Supernatural

Supernatural

Download Farsi Persian Subtitle

Season 5

Release info

Supernatural S05E03 480p
A Commentary by Dogtor
تنظیم دقیق با این کیفیت

Tags

480p
480
Published on: 2017-09-09
Downloads: 48
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

تنظيم: Dogtor

... فکر مي کني ، چشمم بخوره به يکي از شياطين و

و يکهو دوباره هوس کنم

اون هم بعد از همه اون اتفاقات ، من درس‌هام رو ياد نگرفتم ؟

خب ، فکر مي کني ياد گرفتي ؟

اين دوست دخترمه ، جسيکا

! نه ! جس

چي کار مي‌خواي کني ؟

مي‌خواي يه زندگي نرمال و شيرين رو داشته باشي ؟

معمولي نه ، فقط اَمن

من يه پوسته‌ام ؟

تو يه پوسته‌ي مخصوصي ، پوسته‌ي ميکائيل

جواب منفيه

کَس » کجاست ؟ »

فرشته‌ي بزرگ ، بهش صدمه زد

... چطور تو

زنده‌ام ؟

سئوال خوبيه

من فقط دوست داشتم مَردم رو نجات بدم مثل اون وقت که اين کار رو مي‌کردم

چي ... منظورت اون وقت‌هايي بود که با خون شياطين مَست مي‌کردي ؟

نقشه‌ات اينه که لوسيفر رو بُکُشي ؟

احمقانه است ، عملي نيست

من راه حلش رو دارم

ميرم خدا رو پيدا کنم

نيومکزيکو رو بگرد شنيدم داره اونجا نون و شراب مي‌خوره

من تو اين هفته ، دو تا فرشته رو کُشتم

من شورشي شدم و من همه اين کارها رو ... برايِ شما کردم

و تو شکست خوردي

من به درد شکار کردن نمي‌خورم

شايد بهترين کار اينه که ، راهمون رو از هم جدا کنيم

خب ، فکر مي‌کنم كه حق با توئه

سلام ، عزيزم

دلم برات تنگ شده

جسيکا ؟

دارم خواب مي‌بينم ؟

! يا شايد هم نه

فرقش چيه ؟ من اينجام

دلم برات خيلي تنگ شده

مي‌دونم

من هم دلم برات تنگ شده

چي کار مي‌کني ، سَم ؟

منظورت چيه ؟

فرار کردن

ما مگه قبلاً هم تو اين مسير نبوديم ؟

نه

الان فرق ميكنه

واقعاً ؟

دفعه‌ي قبل ، مي‌خواستم معمولي باشم

... اين دفعه مي دونم که عجيب غريب هستم

که معنيش ميشه ايامِ خوشت

... مي‌دوني که

نه

حتي تو استنفورد مي دوني چي ميگم

مي دونستي که يه چيزِ تاريک تو وجودته

خيلي درونت بود ، اما ... مي دونستي

عزيزم ، به همين خاطر من رو کُشتن

نه

من از همون وقتي که با هم آشنا شديم ، مُرده به حساب مي‌اومدم

نه

متوجه نشدي ؟

نمي‌توني از خودت فرار کني

الان داري از چي فرار مي‌کني ؟

چرا اومدي اينجا جِس ؟

ممکنه باور نکني . اما براي محافظت از تو اومدم

از چي ؟

خودت

دير يا زود ، گذشته دوباره مياد سراغت

مثلِ هميشه

مي دوني بعدش چي ميشه ؟

مَردم مي‌ميرن

عزيزم ، مردمِ نزديک بهت مي‌ميرن

خب ، نگران اون نباش ، چون دوباره اون اشتباه رو نمي‌کنم

همون آش و همون کاسه

هيچ چيز تو عوض نميشه

هيچ وقت

سلام کارآگاه بيل باکنرم

بله ، چه کمکي ميتونم بهتون بکنم کارآگاه ؟

... به خاطرِ يکي از مريض‌هاتون اينجام اوني که کم خوني داره

اين ، بخورش

! خدايا

ديگه اين کار رو نکن

سلام ، دين

کَس

ما در اين مورد حرف زديم

فضاي شخصي ؟

معذرت مي‌خوام

چطور من رو پيدا کردي ؟

فکر مي کردم ، از رادارِ فرشته‌ها مخفي شدم

مخفي هستي

بابي بهم گفت ، کجا زندگي مي‌کني

سَم کجاست ؟

من و سَم يه مدتي قراره جداگانه جشن بگيريم

... خب بالاخره خدا رو پيدا کردي ؟

از اون مهمتر ، مي‌تونم گردنبدِ لعنتي‌ام رو پس بگيرم ، لطفا ؟

نه ، هنوز پيداش نکردم

به همين خاطر اينجام ، به کمکت نياز دارم

... واسه چي شکار خدا ؟

من علاقه‌مند نيستم

در مورد خدا نيست ، يکي ديگه است

کي ؟

يکي از فرشتگانِ مُقَرّب

اوني که منو کُشت

ببخشيد ؟

اسمش رافائلِ

تو ، توسط يه فرشته با اسم يکي از تورتلزها کُشته شدي ؟ « تورتلزها : لاک‌پشت‌هاي نينجا »

