The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
بعضی رازها هرچقدر هم عمیق دفن بشن، زیر خاک نمیمونن.
پس دوباره دفنشون میکنیم. این بار با هم.
باید همیشه اون لباس چسبون رو بپوشی؟
خب، باید جوری برسم که جاهای لازم حسابی ساییده شده باشه.
باز یه پیام «به یادتیم» اومد.
زودترین وقتی که میتونیم وانمود کنیم رسیدیم آمریکا کیه؟
میگم حداقل سه هفته.
نباید زیادی زود برسیم.
نباید رکورد بزنیم و باعث بشیم بیشتر کنجکاوی کنن.
کل گروه دوستای جدیدم
به این بنده که توی این «دوران سخت» حمایتم میکنن.
اگه بفهمن همهش دروغه،
دیگه تمومه. دیگه دوستی برام نمیمونه.
دوباره مجبور میشم برای وقتگذرونی
هی اپ هواشناسی گوشیم رو رفرش کنم.
بذار جریانهای اقیانوس اطلس شمالی رو چک کنم.
اگه مساعد باشن، میتونیم بگیم دو هفتهای رسیدیم.
آخ، خوبه.
هرچی بیشتر طول بکشه، احتمال اینکه یه چیزی خراب بشه بیشتره.
هیچی خراب نمیشه، عشقم.
به همهچیز فکر کردم.
- کیه؟ - فقط منم.
و همه.
اوه، کارن.
خبر توفان توی اقیانوس اطلس رو شنیدیم.
توفان؟ کدوم توفان؟
وای خدا. نشنیدی؟
یه توفان دقیقاً همون جاییه که اسکات الان اونجاست.
درست وسط اقیانوس اطلس.
ای وای.
رده چهاره. بابات داره بررسی میکنه از چندتا حساب میشه.
خب، پس از پنجتاست.
ولی سؤال مهم همیشگی: پنج خوبه یا بده؟
- بده. - خب، رفیق.
ولی گوش کن، نگران نباش، ما اینجاییم کنارت.
و تا نفهمیم سالمه، جایی نمیریم.
لازم نبود بیاین. واقعاً بهتر بود اول زنگ میزدین.
نه، سرمون گرم زنگزدن به بقیه بود.
- بقیه... کدوم بقیه؟ - همهشون رسیدن.
نقشههای باد رو آوردم. توی پذیرایی پهنشون میکنم.
- چطور اینقدر زود رسیدی؟ - ویک منو آورد.
- ویک؟ - خبری شده؟
- محض رضای خدا. - نه، ولی امیدواریم. بیا.
البته توفان خیلی بزرگیه.
برای دیدنش مجبور شدم نقشه رو خیلی زوماوت کنم، اونم روی کامپیوتر.
بیا اینجا ببینمت.
- خب، دیگه همه اومدن؟ - آره، همه.
- استیوی بیچارهم، بیپدر شدی. - وای خدا.
من بهت عوضکردن لاستیک یاد میدم!
اصلاً اینجا نیست. رفته خونه دوستش بازی.
قوی باش.
هر وقت آماده بودی دوباره شروع کنی، من یه مرد دیگه میشناسم. بهتر، قویتر.
نه از این مردای غربی با گربه و دستور غذا.
نادیا، واقعاً لازم نبود بیای.
من برات غذا درست میکنم. برای صبح هم غذا میپزم.
نگران هم نباش، هرچقدر طول بکشه میمونیم.
اوه، لعنت.
- چندتا دایجستیو شکلاتی آوردم. - اوه.
با این اوضاع زیادی شاد و شنگول نیست؟
اگه بیاحترامی حساب میشه شکلاتش رو بتراشم؟
نه مامان، فکر کنم اشکالی نداره.
فقط امیدوارم ویفر صورتی نخریده باشی.
اسکات؟ اسکات.
چی شده؟
میگن توی اقیانوس اطلس توفانه.
و تا مطمئن نشن سالمی، نمیرن.
اوه خدا. راست میگن، خیلی بزرگه.
خب، چقدر طول میکشه رد بشه؟
نوشته سه روز دریایی... نه، چهار روز دریایی تا بره شمال.
روز دریایی با روز معمولی فرق داره؟
- نه خیلی. - پس هی نگو «دریایی».
با تلفن ماهوارهای زنگ بزن و بگو توفان از کنارت رد شده،
تا بتونم همه رو بفرستم خونه.
میدونی، توضیحدادن ازدواجمون برای بقیه داره سختتر میشه.
- نیکی. - هوم؟
- خیلی مشتاقم امروز یه کاری از دستم بربیاد. - آهان.
همیشه نگرانم توی بحرانهای خانوادگی هیچ کمکی نمیکنم.
شاید طبیعیه که کنار زنی به سلطهگری مادرت
من نقش منفعلتری گرفته باشم.
ببخشید بابا، دقیقاً نمیفهمم چی میخوای.
فقط میگم مشتاقم مفید باشم.
آهان.
هر کاری داشتی، من هستم.
خب جان، یه لطفی میکنی؟
تا من غذا رو جمعوجور میکنم چندتا بشقاب بیاری؟
حتماً جیسون. روی من حساب کن.
باشه رفیق، عالیه.
در حال دنبالکردن توفان الیور هستیم،
توفانی قدرتمند در حال عبور از مرکز اقیانوس اطلس...
خیلی حس بدیه.
آره رفیق، وحشتناکه. واقعاً وحشتناک.
اینجور اتفاقها... کار خداست.
