Pierwsze 200 wierszy.
دانلود فیلموسریالهای روز دنیا، بدونسانسور و حذفیات، بهمراه زیرنویسچسبیده اختصاصی، تنها در رسانه اینترنتی نایت مووی
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
طبقه بالاست
یهکم با خونهی خودت فرق داره، هان؟
چی باعث شد به شوهرم شک کنی؟
چیزی جز اینکه با زنش میخوابیدی؟
جیمز یه بلیط هواپیما به پورتلند خریده بود
تاریخ یازدهم فوریه، قبل از تصادف تو بوده
...اسمش توی لیست مسافرها نیست
یا اینجا
این تاریخچه جیپیاس ماشینش برای روز تصادفه
اون روز جیمز حدود یک کیلومتر از اسکله دور شده بود
پس چرا دستگیرش نکردین؟
خب، تازه داشتم شواهد رو جمع میکردم
.در مورد اینکه اون روز کجا بوده دروغ گفته بقیه شواهد واهی و بیاساسن
،هیچ دوربین مداربستهای توی کشتی نیست پس هیچ فیلمی هم از اون روز نیست
هیچ مدرک موثقی در درست نیست
فعلا
انگیزهش چی بوده؟
معمولا انگیزه قتل همسر پول یا حسادته
ماییم
و "ما" چهطور بودیم؟
پمن قبلا اینجا اومدم؟
آره
زیاد؟
چند باری اومدی
مارین چی؟
اون چند وقت یهبار میومد؟
،چند ماهی با هم بودیم
و اواخرش خیلی مراقب نبودی که کسی نفهمه
پس در مورد ما میدونه
من هر کاری از دستم برمیومد کردم تا تو در امان باشی
باید برم
ببین، اگه به چیزی شک کرد ،یا حس عجیبی بهت دست داد
از اونجا بزن بیرون و سریع باهام تماس بگیر
از تلفن مشعل استفاده کنی
تلفن مشعل؟
سلام
سلام
داری چیکار میکنی؟
دارم یه سری از کارهام رو تموم میکنم
حالت خوبه؟
آره، فقط خیلی خستهام
میخوام حموم کنم
باشه
برات شراب بیارم؟
نه، ممنون
دیر گفتی
ریخته بودم
ممنون
خوشحالم آرومی
وقتی اومدی خونه میزون نبودی
یکم بیحوصله بودم
آره
توی راه خونه شاهد یه تصادف بودم
موتور بود
یه مرد جوون بود
مردم دورش جمع شده بودن و نمیتونست تکون بخوره
!خدایا
متاسفم
بیخیالش
.صبر کن، کرولاینه میخوای جواب بدم؟
بعدا بهش زنگ میزنم
...میدونی، من
امروز باهاش حرف زدم
آره، ازش تشکر کردم که بهت کمک کرد
گفت که داره یه چیزایی یادت میاد
واقعا؟
آره
....منظورم اینه که حتما خیلی ترسناکه
که اتفاقات مربوط به قبل و بعد تصادف یادت بیاد
یه چیزی یادم اومد
یه لحظه مثل برق از ذهنم گذشت
درست نمیدونم چی بود
جوون بودم. شایدم نوجوون بودم
اسب سواری میکردم
توی انگلیس؟
نمیدونم
خب، میگن که اول حافظهی بلند مدت برمیگرده
تنهات میذارم راحت باشی
میخوای برسونمت بیمارستان؟
سر راهمه
.دلم میخواد قدم بزنم روز قشنگیه
واقعا؟
دوستت دارم - من هم همینطور -
پیغام بگذارید
سلام، رفیق. جلسه داریم
آره
داری روی چی کار میکنی؟
شخصیه
حدس میزدم
خیلیخب. باورم نمیشه میریندا داره از کاه کوه میسازه
بین اعداد و ارقام اختلاف زیاده
آره
مطمئنم نوشیدنی تقصیر تاد بوده - لعنت بهت بیاد تاد -
سر صد دلار شرط میبندم که آخر جلسه شوتش میکنن بیرون
خیلیخب، میبینمت - آره -
کیری
سلام
تو جیمز الیسی
و شما؟
مکنزی آیسن. برای تحقیقات اومدم
چه تحقیقاتی؟
حتما در مورد پولی که گم شده شنیدین
آره، ولی فکر نمیکردم چیز غیر عادیای باشه
میدونی، خب ما پولهای زیادی توی حسابها جا به جا میکنیم
احتمالا دیر گزارش شده
مثلا یه شرکت نو پا که یه جوون 25 ساله توی مانتین دیو ادارهش میکنه
و یادش رفته اطلاعات رو به روز کنه
ممکنه
شاید هم از طرف ما اطلاعات غلط وارد شده
شاید هم اختلاسه
چند وقتی میشه کسی اختلاس نکرده
