Trying

Trying

Скачать Farsi/persian субтитры

Сезон 5

Информация о релизе

Trying S05E05 1080p WEB h264-ETHEL Filamingo Fa
Комментарий от filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Теги

webdl
Опубликовано: 2026-08-07
Загрузки: 1
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi/persian)

Первые 200 строк.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏بکنش باز.‏

‏- هوم.‏ ‏- وای خدا، عاشقشونم.‏

‏- آفرین!‏ ‏- خیلی خفنن.‏

‏ایده‌ش رو وقتی گرفتیم که اون‏ ‏ایمیل رو فرستادی و نوشتی:‏

‏«دقیقاً همین کتونی‌ها رو برام بخرین.»‏

‏- ممنون.‏ ‏- تولدت مبارک عشقم.‏

‏- دوستت داریم.‏ ‏- ممنون.‏

‏- می‌رم امتحانشون کنم.‏ ‏- تولدت مبارک.‏

‏آره، برو.‏

‏«تولدت مبارک. با احترام، جیسون.»‏

‏قانون منو که می‌دونی. یه عبارت انتخاب‏ ‏می‌کنی و تا آخر عمر همونو می‌نویسی.‏

‏بدون استثنا.‏

‏باور کن ساعت‌ها وقتت رو نجات می‌ده.‏

‏- خیلی هوشمندانه‌ست.‏ ‏- آره رفیق.‏

‏خب، من دیگه می‌رم بارنت.‏

‏آهان، کارورزیت؟‏

‏آره، راستش خیلی منتظرشم.‏

‏- جدی؟‏ ‏- از این همه کتاب خسته شدم.‏

‏می‌خوام برم توی دنیای واقعی‏ ‏و واقعاً یه تغییری ایجاد کنم.‏

‏- می‌دونی؟‏ ‏- پرونده چیه؟‏

‏- یه زن مبتلا به اختلال احتکاره.‏ ‏- اوه.‏

‏باور کن یه ساعت منو باهاش تنها بذارن،‏

‏خونه‌ش رو شبیه خونه یه‏ ‏معمار دانمارکی می‌کنم.‏

‏نه، همین‌طوری نپر وسط و فکر‏ ‏نکن می‌تونی همه‌چی رو درست کنی.‏

‏جی، بعضی وقت‌ها خیلی مردانه‏ ‏توی دنیا حرکت می‌کنی.‏

‏اوه ممنون، لطف داری.‏

‏خب.‏

‏ویک کجاست؟ قرار بود اولین‏ ‏کلاس رانندگی پرنسس رو بده.‏

‏- بهش زنگ می‌زنم.‏ ‏- اوه.‏

‏ببینم کجاست.‏

‏- الو؟‏ ‏- شرکت تعمیراتی ویکتور راس.‏

‏بهترین تعمیرکار شمال لندن و غرب اسکس.‏

‏- با کی حرف می‌زنم؟‏ ‏- دورین هستم.‏

‏- باشه دورین. شما کی هستی عزیزم؟‏ ‏- دستیار شخصی ویکتورم.‏

‏آره، ما فقط... داریم سعی می‌کنیم‏ ‏با ویک تماس بگیریم، دورین.‏

‏اپ ما رو دارین؟‏

‏اپ؟ نه.‏

‏خیلی راحت‌ترین راه تماس با ما از طریق اپه.‏

‏- باشه، خیلی خب.‏ ‏- خب.‏

‏الان می‌ذارمتون پشت خط.‏

‏- ممنون دورین.‏ ‏- این دیگه چیه؟‏

‏- هوم، نظرت چیه؟‏ ‏- اوه! آره.‏

‏- خیلی قشنگه.‏ ‏- خوبن، نه؟‏

‏- بابابزرگ گفت داره ماشین رو پارک می‌کنه.‏ ‏- چطوری تونستی باهاش حرف بزنی؟‏

‏- پشت خطم.‏ ‏- آره، باید از اپ بری.‏

‏- معلومه.‏ ‏- باورکردنی نیست.‏

‏آهان، اومد.‏

‏اوه آره، کامل یادم رفته بود.‏

‏کِری از اداره امروز بعدازظهر اجرا داره.‏

‏مطمئنم افتضاحه،‏

‏ولی بهتره برم حمایتش کنم.‏

‏- آره عالیه، منم میام.‏ ‏- اوه، آره.‏

‏ولی با اون کارورزیت زیادی سرت شلوغ نمی‌شه؟‏

‏نه، نه، کارورزیم...‏

‏- تا اون موقع باید تموم شده باشه.‏ ‏- آره؟ اوه.‏

‏عالیه.‏

‏- سلام.‏ ‏- آهان، خودش اومد.‏

‏- این دورین کیه؟‏ ‏- دستیار شخصی‌م؟‏

‏دستیار شخصی؟ از کی دستیار داری؟‏

