Outer Banks

Outer Banks

Farsi/persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 5

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Outer Banks S05E03 Soul
കമന്ററി എഴുതിയത് Soul
🔥 Soul | t.me/cinemaeticket 🔥

ടാഗുകൾ

webdl
netflix_synced
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2026-08-20
ഡൗൺലോഡുകൾ: 3
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi/persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫Soul ‫ با افتخار تقدیم می‌کند

‫الان میخوام داستان جشن تولد 20 سالگی "سارا" رو ‫براتون تعریف کنم

‫این ماجرا مال پنج هفته بعد از ‫تبعیدمون به "کیلدر" بود

‫میدونم...

‫خب حتما میپرسین چی شد

‫- بگو دیگه! ‫- بجنب!

‫چجوری از اینجا...

‫رسیدیم به اینجا؟

‫به اونم میرسیم ولی اول

‫باید هرچیزی که این وسطا اتفاق افتاد رو ‫بهتون بگم

‫اگه تا الان نفهمیدین

‫سفرمون یه افتضاح به تمام معنا بود

‫پاشین، یالا

‫"جی‌جی"، تاج و "گروو"

‫تو هیچکدوم از این کارا موفق نشدیم

‫این یارو بهترین دوستمون رو کشته ‫و فکر نکنم بفهمه

‫میشه لطفا بهش توضیح بدی که اون هنوز آزاده

‫که یه قاتله و اگه برین دنبالش...

‫شروع نکن

‫میشه بهش بگی که بهترین دوستمون رو کشته؟

‫عشق من دیگه نیست، خواهش میکنم یکی...

‫و از اونجا بود که اوضاع بدتر شد

‫دستگیر شدیم...

‫- هی! ‫- وایسین!

‫ولم کنین!

‫- "کلیو"! ‫- "پوپ"! ولم کنین!

‫...برامون پرونده باز کردن...

‫"کلیو" دوستت دارم!

‫...و تبعیدمون کردن

‫"کلیو" رو برگردوندن "باهاما" ‫و بقیه‌مون رو فرستادن "اوتر بنکس"

‫میخواستیم سعی کنیم به زندگی عادیمون برگردیم

‫فکر میکردیم بدترین قسمت تموم شده اما...

‫"پوپ هیوارد"، احضاریه دادگاه ‫تا دو روز دیگه

‫بازم اشتباه میکردیم

‫- اصلا نباید اون ردیاب رو از پات باز میکردی ‫- آروم باش!

‫- شانس آوردین همه‌تون رو بازداشت نمیکنم ‫- آروم باش

‫مشکلی نیست، یه کاریش میکنیم مگه نه؟

‫"پوپ"

‫"دادگاه بخش کیلدر"

‫تو اتاقش پدربزرگ "تاپر" ‫حسابی از خجالت "پوپ" در اومد

‫شما پابرهنه‌ها باعث کلی مشکل ‫تو این جزیره شدین

‫و این تازه اولشه که دارین تاوان پس میدین

‫یه ماه تو زندان بخش

‫زندگیم تموم شد

‫و خب معلومه که "پوپ" ‫اصلا اینو راحت قبول نکرد

‫بده به من

‫- الو؟ ‫- سلام "کلیو"

‫دلم خیلی برات تنگ شده

‫میدونم

‫منم همینطور

‫هیچوقت فکر نمیکردم "ناسائو" اینقدر ‫از "اوتر بنکس" دور باشه

‫کاش اینجا بودی

‫گوش کن قرار نیست اینجوری...

‫"کلیو"

‫الو؟

‫فکر کردم یه مسکن به دردت میخوره

‫ممنون

‫یالا خودتو خالی کن

‫کارت درسته "پوپ"

‫لعنتی، بازم هست، حواست باشه

‫وقتی "پوپ" رفت زندان داغون بود

‫"ورود پابرهنه‌ها ممنوع"

‫در همین حین تو "پلیکان"

‫محبوبیتمون به پایین‌ترین حد خودش رسیده بود

‫تقصیر شورش‌ها رو انداختن گردن ما، همه‌مون

‫و همینطور خونواده‌هامون

‫آره خیلی قشنگه، یالا، زود باشین بریم

‫هی! همونجا وایسین حرومزاده‌ها!

‫"تحریم کنین"

‫از اینجا گمشین!

‫اینورا پیداتون نشه

‫- راهتونو بکشین برین پابرهنه‌ها! ‫- پابرهنه‌ها ممنوع!

‫نمیتونستیم کار پیدا کنیم

‫"تعطیل است"

‫و به یه جا برای زندگی احتیاج داشتیم ‫چون "پوگلندیا" دیگه مال ما نبود

‫دیگه مال ما نبود

‫و پس گرفتن پول زمین...

‫یعنی نمیتونن همینجوری بدزدنش که

‫آره فروش باطل شد

‫شهرداری داره کارای پس دادنش رو انجام میده ‫که باید بین سه تا چهار ماه طول بکشه

‫- ببخشید ‫- سه یا چهار؟

‫- آره ‫- چرا؟

‫- چون... ‫- چرا اینقدر طول میکشه؟ پول خودمونه

‫- صداتو بیار پایین ‫- چیکار کنیم پولمون رو بگیریم؟

‫- هیچ کاری نمیتونیم بکنیم ‫- ما بی‌پول و بی‌خونه‌ایم

‫میخوای مسئول بی‌خونه شدن ‫آدمای بیشتری باشی؟

‫- این مسئولیت من نیست ‫- چرا هست

‫"تانی‌هیل" گزینه سوممون بود ‫ولی "رز" اونجا رو کرده بود "ایربی‌ان‌بی"

‫واسه همین... چند هفته‌ای آوار شدیم ‫خونه "ریف"

‫ولی "ریف" تمام پولش رو به "گروو" باخته بود

‫و بعدش هم خودش به سزای عملش رسید

‫"اخطار تخلیه"

‫فکر کردیم از "کی" بپرسیم ‫میشه بریم پیشش ولی...

