Pierwsze 19 wierszy.
سلام
اومدم یه جای شگفت انگیز رو بهت نشون بدم
یه کملوت واقعی از دوران اتمی
نه ساخته خدا بلکه ساخته دست بشر
تو میتونی یه قهرمان باشی اگه امروز یه خونه تو پناهگاه ولت-تک بخری
چون اگه فردا بدترین اتفاق بیفته
دنیا به تو نیاز داره تا بعدش یه روز بهتر بسازی
ماموریت پناهگاه ها باید برای همه مهم باشه
اینکه یه روزی بیان بیرون و دوباره تمدن رو راه بندازن
میتونی بگی تو این 200 سال چه اتفاقی افتاده؟
لعنت بهش
تو واقعا یه ساکن پناهگاه هستی؟
آره هستم
فکر میکردم همتون مردید
کاری که میکنی دیوانگیه
اونجا مثل پناهگاه نیست خیلی بزرگه
من یه هفته ی خیلی بد داشتم
تقریبا هر آدمی که اینجا دیدم سعی کرده من رو بکشه
من فقط میخوام اعضای بدنت رو بردارم
No comments yet. Be the first to leave one.