‏تاریخ دقیق شروعش یادم نیست،‏

‏ولی می‌تونی از دورین بپرسی.‏

‏- نه.‏ ‏- باشه، بریم.‏

‏بابابزرگ، بعد از کلاس وقت‏ ‏داری منو ببری این سالن زیبایی؟‏

‏من و کت برای تولدم فیشال می‌گیریم.‏

‏- آره، فکر کنم بشه.‏ ‏- ممنون.‏

‏ولی این چیزا رو باید با دورین هماهنگ کنی.‏

‏منم دیگه راه می‌افتم.‏

‏- باشه؟‏ ‏- اوه، گوش کن...‏

‏اگه برنامه‌ت عوض شد و نتونستی‏ ‏بیای، واقعاً اشکالی نداره.‏

‏نه، می‌خوام بیام. مشتاقشم.‏

‏این‌همه از کِری گفتی، خوبه‏ ‏بالاخره ببینم این خانم کیه.‏

‏- اسم و چهره رو به هم ربط بدم. خب.‏ ‏- آهان.‏

‏- دوستت دارم. خداحافظ، برام آرزو کن.‏ ‏- منم دوستت دارم. خداحافظ.‏

‏خب، این هریت جیمزه. ۷۳‏ ‏سالشه و اختلال احتکار داره.‏

‏- باشه.‏ ‏- همسایه‌ها شکایت کردن‏

‏از وضعیت بهداشتی و خطر آتش‌سوزی.‏

‏این... ششمین بازدیدمونه. پس هنوز اوایل کاره.‏

‏راستش باید بگم خیلی منتظر این بودم.‏

‏این کار واقعاً حس خوبی می‌ده.‏

‏آره، بعضی وقت‌ها فقط دلم می‌خواد آواز بخونم.‏

‏اِ، ببخشید.‏

‏- فقط قبل از اینکه بریم داخل...‏ ‏- هوم.‏

‏اگه نکته‌ای داری که کمک‏ ‏کنه مددکار بهتری بشم،‏

‏واقعاً ممنون می‌شم.‏

‏- اوه، اگه نوشیدنی تعارف کرد...‏ ‏- خب...‏

‏- قهوه سیاه بخواه. شیر نه.‏ ‏- باشه.‏

‏و نگاه کن آب واقعاً جوش بیاد.‏

‏- حتماً نگاه کن.‏ ‏- باشه.‏

‏این یکی رو یادداشت نمی‌کنم.‏

‏خب، سریع می‌ریم داخل و میایم بیرون.‏

‏چون باید برگردم ادامه «نجات‏ ‏جان‌ها در خط مقدم» رو ببینم.‏

‏معلومه. حتماً. وای.‏

‏شما... فوق‌العاده‌ای. فقط خواستم بگم.‏

‏یه رئالیتی‌شوه که روی گوشیم می‌بینم‏ ‏درباره آتش‌نشان‌های استرالیاییه.‏

‏- آهان، خوب به نظر میاد.‏ ‏- آره.‏

‏سلام هریت، دوباره کریسی‌ام.‏

‏آره. امروز یه مرد هم باهامه.‏

‏چه مردی؟ من مرد نمی‌خوام.‏

‏هیچ‌کدوممون نمی‌خوایم، ولی باهاش کنار میایم.‏

‏یه کم زیادی مشتاقه.‏

‏پس حداقل با نم و رطوبت‏ ‏اینجا احساس غربت نمی‌کنه.‏

‏- کفش‌هام رو دربیارم هریت؟‏ ‏- نه، بهتره پات بمونه.‏

‏- پام بمونه؟‏ ‏- آره.‏

‏- اوه، باشه.‏ ‏- خب، بریم تو.‏

‏- آره.‏ ‏- ممنون.‏

‏- نه، منم میام داخل هریت.‏ ‏- نه ممنون.‏

‏هریت... ببخشید، اجازه بده.‏

‏نیکی!‏

‏- خوبی؟‏ ‏- آره.‏

‏تازه شنیدم وکیل‌ها رسماً‏ ‏هندوراس رو از گزینه‌ها حذف کردن.‏

‏آره، متأسفم.‏

‏- واقعاً فکر می‌کردم ایده خوبیه.‏ ‏- از کجا می‌دونستی؟‏

‏از گروگان‌ها خبری هست؟‏

‏وقتی سفارت باز بشه بیشتر می‌فهمیم.‏

‏- باشه.‏ ‏- هی، ارزش امتحان‌کردن داشت.‏

‏باغ گیاه‌شناسی خیلی قشنگه.‏

‏- آره.‏ ‏- خب.‏

‏هنوز برای بعداً میای؟‏

‏آره، آره، حتماً.‏

‏- پس اونجا می‌بینمت.‏ ‏- آره، می‌بینمت.‏

‏از دستش نمی‌دم.‏

‏رفت؟‏

‏آره.‏

‏- خیلی عصبانی بود، نه؟‏ ‏- آره.‏

‏آدمی که این‌قدر عصبانیه‏ ‏نباید پشت فرمون باشه.‏

‏خب، اون روی پیاده‌رو بود.‏

‏آخرش دیگه نبود.‏

‏- داشت سعی می‌کرد زیر ماشین نره.‏ ‏- و موفق شد.‏

