The first 198 lines.
.عکس تقویم لختی امسال
!اینو میگن قیافه شورانگیز. شینرا دستخوش
.کوتاه بیاید، قربان
.من فقط از سر اضطرابِ دوربین لبخند زدم
.خب، اصل کاری
.به دیداری که با کاپیتان آگ بخش چهارم میخواستی رسیدی
،اگه حرفات راست باشه
شاید اون بتونه سرنخی بده که تو فاش کردن .هویت روحانی و راز انفجار آدولا به درد بخوره
واقعا میگین؟
اینکه یه درجهدومی با کاپیتان یه بخش دیگه ،ملاقات خصوصی داشته باشه سوالبرانگیز هست
.اما تو ستوان آساکو هم پشتت داری
.گفت فردا میبرتت
...شینرا، بخش چهارم
البته که میدونم. بخش چهارم همونجایی بود که آموزشیمو گذروندم
اما چرا فقط بخش چهاره که آموزشکده داره؟
بخش چهارم و آتشنشانهای معمولی مستقیما .زیردست آژانس اطفاءحریق کار میکنن
.آموزشکده هم زیردست آژانس اطفاءحریق و تحت مدیریت بخش چهارم
گفته بودی تو پیوند آدولات کاپیتان آگ رو دیدی
.پس شاید کاپیتان آگ هم به این انفجار آدولات علاقمند باشه
.در هر صورت دیدار شما به نفع ماست
.روت حساب کردم شینرا
...جوون انفجار آدولا دار
Nakushita mono bakari عالمی ازدست رفته
Nokoshita kono hidane wa پارهآتیشی همچنان شعلهور
Hanasanai hanasanai kara zutto ولش نمیکنم ولش نمیکنم
Zutto هیچوقت
Aimai monogatari داستانی نامفهوم
Seikai nante nakutatte حتی اگه معنای درستی وجود نداشته باشه
Fumidasu you ni naretara میخوام به جلو قدم بردارم
Dou ka shiteru tte iu kedo گفتم از کجا معلوم چی میشه
Dou ni ka shite ageru yo اما حسابی معلوم شد چی میشه
Dou nattara ii ka sae Wakaranaku naru kedo اما بعضی وقتا واقعا نمیدونم چی میشه
Yume ga sono tonari de Kakugo wo kimeta nara اگه قبل دنبال کردن رویام تکلیفمو با خودم روشن کنم
Utagau mono nante nanimo naku naru kara دیگه هیچی نیست که تردید به دلم راه بده
Hibana chitte hibuta kitte جرقه زده شد آتش وزیده شد
Shiro ka kuro no hai ni kaeru made اونقدر که تبدیل به خاکستر سیاه و سفید بشه
Tobikiri no trouble nara اگه نهایت دردسرش همینه
Te ni iretai te ni iretai به جون میخرم بدجوری هم میخرم
Kaze wo kitte kimi no hou e مثل باد میوزم سمت تو
Ichi ka bachi ka zero ni kaeru made هرچی شد شد، دل به دریا میزنم
fusagikonda Clown nara اگه دلقک ناراحت باشه
Shinra banshou hajimannai yo دیگه توی دنیا سنگ رو سنگ بند نمیشه
Ai mo kogasu you na عشقی که زبانه بکشه
Ai wo miseru kara عشق رو نشونت میدم
I just SPARK-AGAIN دوباره جرقه میزنم و بس
: قسمت ۲ شعلههای جنون
بخش چهارم نیروی آتش ویژه آموزشکده سربازان آتش ویژه
.یادش به خیر
.عذر میخوام
.ببخشید وسط تمرین اومدیم
!مربی پان
بخش چهارم نیروی آتش ویژه سرباز آتش ویژه مربی آموزشکده پارت کو پان
