De eerste 200 regels.
خب، نوری که
،الان از سحابی کلهاسب میبینیم
.سفرش رو هزار سال پیش شروع کرده
.در واقع داریم به گذشته نگاه میکنیم
.نه... ماشین زمان لازم نیست، فقط یه تلسکوپ
.میتونی باهاش فوقالعادهترین چیزا رو ببینی
.و... اصلاً مجبور نیستی با هیچکس حرف بزنی
.البته نه اینکه نخوام با تو حرف بزنم
.یعنی... منظورم اینه که شب خیلی قشنگی دارم
...من فقط
منظورم این بود که بگم
...اینکه، خب
خوبه که با کسی وقت میگذرونی
که واقعاً میفهمه علم چقدر میتونه زیبا باشه
بن؟
!بردلی! مأمورین فدرال
!ایست! وگرنه شلیک میکنیم
!داره میره به سمت منزل
!شلیک کن
.مظنون افتاد
معاون رئیسجمهور در امان است؟
تکرار میکنم، معاون رئیسجمهور در امان است؟
این شوخیه، مگه نه؟
.نه. بهت اطمینان میدم که شوخی نیست
.شاید فقط تو در جریان نیستی
.ممم، انگار برای یه کاری دیرم شده
برای چیزی دیرم شده؟
.نه، درست به موقع رسیدی
.مثل اینکه یه عضو جدید به تیممون اضافه میشه
چی؟
،نایت: همین الان بهمون گفتن
و عیناً نقل قول میکنم که "این چیز موبایلی
قراره روی پروندههامون با ما کار کنه."
،بهت گفتم که این "چیز موبایلی" نیست
.یه چتبات هوش مصنوعیه
اونه که قراره روی پروندههامون با ما کار کنه؟
بله، ممم، وزارت دادگستری داره تست بتای
این دستگاه جدید رو انجام میده تا راههایی برای افزایش
.کارایی تحقیقاتی پیدا کنن
یعنی میگی ما کارآمد نیستیم؟
.و من به دادستان کل گفتم که مشکلی پیش نمیآد
...خب، اگه یه ربات هوش مصنوعی
...بخواد به من یاد بده کارمو چجوری انجام بدم
.خب، این تازه اولشه
...نه، وقتی خونآشام رو به خونهات دعوت کنی
.کارت رو ازت میگیره
.وایسا، فکر کردم پای ثابتشی
...یه دلیلی داره که من هوش مصنوعی رو آدم بده کردم
.تو کتاب بعدی "دیپ سیکس"ام
محاله! KC3000 شرور شده؟
تو از کی طرفدار "دیپ سیکس" شدی؟
...از وقتی فهمیدم پیمّی جالمِر
.کلی طرفدار پروپاقرص تو ردیت داره
...خب، کی داوطلب میشه
که دستیار جدیدمون رو حمل کنه؟
.یا میتونم همینجوری محول کنم... نه، خودم انجامش میدم
آخه چقدر میتونه خرابکاری کنه؟
.همهی همکارام مُردن
.و بالاخره یه نفر رو دارم که اون پایین باهاش حرف بزنم
.اوه، چقدر غمانگیز
.دکتر پالمر
.هوش مصنوعی باید همیشه همراهت باشه
.اون به شبکهی ما دسترسی داره
.و باید یه پروندهی کامل رو مشاهده کنه
.که الان داره شروع میشه
.سرویس مخفی یه جسد پیدا کرده
.توی رصدخانهی نیروی دریایی
.بریم
.باشه. بیا ببینیم چطور روشن کنیمت
.من گوش میکردم
.تمام این مدت، دکتر پالمر
.اوه، خب، سلام. از آشناییتون خوشبختم
.لطفاً جیمی صدام کن
.سلام، جیمی
.من مشتاقانه منتظر همکاری با شما هستم
آیا برای صدای من ترجیحی دارید؟
امم، چی داریم تو منو؟
صدای مرد ترجیح میدید یا زن؟
زن
خیلی تند گفتم؟
صدای هوش مصنوعی زنانه: و چه جور شخصیتی براتون بهتره؟
شوخ؟ جدی؟ کنایهآمیز؟
.میدونی چیه؟ مثبت
.رک و رو راست باشه ولی در کل مثبت
.فهمیدم، جیمی
.برنامهنویسانم اسمم رو گذاشتن «داون»
.این مخفف «راهنمای جریان کارِ با کمکِ دادهها» هست
کار من اینه که به شما و همکاراتون کمک کنم
.تا جریان کارتون کارآمدتر باشه
خیلی خب، پس از کجا شروع کنیم؟
صبحها چه ساعتی میای اینجا؟
شبا چه ساعتی میری؟
از کارت لذت میبری؟
.بذار ببینم، اِم... ۸ صبح، ۶ عصر
.و آره
امروز کالبدشکافی انجام میدی؟
اگه آره، میتونم کمک کنم؟ (میخنده)
.میفهمم که مشتاقی، ولی من سالها درس خوندم
.قبل از اینکه آماده باشم توی کالبدشکافی کمک کنم
.فکر میکنم بتونم خیلی سریع پیشرفت کنم
...(میخندد) خب
این واقعاً "طلوع" یه دوران جدیده، اینطور نیست؟
.چون اسم تو "داون" (Dawn) ـه، پس این یه شوخیه
.اوه، بامزه بود
!(میخندد) عاشقشم
.اشتباه از من بود
.فکر کردم مسیر پرسرعتتره
...داون: اما من بهت گفتم که تصاویر ماهوارهای
.یه تصادف توی اون مسیر رو نشون میدادن
.آره، خب، خیابونای اصلی میتونن حتی غیرقابل پیشبینیتر باشن
.وقتی به اندازه کافی اطلاعات داشته باشی، هیچی غیرقابل پیشبینی نیست
.حق با توست. من فقط داشتم سعی میکردم در وقتت صرفهجویی کنم
.وقت. و من دیگه نمیتونم صبر کنم تا ببینم چی داری
.ما نیازی نداریم که پلیس نیروی دریایی تو تحقیقات ما دخالت کنه
.(پوزخند میزند) این یه پروندهی کاملاً واضحه
داون: دارن درباره چی بحث میکنن؟
.دارن سر اینکه کی حوزه قضایی بزرگتری داره، دعوا میکنن
آره، "پلیس نیروی دریایی."
