The first 200 lines.
به نام خدا .::با درود خدمت دوستاران فيلم و سريال هاي شرقي::.
قسمت 55 این قسمت:بازگشت لیو بِی به جینگ جو (متــــرجم:چــــيااُ فنگ(مهدي
ارباب
ارباب
ارباب مقام وو خرجیه یک ماه ما رو فرستادن
ارباب مقام وو خرجیه یک ماه ما رو فرستادن
چقدره؟
20هزار تیل دیگه اضافه کردن کلا 60 هزار تیل
60هزار تیل چطور میتونه کافی باشه؟
ببین،من 5 تا اشپز و 6 نوازنده جدید اوردم
ببین،من 5 تا اشپز و 6 نوازنده جدید اوردم تمام اینا خرج داره
برو به پیغام بر بگو که
20هزار تیل دیگه بخواد
اطاعت
زی لونگ،ارباب چش شده؟
به نظر ادم دیگه ای شده
منم همین فکرو میکنم
سال تموم شدش
کِی میتونیم به جینگ جو برگردیم؟
درسته پایان سال هست
چیزهای مهمی رو فراموش کردم
جااُ یون،چی شده؟
ارباب،عوض شدید
درحالیکه در خوشگذرونی افراط میکنید رویاهای زندگیتونو دور میکنید
نکنه ارزوهاتون برای برگردوندن هان رو فراموش کردین؟
نکنه ارزوهاتون برای برگردوندن هان رو فراموش کردین؟
من اربابت هستم
چطور جرات میکنی اینطور باهام صحبت کنی؟
اگر به اینکارا ادامه بدید
دیگه ارباب من نیستید
گستاخ
ارباب
نمیتونید به اینکارا ادامه بدید
اگر مدیر جنرال و دیگران بفهمن
ازتون خشمگین میشن
سرزمین جنوب مسخرتون میکنه
گستاخ برای من سخنرانی میکنی؟
نصف عمرمو در جنگ گذروندم
حالا نمیتونم کمی لذت ببرم؟
ارباب میتونید از این زندگی لذت ببرید
جااُ یون نمیتونه تحمل کنه
جااُ یون دیگه نمیتونه بمونه
اگه اینجوریه پس گمشو برو
ارباب
جااُ یون،با وفا بودنتو ملاحظه میکنم
و مجازاتت نمیکنم
حالا گمشو و به جینگ جو برگرد
ارباب
گمشو،من دیگه اربابت نیستم
افراد،در خدمتم بندازینش بیرون
چشم
چشم
ارباب
ارباب
ارباب
ارباب نمیتونید اینجوری ادامه بدید
این هیچ ربطی به شما نداره
به موسیقی و رقصتون ادامه بدید
فرمانده ارشد
امروز اربابمون خرجیه لیو بِی رو براش فرستادن
امروز اربابمون خرجیه لیو بِی رو براش فرستادن
لیو بِی گفته 60هزار تیل خیلی کمه
و درخواست بیشتر کرده
چقدر بیشتر؟
اون 20 هزار تیل دیگه خواسته
ارباب چی گفتن؟
ارباب نظر فرمانده ارشد رو خواستن
پس،من فکر میکنم 20 هزار تیل خیلی کمه
روندش کنید و 100 هزار بهش بدین
فرمانده ارشد،در فشار مالی هستیم
عالی رتبه ها در هر مقامی مجبورن
ارتش رو تقلیل بدن
این خرج خیلی بزرگیه
نمیتونیم این وضعیت رو زیاد حفظ کنیم
خرج کردن هر ماه 100 هزار تیل برای یک داماد واقعا خیلی زیاده
خرج کردن هر ماه 100 هزار تیل برای یک داماد واقعا خیلی زیاده
اما اگر بتونه که استان جینگ جو رو برامون برگردونه
اما اگر بتونه که استان جینگ جو رو برامون برگردونه
خیلی خوب میشه
کمی دیگه صبر میکنیم
وقتی این روش زندگی کاملا لیو بِیو فاسد کرد
برای کنترل مال من میشه
فرمانده ارشد باهوشن همچنین
جااُ یون از تماشا کردن کارهای لیو بِی خسته شده
و باهاش بحث کرده
دو نفر شروع به مجادله کردن
و الان لیو بِی جااُ یون فرستاده برگرده
خیلی خوبه اجازه بدید بره
جااُ یون مطمئنا به همه در جینگ جو در مورد زندگیه تجمل گرایانه لیو بِی میگه
جااُ یون مطمئنا به همه در جینگ جو در مورد زندگیه تجمل گرایانه لیو بِی میگه
جااُ یون مطمئنا به همه در جینگ جو در مورد زندگیه تجمل گرایانه لیو بِی میگه
و روی روحیشون تاثیر میکنه
روحیشون تضعیف شه
گرفتن استان جینگ جو
یه بچه بازی میشه
مدیر جنرال،شنیدیم که زی لونگ برگشته
بله
کجا هستش؟
بیرونه
زی لونگ
زی لونگ
گمشو
مدیر جنرال،موضوع چی هستش؟
زی لونگ اربابو رها کرده
از وظیفش غفلت کرده طبق مقررات نظامی،30ضربه شلاق خورده
زی لونگ،تو...تو درد داری؟
خوبم
زی لونگ،برادر بزرگ داره اونجا چی کار میکنه؟
ارباب غرق در زندگیه راحت شده
روزهاشو با زن ها و شراب میگذرونه
من نصیحتشون کردم
و فرستادنم اینجا
چی؟ امکان نداره
برادر بزرگ همچین ادمی نیست
