ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
آنچه گذشت...
اون پسر بچهای که چند روز پیش اومده بود و میخواست
جرمی رو گزارش کنه، یادته؟ بر حسب اتفاق
فرمی رو که امضا نکرد؟ - بریجر رایان -
بیا اینجا ببینم - بریجر گمشده -
نگرانم اتفاق بدی براش افتاده باشه
چیزی دستته که برای تو نیست
و داداشت پیش منه
دوست دارم باهات معاملهای کنم
کیفهایی که از محل تصادف برداشتی رو برام بیار
یه ساعت وقت داری
مطمئنی نمیخوای من ترتیب هاروی رو بدم؟
نه. بهتره من انجام بدم
نذار کسی از این جاده بالا بیاد
مدی، تو از پشت برو و سعی کن برامون وقت بخری
من و مکس، بریجر رو پیدا میکنیم
و بعد سعی میکنیم عامل حواسپرتی ایجاد کنیم
باشه. بیاین بریم
میدونی وقتی هاروی رو دیدی چی باید بهش بگی؟
اه!
خیلی طول کشید تا بیای
کجاست؟ - اول داداشم -
بیا داخل
وای خدای من! بریجر، حالت خوبه؟
اوهوم
باید چسب رو بکنی. داداشم آسم داره
بچهی بیچاره
اینقدر چرت و پرت گفت که سردرد گرفتم
اگه چسب رو بکنی، بهت میگم کیفها کجان
چیزی بهش نگو - خفه شو! یالا بگو -
تو جنگل گذاشتمشون
میتونم راهو نشونت بدم
بهتره دروغ نگفته باشی
زندگیت به همین بستگی داره
هی! بکش کنار!
و همینطور زندگی اون
لطفا - فهمیدی؟ -
یالا. بیا بریم
جایی نرو
خب، کیفها کجان؟ - همین پشت خونهان -
خیلی خب، عجله کن
خیلی خب، خیلی خب، یالا. بیا بریم
یالا
وای خدا، چیکار کنیم؟
من میرم دنبالشون تا مطمئن شم اتفاقی نمیفته
تو برو سراغ بریجر
اه!
کجاست؟
اه!
حالت خوبه؟ - از این بهترم بودم -
اون کیه؟ کی به هاروی خبر داد؟
همون لحظهای که تانیا فرار کرد، میدونست دستش رو میشه
لعنتی. باید پشتیبانی بگیرم
«آسـمـان بیـکـران»
مکس! عجله کن. مدیسون رو با خودش برد
هارپر رفت دنبالشون
چاقو رو بیار. تو آشپزخونهست
اون حرومزاده رو میکشم
مکس، شوخی میکنی؟ بدو دیگه - نمیبره -
یالا! منو آزاد کن!
معاون؟
در خونهت بازه!
کسی خونه هست؟
: مترجم « SubMatrix »
صبر کن ببینم. این همون زنیه که کنار رود بود
چی؟ - صحنهی جرم -
همون جایی که داشتن جنازهها رو از رود میاوردن بیرون
اونجا بود. داشت نگاه میکرد
خیلی عجیب بود، پسر - میدونی یعنی چی؟ -
هاروی تنها کسی نیست که میدونه
پول و مواد هردو دست ماست - الان برام مهم نیست -
باشه؟ قبل از اینکه فاجعهای بشه، باید مدیسون رو پیدا کنیم
بله؟
یه چیز خیلی عجیبی اینجا جریان داره، دانو
تو خونه بهت نیاز دارم
الان شرایط مناسبی ندارم
سرت شلوغه؟ - آره -
خب، کاراشونو انجام بده و بیا پیشم
باید خیلی سریع همه چی رو راست و ریس کنیم - باشه -
یالا
از این قدم تو زدن تو طبیعت واقعا خسته شدم
مطمئنی گمنشدیم؟
نه. همینجاست
باشه. هی، مراقب باش
ممکنه منتظرمون باشه تا خودمونو نشون بدیم
نمیشه که همینجا بشینیم
ببین. من الان از نشون استفاده میکنم. باید از روال کاری پیروی کنم
جنی، اگه الان رفته باشه هر جایی که میخواست بره
داریم فرصت بزرگی بهش میدیم - باشه. اول من میرم -
پوششم بده - صبر کن. نه -
قبلا یه بار بهخاطر من تیر خوردی
نمیذارم دوباره این اتفاق بیفته
من اول میرم
مهمون من باش
من میرم بیرون - نه. صبر کن -
هنوز تو خونهست
خواهرم اون بیرونه. یالا
عجیب نیست؟
پوکهی فشنگ
چشای قویای داری
کلی جا برای پناه گرفتن هست. ممکنه هرجایی باشه
آروم آروم میریم بالا
ماشین پلیس و گوشی هاروی تو خونه بودن
باید نزدیک باشه
ماشینمون رو تکون دادی؟
آره. تو یه جاده فرعی گذاشتمش
خب، اگه اتفاقی اون خانومه رو تو جنگل ببینیم چی میشه؟
فقط باید امیدوار باشیم که میتونیم سریعتر از اون بدوییم
مدی
از اون طرف رفتن
عجله کن
دروغ نمیگم!
