ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
...آنچه گذشت
.فوقالعادهست کار میکنــه؟
.نه مگر اینکه یه لنــز با کیفیت پیدا کنم
.فکر کنم بتونم یکی برات گیر بیارم
.«این اتفاق نیازمنده همه جور آدمی هست، «کیتی
...سربازهایی مثل «بروسارد» نیاز داره
،تا بتونن ماشه رو بکشن .همچنین آدمایی مثل تو
دیگه چه کاری باید انجام بدم بیشتر از جاسوسیِ شوهرم؟
...هر چیزی که باهاش روبرویی
.با هم باهاش روبرو میشیم
.میتونی هر چیزی بهم بگی
...قبل از اینکه پیمانکار ارتش بشه
.آدمکش حرفهای دولت بوده
.الان یه قاتل سنگدلـه
هر چیزی که یادت بیاد .میتونه موثر باشه
بله؟ - .داره میاد سراغت -
هی، امروز همسایهت رو ندیدی؟ - .نه -
،اگه تو بدون اینکه بدونی ...داشتی اطلاعات رو به نیروی شورشی
میرسوندی، چی؟
.چون شوهر قابل اعتمادی هستی
.«من «کارلوس» رو فرستادم به «کارخونه
خیلی از تصمیمات هست که .دست ما نیست
.همیشه همینطوره
!خواهش میکنم !فقط یه چیزی تو گلوم گیر کرده
!فقط یه چیزی تو گلوم گیر کرده
!من مریض نیستم
!من مریض نیستم !مریــض نیستم
...قرار نیست چون بهش زل زدی
.بهت نزدیکتر بشه
مشکلی با این موضوع داری؟
...چون هر وقت قیافهی ناراحتت رو میبینم
.یادم میاد کجام .ناراحت کنندهست
.:. ترجمـــــه و زیـــرنـــویـس .:. © Elka © فرشــــاد © Rain Angel © پری ســــا
چیــه؟
.هیچی
.کل صبح بهم زل زدی
یه مرد نمیتونه از دیدنِ ...زن خوشگلش لذت ببره
بدون اینکه سینجیــن بشه؟
برم»، چی داری میخونی؟»
.مال مدرسهست
.«برم»
.«گریسی»
.من و مامانتون باید یه چیزی بهتون بگیم
.حال «چارلی» خوبه
اینجا کجاست؟
.دولت اونو توی بلوک سانتامونیکا پیدا کرده
با کی داره زندگی میکنه؟
.نمیدونیـم
قراره بیاد خونه؟
.برنامه همینه
.این تنها دلیلِ کار کردنِ من با دولته
.تا بتونیم به خونه برش گردونیم
کی قراره ببینیمش؟
.نمیدونم - چی میدونی؟ -
.میدونم که دارم به یه جایی میرسم
.امشب دیر میام خونه
چرا؟ کجا میری؟
.دلم براش تنگ شده
.همهمون همینیم، خرس کوچولو
.هی
این کار برای چی بود؟
.اونا باید میدونستن
فکر نمیکنی قبلش باید مشورت میکردی؟
.چیزی برای مشورت وجود نداره
.تو خونهی ما نباید چیزی پنهان بمونه
.هلینا». چه سورپرایز خوبی»
.«سلام «آلن
.ضمنا همیشه دیدنت باعث خوشحالیه
.قرارهامون معمولا برنامهریزی شدهست
...خب، میخواستم بدونی که
...«وزیر ارشد «پسیفیک کوست
«داره برای سالگرد «ورود .میاد به «کولونی» ما
اینجا؟ واسه چی؟
قراره یه جور جشن باشه؟
.نه دقیقا. نه
.بیشتر برای بررسی کردن عملکردها
.عالیه. ازش استقبال میکنم
.فکر کنم اخیــرا اینجا همه چی خوب بوده
.الان با سهمیهبندی کارکنانمون درگیر هستیم
...از دادگاه «جرانیمو» به بعد
.شورش مهمی نداشتیم
.به جز حمله به تو برای آدمربایی
...یه طردشدگی که
کاملا توسط تیم ضد شورشم .کنترل شد
.من اونی نیستم که باید متقاعدش کنی
.البته
فقط میخواستم بدونی که .من از کارم دفاع میکنم
...«بهم بگو «آلن
...فکر میکنی توی بلوکت کسی میترسه که
کاری انجام بده؟
اونا بهمون قدرتی دادن که .به روش خودمون حکومت کنیم
.آره، اما کاملا موضوع رو برامون روشن کردن
.باید نظم رو حفظ کنیم
خب، فکر نمیکنم اون نظم .از ترس بدست بیاد
با فراهم کردن یه زندگی شایسته .برای مردم بدست میاد
...این انگیزه رو تحسین میکنم
.اما یادت باشه «جورج اورول» چی گفت
چی بود؟
...اگه چشماندازی از آینده میخوای"
...یه لگد رو توی صورت یه آدم تصور کن ".برای همیشه
.دقیقا منظور منم همینه
.این موقعیت به حد کافی بد هست .لازم نیست بدترش کنیم
.«خیلیخب، «آلن
