Первые 200 строк.
یویو، اوایل امسال شما نفر اول جهان بودید
و تنیسی رو بازی میکردید که جزء شگفتانگیزترینها بود
که تا حالا دیدیم.
واسه همین باید اعتراف کنم واقعاً شوکه شدم
وقتی اعلام کردید دارید بازنشسته میشید.
حالا اون تصمیم چه حسی بهتون میده؟
خب، راستش رو بخواید، من معتقدم
خیلی چیزهای بیشتری برای اثبات دارم، برای همین در
تورنمنت پیش روی نیویورک شرکت میکنم.
صبر کنید، پس، درست فهمیدم؟
بازنشستگیتون به تعویق افتاده؟ نامعلوم؟
بله، من برگشتم.
هی، بس کن دیگه.
یویو قرار بود بره. این فقط یه دستاندازه.
مثل بچهها رفتار نکن.
بیا حرف بزنیم چطور شکستش بدیم.
من ۱۱ بار بهش باختم.
و تو یه بار توی شانگهای شکستش دادی.
آپاندیسش بود.
غر زدن رو بس کن و حواستو جمع کن.
میشه یه لحظه مربی من نباشی
و فقط بابام باشی؟
باید توی نیویورک خوب پیش بریم
و رتبهمون رو بالا ببریم.
اسپانسرها دارن سرد میشن. آره.
خیلی متاسفم اگه مرگ مامان به فروش کفششون لطمه زده.
ببین،
امسال سال بدی داشتیم، پسر.
ولی یویو نمیتونه همیشه سطح بازیش رو همینطور حفظ کنه.
یه نفر قراره شکستش بده و اگه ما باشیم،
یه پیام خیلی بزرگ خواهد داشت
در مورد اینکه آینده تنیس مردان کیه.
این یه فرصته.
میدونی، مردم از هر باری که
یویو با سرویس به من امتیاز مستقیم میگیره، میکس ویدئو میسازن؟
و اون ویدئوها هم طولانی هستن.
خب پس، شاید باید بهتر پیشبینی کنی.
بس کن. هی، لحنتو درست کن.
توی این مسابقات هر چیزی ممکنه اتفاق بیفته.
خودت اینو میدونی.
آره، شاید دفعه بعد کیسه صفراش رو از دست بده.
روز سوم در نیویورک هستیم
در مسابقات تنیس آزاد گاتهام
و اولین بازی مهممون رو داریم.
خب، چطوریم؟ چه حسی داریم؟
نگران نباشید.
من مهمترین قسمت گرم کردن رو انجام دادم.
ممنون برای اون، عشق من.
یویو، اوه خدای من، تو خیلی دیوونهای!
نه، دیوونه نیستم.
فقط اسپانیایی حرف میزنم.
بیخیال بابا.
خب، بریم سر قرعهکشی با سکه.
اگه برنده شدم، من سرویس میزنم.
نه. این کاریه که همه فکر میکنن انجام میدی.
بیا یه کار متفاوت بکنیم.
به جای سرویس زدن، یه طرف زمین رو انتخاب کن.
بذار اون اول سرویس بزنه. این کار گیجش میکنه و باعث میشه
بفهمه که از بزرگترین سلاحش نمیترسی.
ولی من ازش میترسم.
به من اعتماد کن. اگه قرعهکشی رو بردی،
سمت دور زمین رو انتخاب کن که
نزدیکتر به منه و من میتونم هر
تغییر اولیه رو بهت بگم، باشه؟
باشه. بزن بریم.
بازیکنان میتونن انتخاب کنن که سرویس بزنن یا دریافت کنن
یا اگه ترجیح میدن میتونن انتخاب کنن
یه طرف زمین رو.
من سرویس میزنم.
یعنی تو یه طرف رو انتخاب میکنی.
این طرف.
این قهرمان شهره،
هانتر مکگراث مقابل یوهان آرنالدو.
حالا، مکگراث جالبه.
اون خیلی نویدبخش ظاهر شده
ولی اخیراً یه کم درگیر بوده
بعد از یه فقدان شخصی.
یالا!
آفرین که باهاش همراه شدی.
ما الان حسابی درگیر این ست اولیم
و یویو طبق معمول در فرم عالیه.
ولی شگفتی واقعی هانتر مکگراثه
که تونسته در هر مرحله باهاش رقابت کنه. دنبالش باش.
یالا، یالا. و یویو مشخصه که یه کم کلافه به نظر میرسه.
میتونی از پسش بربیای.
یه کم لغزش از یویو.
به پزشک نیاز دارید؟
چرا؟
فکر میکنی من ضعیفم؟
فکر میکنی پیرم؟ من خوبم.
بزن بریم!
یه چیز خیلی نگرانکننده اینه که...
فقط با ما همراه باشید.
اوه، به نظر میرسه
یه استراحت پزشکی طولانی داریم.
