Ellis

Ellis

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 2

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Ellis S02E02 Ashenham Part 2 720p MY5 WEB-DL AAC2 0 H 264-RAWR
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 2 Ellis 2024 زیرنویس فارسی سریال

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2026-03-15
ഡൗൺലോഡുകൾ: 420
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

مجرم‌ها برای کار توی گلخونه‌ت دارن سر و دست می‌شکنن

ما داریم زندگی‌ها رو تغییر می‌دیم. تو داری این روستا رو عوض می‌کنی

یکی ملافه‌ها رو از زیرش کشیده بیرون

موقع مرگش یا کمی بعدش، همراهش بوده

که یعنی اینجا صحنه جرمه

حتی اگه ناتاشا پدرم رو نکشته باشه

دلیل مرگش اونه

اینا نامه‌های تهدیدآمیزه. فکر کن چقدر اوضاع بد بوده

که بابا روز تولدش به مالکوم زنگ زده بیاد

کلوین جونز، شما بازداشتی

به خاطر نقض شرایط آزادی‌ت

وقتی اومدی به «اش‌تور»، فکر کردم به خاطر اون اومدی - دوشیزه ایوری

کلوین همیشه می‌گفت رئیسش منحرفه، واسه همین فکر کردم منطقیه

انگار توی خونشونه

خب... حالا که جستجو برای کلوین تموم شده، جناب بازرس

اگه کمکی خواستین، من در خدمتم

گروهبان، دنبال من بیا

ببخشید جناب بازرس، مگه من... کار اشتباهی کردم؟

شما ملاقاتتون با مقتول رو، اونم درست قبل از مرگش، گزارش ندادین

شنبه شب؟ من... می‌خواستیم

درباره ایمیل‌های توهین‌آمیزی حرف بزنین که یادتون رفت بهشون اشاره کنین

طبق پروتکله، گروهبان

متاسفم

فقط... دست و پام رو گم کرده بودم

خب، حالا چی؟ فایروال؟

از گوشی پیتر چیزی دستگیرت شد؟

ریست فکتوری شده

آه. پاکِ پاکه

پس لپ‌تاپش رو زیر و رو کن

ببین چیزی توش هست که نباید باشه یا نه

اوه، یه سرنخ از «آقای فنجون قهوه» پیدا کردم، رئیس

اطلاعات بیومتریکش ۱۵ سال پیش ثبت شده، وقتی پنج سالش بوده

یه پناهجو

بدون همراه اومده. همه‌جا ساکنش کردن

در حال حاضر ساکن لندنه

الان باید ۲۰ سالش باشه

اسمش «بولا لادیپو»ئه

مامور بفرست سراغش. فرستادم

چند روزیه خونه نرفته

هم‌اتاقیش گفته رفته پیش دوستاش

خب هر جایی ممکنه دوست داشته باشه، مگه نه رئیس؟

خب، شانس آوردم که شماره پلاک ماشینش رو دارم

اوه، راستی رئیس

پیتر... داشته به سمت شمال، به طرف «هالوفیلد» می‌رفته

واقعاً انگار روحش تسخیر شده. اشتباه نمی‌کردی

آره. کت و شلوار مشکی. گل؟

عزاداره، دستش هم گل رز زرده

چند تا حدس هم دارم که مراسم ختم کی بوده

دست مریزاد، ترنت

جِید فعلاً گواهی عدم حضورت رو تایید می‌کنه

دختر خوبیه، جِید ما

اینم گفت که تو به آقای بارون گفتی منحرف

وقتش رو با گپ زدن با مجرم‌های جوون می‌گذرونده؟

ظاهرِ خوبی نداره، مگه نه؟

آره، این قطعاً بدترین بخش شغل منه

آدم بانمکی هستی تو

جِید داره به خاطر تو دروغ می‌گه. خدا می‌دونه چرا

ولی یه انگیزه قانع‌کننده بهمون داد که چرا ممکنه آقای بارون رو کشته باشی

بهت که گفتم، من ضداجتماعی نیستم

نه. ولی می‌تونی یه قربانی باشی

نه، اصلاً

من دور و برم اون‌قدر بچه‌باز دیدم که نذارم هیچ‌کدومشون بهم دست بزنن

منحرف بود، آره. ولی نه با من

اگه با تو نه، پس با کی؟

اون بچه عجیبه که بعضی وقتا اونجا کار می‌کنه

مثل دکترهای توی تلویزیون حرف می‌زنه

اسمش چی بود؟ الفی، آرچی

آرچی؟ آرچی الرسون؟

آره، خودش. شک ندارم

آرچی؟ آخه چطور...؟ چرا هیچ‌کس...؟

هفته‌ای دو سه روز اونجاست

ساعت‌های مشخص، ساعت‌های کاری

همم. درسته

گزارش مقدماتی کالبدشکافی، رئیس

برام ایمیلش کن

زمان مرگ، بین ۲ تا ۶ صبح. فیبرهای داخل مجرای بینی نشون می‌ده

خفگی. یه قتل صمیمانه و شخصی

آسیب‌شناس متوجه بالا بودن الکل خون شده

همم. دی‌ان‌ای پیدا نشده

خب، تعرض جنسی نبوده، یعنی کسی بهش دست نزده

نه، فقط ساکتش کردن

خب، می‌دانیم چطور و کی کشته شده. یعنی «چرا»ی قتل همونیه که کلوین گفت؟

پیتر و آرچی؟ فکر می‌کنی حقیقت داشته باشه؟

مهم نیست من چی فکر می‌کنم. یکی دیگه این‌طور فکر می‌کرده

ترنت؟ «رئیس، رنگِ دم ورودی

با مدل و مارک ماشین کریس الرسون همخوانی داره

سوراوی هم اینجا داره با مدارک جدید، مخ قاضی رو کار می‌گیره

حکم تفتیش ملک رو صادر کرده.»

