ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید FilmKio@
هر کی زودتر برسه
مامان، تا کجا ادامه داره؟
تا بینهایت
گلوریا
گلوریا
نه
نه
من... من باید برگردم
یه لحظه
آب...
آب کو؟
همینجاست
یه دُز داروت رو مصرف نکردی
همین
باید پیداشون کنم
چیزی نیست
حالت خوبه
داره با خودش میبردش
کسی رو بفرستیم؟
نه. ولش کن
مطمئنی؟
به تعقیبش ادامه بده
صبح بخیر
بچهات چطوره؟
خوبه
پیغام داری
اولی یه عذرخواهیه از طرف بخش نگهداری
بابت چی؟
نوشته گلدونت رو شکستن و بردن برای تعمیر
کلا چرا رفتن تو خونهام؟
نمیدونم روال تو طبقات پایینی چطوره
ولی این بالا یاد گرفتیم که کارهای بخش نگهداری رو زیر سوال نبریم
مگه اینکه بخوایم توالتمون از کار بیفته
تو بخش مکانیک وسایلمون رو خودمون تعمیر میکنیم
من یکم میرم بیرون
و به من نمیگی کجا میری
یه کاری توی طبقات میانی دارم
یه پیغام دیگه هست
«شهردار هالند خواستار ملاقات اول وقت با کلانتر نیکولز است.
لطفا دریافت این پیام را تأیید کنید»
- خب، تأیید کن - پس بهش بگم داری میری؟
بگو باید بندازمش عقب
میخوای یه روز بعد از تعطیلات شهردار رو از سرت باز کنی
در حالی که کل سیلو هنوز آشفتهست؟
من نگران شهردار نیستم
همونطور که نگران این نیستم که چند ساعت تو رو مسئول کلانتری کنم
از کارینز به بیلینگز. صدامو داری؟
جواب بده
بیلینگز
- کمکی ازم برمیاد؟ - آره، دنبال گلوریا هیلدبرنت میگردم
- اینجاست؟ - متأسفم
اجازه ندارم این اطلاعات رو فاش کنم
چرا خب؟
- همونطور که گفتم، اجازه ندارم - اجازه نداری. صحیح
اینو میبینی؟ این...
وایسا یه لحظه
این اجازه دونستنش رو بهم میده، درسته؟
- پس اینجاست یا نه؟ - هست کلانتر
عالی. میخوام چند تا سوال ازش بپرسم
میبرمتون، ولی خودتون رو آماده کنین
برای چی؟
شاید به جوابهایی که دنبالشونین نرسین
گلوریا، ملاقاتی داری
گلوریا، من کلانتر نیکولز هستم
پیداشون کردم
دچار توهمه
یکی از علائم بیماریشه. زوال عقل عروقی پیشرفته
همونجا بودن که ترکشون کردم، کنار آب
کدوم... کدوم آب؟
بهتره مزاحمش نشین
همون آبی که نمیخوان ازش خبردار بشیم
عصبی میشه، حرفایی میزنه که با عقل جور درنمیان
- وایسا - سعی میکنیم تا جای ممکن آروم نگهش داریم
میخوام ببرمش بیرون قدم بزنیم
گلوریا، دوست داری؟ میخوای با من قدم بزنی؟
نه، امکانش نیست. اجازه خروج از این اتاق رو نداره
- من اجازهش رو میدم، خب؟ - نمیتونین
- دستور دادن اینجا نگهش داریم - کی؟
قاضی مدوز
اگه امر دیگهای نیست، بنظرم باید برید بیرون
ببخشید جناب معاون. میخوام یه جرم رو گزارش بدم
شوهرم صبح ناهارش رو یادش رفت
حتما دستگیرش میکنم خانم
هوم
وای خدا
- هیس - اوه اوه
سلام
- حالت چطوره؟ - بهترم
لازم نبود این همه راه تا این بالا بیای
خواستم نشونش بدم باباش چقدر مهمه
- انگار خیلی تحتتأثیر قرار نگرفته - حداقل گریه نمیکنه
دوست داشتم کلانتر رو ببینم. کجاست؟
منم به اندازه تو خبر دارم
بیخیالش
بدم نمیاد یه استراحت بکنم. قهوه میخوای؟
همیشه
بیا
اگه لازمم داشتین من تو کافهتریام
با کلانتر کار دارم
- اینجا نیست - اضطراریه
از بیلینگز به کلانتر. صدامو داری؟ از بیلینگز به کلانتر...
خانم؟ خانم؟
خانم، بهتون گفتم
- گفتم که نیست - پس کجاست؟
همونطور که گفتم اگه میخواین قاضی رو ببینین باید وقت ملاقات بگیرین
من وقت لازم ندارم. کلانترم
وقت ملاقات بخشی از پروتکلیه که...
پروتکل به یه ورم هم نیست
اگه اینجا نیست، منتظرش میمونم
- وقتتون رو تلف میکنین - اون دیگه مشکل تو نیست، درسته؟
سرما خورده
کِی برمیگرده؟
هر وقت حالش بهتر شد
تمام معاونین خودشون رو برسونن طبقه 26...
