Первые 200 строк.
بیا دیگه شروعش کنیم
داری شوخی میکنی؟
پیشیِ کی از همه بهتره؟
مانجیا! امروز نقش صاحب رستوران رو بازی میکنیم
تو پیتزافروشی جان در میدان تایمز
اما از اینجا به بعد قراره اوضاع خیت بشه
همونطور که با مشتریها گپ میزنیم، باید
هر چی این رفقا بهمون میگن رو بگیم
و اگه قبول نکنی، بایبای
یه کالاماری
مافیا
کیو: خیلی خب مِر-مَن، چی تو سرتونه؟
برات عینک میذاریم
یادت باشه تو صاحبی
گارسون نیستی، تو صاحبی
من صاحب اینجام، پس اگه چیزی لازم داشتید
فقط بهم بگید، باشه؟ اونم ردیف میکنم
منم، جان
خیلی خب، ماری
همونطور که داری باهاشون حرف میزنی، دستت رو بذار پشت کمرِ پدر خانواده
و اصلاً دستت رو از پشتش برندار
چی، اوم
چی، اِ... چطوری بلیتهای نمایش رو گیر آوردید؟
پایینِ کمرش
تئاتر ریچارد راجرز
وای خدای من، آره، آره
آره، آره
خیلی عالیه، خیلی عالیه
دستت رو سُر بده پایینتر
کیو: دستش از لای صندلی رد شده
خیلی عالیه، عالیه. و، اوم
و چی، اِ
قیافهشو ببین
تخفیف گرفتید؟ بلیتها با تخفیف بود یا
اوکی، عالیه. اگه لازم داشتید
پیشنهاد دیگهای برای رستوران
یا هر چیز دیگهای، فقط بهم خبر بدید
خودم ردیفش میکنم. خیلی خب مِر، دستت رو بردار
اجازه بدید اون یینگلینگ رو براتون بیارم آقا
میتونی موقع حرف زدن، پشت گردنش رو دست بکشی؟
اوکی! بفرمایید! اینم یینگلینگ شما
بفرما. اوه
بفرما. چیز دیگهای لازم ندارید؟
ردیفید؟ چیز دیگهای نمیخواید؟
اوکی، اسم من جان مامیوعه. اوه
اوکی، عالیه. یه ثانیه اجازه بدید من فقط
نگاه کن. هی نگاه کن، باباهه حسابی معذب شده
پسر
به پیتزافروشی جان خوش اومدین. من جان هستم
"در ضمن رفقا، به افتخار ماهِ افتخار..."
واسه همین من
خب رفقا، آره، باید بهتون بگم
به افتخار ماهِ افتخار
"تخفیف گذاشتیم."
ما تخفیف گذاشتیم
"اما..."
اما
"باید ثابتش کنید."
باید ثابتش کنید
باشه؟
"و اونا رو به قیمت کامل میخواید؟"
و اونها رو
و اونها رو به قیمت کامل میخواید یا
یا به قیمتِ معمولی میخواید
"لازم نیست همینجا انجامش بدیم
من دفتر دارم."
لازم نیست اینجا انجامش بدید
من یه دفتر دارم
کیت همین الان داره از پلهها میاد پایین تا یه چیزی بهت بده
فقط... فقط اونو ازش بگیر
اوکی. این چیه؟
نگران نباش. کپسولهای کوچیکان
فعلاً فقط نگهشون دار. باشه، باشه
خیلی خب مِر، اون میزی که دقیقاً پایین
پلههاست رو میبینی؟ آره
خب، میخوام یه چیزی بندازی، هر چی. باشه
موقع بالا رفتن، سرت رو بکوب به جایی
و اون کپسولها، کپسول خون هستن
پس میخوام با سر و صورت خونی و گیج و منگ بیای بالا. بزن بریم
و ببینیم بعدش چی میشه، جناب جان
ردیفید بچهها؟ چیزی لازم ندارید؟
اوه یا ابوالفضل! خیلی معذرت میخوام. یه ثانیه بهم وقت بدید
بذار... گرفتم، گرفتم، ردیفه
گرفتم، گرفتم، ردیفه، ردیفه. حله
آی، آی! اوه، اوه
اوه، اوه، اوه، اوه
شما، اِ... شما چیزی لازم ندارید؟
حالت خوبه؟
دماغم داره خون میاد؟
اوه، اوه! وای خدای من
بچهها، اسم من جانه
من و پدرم صاحب اینجاییم
من... فکر کنم خوبم
بابا؟ تو
منو ببخشید. یه اتفاقی افتاد. من فقط
چی شد؟
"بازم؟!"
دوباره سرم خورد به جایی؟
"من یه... یه اسلایس هاوایی میخوام، لطفاً."
یه اسلایس هاوایی برام بیارید لطفاً
یه اسلایس هاوایی میخورم. یینگلینگ دارید؟
"به خودم ۱۵ درصد تخفیف میدم."
