Inside Job

Inside Job

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Inside Job S01E05 1080p WEB H264-CAKES
Inside Job S01E05 720p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NPMS
Inside Job S01E05 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NPMS
Inside Job S01E05 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-AGLET
Inside Job S01E05 WEBRip x264-ION10
A Commentary by NegarFD
🔴 30nama | Negar FD 🔴

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
720p
720
1080
webrip
BRip
Published on: 2021-11-03
Downloads: 54
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫مترجم: ‫Negar FD

‫عجب کوفته‌ای مامان!

‫خب برت، همون جوریه که همیشه درستش می‌کنم!

‫آره! کوفته‌‌ی شکل نون!

‫کوفته‌ی شکل نون...

‫اوه، دینی...

‫خب، کار چطوره پسرم؟

‫خب، واقعا نباید راجع بهش صحبت کنم

‫ولی دوستای خیلی خفنی پیدا کردم

‫و شنیدم یه دختری هم هست...

‫مامان اونجوری نیست!

‫من و ریگن فقط د‌ک‌ا همدیگه‌ایم...

‫دوستای کاری ابدی!

‫برت!

‫چه حرکت مریضی داری اینجا می‌زنی؟

‫تالار هولوگرامی اسباب بازی نیست!

‫برای آموزش افراد شبیه‌سازی ‫شده و مسائل رسمی جنسی دولته!

‫ببخشید ریگن

‫فقط به خاطر کار، به خیلی ‫از شام‌های خانوادگی نرسیدم.

‫پس این باعث میشه به صورت ‫مجازی بهشون نزدیکتر بشم.

‫شام خانوادگی؟

‫فکر می‌کردم اون یه افسانه‌ست که شرکت‌های ‫تولید کارت تبریک از خودشون در آوردن

‫مثل کریسمس یا "دوستت دارم" گفتن.

‫انگار دیگه کسی واقعا رو در ‫رو ارتباط برقرار نمی‌کنه...

‫برت، ریگن، از اتاق سکس ‫بیاین بیرون. ماموریت داریم!

‫تو تاریخچه‌ی اتاق سکس من که نمی‌گشتین، نه؟

‫-خدای من، نه! ‫-نه! نه! نه!

‫خوبه.

‫-دوست داری به تاریخچه‌ی اتاق سکسش نگاه کنیم؟ ‫-آره، پنج دقیقه وقت داریم.

‫خوک پولی دیگه چیه؟

‫به ماموریت امروز سلام کنید!

‫جولت کولا، دارت چمن؟ دستبند سیلی؟

‫-حرومزاده! ‫-این چه ماموریتیه جی‌آر؟

‫قراره آدمای یه مهمونی خواب رو تو دهه‌ی 80 بکشیم؟

‫نه، مستقیما...

‫دره‌ی استیل تو وایومینگ

‫در سال 1984 اولین مواد شیمیایی پاک‌کننده‌ی ‫حافظه‌مون رو اونجا امتحان کردیم...

‫متاسفانه، زیادی خوب کار کرد.

‫ذهن مردم هنوز تو سال 1984 گیر کرده

‫که باعث میشه برای ما یه جای عالی باشه

‫تا محصولات قدیمی، فرا‌خوان شده و ‫خطرناک شرکت‌های آمریکایی رو بفروشیم.

‫اوه لعنتی این کوفتیا تیزن!

‫یه شهر رو تو دهه‌ی 80 گیر انداختیم برای ‫اینکه آشغالای فرا‌خوان شده بهشون بفروشیم؟

‫این کاملا غیراخلاقیه!

‫بله، کاملا غیراخلاقی!

‫خدایا، چشمام دارن می‌کشنم.

‫ری‌بن نه... ری بن شده.

‫بگذریم، هر چند سال یکبار ‫بهشون یه اسپری تازه

‫از ماده‌ای به اسم نوستالژی مکس می‌زنیم

‫تا آسیب مغزیشون رو تمدید کنیم. ‫این کاریه که این هفته انجان میدین.

