Abbott Elementary

Abbott Elementary

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 5

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Abbott Elementary S05E09 Mall 1080p DSNP WEB-DL DD 5 1 H 264-playWEB
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 5 قسمت 9 Abbott Elementary 2021 زیرنویس فارسی سریال

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2026-01-08
ഡൗൺലോഡുകൾ: 61
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

اول از همه، منطقه‌ی آموزشی خیلی ممنونه که

تعطیلات زمستونیتون رو کوتاه کردین تا بیاین اینجا برای کمک

بعضی از ما از تعطیلات واقعیمون هم گذشتیم

جنین، قضیه فقط ده روز نشستن روی یه کاناپه‌ی فینقیلی و تلویزیون دیدن نبود

اوکی، چطور جرئت می‌کنی؟ من با آیپدم هم بازی کردم. خب؟

جنین، فکر کنم درباره زمان استفاده از آیپد حرف زده بودیم

هی، چه بازی‌هایی می‌کنی؟

اوم، من "سایمون" رو دوست دارم، تمرکز کن

چقدر دیگه قراره اینجا باشیم؟

فقط یه پنج ده دقیقه‌ی دیگه. اما

اوه، منظورت توی پاساژه؟ اوکی

اونا یه جدول زمانی رسمی فرستادن

"در حالی که ما جدول زمانی رسمی نداریم، به شما اطمینان می‌دهیم که..."

پس نمی‌دونی؟ اصلاً خبر ندارم

ولی یه جوری ردیفش می‌کنیم، مگه نه؟

آشپزخونه نداره

ولی قراره ناهارهای خوشمزه بفرستیم

دلیوری غذا؟ این یعنی پا تو کفشِ شغل دوم گریگوری کردن، رفیق

اوکی، می‌شه فقط بریم تو؟ اینجا از سرما داریم یخ می‌زنیم

حتماً. کلی وسایل ضروری هم آوردیم که قشنگ احساس راحتی کنین

خونه‌ت مگه چه شکلیه، سایمون؟

آره. نه. تمومه. انجامش نمی‌دم. من استعفا می‌دم

لعنتی. جنیس ایده‌م رو دزدید

جنین استعفا داد؟ جنیس استعفا داد

جنیس. ای بابا

کسی پرینتر رو ندیده؟

اوم، گذاشتمش تو اون اتاقی که فکر کنم قبلاً مغازه "بِد بَت اند بیاند" بود

نه، اونجا "سم گودی" بود

بعدش شد "شارپر ایمیج"، بعد دوباره شد "سم گودی"

بعدشم شد "بث اند بادی ورکز"