هانتر.
هی. باهام حرف بزن.
اونا گفتن اینجا منتظر بمونم.
من... اَه، با... بابا.
من قبلاً حرف زدنشون رو شنیدم.
از دادگاه اومدم. دارن مـ...
دارن میگن
فکر کنم مرده
نـ... نه
نه، این اشتباهه
قرار نبود اینطور بشه
این، امم، این یه اشتباهه
یه اشتباهه
اوه، این آقا خیلی بااستعداده
باورم نمیشه تو تمام عمرت رو گذروندی
تو این شهر و تا حالا اینجا نیومدی
آره، مطمئن نیستم کسی
که واقعاً اهل نیویورکه، تا حالا اینجا اومده باشه
نه. فقط یک ماهه اومدی، و همین حالا
دارم بهت جاهای پنهان رو نشون میدم؟
اصلاً فکرش رو هم نکن!
اوه، سروان واگنر چطوره؟
اوه، منظورت رئیسِ رئیسِ رئیسِ منه؟
فکر کنم خوبه
یکم استرس داره به نظر میرسه
راجع به اون آقا ولی
اسمش رو هم نشنیدم
سروان واگنر که دقیقاً با من درددل نمیکنه
آره، احتمالاً خیلی سرش شلوغه
برای بنیادش پول جمع میکنه
اوه!
چی؟ چی شده؟
یوهان آرنالدو همین الان تو پخش زنده مُرد
چی؟ اون تنیسباز؟
آره
اوه، سروان واگنره
راجع به اخبارِ
اون فکر میکنه این یه مسئله پلیسیه؟
آره، به اندازه کافی جنجالیه که ازم میخواد برم ببینم
اون کیه؟
فکر کنم اون مرده
که یویو موقع حادثه باهاش بازی میکرد
بـ... ببخشید آقا؟ امم
میتونیم یه صدا بگیریم لطفاً؟
اوه، امم، نه، من میخواستم "مرغزار" رو بخونم.
از فیلم نانوای زن. الو؟
باشه، پس صدا چی؟ آره
ببخشید. شما خیلی بااستعدادید. کلیف
بعد از این مسابقه چه حسی دارید؟
این یک فاجعه وحشتناک بود
هیچکس نمیخواست چنین اتفاقی بیفته
حرف عجیبیه
ها؟
اون آقا
گفت هیچکس نمیخواست این اتفاق بیفته
خب، معلومه که هیچکس نمیخواست
مگه این بدیهیات نیست؟
بازم گفتن اون کی بود؟
خب، پس اون سکته قلبی ساده کشک بود
پزشک قانونی میگه یویو
سطح نیتروگلیسرین خیلی بالایی داشته
و سیلدنافیل تو بدنش
و وقتی با هم ترکیب بشن میتونن باعث بشن
افت شدید و فاجعهبار فشار خون
مخصوصاً اگه قربانی به خودش فشار آورده باشه
مثل بازی تنیس حرفهای
بله!
داریم حواس شما رو پرت میکنیم خانم تاسچیونی؟
اوه، بله، حتماً
اجازه ندید مانع خوشگذرونی شما بشیم
اوه. شما نیستید
فقط دارم بازی رو تماشا میکنم
نه. مسابقه. ببخشید
فقط دارم یاد میگیرم
اصطلاحاتش رو. یعنی
میدونم... میدونم چطور تموم میشه
و نمیتونم جلوی خودم رو بگیرم که درگیر این امتیازها نشم
خیلی هیجانانگیزه
ورزش قشنگیه. بگذریم
اوه، ببخشید. در واقع یه نکتهای دارم
سروان. نه، فقط اینه که
یوهان-- یا یویو که صداش میکردن، درسته
اون داشت با این آمریکایی، هانتر مکگراث، بازی میکرد
که، راستی گزارشگر تازه گفت
که مادرش رو به خاطر سرطان از دست داده
خیلی ناراحتکنندهست
درسته. یویو
اون مسابقه رو در اوج آمادگی بدنی شروع کرد
پس، اگه مسموم شده
اون هنوز مشخص نشده
نه. اگه اون
دوا خورده، پس به نظر من
که باید اتفاق افتاده باشه
در طول مسابقه یا درست
قبل از اون. پس، شاید
کسی که تو رختکن باهاش بوده چیزی دیده
مثل همین هانتر مکگراث. یا پدرش
باشه، بـ بذارید یه چیزی رو روشن کنیم
من کارآگاه اصلی این پرونده هستم، باشه؟
اگه هرگونه سوءرفتاری مشاهده کردید حتماً
بگید. ولی در غیر این صورت
حتماً. حرفت حساب.
قبول.
راستی، از اون کراواتت خوشم اومد.
خب، رئیس، چطور پیش بریم؟
No comments yet. Be the first to leave one.