De eerste 200 regels.
راوی: در ادامه میبینید
کیو میتونه خودشو جمع و جور کنه؟
ماشین پارک شده
روی شیب
این یعنی چی؟
این یعنی چی؟
چی میشه وقتی مِر
شاخبهشاخ میشه؟
بذار یه دستی به سر و گوش اینا بکشم
سریع
آخه چطور داره این اتفاق میافته
همین الان؟
اوه
راوی
وقتی سَل از ترس میخکوب شده
واقعاً دارم نفسنفس میزنم
همین الان
راوی: ...بچهها
بدجوری سیخونکش میزنن
جو
یه نفرو به کشتن میدی
راوی: و بازندهی بزرگ امشب
وسط صحنه قرار میگیره
واسه نهایتِ تحقیر شدن
دست دادن که چیز عجیبی نیست
مگه نه، جو؟
خب، امروز هست
ما تو یه فروشگاهِ ارزونفروشی
هستیم
و امروز باید بریم
سراغ ملت و یه راهی پیدا کنیم
که باهاشون دست بدیم
تا جایی که ممکنه
هر کی زمان کمتری دست بده
میبازه
خیلی خب، جو
فهمیدن قضیه چیه؟
آره، فهمیدن
گرفتن چی شد رفیق
فهمیدن
یه ایدهی توپ دارم
وای خدا
قبلاً هم اینو شنیده بودم
تماشا کنید و یاد بگیرید
آقایون
دیگه نمیتونم تحملش کنم
صددرصد موافقم
نقشهی بزرگتو روی
این یاروی پشت سریت امتحان کن
آخ! آخ
میشه یه لحظه بهم کمک کنید؟
یک ثانیه
عضلهم گرفته
میشه فقط دستمو بکشید
اگه میتونید؟
آخ
کتفشو
از جا بکن
این که دست دادن نشد
بیشتر تکون بده تا کشیدن
آره. همینه
آخ
این
خوبه
هنوز تو حالت دست دادنه
لرزوندنش رو بیشتر نیاز دارم
نه کشیدنشو
این یارو هم
ولکن نیستا
مِری واقعاً تحت تأثیر قرارم داد
آخ! باشه
باشه
ممنونم آقا
مرسی
قشنگ وا شد
جو: خیلی خب مِر
ثانیه بد نیست ۱۵
مِر: خیلی خب جو
باید رکورد ۱۵ ثانیه رو بزنی
به نظرم باید استراتژیِ
"هر چی کمتر، بهتر" رو پیش بگیری
داری میگی این کار یه رویکردِ
"هر چی کمتر، بهتر" میطلبه
آره، همه دارن پیازداغشو
زیاد میکنن
من میخوام خیلی خاکی و رک
با این مردم برخورد کنم
میخوای رک باشی؟
میخوای بری جلو یکی و
بگی: "باید
تا جایی که میشه
باهات دست بدم."
نه دیگه در این حد رک
رفیق من
دستتو بده من
چیزی نمونده پسر
ول کن دیگه مرد
نه نه، خوبی. خوبه
بیخیال بابا، این بنده خدا
وقت این کارا رو نداره
واو
این یکی خسته شد
میشه اون یکی دستتو یه لحظه
قرض بگیرم؟ مرسی مرد
دمت گرم
همگی: اوه
عجب انتقال تر و تمیزی
تو اِ
اوه، یه چیزی میخواستم
بهت بگم
کیو: قیافهشو نگاه
انگار کپ کرده
اوه، نه
شماها باید خرید کنید
آره، ما خوبیم
اینم از اون پایانهای
پر سر و صدا و خفن
اوه
بیا، دیدی؟
دیدی؟
بوم - ایول
خیلی پرانرژی هستی پسر
باشه حاضرجواب
باشه
باشه
باشه. باشه
باشه
دمت گرم رفیق
ایول
آره. آره
داغه
خیلی خب سَل. باید رکورد
ثانیهی مِری رو بزنی ۱۵
"ورتروس" هستی دیگه، نه؟
نه
هوم، روش قدیمیِ
"اشتباه گرفتنِ طرف". باشه
ببینیم چی میشه
از خیابون ۵۳ام
نه بابا، نه
مطمئنی؟
ولی دستشو گرفت
من باهاش رفتم، اومم
هنرستان
کدوم هنرستان؟
همیشه اون پایین میبینمش، میدونی
وقتی برمیگردم
اوه، خفتش کرد
استرس داشتم که باید بگم
این ورتروسه یا نه
واسه همین با خودم گفتم: "دیگه
ریسکشو میپذیرم."
اصلاً روحشم خبر نداره
چه خبره
چون شبیه ورتروسه
منتها با عینک
اوه
با خودم گفتم: "میدونی چیه؟
ولش نمیکنم."
هنوز داره باهاش دست میده
الان اینجا زندگی میکنی؟
من تو نیویورک زندگی میکنم
هنوز ولش نکرده
هنوز دستش تو دستشه
تو برانکس؟ آره
خیلی خب
مرسی
از دیدنت خوشحال شدم
گوش کن پسر
آره! ایول
واو
نه نه، چون نمیدونستم
باید بهت سلام بکنم
یا نه
میفهمی چی میگم؟
دمت گرم مرد
چون پیش خودم گفتم، میدونی
"باورم نمیشه، خودشه
یا نه." واسه همین
ایول، هر بار که طرف میخواد
بره
با یه بحث جدید برمیگردوندش
به گفتگو
آره، واقعاً شلوغ میشه
خیلی شلوغ
خیلی شلوغ
خیلی خب، گوش کن
میخوام از وقتت لذت ببری
و این حرفا، باشه؟
ممنون
ممنون. ممنون
خیلی ممنون
مرسی
نوکرتم داداش
واو
زدنِ این رکورد سخت میشه
باریکلا
دستت درد گرفت رفیق؟
واو! ۱:۰۳
نقشهی تو چیه، کیو؟
No comments yet. Be the first to leave one.