The first 200 lines.
شماها حالم رو به هم میزنید!
سلام، بندر.
همش خوش و خرم.
شما دو تا چطور اینقدر به هم میاید؟
اوه، اونقدرها هم پیچیده نیست. -آره.
ما خیلی با هم فرق داریم. -ما خیلی شبیه همیم.
-چی؟!
فکر میکنی ما شبیهیم؟
خب، آره. ما مثل دو تا دیوونه میمونیم.
نه، نیستیم.
ما شخصیتهای کاملاً متفاوتی داریم،
و مکمل همدیگهاند.
مخالفها همدیگه رو جذب میکنن. -آها، آها.
دارم لحظه دقیقی که علاقهام رو از دست دادم یادداشت میکنم.
من تو یه رابطه دنبال یه چیز خیلی سطحیترم.
بریم کلاب!
هیپ جوینت؟ اوهو! سالهاست اونجا نرفتم.
منم همینطور. از این نظر خیلی شبیه همیم.
اونجا حال به هم زنه.
داریم میریم یه جای گرمتر.
پایین، لطفاً.
رمز رو بلدی؟
اِمم، نه. بیا همینجوری بریم.
متاسفم. نمیتونی بری مگه اینکه رمز رو بدونی.
ها ها!
اوه، غیرقابل تحمله!
من نگفتم بس کن.
آخ!
پوف.
خوب شد اون میخا تو لحظه آخر جمع شدن، تا اونجایی که من میدونم.
آه، خوش اومدید، دوستای قدیمی!
امشب چی میخوریم؟
ای وای، شیطان رباتیه!
یه فلِیمینگ نِیوِل میگیرم؟
میشه ده دلار. دو تا نی؟
نه، ما سلیقههامون کاملاً فرق داره.
منم، اِمم... همون فلِیمینگ نِیوِل رو میخوام.
این که همونیه که من گرفتم.
واقعاً؟ پس دیگه، اِم... من چتر نمیخوام.
میشه ۱۰ دلار دیگه
واسه همون مقدار مشروب!
به جهنم خوش اومدی.
خب دیگه! وقتشه شروع کنیم به مردم تیکه بندازیم.
هی، تو اونجا!
کی، من؟ -کی، من؟
آره! مجردی؟
متاسفانه نه. -متاسفانه نه.
اوه... آه.
هی، اون باربات نیست؟ بمب برنزی؟
-اوه، مامان!
همیشه میخواستم مخ بزنم
به یه شخصیت معروف جهانی که هر کاری میکنه، اگه اصلاً کاری میکنه.
منتظرم نمونید!
میتونم کمکتون کنم؟
آره، اِم، من اومدم مخ خانم باربات رو بزنم.
خانم باربات یه سلبریتی حرفهایه.
اون همینطوری هر کسی رو ملاقات نمیکنه.
اوه، اون منو میبینه.
بعید میدونم.
هی عزیزم. جهنم داغه... یا فقط تویی که آتیشی؟
کسی داره حرف میزنه؟
من، من فکر کردم یه جورایی، یه صدای حرف زدن شنیدم.
خیلیا میگن صداهام بلنده، ولی کشندهان.
صداش شبیه یه سنجاب یا یه همچین چیزیه.
یکی یه بال تند بندازه براش.
اه! انگار اصلاً منو نمیبینه.
من نمیتونم ببینمت.
مفصل گردنم اونقدر پایین خم نمیشه.
هی، وایسا ببینم.
من... قدم کوتاهه؟
نه، نه، نه، نه، نه، نه. اوه، وایسا.
کوتاه؟ آره.
من فکر کردم گفتی "باهوش".
من فکر میکردم یکی از بلندقدترین آدمای دنیا هستم،
و حالا معلوم شده که قدم کوتاهه؟!
ای بابا! اگه میخوای قدت بلندتر باشه،
چرا فقط از پاهای قابل تنظیمت استفاده نمیکنی؟
مگه فکر نکردم به این؟!
بله. -خب، من که نکردم!
ولی فقط برای چند ثانیه میتونم انجامش بدم
قبل از اینکه پایدارکنندههام از کار بیفتن.
اوه، اوه!
من افتضاحم.
درک میکنم اگه دیگه هیچ ترسی ازم ندارید.
اوه، مزخرفه، ربات.
تو با شخصیت بزرگی که داری، کوچیکی قدت رو جبران میکنی.
آره واقعاً. -دقیقاً.
واقعاً؟ -نه.
برای یه بار هم که شده واقعاً درست گفتی.
از نظر آماری، مردای کوتاه ۱۲ درصد کمتر حقوق میگیرن
و ۲۳ درصد کمتر مورد احترام قرار میگیرن.
خفه شو، کوتوله! از حقوقت کم میکنم.
شوهرم! یه چیزی رو یادت رفت!
ساندویچ مخصوص من! ممنون عزیزم.
احتمالاً نتونستی اون بالا، روی اون قفسه که اصلاً بلند هم نبود، ببینیش.
اوه، میبینی بندر؟
لاباربارا خیلی بلندتر از هرمسه،
ولی مانع خوشبختی زندگیشون نشده.
این کار منه.
و ببین، بندر،
من و لیلا دقیقاً همقدیم. -قدامون کاملاً فرق داره.
فکر میکنی همقدیم؟
من هر چی تو فکر کنی همونو فکر میکنم. -فکر نمیکنم اینطور باشه.
