Silo

Silo

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Silo S01E07 WEB x264-TORRENTGALAXY
Silo S01E07 WEB H264-CAKES
Silo S01E07 The Relic 720p ATVP WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Silo S01E07 The Relic 1080p ATVP WEB-DL DDP5 1 H264-NTb
Silo S01E07 The Relic HDR 2160p WEB H265-GGEZ
Silo S01E07 The Relic WEB H264-CAKES
Silo S01E07 The Relic 2160p WEB H265-GGWP
Silo S01E07 The Relic 1080p WEB H264-GLHF
Silo S01E07 2160p WEB H265-GGWP
Silo S01E07 WEBRip x264-ION10-APTV-CAKES
കമന്ററി എഴുതിയത് HosseinTL
🆔 حسـین رضایی | FilmKio.Com 🆔

ടാഗുകൾ

web
x264
webrip
720p
720
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
HD
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2023-06-09
ഡൗൺലോഡുകൾ: 87
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫FilmKio@

‫هر کی زودتر برسه

‫مامان، تا کجا ادامه داره؟

‫تا بی‌نهایت

‫گلوریا

‫گلوریا

‫نه

‫نه

‫من... من باید برگردم

‫یه لحظه

‫آب...

‫آب کو؟

‫همینجاست

‫یه دُز داروت رو مصرف نکردی

‫همین

‫باید پیداشون کنم

‫چیزی نیست

‫حالت خوبه

‫داره با خودش می‌بردش

‫کسی رو بفرستیم؟

‫نه. ولش کن

‫مطمئنی؟

‫به تعقیبش ادامه بده

‫صبح بخیر

‫بچه‌ات چطوره؟

‫خوبه

‫پیغام داری

‫اولی یه عذرخواهیه از طرف بخش نگهداری

‫بابت چی؟

‫نوشته گلدونت رو شکستن ‫و بردن برای تعمیر

‫کلا چرا رفتن تو خونه‌ام؟

‫نمی‌دونم روال تو طبقات پایینی چطوره

‫ولی این بالا یاد گرفتیم که ‫کارهای بخش نگهداری رو زیر سوال نبریم

‫مگه اینکه بخوایم توالتمون از کار بیفته

‫تو بخش مکانیک وسایلمون ‫رو خودمون تعمیر می‌کنیم

‫من یکم میرم بیرون

‫و به من نمیگی کجا میری

‫یه کاری توی طبقات میانی دارم

‫یه پیغام دیگه هست

‫«شهردار هالند خواستار ملاقات ‫اول وقت با کلانتر نیکولز است.

‫لطفا دریافت این پیام را تأیید کنید»

‫- خب، تأیید کن ‫- پس بهش بگم داری میری؟

‫بگو باید بندازمش عقب

‫می‌خوای یه روز بعد از تعطیلات ‫شهردار رو از سرت باز کنی

‫در حالی که کل سیلو هنوز آشفته‌ست؟

‫من نگران شهردار نیستم

‫همونطور که نگران این نیستم ‫که چند ساعت تو رو مسئول کلانتری کنم

‫از کارینز به بیلینگز. صدامو داری؟

‫جواب بده

‫بیلینگز

‫- کمکی ازم برمیاد؟ ‫- آره، دنبال گلوریا هیلدبرنت می‌گردم

‫- اینجاست؟ ‫- متأسفم

‫اجازه ندارم این اطلاعات رو فاش کنم

‫چرا خب؟

‫- همونطور که گفتم، اجازه ندارم ‫- اجازه نداری. صحیح

‫اینو می‌بینی؟ این...