‫اینم کلیدای جت.

‫هی، جی‌آر، نظرت چیه تو این ماموریت

‫همه خودمون رو تو دهه‌ی 80 غرق کنیم؟

‫بدون تلفن همراه، بدون شبکه‌ی اجتماعی

‫فقط یه گروه دوستانه‌ی 6 نفره که ‫رو در رو ارتباط برقرار می‌کنن!

‫بیخیال!

‫گاهی، از حرف زدن با آدم‌ها خوشم نمیاد!

‫-چرت و پرت! ‫-صبر کنین، بچه‌ها!

‫برت درست میگه، برای اولین بار!

‫اگر شهر دهه‌ی 80 ما رو با یه دستگاه مدرن ببینه

‫کاملا پوششمون رو خراب می‌کنه!

‫پس تصویب شد! آماده شین ‫تا تو گذشته خوش بگذرونین.

‫اوه لعنتی، باید می‌گفتم "بترکونین تو گذشته"

‫همگی، تظاهر کنین گفتم "بترکونین تو گذشته"

‫خیلی‌خب، همگی دستگاهاتون رو بدین.

‫نه! نه! نه! اینستاگرامم نه!

‫حرومزاده! می‌کشمت لعنتی!

‫من می‌دونم تو کجا می‌خوابی! تو دیوارا!

‫اینا رو نگاه کن ریگن! برت نمی‌گردونن به گذشته؟

‫کوش! کوش! کوش!

‫اوه من هیچی از حواشی ‫رسانه تو دهه‌ی 80 نمی‌دونم!

‫بابام تلویزیونمون رو انداخت ‫بیرون تا من رو علم تمرکز کنم.

‫علم عجیب غریب بودن؟

‫آره، صبر کن، اگر الان داری به ‫چیز خاصی اشاره می‌کنی من نمی‌فهمم.

‫همه‌ی اینا داره حس نوستالژی بهم میده...

‫منو می‌بره به دورانی که شستشو با ‫اسید فقط برای از بین بردن جسد نبود.

‫بیخیال بچه‌ها! دهه‌ی 80 دهه‌ی مزخرفی بود!

‫ما تو ذهنمون گذشته رو ایده‌آل‌سازی می‌کنیم

‫چون مغزمون خاطره‌ای که ازش داریم تحریف می‌کنه.

‫هی، مغز من هیچ مشکلی نداره!

‫اوه خدای من! من دقیقا از ‫همین ماژیکای عطری داشتم!

‫منو با خودت ببر بوی خوش توت کیهانی!

‫تو چرا به اینا اهمیت میدی؟ تو ‫مگه تو دهه‌ی 90 به دنیا نیومدی؟

‫آره، ولی همیشه حس کردم روح پیرتری دارم

‫تازه دهه‌ی 80 بهترین برنامه‌ی تلویزیونی رو داشت

‫"سال‌های رشد" برنامه‌ی هر ‫یکشنبه شب خانواده‌ی من بود.

‫اون داداش کوچیکه آخرش معتاد نشد؟

‫بله! بله، شد.

‫ولی قبل دهه‌ی 90 نه!

‫حداقل یه نفر رفته تو حال و هوای این ماموریت.

‫نظرتون چیه یه دست سایمون بازی کنیم؟

‫من قرار نیست از یه چرخ ‫دیسکوی مسخره دستور بگیرم!

‫صبر کن مایک، تو یواشکی ‫با خودت تکنولوژی مدرن

‫آوردی به دورهمی دوستانه/ماموریت ‫هیپنوتیز همگانی دهه‌ی 80مون؟

‫برت، دوست داشتم بهت دروغ ‫بگم ولی اونقدر بهت احترام نمی‌ذارم.

‫زمان شیرین استفاده از تکنولوژی

‫شما دوستای واقعی منین غریبه‌های پر از نفرت!

‫به دره‌ی استیل نزدیک می‌شیم...

