ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
آنچه گذشت...
از اینجا میریم - میدونستم ولم نمیکنی -
چه غلطا؟
این بچهها تو این ماجرا نقش دارن
شهادتشون من رو به دستگیری چند نفر نزدیک میکنه
حالا که تیلاک پول رو برداشته، مشکل جدیای داریم
و کارتل تا پیداش نکنه دست بردار نمیشه
ما اینجا کسب و کار راه نمیاندازیم
بهتره به بابا زنگ بزنم
آمار و ارقام رو باهاش درمیون بذارم. ببینیم نظرش چیه
اگه جات بودم، این کارو نمیکردم - چرا؟ -
میترسی ایدهی خوبی باشه؟
خوشش نمیاد کاری رو ازش مخفی کنی
به "مونتانا" خوش اومدی، بابا. یه نقشهای دارم
دقیقا همینجا تو "هلنا" یه مرکز تولید و
توزیع میسازیم
عالیه، جگت بهت که گفتم -
یه حسی بهم میگه ولف لگارسکی به رونالد ارتباط داره
مزرعهی ولف کجاست؟
ملاقات دوستانهای در کار نیست
کجاست؟ - اگه میخواین کمک کنم تا -
پیداش کنین، باید اسلحهتونو بیارین پایین
چطوره اول بهم بگی پولم کجاست؟
دست تیلاکه - اگه بذاری کارمو کنم -
نیازی نیست دستمونو کثیف کنیم
مامان، این داخلی؟
سلام، مکس - اتفاق بدی برای مامانم افتاده -
من...
مکس؟
ریچل؟
رونالد این بلا رو سرت آورد؟
اون و... اسکارلت
همسرم رو کشتن. منم به حال خودم ول کردن تا بمیرم
به یه فراری پناه داده بودی
فکر میکردم میتونم درمانش کنم
رونالد پرگمن رو درمان کنی؟
شنیدین که چی گفتم. باور کنین میدونم چطور به نظر میرسه
اصلاً چطور رونالد رو گیر آوردی؟
با سندیکا یه توافقی کردم
برادرت با اونا کار میکرد - آره، درسته -
قانع کردنشون برای اینکه رونالد رو بدن دستم اصلاً کار آسونی نبود
مجبور شدم ضمانتهای بهخصوصی بدم
چرا؟ چرا باید چنین کاری کنی؟
فکر کردم میتونم شیطان رو بیرون کنم. خراب کاریهای برادرم رو درست کنم
رونالد ساختهی دست ریک لگارسکی نیست
حمایت میکرد
تشویقش میکرد
باشه دیگه. من گزارش میدم
اگه بتونم کمک کنم پیداش کنین چی؟
کمکت رو نمیخوایم
چرا، میخواین. فقط نمیدونین
پیداشون میکنیم - راستش، نمیتونین -
بدون کمک من، عمراً پیداش کنین
میدونم کجاست و کجا میخواد بره
جفتشون. از اسکارلت هم باخبرم
باشه. پس بهمون بگو
کَسی، وقت تلف کردنه. داره بازیمون میده
من بازی نمیکنم - آره، به هر حال -
گزارش ماشین و دستور بازداشت میدم
خیلی خب، بفرما
مطمئنم رونالد کاری که توش ماهره رو انجام میده
اگه بدونه دنبالشین
محاله بتونین دستگیرش کنین - گفتی زخمی شده؟ -
خیلی ناجور، زخم کشندهایه
ولی اسکارلت نمیذاره بمیره. مطمئنم
پس بفرمایین
دور و بر رو نگاه بندازین. برای خودتون تار مو پیدا کنین
با من صحبت کنین. من که اطلاعاتی نمیدم
چی میخوای؟ - کَسی -
نه، میخوام بشنوم. چی میخوای؟
یک...
برای تمام اتهاماتی که قراره بهم بزنین
مصونیت کامل میخوام
و دو...
کمک کنین همسرم رو دفن کنم
و بعدش میبرمتون پیش رونالد
یالا. راه برین
یکی یکی پلهها رو برین پایین
نه مواد دست ماست نه پول
اگه این چیزیه که میخوای
نه، نه، بهش دست نزن
!برو عقب - نه، بهش دست نزن -
بیا - خواهش میکنم، لطفاً -
لطفاً بهش صدمهای نزن - بجنب -
خواهش میکنم - تو یکی بشین -
التماست میکنم - پاهات رو بنداز بین اون حلقهها -
دستاتم بکن تو اون یکی. سریعتر
نه
نه، نه!