.ببین، من فقط اومدم که بگم حواست باشه
...وزیر ارشد قراره بیاد اینجا
و قراره هر چیزی که اینجا ...داره اتفاق میافته رو
...بررسی کنه
و تو میتونی روشهات رو .برای اون توضیح بدی
.اوه، و باید بدونی
هیچکس دیگهای .به روش تو انجامش نمیده
.درها رو داشته باشید
همه چی رو میدونن؟
.تقریبا کامل
،نه تمام جزییات رو .اما میدونن دارم چیکار میکنم، آره
.تو کارشون خوبن .خوششون میاد
.که این یعنی یجورایی من مادر مزخرفیم
.آره، من نمیتونستم به بچههام بگم
...یعنی «گریسی» خیلی کوچیکه، اما
نمیتونم بار مسئولیتش رو .روی دوش «برم» بذارم
.نه وقتی که «ویل» نمیدونه
.این کار درستی نیست
.نه، نیست
چرا میخواستی منو ببینی؟ چه خبر شده؟
اگه «بروسارد» دستور «کوایل» رو عملی میکرد چی؟
.بچههام به یه مادر نیاز دارن
.میخوام بیام بیرون
.عجب
...میدونم که بد بوده اما
.نصف گروهک یا مردن یا رفتن
.بروسارد» لو رفتـه»
ارزشش رو داشت؟
بهایی که پرداخت کردیم؟
تمام اون قربانی دادن ها؟
.احساس میکنم ناامیدت کردم
.نه، نه، این تقصیر تو نیست
«باید درمورد تصمیم «کوایل .نقش بیشتری ایفا میکردم
میرم پیشش و بهش میگم ،تو به حد کافی خدمت کردی
اینکه باید تو و خانوادهت ...رو به حال خودتون بذاره
.وگرنه منم دیگه نیستم
.ممنونم
داری به روزهای شانست فکر میکنی؟ - .رفیق، ایکاش اینطور بود -
«به جاش، دارم وسایل خونهی «بروسارد ...رو بررسی میکنم
تا بتونم چیزی پیدا کنم .که کمکمون کنــه
چیزی گیر نیاوردی؟
خب، سه سال بعنوان ...بازیکن دفاعی فوتبال آمریکایی بوده
و سخنرانی سال آخر دبیرستانش .درمورد «نیچه» بوده
مطمئن نیستم این کمکی کنه .پیداش کنیــم
.جنیفر» بهم گفت کند و کاو کن» .واسه همین اینجا در حال گشتنم
نمیخوای جواب بدی؟
بعد از اینکه دفتر مال من شد .این اولین باریه که تلفن زنگ میخوره
.«بومن»
...تو این مدت داشتی توی ادارهتون
.دنبال جاسوس میگشتی
تو کی هستی؟
.یکی که میدونه جاسوس زنتـه
توجه میکنی به حرفم؟
.آره، حتما. ادامه بده
.«پیاده برو تا «ویلشر .سوار اتوبوس «خط قرمز» بعدی شو
.شماره 33
،اگه بفهمم تحت نظریم
.میرم
چی شد؟
یه هشدار از یه ناشناس .از گروهک محبوبمون
.شاید یه چیز چرت باشه
.شاید - .در هرصورت میخوام بررسیش کنم -
همراه نمیخوای؟ - .نمیخوام وقتت رو تلف کنم -
.من بودم نگران این موضوع نمیشدم
...ممنون که
با خط قرمز ادارهی حمل و نقل ...سفر میکنید
«از «وستوود» تا «لارچمونت ...در 15 دقیقه
.تمام روز، هر روز
باغبونی چطوره؟
خب، این کار ماست، مگه نه؟
...دونه کاشتن، آبیاری کردن
و امیدوار بودن به اینکه .قراره رشد کنن و به دردبخور بشن
اینجوری زنم رو میشناسی؟
.من گروهکش رو اداره میکنم
.غافلگیر نشدی
بروسارد» برای تو کار میکنه؟»
...میدونم اونو میخوای
.و آمادهم که اونو تسلیم تو کنم
،تصمیم گرفتم یه معاملهای بکنم
.و قراره از طرف من مذاکره کنی
چرا باید این کارو بکنم؟
.چون دارای یه سری اختیارات هستی
...اگه موفق شدی، من ناپدید میشم
.و راز زنت با من ناپدید میشه
،اگه شکست بخوری ...اسم اون
اولین چیزی میشه که .من موقع بازجویی لو میدم
،مردم بخاطر تو مردن
و میخوای اونا رو بفروشی؟
.میدونی، تو با سازمان اشغالگر کار میکنی
واقعا باید چیزی رو برای تو توجیه کنم؟
.شرایط من اینه
،گروهکم رو لو میدم .بجز زنت البته
...در عوض، اونا منو از بلوک میارن بیرون
،و میبرن به جنوب لسآنجلس .اون هم توی یه کامیون کوچیک انبار
چرا؟ بیرون دیوارها مگه چیه؟
.انباشتههای بازموندهها .که «رپ»ها اونا رو رها کردن
.این شمارهی منه
No comments yet. Be the first to leave one.