‫-ماده‌ی شیمیایی محفوظ و آماده. ‫-کاهش ارتفاع، افزایش خشونت.

‫تخلیه‌ی نوستالژی مکس در سه ثانیه‌ی دیگر...

‫بچه‌ها، می‌خوام به سلامتی این بنوشیم...

‫به سلامتی ما، چون وقتی همه با همیم

‫اتفاقای خوبی میوفتن...

‫اشکالی نداره، شلوارم چتر نجاته!

‫لعنتی! این لامصبا بی‌ارزشن!

‫-مایک! ‫-اوه خدای من مایک!

‫لعنتی باید بریم اون پایین بیاریمش.

‫اگر دیده بشه ماموریت یک دهه رو به باد میده

‫و کلی خرج برامون داره!

‫گلن، ما رو خارج از شهر فرود بیار.

‫هیچ قارچی رو پست سر نمی‌ذاریم!

‫می‌تونم حسش کنم بچه‌ها، ‫این قراره بهترین تابستون باشه!

‫هر اتفاقی که بیوفته، ما همیشه دوست می‌مونیم...

‫اوه خدای من

‫-شنیدی؟ ‫-آره!

‫انگار دارن مامان اشلی رو می‌کنن

‫-اصلا هم اینطور نیست! ‫-بچه‌ها! ببینین!

‫-اوه لعنتی! ‫-وای!

‫آی چه غلطا؟ ساقه‌م!

‫من کجام؟

‫این...

‫یه آدم فضاییه!

‫من کوینم! اینجا زمینه.

‫تو اسمی داری؟

‫من، من... نمی‌دونم...

‫تمام چیزی که یادمه حس شدیدی ‫از اهمیت و ارزش خودمه...

‫طبق دایره المعارف جیبی کودکان من

‫فراموشی داره.

‫بچه‌ها، باید ببریمش به خونه‌ی ‫من و حافظه‌ش رو برگردونیم.

‫آره! این قانون دوستای تابستونیه!

‫دوستای تابستونی!

‫آره، از حرفای این باکره‌ی مبتلا به آسم خوشم اومده...

‫-چی؟ ‫-منو ببرین رو یه مبل!

‫نمی‌فهمم، باید همینجا فرود میومد...

‫مایک، اینجایی رفیق!؟

‫-خب، فکر کنم سعیمون رو کردیم... ‫-ببینین، رد دوچرخه!

‫دوچرخه‌های کوچیک...

‫یا بچه‌ها هستن یا احتمالا ویت‌کنگ! ‫ (جبهه آزادی‌بخش ملی ویتنام جنوبی)

‫خوبه، ما رسما شدیم مامورای دولتی که

‫دنبال یه فرازمینی دزدیده شده ‫توسط یه مشت بچه می‌گردن.

‫مثل اون فیلم قدیمیه، "مک و من"

‫این بده بچه‌ها

‫اگر وجود مایک افشا بشه، جی‌آر ‫مجبورمون می‌کنه کل شهر رو نابود کنیم.

‫هیچکس این رو نمی‌خواد، به جز گلن البته.

‫انتخابات زیادی برای تصمیم‌گیری داریم...

‫نمی‌تونیم بذاریم زیر نظر ما ‫کل آدمای یک شهر از بمیرن!

‫اخراج می‌شیم! یا شاید هم ترفیع می‌گیریم؟ ‫هیچوقت یادم نمی‌مونه که دقیقا چه قدر ظالمیم.

‫نمی‌تونم رد ساعت هوشمند ‫مایک رو با تلفنم بگیرم

‫سریع، پیشرفته‌ترین فناوری کامپیوتری‌ای که داریم چیه؟

‫اوکی، بدش به من...

‫ریگن میگه مایک رو پیدا ‫کنین و نذارین کسی ببینتتون.

‫لعنت بهش! جغد کوفتی دهه‌ی 80ی!

‫گرمایش جهانی به ‫زودی به حسابت می‌رسه!

