لومړۍ 200 کرښې.
کولت: دو-دو-دو، دو، دو
دوشنبهت مبارک، «رفیقفابریک» من
اصلاً میفهمی چی داری میگی؟
داشتم اینستا رو چک میکردم
و دیدم که رفته بودی بیرون
با، اوم، چندتا از دخترای اداره
تو یه بار بودین
آره، هر دو تا کریستن هم بینتون بودن، آره
و کارلا، که انگار سه سال پیش بازنشسته شد
خوشگذرونی، صفا، سیتی. آره، باحال بود
شنیدم تو همهکارهی
گروه چت «دخترای جیگر راهنمایی رانندگی» هستی و منم میخوام عضو بشم
نه
چی؟ چرا؟
باشه، گوش کن
تو نمیتونی توی اکیپ ما باشی چون
تو، انگار یه جورایی
فازِ دخترای «بامزه» رو میدی
اوم-هوم
که این یه روش خیلی محترمانهست که بهت بگم
اصلاً فازِ دخترای «داغ و جیگر» رو نداری
من اونقدر داغم که شبها ملافههام خیسِ عرق میشه
ببین، «دخترای جیگر راهنمایی رانندگی» دو ساله یه رکورد دارن
اونم اینه که تا حالا پول نوشیدنی ندادن
منظورم اینه که، اون دخترا خوب تور میکنن
اوم، منم میتونم تور کنم
توی مسافرتهای خانوادگی
بهم میگفتن «گاوِ نر»
چون چمدون همه رو من جابهجا میکردم
منظور از «تور کردن» این نبود
ولی با کمال میل این لقبت رو
وارد دایره لغاتم میکنم، «گاوِ نر»
صبح بخیر سربازها
کی برای «تِپّیِ» صبح دوشنبه آمادهست؟
امیدوارم یکی با خودش دستمال توالت آورده باشه
من دیگه تازهکار نیستم، رفیق
میدونم «تِپّی» تو زبونِ بارب یعنی «جلسه»
از تغییر متنفرم
بگو ببینم چی شده، گرگِ ناقلا
فقط میخواستم قبل از اینکه از بقیه بشنوی، خودم بهت بگم
که دارم از راهنمایی رانندگی شکایت میکنم
به خاطر کوتاهی در تعویض صندلی شکستهم
اوه، که اینطور
یه لحظه منو ببخشید
(کوبیدن به دیوار)
(صدای شکستن)
صدای خودکار: شمارهی ب-۵، باجهی فلان
اوه اوه
بد نبود اگه الان جای سقف بودم
اون وقت اون جیگرِ روی نردبون، قشنگ میچسبید بهم
ایش
این جور چیزها رو
میخواستم تو گروه چت بگم، جهت اطلاعت
دقیقاً به همین خاطره که تو گروه نیستی، جهت اطلاعت
و میشه لطفاً دیگه در مورد
میگل اینطوری حرف نزنی؟ اون پسرعمومه
نه بابا! اون برقکارِ جذاب
پسرعموته؟ (نفسش بند میآید)
مجرده؟
کولت، اون بهترین پسرعمومه. آره
کجای کاری؟ مایه افتخار خونوادمه
خودش کسبوکار داره. داریم درباره کسی حرف میزنیم که
چراغونیِ درخت کریسمسِ گلندل رو
هر سال انجام میده
حاضر بودم بذارم منم چراغونی کنه
خودت ثابت کردی چرا نباید تو گروه باشی
هی، بارب، میشه اون، اوم
باشه. اوم، میشه نمک رو بدی لطفاً؟
خب، چه رویی داره
از من شکایت میکنه تا هر چی دارم و ندارم رو بالا بکشه
حالا نمک هم میخواد
بعدی چیه، گرگ؟
جلیقهی تنم رو هم میخوای؟ میخوایش؟
بارب، بیخیال، فکر کنم خیلی به خودت گرفتی
من از تو شکایت نکردم، از راهنمایی رانندگی شکایت کردم
این کاملاً شخصیه
اگه ما اون شعبهی «دردسرساز» باشیم
اون وقت ما همون شعبهای میشیم که «تخته میشه»
سالی از ساکرامنتو میگفت کلیدِ
بقا اینه که دردسر درست نکنیم
واقعاً؟ خب، ساکرامنتو این دردسر رو درست کرده، نه من
ولی فکر کنم همه چیز روشنتر بشه
وقتی تریش از منابع انسانی فردا میاد تا باهام حرف بزنه
یه لحظه ترمز کن ببینم
تریش از منابع انسانی فردا میاد اینجا؟
اوم-هوم. باید آماده بشم
میاد تا اظهارات منو ثبت کنه
این ربطی به تو نداره
جدی؟
میدونی چی به من ربط داره، گرگِ ناقلا؟
این نمک
میدونی که تو خونه نمک بهم نمیرسه
با تغییر نامت موفق باشی
خب، خب، خب
منو یادت میاد؟
همون که مدارک شناساییِ عکسدارش رو
