Pierwsze 200 wierszy.
هی، بیروح هی، بیروح
ما خرابش کردیم اون قایق اونجا چیکار میکنه؟
آروم باش فقط یه نفس عمیق بکش فقط یه نفس عمیق بکش دنبالمون بودن
ما یه گندی زدیم که نگو و نپرس
بایست بایست بایست
عصر بخیر قربان
پلیس همینجا وایسا ما فقط یه کارگر سادهایم داداش
تفنگ رو زمین بذار لزومی نداره که اینطوری رفتار کنی
هیچ تکونی نخور آروم باشید همگی ما فقط یه ماهیگیر سادهایم
همین کافیه مرد آروم باش
ما کلی ماهی داریم بهت نشون میدم
بهش بزن فقط برو
مارتلو فرار کرد
یوری
به جلیقهام خورد
سوئلن تو رانندگی کن
اگه به جنگل برسن، دیگه تمومه
بیا بریم، بریم، بریم بیا
لعنتی برو
الان
برید، برید، برید، برید صبر کن
اینو بخورید، عوضیهای مادرجنده
کارشناس جنایی
اون عوضیها رو گم کردیم
دزدی از خودروی زرهی
پاراگوئه
سازمان
بیروح
کد جنابت مترجم : مرتضی راکی
قسمت ۵ همه چیز برای خانواده
حال همه خوبه؟
آره
عالیه
از اونجایی که حال همه خوبه،
میشه کسی بهم بگه اینجا چه اتفاقی افتاده؟
از همون اول، تحقیقات نشون میداد که اونا با قایق فرار کردن
این، بنسیو، یه عملیات کاملا بیملاحظه بود
که توسط یه مامور بیانضباط رهبری شد که فکر میکنه از پلیس فدرال بالاتره
و رئیسش هم بهش دستور داده بود که این کار رو نکنه
میدونم قربان، اما چی
عدم تبعیت از دستور و سوءاستفاده از منابع فدرال
به همراه میلیونها تو لعنتی ته رودخونه
پرونده رو به خطر انداختی
حرفه من و حرفههای شما رو هم
و جون خودتون رو
اینجا چی شد، یوری؟
سولن؟
قربان، ما اومدیم که مورینیرا؟
مشاوری که سیصد مایل دوره از پستی که باید اونجا باشه
قربان اون چیزی که اینجا اتفاق افتاد یک تحقیقات مستقل بود که شما ازش خبر نداشتید
نه، سولن، اون چیزی که اتفاق افتاد این نبود
حالا گوش کن
من بهت میگم اینجا چی شد
شما با یک ماموریت که به دستور من بود اومدین اینجا
برای اینکه به تئوری بنسیو رسیدگی کنین
تو چون سرپرست تحقیقات هستی
مورینیرا چون اون این منطقه رو و قطعا بدون اسلحه بوده،
و یوری چون من ازش خواستم ماشینی رو که تو رودخونه پیدا کردیم بازرسی کنه
بعد مامورا به یه کاروان از افراد مشکوک برخورد کردن،
و از اونجایی که نمیتونستن با فرماندهی تماس بگیرن،
تصمیم گرفتن که بهشون نزدیک بشن
با گلوله جوابشون رو گرفتن اونها هم به سرعت پاسخ دادن،
که منجر به یک عملیات فوقالعاده موفق شد
آره؟ پس این نسخه رسمیه؟
با تمام احترام، قربان، این یه نسخه نیست
اینا حقایقه
و مورینیرا؟ میدونین که اون نمیتونه تو میدون کار کنه اون تعلیقه
مورینیرا اونجا بود، اما تو عملیات شرکت نکرد،قربان
اون بدون اسلحه بود هیچ اسلحهای همراهش نبود
گوش کنین
اون داستان رو با همون جزئیات تو گزارش رسمی ارائه کنین
ببینیم که آیا قابل قبوله هست یا نه
بله، قربان
خب، کار چطور پیش رفت؟
پول کجاست؟
آروم باش داداش کوله پشتیت اینجاست
گلوله مستقیم از دندههات رد شد
تو کی هستی؟
ازکیل
و تو؟
داشتم تو جاده به مراسم مذهبی میرفتم،
و تورو بیهوش پیدا کردم
این کار -- من اینجا نیستم که قضاوت کنم
صورتشو دیدی؟
کی رو؟
خدا
گلوله رو منحرف کرد
یا بعدش
وقتی فکر میکردی قراره بمیری
من ندیدمش، کشیش
به خدا و قدرتهاش پشت کردم
"بنابراین
بیایید دیگر همدیگر رو قضاوت نکنیم"
"به جاش
تصمیم خود را بگیرید"
"تا برای برادر خود سنگی یا مانعی ایجاد نکنید"
رومیان ۱۴ آیه ۱۳
برادر، بهتره سعی کنی کمی استراحت کنی،
و برای مراسم کلیسا بمونی
منو شفا بده در هر چیزی که نیاز به درمان داره