وقتی نوجوان بودم کلی اینجا وقت می‌گذروندم

همین‌طور توی بیست سالگی‌م

خیلی باحال بودم

یعنی، بی‌خیال دیگه

بچه‌ها! اونقدرها هم بد نیست. واقعاً فکر می‌کنم یه شروع تازه باشه

نمی‌دونم "تازه" کلمه مناسبی برای اینجا هست یا نه

قطعاً اون جذابیتِ سرمایه‌داریِ مرحله‌ی آخر رو داره

که باید یادآور همیشگیِ... باشه

جادوی بازار آزاد

حالا احتمالاً کلی سوال دارین

مثلاً اینکه چطوری وقت کردم یه پاساژ متروکه پیدا کنم و ناخون‌هام رو هم درست کنم

ایوا، ما مشکلات مهم‌تری داریم

اوه، ببین، ایهام به کار بردم

آخه چطوری قراره اینجا درس بدیم؟

ببین، فکر کردی مدرسه‌های نوساز التماس می‌کنن که پرشون کنین؟

پردیس‌های دانشگاهیِ خالی؟ یا زندان‌های خصوصیِ تعطیل شده؟

سعی کردی مدرسه رو ببری تو زندان؟ گفتم که تعطیل بودن، جنین

حالا ببین، باور کن وقتی می‌گم این بهترین چیزی بود که می‌تونستیم بگیریم

یا اینجا بود یا یه ایستگاه قطارِ روبازِ جن‌زده

خب اونا اعتراف نمی‌کردن جن‌زده‌ست ولی من می‌دانستم

نمی‌فهمم چرا نمی‌تونیم فقط با "زوم" کلاس‌ها رو برگزار کنیم

چون امتحانش کردیم و افتضاح بود. عقلت رو از دست دادی؟

بیاین دست و پاش رو ببندیم

آره! واو

هی، هی، هی! بی‌خیالش شین. نمی‌دونست

دام، ایده احمقانه‌ای بود

حالا کلی کار هست که باید انجام بشه، پس بهتره برین سراغشون

مخصوصاً شما، آقای جانسون. بچه‌ها دوشنبه می‌رسن

و شما کجا تشریف می‌برین؟ تا مهم‌ترین کارِ دنیا رو انجام بدم

دفتر جدیدم رو پیدا کنم

انگار به یه زمین‌شویِ بزرگتر نیاز دارم

خیلی خب همگی. زود باشین، سرها بالا، شانه‌ها عقب

من قبلاً سال ۹۶ این شرایط رو تجربه کردم

من اون موقع اصلاً به دنیا نیومده بودم. دام، هیچ‌کس از این کارت خوشش نمیاد

بارب، درکت می‌کنم ولی رسماً داره این تو بارون میاد

سال ۹۶، آب شدنِ برفِ یه بوران بود که راهروهای اَبِت رو غرقِ آب کرد

مجبور شدیم یه هفته توی کانکس درس بدیم

خب، اگه از اون چالش‌های ۳۰ روزه چیزی یاد گرفته باشم

اینه که هر کاری رو می‌شه یه هفته تحمل کرد

نمی‌دونیم قراره چقدر طول بکشه

آره. و لازم نیست روی اینکه چقدر قراره طول بکشه تمرکز کنیم، گریگوری

کاری که باید بکنیم اینه که

این کلاس‌ها رو ردیف کنیم و مطمئن شیم که امن هستن

اوه. امن می‌شن

ولی وقتی من و اکیپم اینجا رو می‌چرخوندیم، امن نبود

به‌مون می‌گفتن "دختران خطرناک"

"دابل دی‌ز". اوه خدای من

اگه سوتینش اندازه‌ت بود، حاکم پاساژ بودی

آره، اصلاً نمی‌دونستی با من چیکار کنی

هنوزم نمی‌دونیم

می‌دونی چیه؟

می‌خوام مطمئن شم بچه‌هامون این حس رو نداشته باشن که

از فضای امنشون جدا شدن و پرت شدن وسط یه پاساژ متروکه

خب، درکت می‌کنم عزیزم، ولی دقیقاً همین اتفاق افتاده

نه، می‌دونم ولی لازم نیست این حس رو داشته باشه

می‌تونیم اینجا رو هم مثل اَبِت گرم و صمیمی کنیم

اوکی. دست‌ها وسط

اَبِت با شماره سه، اَبِت با من

دست‌ها وسط

بسیار خب. کوچیکترها طبقه بالا

بزرگترها، طبقه پایین. بجنبین همگی

یالا دیگه. بریم. اوکی

می‌دونی چیه، مگه چی می‌شه؟ باشه

اَبِت با شماره سه. اَبِت

"با شماره سه" رو یادم رفت

فقط دارم سعی می‌کنم یه کم از انرژی‌های مثبت جنین رو بگیرم

به جای اینکه سینوزیت بگیرم

دروغ چرا. می‌فهمم چرا جنیس استعفا داد

از بوش هم می‌تونستم بفهمم. اینجا یه بوی عجیبی می‌ده

هی. کجا بودی؟

منتظرت بودم بیای وای‌فای رو راه بندازی

اینجا حدود ۲۰ تا ورودی داره و پیامت هم خیلی گنگ بود

کجای "پیدام کن" گنگه؟

پس دفتر جدیدت اینجاست؟

بچگی‌هام آرزوم بود توی یه "سیرکت سیتی" زندگی کنم

خیلی باحال به نظر می‌رسید. یه شهر کامل که از مدار ساخته شده

شانست زده که خوشگلی

و نه، من اینجا نمی‌تونم شکوفا بشم

یه چیزی درباره اینجا هست که باعث می‌شه گوش‌هام درد بگیره

فکر کنم قبلاً یه "کلرز" بوده

همه این جاها شبیه نیوجرسی‌ان

پس "رین‌فورست کافه" کجاست؟

هی. چه خبر مرد؟ ردیفی؟

آره، تازه دکوراسیون رو تموم کردم

آره، سال اولِ کاریِ عجیبی داری

اوکی، مرسی. چون واقعاً عجیبه، مگه نه؟

اوه آره، قطعاً. من همین الان از پنجره اومدم تو

چطور می‌تونن ما رو بذارن تو یه پاساژ متروکه بدون تخته‌سیاه

بدون پنجره، بدون قفسه و بعدش هم بگن همه‌چیز طبق رواله؟

مثلاً من دیوونه‌م؟

نه. نه، کاملاً درکت می‌کنم

این خیلی زیاده‌رویه. بچه‌ها قراره تقسیم چکشی رو توی یه مغازه "هالیستر" متروکه یاد بگیرن