عالیه ترنت

به خدمات اجتماعی هیچ ربطی نداره

کار توی گلخونه برای اجتماعی شدنِ آرچی خوبه

درسته آرچی؟

از کارت لذت می‌بری؟ گیاه‌ها رو دوست داری؟

اشکالی نداره آرچی. می‌تونی بگی

من توی زیست‌شناسی خوبم، نه با آدم‌ها

ولی پیتر... خوب بود

پس تو... با پیتر راحت بودی؟

چرا این رو ازش می‌پرسین؟

اون چند تا مسیر پیاده‌رویِ جالب و حقایق جالبی بلد بود

من باهاش خیلی راحت بودم

تا هفته پیش، که بهم گفت دیگه نمی‌تونم اونجا کار کنم

آرچی، چرا به ما نگفتی کارت رو از دست دادی؟

شنبه ما تو رو اونجا پیاده کردیم. پس کجا رفتی؟

به جای موردعلاقه‌ش، توی روستا

بعدش هم گلخونه

ولی پیتر

سرش شلوغ بود. شنبه تولدش بود

منم وصله ناجورِ مهمونی‌هام

بیا عزیزم. بریم طبقه بالا، خب؟

آره، بازیت رو هم می‌تونی با خودت ببری

به اون وسیله اعتیاد پیدا کرده

این رو از کجا آوردی؟

همراهِ مقتول بود

خب، مال آرچی نیست

خب، ما که نمی‌دونیم. هارپر

بهتره از خودش بپرسیم، نه؟

آرچی! آرچی

انگار توی اردوگاه کار اجباری بوده

آرچی

ما از کجا باید می‌فهمیدیم... آخر هفته کجا بوده؟

آرچی، اون رفته

خب، حالا کجا رو بگردیم؟ روستا

گلسنگ‌ها زندگی توی روستا رو دوست دارن. نه؟

به سوراوی بگو الرسون‌ها رو برداره و توی «اش‌تور» به ما ملحق بشه

جای دلگیر و سوت و کوریه

شاید جِید حق داشت که می‌گفت اینجا جن‌زده‌ست

کریس، اگه اون...؟ اگه اتفاقی...؟ من می‌رم

من می‌رم

خانم الرسون؟ بیاین، بریم توی ماشین

خوبی پسرم؟

ما هر دوتا رو حسابی ترسوندی

اینجا کجاست؟

اینجا همون‌جاییه که پیتر، آرچی رو میاورد

شنیدم جای خاصیه

شبیه یه روستاست. پیتر این‌طوری می‌گفت

پیتر خیلی چیزها می‌دونست که من نمی‌دونم

اون می‌دونست ترسیدن یعنی چی

واسه همین من رو آورد اینجا

می‌گفت اینجا ترسناک‌ترین جایی بوده که تا حالا رفته

ولی زیباترین هم هست

متاسفم اگه ترسوندیمت، آرچی

من نترسیده بودم. غمگین بودم

مرگ پیتر خیلی غم‌انگیزه

شما با هم دوست بودین

اون رو بهت داد

می‌گفت اون... بهش کمک می‌کرده از روزهای سخت بگذره

من برای پیتر غمگین بودم

ولی بیشتر برای پدرم

غمگین برای من؟ چرا؟

من خوبم آرچی

نه واقعاً

از وقتی اومدیم اینجا، همش غمگین و عصبانی بودی