زمزمه‌هايي شنيدم که اون روي زمينه

اين يه شانسِ کميابه

واسه چي... انتقام ؟

اطلاعات

... خب که چي ... فکر مي‌کني اگه اين رفيقت رو پيدا کنيم

آدرس خدا رو ، مياد بهت ميده ؟

آره

چون ما اون رو توي تله مي‌اندازيم و ازش بازجويي مي‌کنيم

در اين مورد ، مطمئني ؟

بله

خب ، پس ... من ميشم تِلما و تو لوئيز « اشاره به فيلم تِلما و لوئيز : ريدلي اسکات »

... و فقط بايد دست به دست هم بديم

و با هم حرکت کنيم ؟

! يه دليل خوب بگو که چرا بايد اين کار رو بکنم

چون تو پوسته‌ي ميکائيل هستي

و هيچ فرشته‌اي ، جرأت نداره به تو صدمه بزنه

اوه ، پس من ، سپرِ ضدّ گلوله‌ي تو هستم

به کمکت احتياج دارم

چون تو تنها کسي هستي که به من کمک مي‌کني

لطفاً

خيلي‌خب ، باشه

اون کجاست ؟

ايالتِ مين « يکي از ايالاتِ شمالي آمريکا »

بزن بريم

! وووه ، وووه

چيه ؟

... دفعه‌ي قبل که منو اتفاقي بُردي يه جاي ديگه

يه هفته نتونستم درست و حسابي نفس بِکِشم

رانندگي مي‌کنيم

هي ، کليت ، بازي مي‌کني ؟

بستگي داره ... سرِ چي بازي کنيم؟

صلحِ جهاني

اوه ، همش همين ؟

مي‌تونم ازت يه چيزي بپرسم ؟

بپرس

تو جدولِ توي آشپزخونه رو حل کردي ؟

آره ، فكر كنم . واسه چي ؟

جدولِ يکشنبه‌هايِ نيويورک تايمز ؟

اون بود ؟

يه هفته‌ست اومدي اينجا و هنوز با کسي حرف نزدي

کاملا مشخصه که تحصيلاتِ سطح بالا داري

... اين رو دوست داري - همش کارهام رو معما تو معما بکنم ؟ -

واسه اين بازي مي‌کنيم

وقتي من بُردم ، برام شام ميخري و داستان زندگيت رو برام تعريف مي‌کني

عادلانه است

خيلي مرموزه

... تگرگ‌هاي شديد ، آتش سوزي‌هاي زياد

اين رو دوست دارم - و امشب هم جان آتش سوزي به نزديکي شهر هالي ميرسه -

... محلي‌ها ميگن ، يه رگبار تگرگ شديد بوده

قبل از غروب به راه افتاده

و به‌طورِ ناگهاني ، آتش سوزي بزرگي که راه افتاده رو ، داره خاموش مي‌کنه

الان زبانه‌هاي آتيش به 20 جريبي شهر داره ميرسه

و در بين راهِش هم 17 روستا وجود داره

مقاماتِ محلي ، هشدار جدي دادن

تا هرچه سريعتر از اينجا نقل مکان کنن

لعنتي

! به نظر من انگار دنيا داره به پايان ميرسه

ما براي چي اينجاييم ؟

معاون کلانتر ، رشته‌ي مُقَرّب رو ديده

و اون هنوز چشم داره ؟

خيلي‌خب ، نقشه چيه ؟

... ما

به افسره ميگيم که شاهد ، فرشته خداوند بوده

! و اون بهمون ميگه که فرشته کجاست

داري جدي ميگي ؟

مي خواي بري اونجا و حقيقت رو بگي ؟

چرا که نه ؟

چون ... ما انسانيم

... و وقتي يه انسان يه چيز رو خيلي بدجور مي خواد

دروغ ميگه

چرا ؟

چون ... اينجوري تو رئيس جمهور ميشي

جناب سروان فرامينگهام ؟

سلام

آلونزو موستلي ، اف.بي.آي

و اين هم همکارم ، ادي موسکون

از اف.بي.آي

اون ... جديده

اشكال نداره چند تا سؤال ازتون بپرسم ؟

نه ، بفرماييد اينجا صحبت کنيم

سرم تَرکيد ، اينقدر در اين مورد گفتم و شنيدم

اين اواخر اتفاق افتاده ؟

... آره تو پمپ بنزين

به همين خاطر شما اومدين ، مگه نه ؟

آره ، به همين دليلِ

ايراد نداره برامون بگين چه اتفاقي افتاده ؟

... خب ، زنگ زدن و

يه سري اختلال توي مسير شماره 4 پيش اومده

چه جور اختلالي ؟

اگه با چشم‌هاي خودم نمي‌ديدم ، باورم نميشد

آشوب بود ، يه آشوبِ تمام عيار

چند نفر بودن؟ 30 , 40

با شدتِ تمام داشتن به قصد کُشت ، همديگه رو ميزدن

نمي دونيد چِشون شده بود ؟

احتمالاً شياطين و فرشتگان بودن

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left