‏فکر کنم همین باید نتیجه اصلی ماجرا باشه.‏

‏خب، کت هنوز جواب نداده.‏ ‏لابد همون داخل می‌بینمش.‏

‏باشه، من همین‌جا منتظر می‌مونم.‏

‏چی؟ همین‌جا می‌شینی؟‏

‏- آره.‏ ‏- ولی ما...‏

‏قراره فیشال و مانیکور بگیریم.‏

‏حداقل دو ساعتی طول می‌کشه.‏

‏من اینجام.‏

‏باشه.‏

‏- رادیو روشن نمی‌کنی؟‏ ‏- نه.‏

‏- کتاب نداری؟‏ ‏- نه.‏

‏پس همین‌طور می‌شینی و زل می‌زنی جلو؟‏

‏آره.‏

‏ناراحتی؟‏

‏کاملاً راضی‌ام.‏

‏من چطور باید خوش بگذرونم‏

‏وقتی می‌دونم بیرون نشستی و فقط زل زدی؟‏

‏یه نارنگی توی داشبورد گذاشتم.‏

‏چهل دقیقه دیگه می‌خورمش.‏

‏خب، لااقل یه تنوعی می‌شه.‏

‏آره.‏

‏خب عزیزم، اگه فقط یه امضات رو بگیرم‏

‏روی این طرح حمایتی.‏

‏- اینو امضا نمی‌کنم.‏ ‏- بسیار خب.‏

‏پس اگه می‌شه این فرم رو امضا کن‏

‏که تأیید کنه اون فرم رو امضا نمی‌کنی.‏

‏و این یکی هم برای تأیید‏ ‏اینکه این گفت‌وگو رو داشتیم.‏

‏- هوم.‏ ‏- خب.‏

‏بفرما.‏

‏خیلی ممنون. این نسخه شماست.‏

‏- ممنون.‏ ‏- اینم نسخه من.‏

‏خب، باشه.‏

‏پس بقیه روزت خوش بگذره.‏

‏ببخشید، چی... چه اتفاقی داره می‌افته؟‏

‏ببخشید، چرا داریم می‌ریم؟‏ ‏هنوز که کاری نکردیم.‏

‏خب، فرم رو امضا نکرد.‏

‏ولی برای اینکه همه‌چی رو‏ ‏درست کنیم چی کار می‌کنیم؟‏

‏بعد از اینکه دو بار دیگه امضا نکنه،‏ ‏گزینه‌های درمانی رو پیشنهاد می‌دیم،‏

‏که اون‌ها رو هم رد می‌کنه.‏

‏وقتی اون راه‌ها هم تموم‏ ‏شد، همه‌چی رو ثبت می‌کنیم‏

‏همراه گزارش حادثه و ارزیابی حفاظت.‏

‏بعد یه طرح حمایتی طراحی می‌کنیم،‏

‏یه طرح جدید، و می‌فرستیم‏ ‏مددکار ناظر تأییدش کنه.‏

‏باشه، فهمیدم.‏

‏مطمئنیم این همه خرت‌وپرت‏ ‏خود فرم‌های ما نیست؟‏

‏شاید خونه قبل از اینکه ما بیایم خالی بوده.‏

‏هی، بیا دوباره بریم تو و‏ ‏یه بار دیگه امتحان کنیم.‏

‏کلی مطالعه موردی درباره‏ ‏آدم‌های دچار احتکار خوندم...‏

‏جدی؟ چرا زودتر نگفتی؟‏

‏پس می‌رم و می‌ذارم خودت انجامش بدی، باشه؟‏

‏- خب، پس من می‌رم.‏ ‏- نه.‏

‏پشتش همیشه یه تروما هست.‏

‏اگه بفهمیم چیه، می‌تونیم کمکش کنیم.‏

‏تازه به بوش هم عادت کردم.‏

‏اگه الان بریم، دفعه بعد دوباره‏ ‏باید از اول عادت کنم، پس...‏

‏- نه.‏ ‏- هریت.‏

‏اقیانوس اطلس هیچ‌وقت جای شکوفا شدن من نبود.‏

‏از نظر فرهنگی، اقیانوس یه منطقه مرده‌ست.‏

‏حالا می‌خوای از یه بیابون رد بشی؟‏

‏آتاکاما، بله. با اسب.‏

‏هیچی یاد نگرفتی؟‏

‏برعکس.‏

‏نتونستم از اقیانوس رد بشم.‏ ‏نقطه مقابل اقیانوس چیه؟‏

‏می‌شه دیگه دست برداری از ردشدن از چیزها؟‏

‏قرار نیست مزاحم چرم‌کاری‌م بشه،‏

‏- اگه نگرانی‌ت اینه.‏ ‏- باشه، بس کن.‏

‏اسکات، باید واقعاً بس کنی. دیگه تحمل ندارم.‏

‏دیگه پروژه نمی‌خوام. بسه.‏

‏یعنی چی؟‏

‏راستی این راه پارک نیست.‏

‏نمی‌برمت پارک.‏

More Farsi/persian subtitles for Trying

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left