ولی متأسفانه

این دقیقاً با سبکِ اینجا جور درمیاد

داری یه دوره فشرده از سیستم مدارس دولتی فیلادلفیا رو می‌گذرونی

هر چیزی ممکنه هر لحظه‌ای اتفاق بیفته

ای بابا

خیلی خب، برم ببینم کسی "پک‌سان" رو تصاحب کرده یا نه

تو هم کم نیار. فعلاً

اوه آره. من وجب به وجبِ اون اتاق‌های پرو رو می‌شناسم

و نه به خاطر اینکه داشتم توشون لباس پرو می‌کردم

نه، نه، همین‌جا تمومش کن

هی، این به درد می‌خوره

اوه آره. این برای کلاسم عالیه

این مال منه. چی؟

نه، من اینو می‌خوام. حیف شد

تو می‌تونی اون "هات تاپیک" رو که یه ربع مایل اون‌طرف‌تره برداری

فقط نپرس اون لکه‌های روی سقف چی‌ان

اه، چندش، نه

تازه، اونجا... اونجا ترسناکه

منو یاد اون سالی می‌ندازه که تو فاز "جاگالو" بودم و تباه شد

حیف شد. این یکی مال منه

اصلاً چیزی تو زندگی من هست که به نظرت جالب بیاد؟

ها؟

هی بارب. سلام. سلام جنین

اوه، می‌بینم که رفتی تو فازِ دکورِ ساده و مینیمال

حس و حالِ کاربردی؛ برای من چیزی جز اصول اولیه و ضروری مهم نیست

برنامه درسی‌م رو با این احتمال که دانش‌آموزها

بی‌قرارتر از همیشه باشن تغییر دادم، تازه اینجا به دستشویی هم نزدیک‌تره

خب، داشتم فکر می‌کردم حالا که نمی‌تونیم تو اَبِت باشیم

چطور بساط جادوی اَبِت رو همین‌جا راه بندازیم؟

آه. آره

واسه همین این پنجره‌های الکی رو پرینت گرفتم تا اینجا بیشتر شبیه کلاسم بشه

و دارم روی شبیه‌سازیِ بوی اَبِت هم کار می‌کنم

با ترکیبی از دارچین و موی سوخته

اگه یه شیشه می‌خوای بهم بگو. نه عزیزم، نیازی نیست

من فقط دارم روی ضروریات کار می‌کنم

آه، آهنگ "The Bare Necessities"

یک، دو، سه، چهار... نه، لطفاً تمومش کن

من از "بالو" یا هیچ‌کدوم از فلسفه‌های اون خرسه خوشم نمیاد

درک می‌کنم. بسیار خب

خب، اگه برای خوشگل کردن اینجا کمک خواستی بهم بگو

چون یه سری پارچه ابریشمی اضافه دارم که واسه این نورِ تند خیلی عالی می‌شه

شاید بهتر باشه روی این کلید چسب بزنیم که تکون نخوره، نه؟

می‌گن روم یه روزه ساخته نشده

ولی فکر کنم بشه یه مدرسه رو توی چند روز ساخت

پس اصلاً رومی‌ها مگه چی می‌دونستن؟

خوشحالم اینو پرسیدی چون می‌دونی، اونا در واقع خیلی چیزها می‌دونستن

اوم، دموکراسی، برای شروع

قنات‌ها. همه‌ش مال رومی‌هاست. اوم

ما روزی ۱۲ ساعت داشتیم سگ‌دو می‌زدیم تا آماده بشیم

خدایی، فکر کنم الان هیکلم به همون خوبیِ وقتیه که اینجا رو می‌چرخونددم

اگه "بنی بونزو" الان منو می‌دید

فقط هدفونم رو می‌ذارم، سی‌دیِ "ریج اِگِنست دِ ماشین" رو پلی می‌کنم

و به نامِ خودم شروع می‌کنم به تمیزکاری

ببینین، مشخصه که اینجا رو واسه مدرسه بودن نساختن

ولی داریم یه جوری راهش می‌اندازیم

بی‌نقص نیست

ولی ترکوندیم

اوه. اوکی

ما آماده‌ایم که به بچه‌ها در "اَبِتِ جدید" خوش‌آمد بگیم

نمی‌تونم برای دیدنِ واکنش بچه‌ها به اینجا صبر کنم

فکرش رو بکن، درس خوندن توی پاساژ

یه پاساژ متروکه، عزیزم. مم-هوم

سلام. صبح بخیر

کس دیگه‌ای هم اون صدا رو می‌شنوه؟

ایوا، به والدین گفتی بچه‌ها رو کدوم ورودی پیاده کنن؟

خب تابلوعه دیگه، همون بزرگه که درهای شیشه‌ای داره

الان همه ورودی‌های اینجا رو توصیف کردی

می‌دونم چون از تک‌تک‌شون فرار می‌کردم

آروم‌تر

اوه

بچه‌ها، معلم‌هاتون رو پیدا کنین تا شما رو ببرن به

واو. مدرسه پاساژی خیلی باحاله

زود باش تری! مواظب باشین خانم تیگز

مواظب باشین خانم تیگز

اوپس

می‌دونم این برای همه‌تون متفاوت خواهد بود

ما تو یه جای جدید با تصویرها و صداهای جدید هستیم و این چالش‌برانگیز خواهد بود

ولی قرار نیست کوله‌پشتی و مانکن‌ها رو توی محوطه پرت کنیم، باشه؟

More Farsi Persian subtitles for Abbott Elementary

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left