.یادی از ما کردی، کوساکابه
.معذرت میخوام. اینجا «ستوان» پان هستید
واس چی اومدی، کوساکابه؟
بخش هشتمِ توالت آبت زد بری؟
کارین، چجوریه سوسک توالتی مثل تو رو هنوز آب نزدن بری؟
ها؟ نفهمیدم مادرکُش؟
تو بخش چهار یادت ندادن بیمحابا یقه کسیو بگیری میتونه بهت ناگه بزنه؟
.بخش هشت که همه میدونن
!اینقدر واس ما خودتو نگیر بینیم - !حرف دهنتو بفهم -
.برین خدا رو شکر کنین چلاقش نکردم زپرتیها
.آروم. یادت باشه کرم اولو خودت ریختی
.کوساکابه، تو هم که عوض بشو نیستی
!اوگون
.فقط بیدقتی کردم، همین
.بیشین بینیم باو
.ببخشید
.باشه، اما تا مثل آدم نگین که کسی نمیفهمه
.سوتزنی مربی هم عوض نشده
.انگار اینجا کلی آشنا داری
.این مبصر کلاسمون بود، اوگون
اهل دوست و رفیق نبود، واس .همین من و آرتور پاپیچش شدیم
.آرتور که دوست من نیست
.خا خا
.مث اینکه بخش هشت وضعت خوبه
.تو هم
.ستوان پان میگه همراهیمون میکنه. لطف میکنید
.خوب میفهمی ها
تو و بخش هشت با کاپیتان چیکار دارین، ستوان آساکو؟
میخوایم با پدربزرگم درمورد این حرف بزنیم که .از وقتی صورتش خش افتاد چقدر عوض شده
.کاپیتان آگ مرد بینظیریه
یه الگوی نمونه که از آتشنشانی .معمولی اومد تو نیروی آتش ویژه
.تو بخش چهارم ما همه اونو سرمشق قرار دادیم
.این احساس حتی الان هم عوض نشده
.کاپیتان اونجاست. خواست کوساکابه رو تنها ببینه
فقط خودم؟
من بهش گفتم میخوای راجب انفجار آدولا ازش بپرسی
.مزاحم میشم، پس نباشم بهتره
...باشه، پس رفتم
.با اجازه
.بخش هشتم، سرباز آتش درجه دو، شینرا کوساکابه
.از وقتی که به من اختصاص دادین سپاسگزارم
.منتظرت بودم
اول از همه
.شعلههاتو ببینم
لطف میکنی منو بسوزونی؟
...اوهوهو
.شرمنده، شرمنده. لابد جا خوردی. اشتباه نشه
.شفافسازی میکنم
!میخوام منو بسوزونی
...ایش
!یـ یالا، یالا یالا، یالا یالا
بسوزونمتون؟
!چنان بسوزون که حظ کنم
!آره! همونطوری که میخواد بسوزونش
.بسوزون. بسوزون. بسوزون بکش
.دیگه جلوی خودتو نگیر
.اون شیطان نکبتی رو بکش. روزگارشو سیاه کن
اون شیطان خود مامانم بود. مگه میتونم بکشمش؟
پس خونخواهیای که دوازده سال داشتی کجا رفته؟
همینجوری الکی که غیب نمیشه، ها؟
!شیطان !مادرکُش !حال به هم زن
فقط به این خاطر تحمل کردی چون شیطانه رو که بکشی دلت خنک میشه، مگه نه؟
میخوای اون همه حرص رو پس بزنی بره؟
.بسوزون بره بابا
«!آره. من دقیقا همون شیطانیم که میگین»
دلت نمیخواد؟ قهرمان شدن که دیگه مهم نیست، هست؟
.این دنیا که همهش دروغه بابا
.تو همچین دنیایی قهرمان کیلو چنده
راستی، الان اونی که بیشتر از همه میخوای بکشی اونه، نه؟
.فک کرد دست خودشه که همهچیو ازت پنهون کنه
.تقصیر اونه
.بسوزون
.بسوزون تا دلت خنک شه. همهچیو
.دیگه آزادش کن
!تمام این خشم رو
خواهر؟
