه تو و نگهبان رابطه صميمياي داشتيد
اون رئيس خوبي بود
و فقط يک رئيس بود؟
نه
دو سال، باهم بوديم
همين يک ماه پيش همسرش فهميد
به زندان اومد و منو و
بابيو، تهديد کرد
اون گفت اگه رابطهمونو تمام نکنيم اون تمامش ميکنه
و مطمئني تا ساعت نه و نيم پيش تو بود؟
خيلي خوب بابت زمانيکه گذاشتي، ممنونم
يک نگهبان؟
ماجرا داره داغ ميشه
همين الان هم تماسهايي از BCTV و تايمز، دريافت کردم
زنداني، برت اندرسون مدارک و شواهد محکمي داره
که ديشب توي بار، در حال دعوا بوده هنز هم در بازداشته
و همسرش؟
همين الان با همسايهشون خانم هيلتز، صحبت کردم
اون از ساعت هشت تا نه و نيم باهاش، قهوه خورده
نگهبان حدود ساعت ده به قتل رسيده
پارک، حدود نيم ساعت با خونه اونها فاصله داره
و اون از کجا ميدونسته همسرش کجاست؟
ميتونسته رسيدي از هتل سيويک دريافت کرده باشه؟
شايد پيامي روي گوشيش ديده تا اونجا تعقيبش کرده؟
پس... حسادت... انتقام؟
اگه مال من نباشه، مال هيچکي نميتونه باشه
حتي اگه ميخواسته بميره و ميدونسته که اون کجا بوده
چطور اين کارو بدون ديده شدن، انجام داده؟
!تير و کمان
يک دقيقه طول کشيد تا فهميدم
يک کمان ترسناک هست
خوب، اساسا اسمش، صاعقه است
...پيکان شکاري
...اين نوکش که اينجاست
باعث خفگي شده
يکي از تيغههاي کناريش باعث بريدگي شده
براساس زخم کمان از سمت چپ به سمت راست
با سيري نزولي، پرتاب شده
...قضيه سلاح مرموز، حل شد
حالا فقط بايد قاتلو پيدا کنيد
بوي کیک شهریار کام حس ميکنم
بخاطر همينه که از به اينجا اومدن، متنفرم
شرط ميبندم اين توجيه ميکنه که چرا هيچکس چيزي نشنيده
ساکت و مرگبار
دوستم، مکس از يکي از اينها براي شکار آهو استفاده ميکنه
شتابي بهاندازه يک گلوله مگنوم دارهa .357
پس قاتلمون ميتونه يک شکارچي باشه
يا يک کماندار
يا سلاحي که دستيابي به اون، خيلي آسون بوده
هر آدم هجده ساله يا هجده ساله به بالا ...ميتونه يک تير و کمان بخره
نيازي به مجوز نداره نيازي به ثبت نام نداره
چقدر يادگيري به هدف زدن سخته؟
مکس با تماشاي چندتا ويدئوي آنلاين، ياد گرفت
اوه، پس همسرش ميتونسته اين کارو بکنه؟
يا کسيو اجير کرده که اين کارو براش بکنه
جيليانو ميارم
تا محدوده تيراندازيو محاسبه کنه و ليستي از اعضا دربياره
و خريدهاي تيروکمانو بررسي کنه
شهردار
دوباره ديدي؟ حسش ميکني؟ گرما رو
گرماي شديد
حالا که ميدونيم دنبال چي هستيم
برو اون پيکان لعنتي ترسناکو پيدا کن
ميبيني؟
اين زاويه تندو ميبيني؟
خيلي خوب از اونجا
با سير نزولي به سمت گردن نگهبان پرتاب شده
بهم خبر بده اونجا خوبه؟
ميخواي براي تو هم کفشهاي جديد بخرم، هان؟
حتما، دکتر
واي! نگاهش کن خيلي خوب آشپزي ميکنه
بفرماييد
No comments yet. Be the first to leave one.