این اشکار نیست؟
اونا دارن از"نقشه زیبایی"برای به دام انداختن برادر استفاده میکنن
اونا دارن از"نقشه زیبایی"برای به دام انداختن برادر استفاده میکنن
اگر ادامه پیدا کنه مشکل میشه
مدیر جنرال،بهمون دستور بده
برادر بزرگ رو نجات میدیم
برادر دوم درست میگه
مدیر جنرال
به ما دستور بده
من طلایه سپاه رو رهبری میکنم
همین الان به سرباز خانه میرم
و افرادمو جمع اوری میکنم
و افرادمو جمع اوری میکنم
وایستا
سرزمین جنوب 100 هزار سرباز داره
تعداد سرباز کمی که داریم به زحمت کافی برای حفاظت از جینگه
تعداد سرباز کمی که داریم به زحمت کافی برای حفاظت از جینگه
چطور میتونیم به اونا حمله کنیم؟
به علاوه سااُسااُ در شمال هم گرسنه سرزمین ما هستش
به علاوه سااُسااُ در شمال هم گرسنه سرزمین ما هستش
مهارت ارتش مهمه نه اندازش و تعدادش
به من دستور بدید و با جنجال به جی ین کانگ حمله میکنم
به من دستور بدید و با جنجال به جی ین کانگ حمله میکنم
اونا رو غافلگیر میکنیم و ارباب رو نجات میدیم
سون ها برای 3 نسل سرزمین جنوب رو فرمانروایی میکنن
جاسوساشون همه جا هستن
حمله ناگهانی به اونا چطور ممکنه جواب بده؟
این جواب نمیده،اون جواب نمیده
نکنه که باید تا ابد همین جا بشینیم
و برادر بزرگو به عنوان گروگان نگاه کنیم؟
موضوع این نیست اگر جواب نده فکر میکنم
یه نفر انگیزه های پنهانی داره
یون چانگ نباید اینطور فکر کنی
درسته که ارباب در وضعیت متزلزلی هست
اما وضعیت جینگ جو حتی متزلزلتره
در راه برگشتم
دیدم سرزمین جنوب سربازاش به سمت بالینگ ناوگان میبرن
دیدم سرزمین جنوب سربازاش به سمت بالینگ ناوگان میبرن
هر زمان ممکنه به غرب حمله بکنن
حالا که ارباب جینگ رو به مدیر جنرال و شما دو جنرال سپرده
حالا که ارباب جینگ رو به مدیر جنرال و شما دو جنرال سپرده
فکرهاتون باید یکی باشه و هم اهنگ عمل کنید
زی لونگ
کجا میخوای بری؟
مدیر جنرال به حق مجازاتم کرد
باعث شدش که حواس پنجگانم برگردن
باعث شدش که حواس پنجگانم برگردن
وظیفه من محافظت از ارباب هست
باید کنارشون بمونم
حتی اگر چارش خزیدن در تمام راه تا اونجا باشه برمیگردم
حتی اگر چارش خزیدن در تمام راه تا اونجا باشه برمیگردم
زی لونگ
زی لونگ
بعد از اینکه جااُ یون برگشته توسط جوگو لیانگ با 30 ضربه شلاق مجازات شده
بعد از اینکه جااُ یون برگشته توسط جوگو لیانگ با 30 ضربه شلاق مجازات شده
بعد از اینکه جااُ یون برگشته توسط جوگو لیانگ با 30 ضربه شلاق مجازات شده
بعدش سوار اسبش شده و راه برگشت به عمارت شرقی رو گرفته
بعدش سوار اسبش شده و راه برگشت به عمارت شرقی رو گرفته
جااُ زی لونگ جنگجوی واقعی دوران ما هست
شجاع و وفادار
هیچ کس دیگری
بعد از یک چنین تنبیهی
هرگز دوباره برنمیگرده
افسوس
که همچین مردی
قلب و روحشو
وقف لیو بِی کرده
حالا که جااُ یون برگشته
اونا باید بدونن که اربابشون اینجا داره چی کار میکنه
اونا باید بدونن که اربابشون اینجا داره چی کار میکنه
گزارشی از اون طرف نرسیده؟
جاسوسانمون گزارش دادن که
گواِن یو و جانگ فِی با جوگو لیانگ مشاجره کردن
گواِن یو و جانگ فِی با جوگو لیانگ مشاجره کردن
گواِن یو و جانگ فِی میخواستن بیان لیو بِیو نجات بدن
اما جو گو لیانگ بهشون اجازه نداده
به نظر که قدرت نظامی در جینگ جو
تنها توسط جوگو لیانگ کنترل میشه
گواِن و جانگ تسلیم اون نمیشن و وظیفه هاشونو رها میکنن
در عوض گذروندن روزهاشون در شادی
جوگو لیانگ مجبور شده خوانگ جونگ و وی ین رو برای تمرین سرباز ها بفرسته
جوگو لیانگ مجبور شده خوانگ جونگ و وی ین رو برای تمرین سرباز ها بفرسته
کسانی رو به جینگ جو برای پخش این شایعه بفرست
بگن که جوگو لیانگ قراردادی پنهانی با من داشته
و میخواد خودشو ارباب کنه
وقتی شروع به جنگ میون خودشون کنن
No comments yet. Be the first to leave one.