"هر چیزی که ممکنه منو از تو جدا کنه، مرا شفا بده"
"روح منو شفا بده"
"بدنم رو شفا بده روحم رو شفا بده بگذار"
هی، سبیل کلفت
هی، تو اون گندی که تو اون کار از تلویزیون دیدی
خرابش کردین، مرد
اما داداش، چیزی برای ما هم مونده؟
راستش؟
به زور تونستیم چیزی رو نجات بدیم
اما میدونم باید چیکار کنم
آره؟ چون رفقا بهت اعتماد دارن اما داره دیر میشه
اگه این قضیه رو حل نکنیم، بازی تمومه
میذارمت رو یه کار با فانتازما، درسته؟
آره
آره، آسونسیون
بد نیست، نه، برای پایتخت پاراگوئه؟
آسونسیون آسونسیون
فقط ندید بگیرشون، مرد عالی بود هی، چشات باز بود؟
آره هر سه تا؟
اوه، صبر کن عزیزم عزیزم، بیا اینجا بیا اینجا
آره، یه ضربه بزن
بهشون نشون بده پایین رودخونه چیکار کردی انجامش بده
اوه، اونجوری
میخوای پشتت رو به پدرت تو خونه خودش کنی؟
زمینگیر شدی، خانوم کوچولو برو تو اتاقت
خب، وقتی اون خلافکارا رو روی قایقشون دیدی، ترسیده بودی یا نه؟
لعنتی از همه اون کاغذبازیهایی که بعدا باید انجام میدادیم میترسیدم
ترجیح میدادم بمیرم نه، اینو نگو
لعنتی، بوروکراسی وحشتناکه بعضی وقتا باعث میشه نخوام پلیس بشم
آره، ادامه بده
یخ؟
اوهوم
دستام تمیزه اوهوم
فرصت نکردم بگم، اما اگه تو نبودی،
نمیدونم اینجا بودیم یا نه
چی باعث شد بیای بهمون کمک کنی؟
مهم نیست چه تصویری از من داری
من هنوز یه پلیس هستم
البته
نمیخواستم…
اوه، این یه چیدمان سطح حرفهایئه
به این یکی تحویل ویژه میدن گرفتی؟
هی، بیا اینجا اون دختر منه میدونی، پروفسور
سلام یه کم برای بقیهمون هم بذارین، بچهها
هی، هی، بازرس سلام، قربان
چطورین؟ کل خانواده رو آوردی؟
البته که آوردم سلام خوشبختم ببینمت
ممنون خوشحالم میبینمت رئیس
چه افتخاری
خدای من سلام چطوری؟
خوش اومدی سلام
روسی چطوری، دوست من؟ اوضاع چطوره؟
خوبم خوبم مرد خوشحالیم که اینجا هستیم
این برای توئه تولدت مبارک اوه، ممنون برای من؟
امیدواریم خوشت بیاد، سولن حتی یه کادو هم گرفتی، نه؟
رفقا، فکر کنین خونه خودتونه
ممنون یه لحظه منو ببخش، عزیزم
رفقا، اگه نوشیدنی میخواین، اونجا هستن هر چی دوست دارین
خیلی ممنون چیزی میخوای؟
این اولین باره که بچههات رو میبینم خیلی دوستداشتنی هستن
نگاه کن کی اینجاست سلام، عزیزم
چه نازنینه بیدار شدی؟
بله، بیدار شدی، دختر خوشگلم ببین، خیلی نازه
میبینیش پسر؟ خیلی کوچولو نیست؟ به دوست کوچولوت نگاه کن
میخوای کادو رو نگه داری یا بچه رو؟
همتون قبلاً غذا خوردین؟
اوضاع چطوره؟
یوری
همه اون کارایی که کردیم…
همه اون کارایی که تو انجام دادی…
هیچکس بهت نمیگه که چقدر سخته، مرد
و… و هیچ راهی وجود نداره که بهترین نتیجه رو برای ما داشته باشیم، داداش
در واقع، این شایعترین نتیجه است
لعنتی خیلی شدید بود
اما ما با هم هستیم
من اینجام باهات
یه آبجو میخوای؟
خودم یه دونه دارم
میتونم یه قلپ بخورم؟ حتما
این لعنتی گرمه
سردشو برات میارم
آره، خیلی گرمه بیا دیگه، مرد
ممنون خواهش میکنم میخوام یه آهنگ بذارم
چی… چی این مزخرفات چِپه چیه؟
به خاطر خدا، مرد
باشه، باشه اشکالی نداره برش دار
لعنتی
پس بذارم همین مزخرفات بمونه
مثل همیشه لعنتی
میدونی که باید همون آهنگی باشه که اون میخواد به همون شکلی که میخواد
دیگه تحملش رو ندارم
این یه همچین آشفته بازاریه
چی تو ذهن یه پلیس میگذره
وقتی میدونه که هیچ راه فراری نداره دورش رو گرفتن؟
خب، هیچی
فکر میکنه تو رو بکشه
تو خواهر سولن هستی؟
سولی
ستوان سولی ستوان سولی؟
لعنتی
No comments yet. Be the first to leave one.