De eerste 200 regels.
دم پلهها
واسه گپ زدن درباره اوج و فرودها
هی، مور، یادت میاد وقتی
میخواستی اون یارو رو ببوسی؟
راوی
و ضدحالها
باورم نمیشه یه نفر
اینو به یه غریبه گفته باشه
من کل اینو بهت میدم
اگه ممههاتو نشونم بدی مجانی میفته
راوی: تازه، اونا قراره بهتون
صحنههای اضافه و اختصاصی
از فصل اول رو نشون بدن
باید برم پیپی کنم
باید برم جیش کنم
حدس بزن کی باید پیپی کنه
میدونی، خیلیها
ازم میپرسن: «فرقِ
بین فصل یک و فصل
دویِ "جوکرهای بیملاحظه" چیه؟»
و من جوابشو براتون دارم
همش تو یه کلمهست
جلوههای ویژه
هی
اوه، منو برعکس گذاشتن
و این اولین و آخرین باریه که
قراره از
جلوههای ویژه ببینید
ولی خدایی باحال بود
همین؟
بودجه تموم شد؟
دیگه هیچی نداریم، ولی جاش
تا دلتون بخواد
تصاویر دیده نشده و
لحظههای خندهدار داریم
قراره کلی
مسخرهبازی و دیوونهبازی باشه
هیاهو و جنجال چطور؟
تا بخوای هیاهو داریم
اوه! اوه
گفتم جنجال راه نندازید
ما دیگه سفارشِ
جنجال رو دادیم
میدونی که جنجال و هیاهو
ننه بابامو به کشتن داد
هنوزم دارن
هیاهو به پا میکنن
خیلی خب، بچهها
بیخیالِ هیاهو بشید
مسخرهبازی در راهه
اوه، مسخرهبازی
پیش میاد که بعضی وقتا
موقع اجرا خندهمون میگیره
بعضىهامون بیشتر
از بقیه
جو: خیلی خب
داری تیکه میندازی دیگه
اصلاً اگه برای خندیدن و
حال کردن نیومدیم، پس واسه چی اینجاییم؟
من که اصلاً جلوی خودمو نمیگیرم
میدونی که وقتی اونجایی
نباید بزنی زیر خنده
ولی خب یهو یکی
یه چیزی تو گوشت میگه
یا یه چیزی رو رو میکنی
و دیگه تمومه
کارت ساختهست پسر
میدونم چه حسی داره
که آدم کارش ساخته باشه
سلام
چطوری؟
حالت چطوره؟
همهی اینا مال شماست؟
آره
اینجا کلی کیکهای مشتی داریم
مناسبت این همه کیک
چیه؟
اتفاق خوبیه؟
اوه
"کی ریق رحمت رو سر کشیده؟"
ریق
وای خدای من
کی، اِ، کی کیک
"کی با کیک ریق رحمت رو سر کشیده؟"
کی... ولی جدی
کی با کیک ریق رحمت رو سر کشیده؟
کی با کیک ریق رحمت رو سر کشیده؟
عجب تیکهی باحالی بود
بدترین باری که وا دادی
توی "ختم غافلگیرانه" بود
وای پسر. اون دیگه
همهچیز دست به دست هم داده بود
جو: اوه، این محشره. برای این خیریه
یه پیرزنه اومده
امروز چطوری؟
سال، بجنب پسر
بکشونش تو بازی
جو: اصلاً روحشم خبر نداره
ببین قراره چه بلایی سرش بیاد
بیا فقط هلش بدیم
بندازیمش جلو توپ
فقط یه هلِ کوچیک
پول خیریه رو ردیف کن
یالا دیگه
من که نمیخوام به چاه بندازمت
اصلاً نمیتونم نگاه کنم
مور
انجامش بده رفیق! انجامش بده
داریم پول هم جمع میکنیم
واسه خیریه، امروز
اصلاً نمیتونم نگاه کنم
وای خدای من
واقعاً نیتش خیره
الان چند ساله که دارم
واسش پول جمع میکنم
خیریه خودمه
که خودم از خودم درآوردم
همه چی دست به دست هم داد
از طرف و عنوانش گرفته تا خودِ موضوع
همه چی با هم جفتوجور شد
بهش حق میدم
آخه مگه میشد
به اون یکی نخندید؟
«کیو» که کلاً وا داد
تو گالری هنری قشنگ وا دادی
اصلاً به هیچ دردی نمیخوردی
عین یه احمق داشتی چرت و پرت میگفتی
سلام
ممنون که تشریف آوردین
به نمایشگاه «من، خودم و خودم»
خب، دیگه معطلتون نمیکنم
بله! بریم که داشته باشیم
این یعنی
واو. خب، چی
اتفاقی که اینجا افتاده اینه که
اینجوری به نظر میاد که
دارم پا میذارم
رو بچههای چینی
یهو اصلاً احساساتی شدم
اگه هزار سال هم بهم
وقت میدادی تا بفهمم
که چی ممکنه
زیر اون باشه اگه بلندش میکردم
توی کل این هزار سال هم
من که اینجوری نمیگفتم که
"این منم که دارم پا میذارم
رو بچههای چینی."
بعضی وقتا که اون بیرون کار میکنی
باید یه جوری
از پسش بربیای، مگه نه؟
باید یهو یه چیزی
از تو آستینت دربیاری
اون بیرون واقعاً
قانون جنگله و هر کی زرنگتره زنده میمونه
تو هم تو این کار خیلی واردی
چون اصلاً تو خونته
تو حالت عادی خودت
یه جورایی
آره
کیو: خیلی خب مِر
بریم انجامش بدیم رفیق
اگه جای تو بودم، م
این برند رو برنمیداشتم
اینو؟
آره، نه، نه، نه، نه
اصلاً. بذار بهت بگم
چرا نباید اینو بخری:
آلمان نازی
اوم، من اینا رو نمیخریدم
بیشترم
به خاطر آلمان نازی
اوه
نمیدونم تا حالا چیزی
در مورد آلمان نازی شنیدی یا نه
اوم، این واقعیتیه که کمتر کسی میدونه
که اِوا براون
که زن آدولف هیتلر بود
یه بچه داشت که بعد از اینکه
رایش سوم
از هم پاشید
توسط دولت
آمریکا، زنده موند
و اون بچه رو، مامانش همیشه
با این مارک تمیز میکرده
اوم، واسه همین یه جورایی
انگار اگه اینو بخری
ممکنه داری
از نازیها حمایت میکنی
چی؟
آره، میدونم خیلی عجیبه
واقعاً مسخرهست
وایستا، وایستا، وایستا، وایستا
وایستا، یه لحظه صبر کن. یه دقیقه وایستا
خب
مگه همین الان ازش استفاده نکرد؟
من دوست دارم تا جایی که میتونم
از آدولف هیتلر فاصله بگیرم
تو همینطوری از خودت
هر چیزی رو درجا درمیاری
حتماً. ازم بپرس
No comments yet. Be the first to leave one.