ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
هی، میشه یه لحظه باهات حرف بزنم؟
اگه دربارهی مزرعهی پیترسونه
.نظرم عوض نشده نمیخریمش
طویله رو هم توی "ایر بیانبی" کرایه نمیدیم سایتی که مردم در آن مکانهای اقامتی کرایه میدن) (و اشتون کوچر از سرمایهگذارانش هست
.در مورد هیچکدومشون نیست اگرچه پایهی هردوشون هستم
ولی اگه توی تبلیغات بنویسیم "تجربهی مزرعهداری ساده"
اونوقت مردم پول میدن که روی یونجهها بخوابن و تپالههای گاو رو تمیز کنن
خیلی خب. سوالت رو بپرس
ولی هنوز قهوهام رو نخوردم
واسه همین مثل همیشه سرحال و شاداب نیستم
خیلی خب
...وقتی از مامان درخواست ازدواج کردی از کجا فهمیدی زمان درستشه؟
آره، به نظرم میشه طویله رو توی "ایر بیانبی" کرایه بدیم
.بیخیال ...جدی میگم، مثلاً
لحظهی خاصی بود یا همچین چیزی؟ یا از قبل میدونستی؟
فکر کنم قسمتی از من میدونست
ولی یه روز
توی چراگاه بودیم و مامانت داشت به پاهای یه گوساله نگاه میکرد
و اون لامصب سعی کرد با لگد بزنتش
به موقع جا خالی داد
ازش پرسیدم میخواد کمکش کنم یا نه
.گفت نه نه، خودش میتونه
رفت جلو و گوشهای گوساله رو گرفت و گفت
"!دیگه تمومش کن"
...به هر حال، اون موقع من
میدونستم که مامانت و من قراره ازدواج کنیم
تو فکری از ابی درخواست ازدواج کنی؟
آره، قبل از اینکه اون جریانات با هدر اتفاق بیفته میخواستم ازش درخواست کنم
ولی الان نمیخوام فکر کنه که به خاطر این ....ازش درخواست میکنم
میدونی، به خاطر جریان هدر
آره
بذار اینو ازت بپرسم
میتونی زندگیت رو بدون ابی تصور کنی؟
میتونم بدون خیلی چیزها زندگی کنم
ولی بدون ابی نه
یا بدون ایکسباکس
ابی و ایکسباکس
ابی و ایکسباکس و ماسک صورت زردآلو
.به نظرم باید با ابی ازدواج کنی اون زن جوان معرکهایه
از طرف دیگه
مطمئن نیستم که برای ابی به صلاح باشه که باهات ازدواج کنه
میدونم، اون محشره
تنها مشکلش اینه که عاشق منه
این باعث میشه روی قضاوتش شک کنم
حلقه داری؟
یکی داشتم
مجبور شدم بفروشمش تا پول دکترهای هدر رو بدم
ولی یه فکری براش میکنم
امانتفروشیها عادت دارن یه مدت حلقهها رو نگه دارن
مثل تفنگها و سلاحهای گرم و شمشیرها نیست
.خیلی خب، انگار صحبتمون تموم شد منم دوستت دارم، بابا
تا حالا شده خفهخون بگیری؟
آره، توی کلیسا یا موقع خوندن سرود ملی
یا وقتی که پلیس میگه "حق داری سکوت اختیار کنی"
بیا
این چیه؟
این حلقهی مامانه - آره -
قبل از اون مال مادربزرگت بود
به نظرم ابی عروس خوبی واسه بنتها میشه
ممنون
یا الان بغلت میکنم یا تو عروسی
پس نگهش میدارم
قراره بغل خوبی باشه
حلقهی قشنگیه
احتمالاً میفروشمش تا یه حلقه و یه شمشیر بگیرم
آره
واقعاً امیدوارم جواب رد بده
هی، بابا
نمیتونم منتظر بمونم
آره، فکر نکنم مشکل مهمی باشه