‫"جی جی"

‫اون خودش خیلی درگیر بود

‫میخوان مراسم یادبود بگیرن

‫فکر نکنم هنوز برای خداحافظی آماده باشم

‫فقط حس میکنم...

‫هنوز زوده

‫میفهمم "کیارا"

‫باید با این احساساتت ارتباط برقرار کنی...

‫ببخشید

‫دیگه لازم نبود ما هم سرش خراب بشیم

‫وقتش مناسب نبود

‫و خب معلومه که "هیوارد" گذاشت بریم پیشش

‫که خیلی بهترم بود چون هیواردها ‫دست‌پختشون عالیه

‫- بفرمایین ‫- باشه

‫میخوای همه‌ی اینو بخوری؟

‫به خودت رحم کن

‫گشنه‌ای؟

‫- ببخشید ‫- ممنون

‫ولی نمیتونستیم تا ابد بمونیم

‫"بازداشتگاه بخش کیلدر"

‫سلام

‫سلام

‫چطوری پسر؟

‫قیافه‌ت خوبه

‫- چطور بود؟ ‫- افتضاح...

‫سریع رفتم و اومدم

‫من هرجا باشم آزادم

‫آره

‫خوبی؟

‫بهتر از همیشه

‫- گرفتم ‫- بعدا میبینمتون بچه‌ها

‫آره

‫اون دیگه چه کوفتی بود؟

‫اون دیگه کی بود؟

‫بابام

‫- سلام ‫- سلام

‫سلام مرد، چطوری؟

‫اصلا فکرشو نمیکردم

‫با آزاد شدن "پوپ" وقت رفتن بود

‫و چون جای دیگه‌ای نداشتیم که بریم

‫آخرش سر از جایی درآوردیم که یه پله ‫از کارتن‌خوابی بهتر بود

‫کلبه‌ی ماهیگیری

‫یالا!

‫یه دونه گرفتم!

‫باشه "سارا"، نسوزونیش

‫من دوست دارم روش سوخته باشه

‫میدونم دوست داری ‫فقط میخوام با بقیه هم تقسیمش کنی

‫میدونی که... یه کم نرم و چسبناک خوشمزه‌ست

‫ایناهاش، نگاه کن، عالیه

‫دیدی؟

‫- این خوبه ‫- نگاه کن

‫اون ستاره شمالیه

‫مرکز همه چیز

‫مارشملو میخوای؟

‫با کمال میل

‫نه!

‫جدی میگی؟

‫یالا!

‫نه، لعنتی!

‫تولدت مبارک!

‫ممنون

‫بهم قول بده این ته خطه

‫- "سارا" من همچین قولی بهت نمیدم ‫- خواهش میکنم...

‫- نمیتونم این قولو بدم ‫- فقط بگو

‫لعنتی

‫آره این ته خطه

‫و ما اینجا بودیم

‫تو تولد "سارا" برگشته بودیم به "کیلدر"

‫بی خونه، بی پول، منفور کل شهر

‫و من بهش قول دادم اوضاع بهتر میشه

‫واسه همین...

‫بعدا تو جشن تولد میبینمت؟

‫بیا اینجا

‫تولدم مبارک

‫بدترین تولد عمرم

‫آره

‫من آدم مذهبی‌ای نیستم ولی...

‫اگه صدامو میشنوی

‫ما به کمک احتیاج داریم

‫نمیدونم کجا برم

‫کاش راه رو بهم نشون میدادی

‫یا یه نوری یه مسیری، هرچی

‫شاید یکی اون بالا دعامو شنید

‫و با توجه به چیزی که اون روز صبح پیدا کردم

‫حتما "جی‌جی" بوده

‫- چشه؟ ‫- هنوز دارم روش کار میکنم، نمیدونم

‫یالا باید راه بیفتیم

‫چندتا داریم "روبو"؟

‫یازده‌تا، یکی کم داریم

‫باید همین دور و بر باشه

‫اینم پسر ما اونجا

‫"اوتر بنکس"

‫"سوفیا"

‫خب الان چی؟

‫جدا؟

‫جدا

‫تو نمیتونی آدم خوبی باشی و ‫قانون رو رعایت کنی نه؟

‫خودش افتاد تو بغلم

‫چرا اومدی پیش من؟

‫یعنی چرا نباید میومدم پیش تو؟

‫تو کله گنده‌ی موادی، ساقی

‫- عمرا! ‫- مرد عمل، رئیس

‫من دیگه از ساقی بودن گذشتم

‫ببین من ته خطم مرد

‫بی‌خونه‌م، امروز تولد خواهرته

‫و من هیچی براش ندارم

‫خب فرض کنیم بخوایم امروز اینو آبش کنیم ‫چقدر گیرمون میاد؟

More Farsi/persian subtitles for Outer Banks

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left