شرمنده
از کنترل خارج شدن
- داریم حلش میکنیم - آره، معلومه
کلانتر نیکولز، اگه صدامو داری زود بیا طبقه 26
لعنتی
شرمنده. ببخشید. ببخشید
کلانتری. برید کنار. کلانتری
- کلانتر کدوم گوریه؟ - نمیدونم
هی، ببخشید. کلانتری
- کلانتری. ببخشید - برید کنار. داریم رد میشیم
میخوام رد بشم. کلانتری
کلانتری. ببخشید. ببخشید!
هی! کلانتری!
- چه خبره؟ - بالاخره اومدی
- کجا بودی؟ - چه خبره؟
اگه بیسیمت رو خاموش نمیکردی الان میدونستی
ای بابا. من...
- دیشب بار طبقه 26 رو زدن بهم ریختن - کیا؟
صاحب بار میگه یه گروه از طبقات زیری میانی
دیشب خیلی سروصدا کردن. اونم دیگه مشروب بهشون نداده
امروز صبح که اومده وضع رو دیده، خودش نتیجه گرفته که کار اوناست
وقتی رسیدیم اونجا کل طبقه میخواستن همدیگه رو تیکه پاره کنن
مردم ترسیدن و عصبانیان و به کلانترشون نیاز دارن
- بیلینگز - حرفم تموم نشده!
جدا از اینکه با آرنج زدن تو صورتم
وقتی شهردار اومد پرسید که تو چرا نبودی مجبور شدم دروغ بگم
بخاطرت دروغ گفتم
- باشه. عذر میخوام - دیگه از این حرفا گذشته
باید همین الان رک و راست همهچی رو بگی
میخوام بدونم چرا داری از وظایفت غفلت میکنی و به اون نشان بیاحترامی میکنی
- وگرنه، چارهای ندارم جز... - جورج ویلکینز به قتل رسیده
چی؟
درست مثل جانز و مارنز و ترامبل
ترامبل؟ خودت به قاضی مدوز گفتی که پریده پایین
آره، چون اون میخواست اینو بشنوه
میخوای باهات روراست باشم؟
اصلا نمیدونم دارم چیکار میکنم. خب؟
بخاطر جورج اومدم این بالا
و تنها چیزی که فهمیدم اینه که مردی که دوستش دارم
دروغ گفته و ازم سوءاستفاده کرده
و من بازم میخوام بفهمم چرا کشتنش
و این نمیدونم چجوری ولی مربوطه به جانز، مارنز
و دلیل بیرون رفتن هولستن و قبل از اون بیرون رفتن زنش
پس ازم میخوای خودم رو به اون راه بزنم
در حالی که تو داستانی رو پِی میگیری که به چهار مورد قتل و دو تا پاکسازی مربوط میشه؟
آره!
پرونده جورج ویلکینز مختومه شده
البته...
تا وقتی که یکی از عتیقههاش رو توی آپارتمان ترامبل پیدا کردیم
که مربوط میشه به تحقیقات بزرگترمون راجع به عتیقهها
پس از نظر فنی میشه فرصتی برای بررسی دوباره پرونده جورج در نظر گرفتش
ممنون
از پیمان تشکر کن
و قول میدی که با شهردار ملاقات میکنی؟
ملاقات میکنم. فردا اول صبح
تو برو خونه. خیلی داغونی
یه چیز دیگه. عه...
میدونی مدوز کجا زندگی میکنه؟
میخواستم بپرسم چطور، ولی یه حسی بهم میگه
اینم از اون مواقعیه که باید خودم رو به اون راه بزنم
طبقه 15. خیابون «منجرز رو»
اگه میخوای براش پاچهخواری کنی، هر روز صبح براش صبحانه میبرن
بیکن و تخممرغ دوست داره
تو مسیر بودم که نورهات رو توی آسمون دیدم
دیگه رفتن
اوه، نرفتن. فقط قایم شدن
انگار خیلی اهل قارچ نیستی، نه؟
فقط چون زیر زمین زندگی میکنیم دلیل نمیشه که قارچ بخوریم
- اتفاقا بنظرم خیلی خوشمزهان - هوم
خب، میتونیم توافق کنیم که توافق نداریم
وقتی اینجا نیستی چیکار میکنی؟
من تحلیلگر سیستمها هستم
- تو آیتی کار میکنی؟ - اوهوم
و هر مشکل کامپیوتریای که داری
باور کن تقصیر من نیست
هوم
پس شهردار هالند رو قبل از شهردار شدنش میشناختی؟
کلمه «شناختن» یه خرده زیادیه، میدونی؟
یه بار درباره پروتکل درستِ...
از برق کشیدن تُستر اتاق استراحت برام سخنرانی کرد
- آره، بهش میخوره - هوم
- اوناهاش. ببین - کجا؟
دیدی؟
اوه، عه...
فکر کنم اون اینجاست
No comments yet. Be the first to leave one.