!تمامشو بکن توی شعلههات
نه، خواهر نیستی. کی هستی تو؟
.این پیوند آدولا بود
من باعث تحریکش شدم؟
.الان یه زنی رو دیدی که چهره آشنا داشت
.این فرشته رو باید ببینم
.الان دیگه بیشتر میخوام بسوزونیم
کاپیتان آگ، شما هم پیوند آدولا تجربه کردین؟
.بگی نگی. تجربه فوقالعادهای بود
.برای کاپیتان بارنز به قیمت چشمش تموم شد
برای شما به قیمت این خراشها؟
من مدتها برای محافظت از جان و مال مردم مایه گذاشتم
.اما اون روز دو سال پیش، طرز فکرم بالکل عوض شد
.چنان آتیشی بود که شهرو غرق میکرد
،فکر میکردم جون خیلیها رو نجات دادم
.اما در واقع جون خیلیهای دیگه رو نتونستم نجات بدم
.اون لحظه، امیدی ناامیدانه رو حس کردم
.تو بگو رهایی
.انگار همهچیز نجات پیدا کرده بود
پیوند آدولا. اسم این تعمید اینه؟
.چیزی که من دیدم با نور آفتاب که معبد خورشید وعظ میکنه فرق داشت
.نوری که من دیدم یه نور خدایی بود
.سعادت بشریت تو رسیدن به همین واحهی مقدسه
.این خراشها داغ منن. زخمهای مقدسی که چشمامو باز کردن
میگم، کوساکابه کون، میشه با شعلههای مقدست منو بسوزونی؟
.شاید دوباره اون واحهی مقدسو دیدم
کاپیتان آگ، فکر میکنین اون جهنمدره فرازمینی، دنیای خداس؟
.چه جهنم باشه چه بهشت برای من فرقی نداره
این خدا و ابلیس که مردم سنگشونو به .سینه میزنن جلوی آدولا هیچن
.من ذاتیتش رو دیدم
!میخوام به همه بگم حقیقت اینه
.من که تو پیوند آدولام هیچ سعادتی حس نکردم
.احتمالا برای تویی که انفجار آدولا ازآن خودته بیتوفیقه
.اما من فقط یه آدمم
.منم آدمم
مامورو کون؟
.شینرا کوساکابه، میکشمت
چرا کارین؟ یعنی سر اینکه دست انداختمت اینقدر دلخور شدی؟
.چه بهتر. حالا که اینطور میخواد خب بکشش
شما چتون شده؟
.بکش
.طعمه به این خوبی که سرش خالی کنی. بکش
.خشمتو ول بده
...همهچی بسوزه
کوساکابه کون؟
!خب، بریم تو کارش
!همهچی بسوزه
.انجامش بده
!این انفجار آدولا ئه؟ داغه! عالیه! عالیه
!پدربزرگ
!افراد قاتی کردن
.آره، کوساکابه کون هم
.انگار یه چیزی رفته تو جلدشون
!مادرکش !شیطان
!حال به هم زن !شیطان! شیطان
...پلشتهای ازهمهجابیخبر فقط بلدن زر بزنن
.نه، ازهمهجابیخبر خودم بودم
!دیگه خسته شدم
.برین بمیرین باو
.یهکم ادب داشته باشین
از افراد بخش چهارم استفاده کردم تا برسم به شینرا
.الان هم هاشیرای اول داره باهاش ریخت و پاش میکنه
!هاشیرای اول؟ عوی هائومئا، الان گفتی هاشیرای اول؟
!با پیوند آدولا؟
!میگم، میگم، هاشیرای اول الان تو جلد شینرا کوساکابهس؟
!کارون! عجب آدم رو مخی هستی تو! بگیر بمیر
وای! ناموسا؟ هاشیرای اول اومده؟ با پیوند آدولا دیگه؟
!هن؟! با پیوند آدولا میشه جای هاشیرای اولو فهمید
!واقعا که اینجا نیس
.با پیوند آدولا رفته تو جلدش
No comments yet. Be the first to leave one.