میخوام با تموم کارمندها و شرکا حرف بزنم
زمان ملاقات با شما ساعت 5 بعد از ظهره
میدونی چیه؟ امشب زمان مناسبی نیست
....زن منــــ
چند وقت پیش زنم تصادف میکنه
واسه همین مدت زیادی نیست که دوباره تموم وقت کار میکنم
پس یه وقت دیگه بهتره
البته، مشکلی نیست
.جلسه با شما رو اول صبح انجام میدیم هشت صبح چهطوره؟
آره - عالیه -
صبح بهخیر، جیمز - سلام -
بیگ دی کی میرسه؟
چرا؟ مشکلی هست؟ - آره، آمادگی تولید انبوه رو دارم -
به شرطی که تموم روز منتظر مواد اولیه نباشم
چهطور میتونم کمکتون کنم؟
میشه با افسر پلیسی ...که به پرونده تصادفم رسیدگی میکرد
صحبت کنم؟ - چهطور تصادفی بوده؟ -
خودکشی بوده
.اسمش توماس بیدنه میشه لطفا باهاش حرف بزنم؟
اسم شما چیه؟
سوفی الیس
تاریخ تصادف؟
12ام فوریه
افسر مربوط به پرونده شما لیندا جانسون هستن
میخواین باهاش حرف بزنین؟ توی این پاسگاه افسر بیدن نداریم
میشه بگین توماس بیدن توی کدوم پاسگاهه؟ کار واجب دارم
توی ادارهی پلیس سانفرانسیسکو کسی به این اسم نداریم
ببخشید؟
حتما اشتباه میکنین
خانم، توماس بیدن هر کسی که هست افسر پلیس نیست
.سوفی، سوفی، وایسا میخوام باهات حرف بزنم
میدونم که پلیس نیستی
.من پلیس مخفیام پلیس مبارزه با مواد مخدرم
!چه خوب
راجر باهام تماس گرفت
همون یارویی که توی قسمت پذیرش بود
آدم از خود راضیایه و یونیفورمش یکمی تنگه
با لیوانی که نشان مدرسه ابتدایی سانست داشت نوشیدنی میخورد
.بچههاش میرن اون مدرسه بچههای بامزهای هستن. ازشون خوشت میومد
تو افسر پروندهی من بودی یا نه؟ - پروندهای در کار نیست -
هیچ کس جز ما دوتا از این موضوع خبر نداره
پس بهم دروغ گفتی
باید بهم میگفتی پلیس مخفی هستی
اصل اساسی پلیس مخفی بودن اینه که به کسی ندونه
نباید میرفتی پاسگاه و سراغم رو بگیری
چرا میخواستی پیدام کنی؟
جیمز کاری کرده؟
سوالهای عجیب و غریبی میپرسید
میخواست بدونه چیزی از تصادف یادمه یا نه
.درست میگفتی داره یه چیزی رو مخفی میکنه
دیگه چی؟
پیامهامون رو دیدم
چرا بهم نگفتی انقدر جدی بوده؟
فکر کردم آمادگیش رو نداری
.درست فکر کردی قبلا آمادگیش رو نداشتم
انگار اینها داستان زندگی یه آدم دیگهست
ولی الان آمادگیش رو دارم
بریم یه چیزی بخوریم؟
زیاد اینجا میومدیم؟
اینجای شهر هیچ کدوم از دوستهات رو نمیدیدیم دیگه، درسته؟
درسته
.از اینجا خوشت میاد باور کن
به گمونم چیز سختیه
که چیزی ازت ندونم
چی میخوای بدونی؟
خب، برای شروع، چرا با یه زن شوهردار قرار میذاشتی؟
موضوع پیچیدهتر از این حرفاست
خب بهم بگو. کسی دیگه نمیتونه توضیح بده
با اون خوشحال نبودی
خیلی وقت بود
چرا؟
شاید ازش دلخور بودی؟
.ازت آدمی ساخته بود که دوست نداشتی زن یه آدم پولدار
آدمی که شبیه تو نبود
این حرف من بوده؟
آره، تقریبا. چرا؟
منطقیه
همه یهطور برخورد میکنن که انگار باید با یه کمد پر از لباس
و یه تقویم که تموم وقتهاش پره خوشحال باشم ولی آدم فقط احساس پوچی میکنه
ممنون که حقیقت رو میگی
نمیدونستم پشت ازدواجم چه رازهایی هست
ببین، من همهی جوابها رو نمیدونم ...و از کل داستان خبر ندارم. پس
...البته، منظورم این نبود که - من فقط میخوام در امان باشی، باشه؟
...و بقیه موضوعات مربوط به من و تو
نمیخوام به اونها برگردم
میدونی چیه؟
من خیلی گرسنه نیستم
No comments yet. Be the first to leave one.