پس نقشهت چی بود...
منو کشوندی اینجا تا پلیسا سر برسن؟
دیگه تکرار نمیکنم. کیفها کجان؟
حرومزاده
صدای تیر از کدوم سمت اومد؟
نمیدونم
اونجا - خیلی خب، یالا -
دفعه بعد، خطا نمیزنم!
وقتت تموم شد
هی!
تو دیگه کدوم خری هستی؟
!ولش کن - کیف رو بنداز -
اگه کیف رو میخوای، اول بذار دختره بره
میبینم اعتماد به نفست به سقف چسبیده
کیف رو نندازی، یه تیر حرومت میکنم!
مدیسون، هی! مدی، مدی
بیاین گورمونو از اینجا گم کنیم! یالا
کافیه!
تو دیگه سگ کی باشی؟
فرار کنین!
یالا، هارپر! بیا بریم! یالا!
منطقهی اطراف رو بگردید! جنی هویت رو پیدا کنین
بله، قربان!
محدوده امنیتی تشکیل بدین...
لعنتی
انگار یه نفر پیش دستی کرده
کی؟ - سوال خوبی بود، دانو -
همین برامون کافیه. بیش از حد کثیفکاری شده
ولی کثیفکاری ما که نیست
اوهوم
باید همین الان بریم
چرا پلیس ایالتی داره پرونده رو به عهده میگیره؟
هنوز حتی تحقیقات درست حسابیم نکردیم
روش جالبی برای سلام کردن بود
خیلی زوده که تسلیم بشیم
و من حس میکنم نزدیکم
بیا فرض کنیم که هاروی، سم بزرگه و رینگو رو کشته
دید فرصت مناسبی داره ازش استفاده کرد. درسته؟
ولی چرا تانیا رو دزدید؟ با عقل جور در نمیاد
الان وقتش نیست، جنی
ببین. هاروی تنها کار نمیکرد
پوکهی فشنگی که پیدا کردیم به هیچکدوم از
تفنگهای ثبتشدهش تعلق نداشت
و یه نفر دیگهام تو خونه بود...
شاید بیشتر از یه نفر - تا اسم یا مدرک عینی بهم ندی -
از دستم کمکی ساخته نیست
اگه وقت بدی کارمو انجام بدم، اسمم جور میکنم برات
نمیتونم - میتونی ولی نمیخوای -
و نمیفهمم چرا - بیا داخل -
بعد از کار خطرناکی که کردی چطور جرئت میکنی با بی ادبی
وارد اینجا بشی و قضاوت کنی
داری کم کم بار اضافی میشی، جنی
یه قدم اشتباه دیگه برداری، اخراجت میکنم
نمیدونم چه خبره
میدونم داری با بازنشستگیات حال میکنی
ولی هیچوقت نمیدونستم پلیس تنبلی هستی
کنار گذاشتن این پرونده تنبلی حساب میشه
چارهای نداشتم!
هاروی یکی از افراد منه
همهی کاراشو بیخ گوش من انجام داد
بحث تضاد منافع هست
وقتی پای شغلم وسطه، نمیتونم بی طرف باشم
...من - ولی من میتونم -
میدونی قراره چی بشه؟
این پرونده میره تو جعبه و فراموش میشه
اگه حق با من باشه، اگه هاروی واقعا برای کارتل کار میکرده...
تانیا و احتمالا افراد دیگهای هنوز در خطرن
اگه حق با تو باشه،
بازرسهای ایالتی یه چیزی پیدا میکنن
تا اون موقع، دست نگه دار
فهمیدی؟
نه. نفهمیدم
ولی تو رئیسی
سلام. تراویس هستم
پیام بذارین
کجایی؟ بهم زنگ بزن
هی، چی شده؟
اون نگاهو داری
هرچی بیشتر به داستان تانیا فکر میکنم
سوالای بیشتری به ذهنم میاد
خب، نمیخواستم چیزی بگم
ولی وقتی تو دفتر قدام گذاشت
انرژی عجیبی ازش گرفتم
سعی کردم باهاش تماس بگیرم ولی گوشیش هنوز خاموشه
باید یه سر برم خونهش
من امروز رفتم
مدیر ساختمون گفت با دوستش زندگی میکنه
حداقل میدونیم جاش امنه
No comments yet. Be the first to leave one.