یهویی از ناکجاآباد میاد.
هیچکس کاری از دستش برنمیاومد.
واقعاً تقصیر هیچکس نیست.
تو تشویقش کردی، تمرینش دادی و کمکش کردی قایقش رو انتخاب کنه.
خب، این نگاه خیلی تقلیلگرایانهایه.
- میرم... نقشه رو چک کنم. - باشه.
جان؟ بشقابها چی شد؟
اوه بله، سادهتر از این نمیشه. یه لحظه کاره.
میخوای کمکت کنم یا...
نه، نه، همهچی تحت کنترله.
باشه، فقط مردم دیگه گرسنهشون شده، پس...
جیس، جیس، بذار خودش انجامش بده. میخواد حس کنه مفیده.
- خب، خودم میتونم... - اینو بگیر لطفاً.
اوه.
ببخشید، از محل کاره.
- باید جواب بدم. - باشه.
خب جان، پس...
باز کن.
- سلام. - اوه، سلام.
- موتور سوار شده بودی؟ - هوم؟
- موهات. - نه.
دیدم امروز نیستی، گفتم ببینم حالت خوبه یا نه.
آره، نه، خوبم. فقط...
داستانش مفصله.
آره، ولی امروز روز بدی بود که نباشی.
- اوه نه، چرا؟ - حدس بزن کی بالاخره
پیراهن صورتیش رو عوض کرد؟
خفه شو! چی؟
- عوضش کرد؟ - آره.
نه! باورم نمیشه از دستش دادم.
این یکی زرده.
- زرد؟ - اینجا امروز روز بزرگیه.
خب، پس کی برد؟
بذار دفتر رسمی رو چک کنم.
- هوم. - بله، نیکی نزدیکترین حدس رو زد
با ۳۷ روز پشت سر هم.
و جایزهاش یه بوریتوی ناهار مجانیه.
هی.
- اسکات پشت خطه. - باشه.
افتادی زمین یا چی؟ موهات...
ها؟ نه، برو.
اسکات؟ الو. هنوز هستی؟
هنوز هستم. بله، اینجانب اینجام.
اسکات؟ زندهای؟
الو؟ بله، اینجام.
صدام رو میشنوی؟
نه، درست و حسابی نه.
الان چی؟
آره، خیلی بهتر شد.
همه اینجاییم اسکات. خیلی نگرانت بودیم.
دوستت داریم، اسکات.
اوه، این... خیلی برام ارزش داره.
تو این شرایط واقعاً بهم نیرو میده...
اسکات، همه اینجاییم.
و خیلی میخوایم بدونیم... حالت خوبه؟
اگه فقط به همه اطمینان بدی سالمی، میتونن برن خونه.
بله، خب، باد انگار...
اوه، اون چی بود؟ اسکات! اسکات؟
- چی شد رفیق؟ - اسکات؟ اسکات؟ الو؟
قطع شد.
کارن؟
کارن؟
اوه خدا. کارن، خوبی؟
آره. نه. خوبم. نگران نباش.
اوه کارن، فکر کنم...
فکر کنم شاید شوکه شدی و فقط میخوام بدونی
هر وقت اثرش رو حس کردی، من کنارتم.
باشه. خب... یادم میمونه.
انکاره.
بعدش عصبانیت میاد.
چه غلطی کردی؟
گوشی افتاد. فکر کنم شکستمش. آب هم رفته توش.
اون گوشی مخصوص قایقه.
میدونم. کاور محافظش روش نبود.
- چرا نبود؟ - چون روی قایق نیستم!
درستش میکنم. مشکلی نیست.
یه کیسه خیلی بزرگ برنج داری؟
فکر میکنن افتادی توی آب.
مردم بغلم میکنن و برام دعا میکنن انگار توی تلهنوولا هستیم.
الانم باید جلوی همه وانمود کنم ناراحتم.
خودت میدونی چقدر از نشوندادن احساسات بدم میاد.
هوم. میخوای یه کم تمرین کنیم؟
نه. بچه که بودم وقتی جربیلهام میمردن یاد گرفتم الکی دربیارم.
فقط سردرگمیه با یه کم شوک.
اوه خدا، چه خستهکننده.
نیکی چطور کل روز با این حالت میچرخه؟
بیایم حقیقت رو بگیم؟
نه! الان دیگه زیادی خجالتآوره.
از اجتماع طرد میشیم.
فقط گوشی رو درست کن، زنگ بزن، بعد همه میرن خونه.
ضمناً بوی غذا رو خیلی واضح حس میکنم.
هیچ شانسی هست یه لقمه سریع برام جور کنی؟
اگه نشد هم اصلاً مشکلی نیست.
باشه، گوش کن.
احتمالاً تا الان از قایق پیام میدی فرستاده.
ولی اگه نفرستاده، باید با گارد ساحلی تماس بگیریم.
نقشههای باد رو بررسی کردم
و محتملترین مختصاتش رو حساب کردم.
گارد ساحلی چی کار میکنه؟
هواپیما میفرستن. کشتیهای نزدیک رو هم میفرستن اون منطقه.
- اوه خدای من. - آره، ممکنه آخرش یه خرجی رو دستت بذاره،
ولی فرض میکنم اسکات بیمه داره.
مطمئنی؟
این یه توفان رده چهاره. احتمال تلفات فاجعهبار داره.
- ممکنه جونش در خطر باشه، کارن. - آره، بله.
بله، نه.
قطعاً.
No comments yet. Be the first to leave one.