‫دره‌ی استیل، جایی که رونالد ‫ریگن همیشه رئیس جمهوره

‫و #metoo فقط در جواب این بود که ‫"دیگه کی دوست داره بره رستوران بننیگان؟"

‫باشه، شهر رو به چهار ‫قسمت تقسیم کنین و پیاده بگردین

‫من هم سعی می‌کنم یه ردیاب برای ‫گرفتن سیگنال ساعت مایک گیر بیارم.

‫خب، رانندگی خیلی ناخوشایندی دارین مگه نه؟

‫شماها چی هستین؟ تیم الف؟

‫تیم الف دیگه چیه؟

‫-نمی‌دونه تیم الف چیه؟ ‫-کی نمی‌دونه تیم الف چیه؟

‫البته که راجع به محبوب‌ترین ‫برنامه‌ی تلویزیونی می‌دونه

‫که همه با هم خانوادگی تماشاش می‌کنیم

‫چون که خانواده‌ایم!

‫-خانواده، برت؟ ‫-نقشه‌ی بی‌نقصیه!

‫به عنوان یه خانواده‌ی دهه‌ی 80ی مخفی می‌شیم، اعتماد ‫شهر رو جلب می‌کنیم و مایک رو هم پیدا می‌کنیم.

‫این پیچیده و پر از حواس پرتیه! جواب نمیده!

‫قبوله پس، امیدوارم از 80 خوشتون بیاد

‫چون کل هفته قراره دمای هوا همینقدر باشه!

‫هنوز باورم نمیشه تونستیم یه ‫خونه‌ی خانوادگی دهه‌ی 80ی بگیریم

‫با پولای نقدی که تو جیبمون بود!

‫چرا این پیرپاتالا همیشه اینقدر عصبانین؟

‫نمی‌دونیم.

‫ببینین، قراره فقط به عنوان یه پوشش ‫اینجا بمونیم درحالی که دنبال مایک می‌گردیم.

‫-حالا، بیاین اینو تمومش کنیم. ‫-برای همه یه سری نقش مخفی دارم!

‫گلن، تو میشی پدر خانواده

‫یه معلم دبیرستان خشن و ‫در عین حال دوست‌داشتنی.

‫می‌تونی برای اطلاعات از ‫دانش‌آموزات بازجویی کنی.

‫یه گوانتانامو برای نوجوونا؟ عاشقشم!

‫جی‌جی، تو میشی مادر ما ‫و سردبیر روزنامه‌ی محلی

‫همه حواشی و شایعاتو برامون بیار!

‫یه بچه و کیف سامسونت؟ ‫انگار همه‌چیزو با هم می‌خوام!

‫آندره تو میشی صاحب یه رستوران چینی محلی.

‫من کره‌ایم!

‫و ریگن، من و تو میشیم ‫دقلوهای متحد! من میشم پسره!

‫باشه، بیا فقط بریم جاهایی که بچه‌های ‫معمولی می‌گردن رو بررسی کنیم.

‫می‌خوام بگم مثلا... مغازه‌ی قطعات جوشکاری؟

‫اوه ریگن مورد آزار عاطفی قرار گرفته‌ی شیرین...

‫میریم به فروشگاه!

‫صحنه رو مدل 80ی عوض کنین!

‫اوکی، برای بیرون اومدن امنه!

‫من کوینم، تقریبا یه بچه‌ی معمولیم

‫این چارلیه، دختریه که اسم پسرونه داره

‫اشلی، پسریه که اسم دخترونه داره

‫و اینم لاماره

‫ولی دوستام به اسم ‫قهرمانم، او جی صدام می‌کنن.

‫آره، یادم نمیاد چرا ولی ‫قرار نیست اینکارو بکنم.

‫-تو اسمی داری؟ ‫-مطمئن نیستم.

‫آخرین چیزی که یادمه اینه که یه مشت موجود

‫پست مورد آزارم قرار دادن و بهم سوزن زدن.

More Farsi Persian subtitles for Inside Job

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left