احتمالاً به خاطر چیزیه که خورده
یکی دو روز دیگه میام و به تاکر سر میزنم تا ببینم چطوره
اسم اون دریک هستش. تاکر سگ قبلیمون بود
ده ساله که مرده
...اوه، آهان
،خب، در مقایسه با تاکر دریک اوضاعش روبراهه
روزی یه بار یکی از اون قرصهای ضد حالت تهوع رو له کن و بریز تو غذاش
شارلین قرصهای قلبم رو میریزه داخل شیرینی فیگ نیوتن
قرصهات رو نمیخوری؟
نه. نه، مرتب میخورمشون
ولی این تنها راهیه که میذاره فیگ نیوتن بخورم
سلام، برندا - سلام، آقایون -
.از دیدنت خوشحالم، دیل واسه شام بهمون ملحق میشی؟
کاش میتونستم
ولی دخترم قراره دوستپسر جدیدش رو بیاره خونهامون
ظاهراً پسره یه پادکست راجعبه سوپ اجرا میکنه
اینی که گفتی یه شغله؟
اجازه ندارم اینو بپرسم
دیل، قبل از اینکه یادم بره
شارلین فردا تا موهاش رو رنگ کنه
این بار میشه بهش بگی، هایلایتش قشنگ شده
"به جای اینکه بگی "موهای خاکستریت چی شدن؟
آره، اون شب به خاطر حرفم توی اتاق سرد خوابیدم
آره
دوباره اون اشتباه رو نمیکنم
اونم نه جلوی دوستپسر جدید دخترم
امشب برای اولین بار میبینمش
ظاهراً پسره یه پادکست راجعبه سوپ اجرا میکنه
الان اینو بهمون گفتی دیگه، پیرمرد خرفت - جداً؟ -
اینم گفتم که بری درت رو بذاری؟
خانم
این یکم عجیب بود - نه، اصلاً -
همیشه بهم میگه برم درم رو بذارم
.نه، منظورم تکرار حرفش بود تا حالا ندیده بودم این کار رو بکنه
به نظرت حالش خوبه؟
مطمئنم حالش خوبه
،اگه خوب نباشه، بهم میگه احتمالاً چند بار
آره، نه
من که میگم چرت محضه
هی! چطورین، بچهها؟
.بازرسی سرزده یه سوال ازت دارم
همه اینجا بالای 21 سال هستن؟
خب، من یه سوال از تو دارم
آبجوی مجانی میخوای؟
خیلی خب، از بازرسی قبول شدی
تند نرو
دستیار کارآگاه هنک اینجاست
.خب، بچهها، خیلی وقته ندیدمتون چطورین؟
راستش زیاد خوب نیستم
،خانهی سالمندان نصف کارکنان رو اخراج کرد واسه همین بیکار شدم
گندش بزنن، چه بد
هی، حقیقت داره که آدمهای پیر همیشه در حال سکسن؟
آره، بعضیوقتها هم خوابشون میبره و مجبور میشی جداشون کنی
الانش هم به خاطر مراسم عروسی دستمون تنگه
پول فیلمبردار رو نداریم
واسه همین باید ماشین پلیس رو انتهای راهرو پارک کنیم تا با دوربین روی داشبرد فیلم بگیره
راستش هواسه همین اینجاییم
تو فکر بودم که کمکی چیزی لازم داری؟
میتونم متصدی بار یا پیشخدمت یا هر چیزی باشم
...آره
مطمئن نیستم که بودجه برای استخدام شهروند قانونی" داشته باشم"
ببخشید. فراموش کن پرسیدم
نمیخواستم تو رودروایستی قرار بگیری
بعدش کجا بریم؟ دری کوئین؟
نه. اونا سوابق قانونی رو بررسی میکنن
هی، میدونی چیه؟
،به جهنم. اگه نتونی به دوستهات کمک کنی صاحب بار بودن چه فایدهای داره، نه؟
به عنوان پیشخدمت استخدامت میکنم - واقعاً؟ -