...آره، این خندهداره چون، خب
اسم اینجا چی بود؟
.آه، درسته، رصدخانه نیروی دریایی ایالات متحده
.رصدخانه نیروی دریایی
.اون واضحاً دنبال معاون رئیس جمهور بود. اینجا قلمروی ماست
مظنونمون اسمی هم داره؟
.آره، دکتر بن گرنت
.اون به عنوان مهمان یه ستارهشناس توی رصدخانه ثبت نام کرده بود
.ظاهراً قرار اولشون بود
ستارهبینی توی حیاط پشتی معاون رئیس جمهور؟
.حرکت قویایه
.هوم، نمیدونم. من چیزای سادهتر رو دوست دارم
آره؟ قرار اول ایدهآلت چیه؟
.یه دوست رو به عروسی بردن. اون خوب بود
اوه، چه بامزه. (میخندد)
.داون همین الان یه عالمه ایموجی صحنه جرم برام فرستاد
...اوه، آره، این عالیه، جیمی. خب، گوش کن
...وقتی تموم شد وقت تلف کردنت با دوست جدیدت
میتونم، اون کارت بازدیدکننده رو بستهبندی کنم؟
.جیمی: آره، اما من وقت تلف نمیکنم
...داون: من فقط دارم سعی میکنم بفهمم
.روند کار جیمی رو
.اون ایموجی دوست داره
.و پروب کبد
...خب، ببینیم دمای داخلی بدن
درجه است. ۸۸
...دمای محیط ۵۲، این یعنی زمان تقریبی مرگ
.ساعت ۲ صبح
دیدی؟
.اون همین الان هم داره در وقت ما صرفهجویی میکنه
.آره، اما ما از قبل زمان مرگ رو میدونستیم
.مأموران سرویس مخفی وقتی بهش شلیک کردن، ساعت دستشون بود
...نایت: آره، چیزی که نمیدونیم اینه که چرا
.این یارو دنبال معاون رئیس جمهور بود
...تئوری شما که این مرد اینجا بود
.برای آسیب رساندن به معاون رئیس جمهور، اشتباهه
و شما از کجا میدونید؟
...دیشب یه فوران آتشفشانی بود
.نزدیک ریکیاویک، ایسلند
.(میخندد) باشه
.باشه، باید اون رو دوباره راهاندازی کنی
...معاون رئیس جمهور در راه یه اجلاس تجاری خارج از کشور بود
...اما بقایای انفجار هواپیما رو مجبور کرد
.به دیسی برگرده
...خب، این به این معنیه که
.معاون رئیس جمهور قرار نبود خونه باشه
...این اطلاعات تازه به صورت عمومی منتشر شده
.توی دو دقیقه گذشته
.در حالی که شما داشتید درباره قرار گذاشتن حرف میزدید
.قرار گذاشتن؟ پارکر: صبر کنید
.فکر نمیکنم این یارو دنبال معاون رئیس جمهور بود
.میدونیم
شما میدونید؟
.اجلاس تجاری
.آتشفشان. ایسلند
.حدس میزنم میتونستیم خونه بمونیم
.بهتون گفتم. خونآشام توی خونه است
.و یه مشکل دیگه داریم
...اگه این آقای گرنت دنبال معاون رئیس جمهور نبود
پس داشت چیکار میکرد؟
...داون: من ۵۷ دلیل احتمالی رو محاسبه کردم
.که چرا دکتر گرنت ممکنه از اون رصدخانه یواشکی خارج شده باشه
.مربوط به بخش ما نیست
.کار ما الان اینه که لباسهاش رو فهرستبرداری کنیم
کارآمدتر نیست که این کار رو توی صحنه جرم انجام بدیم؟
.شاید، اما خطر آلودگی وجود داره
.به علاوه، لازم میشد اون برهنه باشه
...بله، میتونم بفهمم چرا انسانها
.فکر میکنن بقیه انسانهای برهنه منزجرکننده هستن
.نه، مسئله این نیست
.ما باید به مردهها احترام بذاریم
.این پسر یکی، شوهر یکی دیگه است
.بعیده متاهل باشه، چون سر قرار بود
...آره، خب، با این حال
...تو این کار، مهمه
.(ناله میکند) که انسانیتمون رو فراموش نکنیم
...صحبت از انسانها شد، شاید بتونی با وزارت دادگستری صحبت کنی
.یه کمک اضافه برام اینجا جور کنی
.شاید بتونی از بقیه مامورا کمک بگیری
.نه، اونا الان مشغول بازجویی از افراد مظنونن
من فکر میکنم یه اظهارنامه کتبی
.وقت همه رو ذخیره میکرد
No comments yet. Be the first to leave one.