‫وایسا یه لحظه

‫این اجازه دونستنش رو بهم میده، درسته؟

‫- پس اینجاست یا نه؟ ‫- هست کلانتر

‫عالی. می‌خوام چند تا سوال ازش بپرسم

‫می‌برمتون، ولی خودتون رو آماده کنین

‫برای چی؟

‫شاید به جواب‌هایی که دنبالشونین نرسین

‫گلوریا، ملاقاتی داری

‫گلوریا، من کلانتر نیکولز هستم

‫پیداشون کردم

‫دچار توهمه

‫یکی از علائم بیماریشه. ‫زوال عقل عروقی پیشرفته

‫همونجا بودن که ترکشون کردم، کنار آب

‫کدوم... کدوم آب؟

‫بهتره مزاحمش نشین

‫همون آبی که نمی‌خوان ازش خبردار بشیم

‫عصبی میشه، حرفایی می‌زنه ‫که با عقل جور درنمیان

‫- وایسا ‫- سعی می‌کنیم تا جای ممکن آروم نگهش داریم

‫می‌خوام ببرمش بیرون قدم بزنیم

‫گلوریا، دوست داری؟ ‫می‌خوای با من قدم بزنی؟

‫نه، امکانش نیست. ‫اجازه خروج از این اتاق رو نداره

‫- من اجازه‌ش رو میدم، خب؟ ‫- نمی‌تونین

‫- دستور دادن اینجا نگهش داریم ‫- کی؟

‫قاضی مدوز

‫اگه امر دیگه‌ای نیست، ‫بنظرم باید برید بیرون

‫ببخشید جناب معاون. ‫می‌خوام یه جرم رو گزارش بدم

‫شوهرم صبح ناهارش رو یادش رفت

‫حتما دستگیرش می‌کنم خانم

‫هوم

‫وای خدا

‫- هیس ‫- اوه اوه

‫سلام

‫- حالت چطوره؟ ‫- بهترم

‫لازم نبود این همه راه تا این بالا بیای

‫خواستم نشونش بدم ‫باباش چقدر مهمه

‫- انگار خیلی تحت‌تأثیر قرار نگرفته ‫- حداقل گریه نمی‌کنه

‫دوست داشتم کلانتر رو ببینم. ‫کجاست؟

‫منم به اندازه تو خبر دارم

‫بیخیالش

‫بدم نمیاد یه استراحت بکنم. ‫قهوه می‌خوای؟

‫همیشه

‫بیا

‫اگه لازمم داشتین من تو کافه‌تریام

‫با کلانتر کار دارم

‫- اینجا نیست ‫- اضطراریه

‫از بیلینگز به کلانتر. ‫صدامو داری؟ از بیلینگز به کلانتر...

‫خانم؟ خانم؟

‫خانم، بهتون گفتم

‫- گفتم که نیست ‫- پس کجاست؟

‫همونطور که گفتم اگه می‌خواین ‫قاضی رو ببینین باید وقت ملاقات بگیرین

‫من وقت لازم ندارم. کلانترم

‫وقت ملاقات بخشی از پروتکلیه که...

‫پروتکل به یه ورم هم نیست

‫اگه اینجا نیست، منتظرش می‌مونم

‫- وقتتون رو تلف می‌کنین ‫- اون دیگه مشکل تو نیست، درسته؟

‫سرما خورده

‫کِی برمی‌گرده؟

‫هر وقت حالش بهتر شد

‫تمام معاونین خودشون رو برسونن طبقه 26...

‫شرمنده

‫از کنترل خارج شدن

‫- داریم حلش می‌کنیم ‫- آره، معلومه

‫کلانتر نیکولز، ‫اگه صدامو داری زود بیا طبقه 26

‫لعنتی

‫شرمنده. ببخشید. ببخشید

‫کلانتری. برید کنار. کلانتری

‫- کلانتر کدوم گوریه؟ ‫- نمی‌دونم

‫هی، ببخشید. کلانتری

‫- کلانتری. ببخشید ‫- برید کنار. داریم رد میشیم

‫می‌خوام رد بشم. کلانتری

‫کلانتری. ببخشید. ببخشید!

‫هی! کلانتری!

‫- چه خبره؟ ‫- بالاخره اومدی

‫- کجا بودی؟ ‫- چه خبره؟

‫اگه بی‌سیمت رو خاموش نمی‌کردی ‫الان می‌دونستی

‫ای بابا. من...

‫- دیشب بار طبقه 26 رو زدن بهم ریختن ‫- کیا؟

‫صاحب بار میگه یه گروه ‫از طبقات زیری میانی

‫دیشب خیلی سروصدا کردن. ‫اونم دیگه مشروب بهشون نداده

‫امروز صبح که اومده وضع رو دیده، ‫خودش نتیجه گرفته که کار اوناست

‫وقتی رسیدیم اونجا کل طبقه ‫می‌خواستن همدیگه رو تیکه پاره کنن

‫مردم ترسیدن و عصبانی‌ان ‫و به کلانترشون نیاز دارن

‫- بیلینگز ‫- حرفم تموم نشده!