ما کدوم گوری هستیم؟
هی - !مکس -
!جوابم رو بده - !مکس -
دختر نو جوونی. مگه نه؟
کلی فیلم خانواده محور
برای جفتتون دارم
از "دیک ون دایک" بگیرین تا
"داک داینستی" و "واندر ایرز"
نباید زیاد بد باشه
صبر کن. صبر کن. خواهش میکنم
نمیتونم
حالا اگه دوست پسرت با چیزی که انتظار میره سروکلش پیدا شه
بعدش میتونیم صحبت کنیم
ولی تا اون موقع، از فیلم لذت ببرین
!نه - !نه، لطفاً -
لطفا! خواهش میکنم!
« آسـمـان بیـکـران »
: مترجم « SubMatrix »
اوه، آفرین، احسنت!
این آخر آهنگ نیست
با نُت می تلفیق میشه
یه چیز میتونه در عین ناقص بودن، زیبا باشه
مگه نه، ویر؟ - نه، راست میگه -
زیادی "روباتو" داره (کوتاه یا بلند کردن نتها)
قبلا بینقص اجراش میکرد
باید بیشتر تمرین کنی
بابا
دوست پسر رن، استون، اومده
گفت حرف داره
استون؟ - بررسی شده -
رئیس جدید بخش توزیع
دیتریک رو گذاشتی کنار؟
نه هنوز
چاقوی تیز سریعتر کارت رو راه میاندازه
استون هستم
بابام دوست داره اول اطلاعات بشنوه
خوش و بش بمونه برای بعد
خیلی خب، باشه
همهی توزیع کنندههای دیتریک رو راضی کردم تا همکاری کنن
ما قبلاً همو ندیدیم؟
نه، قربان. اگه دیده بودیم، بهجا میآوردم
حالش خوب میشه؟
حتماً
فقط باید یکم کمک بهش برسونیم
من مُردهم؟
تو مرحله بین مرگ و زندگی هستی...
نه اینجایی نه اونجا
ولی تو مُردی
هیچکس واقعاً نمیمیره، رونالد
تو باید اینو خوب بدونی
اسکارلت بدون من چیکار میکنه؟
مشکلت همینه، رونالد
نظر بقیه مردم خیلی روت تاثیر میذاره
مخصوصا خانومها
نقطه ضعفته. با مامانت شروع شد
اون دخترای نوجوون خراب
و حالا اسکارلت که
معنای جدیدی به ناهماهنگی درونت میده
دربارهاش اینطوری نگو
اون زن خاصیه، رونالد
خاص و توانا
رازش رو میدونی؟
عجیب و غریبه! معجزه واقعیه
هی!
برادرمم اینطوری بود. برای عشق احمق بود
تو هیچی درباره عشق نمیدونی
عشق یه مفهوم ساختهی بشره
یه افزایش موقت تو دوپامین یا اکسیتوسین بود؟
یادم نمیاد مریلی تا حالا گفته باشه
موقع سوگند خوردن تو مراسم عروسی
با چکش زد تو سرم ولی این کارو کرد
و در عین حال عاشقم بود
یا حداقل میگفت عاشقمه
ما کسایی که عاشقشونیم رو میکشیم، رونالد
بعضی وقتها، بهمعنای واقعی کلمه میکشیم
ولی خودت اینو میدونی
امیدوارم تو جهنم بپوسی
الاناست که دیگه تو ام بهم ملحق شی
زیاد بد نیست
رونالد؟
رونالد؟ رونالد؟!
رونالد، نباید بیهوش شی
هی
چیکار میکنی؟ چی... چیکار میکنی؟
یکی از دخترایی که مواد کارتل رو پیدا کرده بود
امشب همراه مادرش، دوست دختر تیلاک،
دزدیده شد - صبر کن ببینم. چی شده؟ -
نمیدونم
ولی مطمئنم خونواده بولار میدونه. باید برم داخل
نه، جنی. از این خبرا نیست
فهمیدی؟ اینطوری هویت من رو لو میدی
دوتا خانوم دزدیده شدن!
اصلاً نباید الان باهات صحبت کنم
و تازه، رن و جگ کل شب داخل خونه بودن
امکان نداره بدونن جریان چیه
من... گوش کن
من گند زدم، جنی
تیلاک
چیکار کردی؟
هوم
هی، آنیتا. برادر مورد علاقهات اومده
سلام! کادو گرفتم
چیکار کردی؟ - هیچی -
میشه بیام داخل؟ - نه -
فقط برای یکی دو شب یه جای خواب نیاز دارم بعدش میرم
نگران نباش. رابطه من و بروس خوبه
کی گفته؟ هنوز بهخاطر اون لاکپشت عصبانیه
وای خدا. من که نکشتمش
جواهرات چطور؟
خب... قرض گرفتم
هنوز منتظرم پس بدی
No comments yet. Be the first to leave one.