The first 200 lines.
صبح بخیر ایماتکیها
عینکهای واقعیت افزودهتون رو بزنید
اولین نرمش رادیویی
وایسا
هنوز تموم نشده
یالا دیگه عوضی
ببخشید
حرصتون رو سر دستگاه خالی نکنید تقصیری نداره
باید اول پولش رو پرداخت کنید
فکر میکردم تو این رستوران قرار نیست کسی با کسی صحبت کنه
...نه، چیزه - مشکلی نیست -
مرسی
اصلا گزینهی خوبی نیست
ببخشید؟
صرفا میخوام از سوپتون لذت ببرید
« مترجم: عاطفه بدوی » ::. Atefeh Badavi .::
عذر میخوام
.اسم من ماساست رباتهای قاتل میسازم
دوست دارین بهم بپیوندین؟
چی؟
گفتم اسمم ماساست
میتونم بعد شام یه نوشیدنی مهمونتون کنم؟
دیدم غذای خیلی تندی سفارش دادین
فکر میکنم نیازتون بشه
بهش دست نزن
بهتری؟
نه
سیگاره انگاری مال هشت سال پیش بود بوی نا گرفته بود
میتونم برم برات یه پاکت دیگه بگیرم - خب پس سعی داری به کشتنم بدی -
یا میتونم یه بسته آدامس جاش بگیرم
...اون
بوسه که انجام دادی
از کجا... از کجا یاد گرفتی؟ - همونطوری که بچهها نفس کشیدن رو یاد میگیرن -
.خدایا ماسا مختص من برنامهریزیت کرده؟
نمیدونم قصد و نیت ماسا دقیقا چی بوده ولی الان متعلق به توئم
خدای من. جدی یه چیزیت میشه. عدم تواناییت واسه جواب دادن به یه سوال ساده بیمارگونهست
واقعا اینقدر چیز پیچیدهای نپرسیدم
ماسا تو آزمایشگاهش چه گوهی میخورده؟
الو؟ صدام رو میشنوی؟
نمیخوام با جوابم ناراحتت کنم
ناراحت نمیشم
قول میدم
نمیدونم ماسا چه کار میکرد - شوخیت گرفته لعنتی؟ -
گفتی ناراحت نمیشی که - تو هم فرمودی یه جواب درست بهم میدی -
صرفا میخوام خوشحالت کنم
ببخشید. بیشتر تلاش میکنم
ببخشید که سرت داد زدم
باید بفهمم معنی چیزی که دیدم چی بوده
داشته سر چی کار میکرده؟
چرا خون ریخته بود؟
...نکنه
ماسا به کسی صدمه زده؟
بهت که گفتم. اولین خاطرهای که به یاد میارم ملاقات با توئه
ولی مطمئنم ماسا مرد خوبی بوده
اگه آدم بدی بود، من هم ربات بدی بودم چون اون من رو ساخته
تو که فکر نمیکنی من ربات بدیام؟
.نمیدونم یه جوریه... عجیبه
انگار میتونه مستقل فکر کنه
ایزوتراپی کامل: خوب
وضعیت عملکرد اسپلاینهای سولومونوف: مناسب
بهنظر خوب میاد، نه؟
چیه؟ چی شده؟
ربات خونگیتون شبیه مدلهای استاندارده
ولی خیلی پیشرفتهست
.مدام داره خودش رو بهروز رسانی میکنه حتی الان
از چه طریقی؟
تاریخ آخرین تعمیرش دیروز ثبت شده
.اما به فایلهای قبل از اون دسترسی ندارم رمزگذاری شدن
حالا فهمیدم سوزی
واسه اینه که میخوای از خاطراتم سردربیاری
.میخوای رابطهت رو تقویت کنی واسه همینه یه سره داری مشروب میخوری؟
که همچین حسی رو تجربه کنی؟ - چه اتفاقی داره براش میفته؟ -
نمیدونم چطور ولی
با این ویدئوئه که روی لوپه داره هیپنوتیزم میشه
دیدی گفتم؟
...این یکی یه مرگیش هست. نمیشه
فایلهاش رو هکی چیزی کنین؟
ربات خونگیتون
بیش از اندازه پیچیدهست
خیلیخب باشه. شنیدم یه راهنمایی هست
که میشه به کمکش هک و دستکاریشون کرد
دوربین رو خاموش کن
هرچی شنیدی رو فراموش کن
همچین راهنمایی وجود نداره
مطمئنی؟ یه چیزهایی راجع بهش به گوشم خورده ها
دیگه بهتره برگردم سروقت شامم
این چه غلطی بود کردی؟ میخواستی بترسونیش؟
نمیدونم والا. بهنظر میرسید تو بودی که ترسوندیش
ببخشید. اون تلویزیونه باعث شد یه حس عجیبی بهم دست بده، ولی عجیبِ خوب
.آره خب، چون قشنگ سگ مست شده بودی یه جور بیمارگونهای
خیلی این کلمه رو تکرار میکنی خود این حرکتت بیمارگونهست
خانم. این رو جا گذاشتین - ...اصلا میدونی چیه -
چی؟ نه
ببینین پدربزرگم به زبون نمیارتش چون خیلی میترسه
ولی حق با شماست. همچین راهنمایی هست
اسمش کتابچهی سیاهه
من فقط بخشهاییش رو دیدم
هیچکی نمیدونه کی ساختتش
.یه سریها میگن کار یه راهب بوده یه سریها هم میگن کار یه رباته بوده
ولی کار هرکی بوده طرف قطعا نابغهست
این نشان و امضاشه
این رو از کجا آوردی؟
دیگه باید برم
بریم یه سر به مادرشوهرم بزنیم
اینجا چی کار داری؟