آره. تا حالا هیچ کسب و کاری با استخدام یه دختر خوشگل ضربه نخورده
رستوران هوترز، برنامهی چرخهی شانس، استریپکلابها
!ممنون! وای خدا
.سلام، آبجوپونگ سلام، نیکی. چطورین بچهها؟
من اینجا کار میکنم
.واقعاً؟ خوبه میشه یه آبجو بدی؟
حتماً
،منظورم یه جدیدش بود ...ولی هر چه پیش آید
وای، روستر، واقعا خیلی لطف کردی
"هی، این آخر هفته توی کنسرت "توماس رت جزو حراستم
میخوای مجوز ورود به پشتصحنه رو داشته باشی؟
وایسا ببینم. جدی میگی؟ ابی عاشق توماس رت هستش
خوبه، انگار قراره ابی رو به کنسرت ببرم
...بیخیال، پسر
خیلی خب، همهاتون باید اینو مخفی نگه دارین
ولی ذهنم بدجور درگیر راههای خواستگاری از ابیـه
!وای خدا - میخوای خواستگاری کنی؟ -
!وای، پسر! مبارکه، داداش
،هی، نگران نباش چیزی به کسی نمیگم
ضمناً، تمام دوستهام
میدونم که به تو اهمیتی نمیدن
.عالی شد ...چون قراره کاری رو که
دیدم یه یارو تو کنسرت "کنی چزنی" انجام داد رو بدم
ظاهراً، به کنی یه یادداشت داده بود
و بعد کنی بردش روی سن و از دوستدخترش خواستگاری کرد
چه رمانتیک
آره، دختره جواب رد داد
هی، وقتی پشت صحنه توماس رو دیدم یادداشت رو میدم بهش
.بلیطها مال توـه، رفیق روستر، هنوزم یکی بهت بدهکارم
جداً؟ چقدر بدهکاری؟ ...در حد رانندگی هنگام مستی یا
کشتن یه نفر؟
،به جهنم، اگه من اولین نفری باشم که به صحنهی جرم میرسم هرکاری بخوای میتونی بکنی
چی چی شد؟
سلام، دیل، فکر کردم تا فردا قرار نیست بیای
اونوقت فکر کردم من و تو رفیقیم
خب، اگه از حرفهام همچین برداشتی کردی، شرمنده
ببین، عادت کردم که تو روم بهم توهین میکنی
چیزی که خوشم نمیاد اینه که پشتم غیبت کنی
"انگار ویکی از برنامهی "زنان خانهدار واقعی توی اورنج کانتی هستی
در مورد چی حرف میزنی؟
برندا به شارلین گفته که فکر میکنی دارم عقلم رو از دست میدم
چی گفته؟
میگه میری اینور و اونور میگی دارم پیر میشم
من هیچوقت نگفتم تو پیری
.گفتم کوری گفتم کری
گفتم مثل دلقکهای گاوبازی لباس میپوشی
پس جریان چیه؟
خب، متوجه شدم زیاد حرفهات رو تکرار میکنی
برندا هم متوجهش شد
،خب، این دیگه به برندا مربوط نمیشه به شارلین مربوط میشه
خودت دوبرابر قبل وایمیستی تا بشاشی
من تازگیا آب بیشتری میخورم
مزخرف نگو. پروستاتت به بزرگی دهنته
حرفت تموم شد؟ - چطور؟ -
میخوای بری بشاشی، بو؟
خیلی خب، میدونی چیه؟ من دیگه نگرانت نمیشم
،میتونی جلوی در خونهام بیفتی بمیری من به احدالناسی نمیگم
!خوبه - !خوبه -
یکی دو روز دیگه میام دریک رو معاینه کنم
یه بطری شراب شاردونی هم برات میارم تا با دوستهای دخترت بخورین
اگه موقع برگشتن پیش وانتت گم شدی یه منور بفرست هوا
یکی دو روز دیگه برمیگردم دریک رو معاینه کنم
No comments yet. Be the first to leave one.