دوستی من با پیتر اوضاع رو بدتر کرد

و با خودم فکر کردم، اگه بیکار شدنم تو رو بیشتر ناراحت کنه چی؟

واسه همین اومدم اینجا تا نقشه بکشم چطور کارم رو پس بگیرم

ولی شنبه تولدش بود

و یکشنبه چی؟

یکشنبه، فقط توی اتاقم موندم و به دعوای تو و مامان گوش دادم

درسته، آرچی

سوراوی الان تو و پدر و مادرت رو برمی‌گردونه به اداره

نگران نباش. قراره همه‌جای اداره رو بهت نشون بده

«رزهای زرد.»

اینکه پیتر چهارشنبه کجا بوده و دوستیش با آرچی

یا ایوری بارون پدرش رو خوب نمی‌شناخته، یا

یه چیزی هست که بهمون نمی‌گه رئیس. همم

خانم بارون، بخش حمایت از قربانیان سعی داشته باهاتون تماس بگیره

من خوبم. نه، نیستی

پدرت هم حالش خوب نبود

ایمیل‌ها؟ بابا اصلاً بهشون اهمیت نمی‌داد

پدرت بار تموم دنیا رو روی دوشش می‌کشید

و بعد هم اون مراسم ختم در روز چهارشنبه

مراسمِ... کی؟

نمی‌دونستین پدرتون هفته پیش رفته بوده مراسم ختم؟ خب

ولی... شما از دوستی پدرتون با آرچی الرسون باخبر بودین

و به عنوان یه معلم، می‌دونستین که این رابطه... غیرعادی بود

بابا کلاً آدمِ خاصی بود

ببینید، اون فقط یه بچه تنها رو می‌دید که نیاز به حرف زدن داشت

بهش گفتم که باید اخراجش کنه

بهش گفتم مردم درک نمی‌کنن

ولی اون بهتون اطمینان خاطر داد، درسته؟

نه، اون

بهم گفت یه ریاکارِ عوضی‌ام

چون شما با یه دانش‌آموز... رابطه داشتین

واسه همین بود که انکار می‌کردین این اواخر ناراحت بوده

چون فکر می‌کردین دلیل ناراحتیش خودتونین

اوه... بابا هفته پیش سر این موضوع باهام برخورد کرد

نمی‌گفت... از کجا فهمیده

خب

فکر کردم ناتاشاست

اون شایعه‌پراکنِ بی‌مسئولیت که دست از سر بابا برنمی‌داشت، که از قدرتش سوءاستفاده می‌کرد

شما از قدرت و مسئولیت‌تون سوءاستفاده کردین

شما می‌دونین کی به پدرتون خبر داده

ما اسمش رو لازم داریم

اون هیچ ربطی به این ماجرا نداره

ببینید

من یه معلم تازه‌کارِ ۲۳ ساله بودم و اون نزدیک ۱۸ سالش بود

و تمومش کردم. بلاکش کردم

من معلم خوبی‌ام

فقط اسم دانش‌آموز رو بگین، خانم بارون

من... پوف

More Farsi Persian subtitles for Ellis

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left