به خودم ۱۵ درصد تخفیف میدم. آقا، شما بفرما بشین
نمیدونم واقعاً چی... نه، فقط از تو دماغت. همونجا
اوکی، اوکی. باشه، باشه. اینو نگه دار. اینو نگه دار
این مال منه؟ نگهش دار
برات یخ آوردم. "کیت، اخراجی."
کیت، تو اخراجی. یه پیتزای بزرگ لطفاً
من آناناس میخورم
پسره رو اخراج کن. تو اخراجی
تو اخراجی. باید بری. اخراجی
ازش بپرس الان اون صاحبکاره؟
الان تو صاحبکاری؟
بگو: "من اخراج شدم؟"
من اخراج شدم؟! من اخراج شدم؟
باشه. من میرم
من جانم؟
من جانم. "پاپا جان؟"
پاپا جان؟ به پاپا جانز خوش اومدید
میتونم سفارشتون رو بگیرم؟
تو اخراجی کیت. از اینجا بزن به چاک
"کیت، تو صاحبکاری."
کیت، الان تو صاحب این رستورانی
کیت، تو جانی. "فردا رو مرخصی میخوام."
کیت، مرخصی میخوام. فردا رو مرخصی میخوام
کیت، من استعفام رو مینویسم
کیو: سَل، اون حرکت دست ایتالیایی رو بلدی که
مثلاً یعنی "بزن به چاک
تو آشغالی"؟
اوه. این حرکت؟
همینه. مِر: آره، آره
آره. میخوام زیاد ازش استفاده کنی و یه جوری نشونش بدی که انگار مثبته
تو نمیفهمی
تو نمیفهمی واسه چیه
اوه! اوه-هو
میخواید یه دور دیگه نوشیدنی بیارم یا چیز دیگه؟
ما امشب داریم میریم تئاتر، واسه همین
قراره چی ببینید؟
"شیر شاه."
وای خدای من، اون نمایش فوقالعادهست
واقعاً؟
آره، قراره بهترین شب عمرتون بشه
خب، خانوادهی نازنینی دارید. خدا حفظشون کنه
آره، ممنون
رفیق، اگه ایرپاد داری، یکیشو بذار تو گوشت
و میخوام همزمان دو تا مکالمه داشته باشی
یکی با مشتریهای سر میز و یکی هم یه دعوای حسابی با
میدونی، اون پسرهی پیکِت
باشه؟
هی بچهها، چطورید؟
اومدم سر بزنم ببینم همهچی ردیفه یا نه
میبینم که تازه نشستید. کسی سفارشتون رو گرفته؟
بله. اوکی. قبلاً اینجا اومدید؟
داری شوخی میکنی؟
بزن به چاک! آره
نه نه، ببخشید. داشتم با تامینکنندهم حرف میزدم. اوکی
اگه سوالی دربارهی... اِ... منو دارید
حتماً بهم بگید. عالیه، مرسی
ممنون. مِر: برو سمت اون میز
دو تا مکالمه همزمان داری
سلام همگی. امشب چطورید؟ خوبیم، ممنون
فقط میخواستم بگم من جان هستم، صاحب اینجا. اوه، سلام
پیشنهاد یا چیز دیگهای نمیخواید؟
آره؟ نه
خیلی چندشه
اوم، نه
نه، نیمخورده نمیخوام
نه، برام مهم نیست تخفیف داره. ببخشید
دارم با تامینکنندهم حرف میزنم
"انگشتات رو قلم میکنم."
چند مدل پاستا اینجا داریم
اگه تا حالا پاستاها رو امتحان نکردید... خانم: اوکی
انگشتات رو میشکنم
اگه اینو به موقع نرسونی اینجا
ببخشید، ببخشید. این تامینکنندهمه. مشکلی نیست
اِ، آره. پس اینم از این
اوکی. خیلی خب. ممنون، لطف کردید. آره
اوکی
مِر: "بیاین با هم یه دعای کوچیک بخونیم."
و بعدش، میدونی، درست قبل از شروع
همیشه با "ای پدر آسمانی" شروع میکنم
شکر بابت این نعمتی که امشب نصیبمون شده."
"دارم اینجا دعا میکنمها!"
الان دارم سعی میکنم دعا کنم
میشه یه لحظه بهم وقت بدی لطفاً؟
اِ، شکر واسه پیتزاها، پاستاها، پیشغذاها
دسرها و میانوعدهها. خدایا شکرت
شکرت. خیلی ممنون
الان باید برم قایم شم چون
اون دو تا خانم رو اونجا میبینی؟
میتونی یواشکی بری تو اون جایگاهِ پشت سرشون
و یهو بپری بالا و بگی "چیزی لازم ندارید؟" موفق باشی
حله. نمیشه دیدش. متوجهت نشدن
رفتی تو
چیزی هست که براتون بیارم؟
اوکی. من جان هستم، صاحب اینجا، پس
"اگه کاری داشتید، فقط اسمم رو زیر لب بگید
من همیشه دارم گوش میدم."
اگه کاری داشتید فقط اسمم رو زیر لب بگید
من همیشه دارم گوش میدم
No comments yet. Be the first to leave one.