خبر جدیدی از ماسا و زن شده؟
نه. چیزی نشنیدم
خانمه تو اخبار گفت اکثر اجساد رو پیدا کردن
و دارن متعلقاتشون رو جمعآوری میکنن تا به خانواده بازماندهها تحویل بدن
پس همینکه خبری ازشون نیست خودش خبر خوبیه
شاید به این معنی باشه که ماسا و زن اصلا سوار اون هواپیما نشده باشن
تصور قشنگیه مادرجان ولی فکر نمیکنم به این معنی باشه
البته
همیشه حق با توئه
...بگذریم. من اومده بودم که - یه ربات خونگی بهت دادن -
.ایماتک برام فرستادتش اومدم که درمورد همین باهم صحبت کنیم
وایسا ببینم... مهمونی گرفتین؟
دوستهام برای همدردی و دلداریم اومدن
این قضیه خیلی برام سنگین بوده
آره خب قطعا خیلی بهتون سخت گذشته
دوباره یادم بده چطوری میپره
.تو رو خدا اینطوری نگاهم نکن ایدهش رو هاماکو مطرح کرد
گفت بهتره حواسم رو اینطوری پرت کنم
از زوال عقل هم پیشگیری میکنه
عکسی که روی اون دیواره بود کجاست؟
همون نقاشی گرگه که وقتی ماسا در حال هیکیکوموری بود کشیده بود
صرفا یه دوره کوتاه انزوا و گوشهگیری بود
برش داشتم - چرا؟ -
.بیا تو. مرغ بخور امی مرغ سوخاری خریده. سطل ویژهی کریسمسه
ماسا چقدر شما رو درجریان کارش تو ایماتک گذاشته؟
میدونه که من مخم به این چیز میزا قد نمیده
صرفا همیشه حواسش هست بهترین یخچال رو تو خونهم داشته باشم
خیلیخب. ساکاموتوی برقآسا
نوبت توئه
دیگه باید برم به مهمانانم رسیدگی کنم
رباته رو که آوردن بهم گفتن ماسا طراحیش کرده
طراحی بسیار پیچیده و پیشرفتهای دارم ولی قدمت حافظهم فقط به دو روز پیش برمیگرده
.برای همین اومدیم سراغ شما چون شما ماسا رو بهتر از هرکس دیگهای میشناسین
این حقیقت نداره
ماسا تا حالا بهتون گفته بود تو زمینه رباتیک کار میکنه؟
نه
.ولی تعجبی هم نداره ماسا خیلی بااستعداده
بهنظرتون عجیب نیست که هیچوقت اشارهای به کار روی این رباته نکرده؟
کاملا طبیعیه که تو همچین شرایطی آرزو کنیم که ای کاش جور دیگهای رفتار میکردیم
.عزیزانمون رو بهتر میشناختیم سفتتر بغلشون میکردیم
من که تمام فکر و ذکرم همینه. تو چی؟
عکسه کجاست نوریکو؟
اگه دیگه نمیخواینش من میخوامش
نمیدونم. انداختمش دور
انداختـ... انداختینش دور؟
لطفا اینطوری نگاهم نکن سوزی
مگه خودت هرچی زن برات درست کرده رو نگه داشتی؟
حاضرم بهت پول بدم که فقط بگی چی تو اون دفتر لعنتیه
چی رو داری ازم مخفی میکنی؟
ببخشید؟
گفتم پول نوشیدنیها رو حساب میکنم
نمیتونم اجازه بدم - نه خواهش میکنم -
بابت اینکه تونستی به این سرعت برسونیم اینجا بهت بدهکارم
راجع به تندی اون سسه حق واقعا با تو بود
از کنارم جم نخور دخترجون
جای بهترین توالتهای کیوتو رو بلدم
و با این وجود هنوز مجردی
واقعا که عجیبه
خب، تا الان کجاها رو دیدی؟
تا الان؟
هیچجا راستش
به صورت آنلاین به بچههای آمریکایی ریاضی تدریس میکنم
واسه همین روزها خوابم و شبها مشغول کار
ولی اینطوری که جاذبههای ژاپن رو از دست میدی
قراره کلا بیام اینجا زندگی کنم
اگه دنبال کار میگردی مادرم تو حوزهی تدریس و آموزش آشنا داره
نه. خیلی به این زمینه علاقه ندارم
چی دوست داری پس؟
امور مالی. تا یه ماه پیش مشغول بودم
اخراج شدی؟
نه
التماسم کردن بمونم
بهنظرم اون همه جاهطلبی تاسفبرانگیز اومد
اونوقت شب تا صبح بیدار موندن و با بچهها بازی کردن تاسفبرانگیز نیست؟
همیشه همینطوری رفتار میکنی؟
ظاهرا
حالا چی شد اومدی ژاپن؟
بهخاطر غذاها و فرهنگش
دراگون بال
و یه مقالهای خوندم راجع به اینکه
حدود یه درصد از جامعه منزوی و عزلتگران
یعنی به صورت کامل جدا از جامعه و در تنهایی کامل زندگی میکنن
هیکیکوموری - آره -
دقیقا
بهنظرم خیلی جذاب رسید
اینی که میگی یه حالت مدیتیشن و اینها نیست ها
میدونی دیگه؟
من سه سال تمام تو حال هیکیموری بودم
وای. واقعا؟
چه حسی داشت؟
حس تنهایی
خب آره. واسه همینه دیگه
گمونم درست مفهوم تنهایی رو درک نمیکنی
کجا این کار رو انجام دادی؟
تو خونهی مادرم
No comments yet. Be the first to leave one.