‫جدا از اینکه با آرنج زدن تو صورتم

‫وقتی شهردار اومد پرسید ‫که تو چرا نبودی مجبور شدم دروغ بگم

‫بخاطرت دروغ گفتم

‫- باشه. عذر می‌خوام ‫- دیگه از این حرفا گذشته

‫باید همین الان رک و راست همه‌چی رو بگی

‫می‌خوام بدونم چرا داری از وظایفت غفلت می‌کنی ‫و به اون نشان بی‌احترامی می‌کنی

‫- وگرنه، چاره‌ای ندارم جز... ‫- جورج ویلکینز به قتل رسیده

‫چی؟

‫درست مثل جانز و مارنز و ترامبل

‫ترامبل؟ ‫خودت به قاضی مدوز گفتی که پریده پایین

‫آره، چون اون می‌خواست اینو بشنوه

‫می‌خوای باهات روراست باشم؟

‫اصلا نمی‌دونم دارم چیکار می‌کنم. خب؟

‫بخاطر جورج اومدم این بالا

‫و تنها چیزی که فهمیدم ‫اینه که مردی که دوستش دارم

‫دروغ گفته و ازم سوءاستفاده کرده

‫و من بازم می‌خوام بفهمم چرا کشتنش

‫و این نمی‌دونم چجوری ولی ‫مربوطه به جانز، مارنز

‫و دلیل بیرون رفتن هولستن ‫و قبل از اون بیرون رفتن زنش

‫پس ازم می‌خوای خودم رو به اون راه بزنم

‫در حالی که تو داستانی رو پِی می‌گیری ‫که به چهار مورد قتل و دو تا پاکسازی مربوط میشه؟

‫آره!

‫پرونده جورج ویلکینز مختومه شده

‫البته...

‫تا وقتی که یکی از عتیقه‌هاش ‫رو توی آپارتمان ترامبل پیدا کردیم

‫که مربوط میشه به تحقیقات بزرگترمون ‫راجع به عتیقه‌‌ها

‫پس از نظر فنی میشه فرصتی برای ‫بررسی دوباره پرونده جورج در نظر گرفتش

‫ممنون

‫از پیمان تشکر کن

‫و قول میدی که با شهردار ملاقات می‌کنی؟

‫ملاقات می‌کنم. فردا اول صبح

‫تو برو خونه. ‫خیلی داغونی

‫یه چیز دیگه. عه...

‫می‌دونی مدوز کجا زندگی می‌کنه؟

‫می‌خواستم بپرسم چطور، ‫ولی یه حسی بهم میگه

‫اینم از اون مواقعیه که باید خودم ‫رو به اون راه بزنم

‫طبقه 15. خیابون «منجرز رو»

‫اگه می‌خوای براش پاچه‌خواری کنی، ‫هر روز صبح براش صبحانه می‌برن

‫بیکن و تخم‌مرغ دوست داره

‫تو مسیر بودم که نورهات ‫رو توی آسمون دیدم

‫دیگه رفتن

‫اوه، نرفتن. فقط قایم شدن

‫انگار خیلی اهل قارچ نیستی، نه؟

‫فقط چون زیر زمین زندگی می‌کنیم ‫دلیل نمیشه که قارچ بخوریم

‫- اتفاقا بنظرم خیلی خوشمزه‌ان ‫- هوم

‫خب، می‌تونیم توافق کنیم که توافق نداریم

‫وقتی اینجا نیستی چیکار می‌کنی؟

‫من تحلیل‌گر سیستم‌ها هستم

‫- تو آی‌تی کار می‌کنی؟ ‫- اوهوم

‫و هر مشکل کامپیوتری‌ای که داری

‫باور کن تقصیر من نیست

‫هوم

‫پس شهردار هالند رو قبل از ‫شهردار شدنش می‌شناختی؟

‫کلمه «شناختن» یه خرده زیادیه، می‌دونی؟

‫یه بار درباره پروتکل درستِ...

‫از برق کشیدن تُستر اتاق استراحت ‫برام سخنرانی کرد

‫- آره، بهش می‌خوره ‫- هوم

‫- اوناهاش. ببین ‫- کجا؟

‫دیدی؟

‫اوه، عه...

‫فکر کنم اون اینجاست

More Farsi Persian subtitles for Silo

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left