کی اهمیت میده؟ داریم راجع به من حرف میزنیم، و من از کوتاه بودن متنفرم!
دیگه صبرم لبریز شده...
...اینجا!
خب، پخمه، یه راه حل آسون برای این قضیه هست.
فقط کافیه لباسای بلند بپوشی، مثل اسکرافى.
راهراه عمودی. آره.
عجب! این بلندترین آدم کوتاهی بود که تا حالا دیدم.
خانما. -سلام، خوشتیپ.
خداحافظ، بندر.
ووپ-ووپ-ووپ-ووپ-ووپ-ووپ!
بابلگام، میتونم یه چیزی ازت بپرسم؟
حتماً، بندر.
دوست خوبم، ومبانیامیام رو میشناسی؟
ومبانیاما هست.
ومبانیویو؟ -اِه.
از آشنایی باهات اون پایین خوشبختم.
چی تو فکرته؟
خب، من اخیراً خیلی دلم میخواست قد بلند باشم.
چه حسی داره؟
بندر، معیار واقعی یک انسان
هیکل و قدش نیست.
وقتی کوتاهی که دیگه نیست.
قد بلند بودن هم بدیهای خودشو داره.
یعنی، گاهی وقتا زنا فقط به خاطر قدت جذبت میشن.
واقعاً؟
و آدما همینجوری فرض میکنن تو بسکتبالت عالیه.
حتی اگه واقعاً باشی!
زندگی اینجا خدایی سخته، رفیق، ولی باحاله.
خیلی باحاله. -و نه اونقدر سخت.
حرف اینه که باید از چیزی که هستی راضی باشی.
که برای آدمای کوتاه قد میتونه سخت باشه.
ولی خب، به تلاشت ادامه بده.
ممنون.
میدونستم میتونم رو بسکتبالیستا حساب کنم.
حالا میفهمم که باید خودمو دوست داشته باشم
به خاطر چیزی که هستم.
یا...
خب، نظرت چیه؟
تو منو قد بلند میکنی در ازای روح جاودانم؟
بیخیال، بندر.
تو قبلاً شش هفت بار روحتو به من فروختی!
من اینجا غرق بدهیهای روحیام!
اوه، بدهیهام یادم رفت. یه "آیاوآیاویو" رو قبول میکنی؟
بیخیال. من دیگه اصلاً روحها رو شکنجه نمیکنم.
من وارد یه کار جدید، خیلی شیطانیتر شدم.
در مورد... بیمه درمانی شنیدی؟
حتماً. یه حق اولیه برای هر کسی تو جامعه ماست،
به جز آدما.
من فقط به یکی از پزشکای همکارم میگم
یه نسخه برات بپیچونه...
...و اینم از این!
قرصای رشد ربات برای درمان قد همیشه معمولیت.
باحال. و ای پادشاه دروغها، شرطی نداره؟
سهم پرداختیت سه سنت هست،
ولی من ۲۷ هزار دلار برای بیمهات فاکتور میکنم!
اوه اوه اوه اوه اوه اوه. اینا استروئیدن؟
مسخره نباش. استروئیدها نمیتونن روی دنده و مدارهای الکتریکی تأثیر بذارن.
احمق شدم که پرسیدم.
اینا "دی-روئید" هستن، استروئیدهای دیجیتالی.
اگه به دی-روئیدها حساسیت داری، دی-روئید مصرف نکن.
-عوارض جانبی شامل:
چشمهای خشک و زنگزده، خشم رباتی،
کوچک شدن آنتن، آجرهای شل یا آبکی،
باسن ورزشکاری... -
...عواقب مختلفی که به طرز خوشمزهای طعنهآمیزن،
و مرگ مکرر.
از شیطانت بپرس که آیا دی-روئیدها برات مناسبن یا نه.
سوالی هست؟ -
آره. دی-روئیدها برام مناسبن؟
نمیدونم، بندر. مطمئنی میخوای این کارو بکنی؟
اوه آره! یالا عزیزم!
اونو بخور! ووو!
منم همین فکرو میکردم.
یالا، بندر! یالا، بندر! یا--
اوه اوه.
که این هم پایان سمینار اجباری ما در مورد آزار و اذیت رباتهاست.
حیف شد بندر اینجا نبود.
اون عاشق اذیت کردن آدماست.
راستی، ربات کجاست؟
این بالا، احمق!
-آخ!
هی، من همیشه دلم میخواست سرمو به چارچوب در بزنم،
و حالا میتونم.
واو!
من همه چیزایی که تا حالا غر زدم رو پس میگیرم
در مورد اینکه تو یه آدم کوتاه و کجخلق بودی.
من ۴۰ درصد بلندتر شدم!
بندر، تو کلهپوک رباتی! نگو که دی-روئید مصرف کردی!
باشه، نمیگم. هی، بقیه!
من دی-روئید مصرف کردم! حالا یالا!
بیاین برای اولین بار یه بازی بسکتبال اداری داشته باشیم.
درسته. من دارم اسلم دانک میکنم!
ووو! من تو صندلی هواپیما جا نمیشم!
آره! دارم بغلهای ناجور از پایین تنه میکنم!
شرط میبندم حتی نمیتونم زیر اون پنکه وایسم.
بهت گفتم!
سلام خانوما. چیزی تو قدم فرق نکرده؟
No comments yet. Be the first to leave one.