نتونستی براش یه راهی پیدا کنی؟
حدس میزنم تو این مدت فکر و ذکرت بودم
تو اون مخِ اجارهایت
آره، تو خیلی خاصی
ما کلاً هفتهای هزار نفر رو میبینیم
که مدارکشون ناقصه
خب، حالا این یکی حالت رو میگیره
امروز همهی مدارکم رو آوردم
اوه. پاسپورت
قبض برق، سندِ رهنِ خونه
اوه، اصلاً میدونی رهنِ خونه چیه؟
حدس میزنم تنها ملکی که
تا حالا داشتی، همون زمین ارزونهای توی منوپولی بوده
شوخی با منوپولی بود. آره
راستش، دارم امتیازش رو میگیرم
صحبت از فیلمبرداری تو آتلانتیک سیتیه
ایول، دمت گرم. همه چی تکمیله
خوشحالم که تأییدت رو گرفتم
فقط یه مشکلی هست
ببین، من نمیتونم کارِت رو راه بندازم تا وقتی که
جریمهی دیرکردِ ثبتنامت رو بدی
در حال حاضر، ۲۶۲۱ دلار بدهکاری
برای یه جی-واگن و دو تا رنج روور
بیخیال بابا. مدیر برنامههام به این چیزا رسیدگی میکنه
خب، ایشون اینجا هستن؟
«خانم» هستن
و... نه
اینجا نیستن
فقط کارِ منو راه بنداز تموم شه بره، باشه؟
ن-نمیتونم. بریم سراغ بعدی
نمیتونم. بریم
فقط تایپ کن تموم شه. معذرت میخوام
فقط ثبتش کن
باشه
بفرما
این «امریکن اکسپرس مشکیه»
موقع بلند کردنش به پاهات فشار بیار (خیلی سنگینه)
با کمال میل. راستی
پرداخت با کارت اعتباری دو و نیم درصد کارمزد داره
اه، لعنتی
بفرما، اینم از این
شما جیب همه رو میزنین
یا فقط اونایی که کتوشلوار سفارشی تنشونه؟
اگه نمیخوای کارمزد بدی
نقد یا چک هم قبول میکنیم
چک؟ آره، بذار الان دستهچکم رو
از پشت درشکهم بیارم
امیدوارم تا دمِ در آبله نگیرم
باشه
فردا با پول نقد برمیگردم
باشه، پس فردا میبینمت، رفیق
نه، من تو رو میبینم
باشه. باشه
پسر، باید فردا که برگشت قشنگ سر کارش بذاریم
وقتی فردا برگشت
میتونیم سیستم شمارهدهی رو ریست کنیم، یا
بفرستیمش تو صفِ اشتباهی
همون که هی الکی میفرستیمش این صف و اون صف
آره، از اسمش معلوم بود
اوه، باشه بابا، پروفسور
این آخرین باری بود که بدون سگ رفتم پارک سگها
شرط میبندم اون پاپیها دلشون برات تنگ شده
س-سخته بشه گفت
چون هیچوقت نامه نمینویسن
هاها. هاهاهاها. اینجا چه خبره؟
میخوام همکارِ بامزهت رو به یه قرار دعوت کنم
اوه، اون امروز نیومده
دارم درباره کلت حرف میزنم
داره درباره من حرف میزنه
خب، حالا کی فازِ دخترای جیگر رو داره؟
بهش چی پیشنهاد دادی؟ پول؟ مواد؟
یا سرویس رایگان تا فرودگاه برای هر وقتی که خواست؟
فقط یه کم گپوگفتِ خوب و چند تا خنده
و خلاصهی یه مستندِ فرقهگرایی که تازه تموم کردم
صبر کن، یعنی
میخوای بگی اون فقط
از تو خوشش میاد؟
انگار همینطوره
اوم
چی شده؟ مگه چیکار کردم؟
دارم با یه دیدِ جدید بهت نگاه میکنم
و... از چیزی که میبینم خوشم میاد
هوم. که البته گیجکنندهست
میگل: خب
امشب وقتت آزاده؟
خوشحال میشم ببرمت بیرون. (خنده)
منم خوشحال میشم منو ببری تو. (خنده)
فقط یه رستوران. آره، یه رستوران
نه اون چیزی که ممکنه ازش برداشت بشه
پس، این یه... یه قراره؟
آره، یه قراره
آره، فکر کردم افتادی
ولی دیدم که یه پلهی دیگه داشتی، آقا
نردبون باعث میشه قدت بلندتر از وقتی باشه که نردبون نداری
آره، آره، آره. آره، اون بالا
انگار تو فضایی و الان
گوشیت رو بده. شمارهم رو بزنم
حت-- حتماً. بله
فقط، اوه، الان که فکرش رو میکنم، امشب
راستش، من
خب، داشتی درباره امشب میگفتی؟
آره، شام
حله
ویک: بفرما، خودش اومد
No comments yet. Be the first to leave one.