The first 172 lines.
مسلما بخوام دستم به روایات برسه
.مجبورم شکستت بدم
،تا الان ساکت موندی و آفتابی نشدی
.عجب حرکت بیباکانهای
نمتونم تحمل کنم حقیقت .بیشتر از این پشت پرده بمونه
.بیا
Nakushita mono bakari عالمی ازدست رفته
Nokoshita kono hidane wa پارهآتیشی همچنان شعلهور
Hanasanai hanasanai kara ولش نمیکنم ولش نمیکنم
Zutto هیچوقت
Aimai monogatari داستانی نامفهوم
Seikai nante nakutatte حتی اگه معنای درستی وجود نداشته باشه
Fumidasu you ni naretara میخوام به جلو قدم بردارم
Dou ka shiteru tte iu kedo گفتم از کجا معلوم چی میشه
Dou ni ka shite ageru yo اما حسابی معلوم شد چی میشه
Dou nattara ii ka sae Wakaranaku naru kedo اما بعضی وقتا واقعا نمیدونم چی میشه
Yume ga sono tonari de Kakugo wo kimeta nara اگه قبل دنبال کردن رویام تکلیفمو با خودم روشن کنم
Utagau mono nante nanimo naku naru kara دیگه هیچی نیست که تردید به دلم راه بده
Hibana chitte hibuta kitte جرقه زده شد آتش وزیده شد
Shiro ka kuro no hai ni kaeru made اونقدر که تبدیل به خاکستر سیاه و سفید بشه
Tobikiri no trouble nara اگه نهایت دردسرش همینه
Te ni iretai te ni iretai به جون میخرم بدجوری هم میخرم
Kaze wo kitte kimi no hou e مثل باد میوزم سمت تو
Ichi ka bachi ka zero ni kaeru made هرچی شد شد، دل به دریا میزنم
fusagikonda Clown nara اگه دلقک ناراحت باشه
Shinra banshou hajimannai yo دیگه توی دنیا سنگ رو سنگ بند نمیشه
Ai mo kogasu you na عشقی که زبانه بکشه
Ai wo miseru kara عشق رو نشونت میدم
I just SPARK-AGAIN دوباره جرقه میزنم و بس
: قسمت ۱۳ یک جفت تکچشم
.منم تو این بزنبزن راه بدین
.جالب میزنه
...کاپیتان شینمون
چی شد؟ انجامش نمیدیم؟
.الان وقت دعوا نیست .ببینم حرفتون چیه
!هوی
.تا چشت به گنده خان افتاد تخم نکن
فکر میکردم اگه بین کاپیتان بخشها یه ...سرباز آتیش خوب باشه اون تویی، اما
.معلومه هایجیما هم حسابی دستش تو کاره
اگه نمیجنگی پس واس چی اومدی؟
دنبال رازهای معبد خورشید مقدس اومدین دیگه؟
.اومدم بهتون سرنخ بدم
سرنخ؟
.حالیم نمیشه
کاپیتان بخش اول اینجا چیکار داره؟
بعد، شما همو میشناسین؟
بارنز بعنوان رابط چهرههای عمومی و خصوصی .معبد خورشید مقدس کار میکرد
.قدیم زیاد ازم مواظبت میکرد
.تا موقع اون پیوند آدولا
پیوند آدولا. شینرای بخش هشتم .هم همچین چیزی گفت
.موقع پخش شدن دوزخیها تو آماتراسو
آماتراسو حادثه داشت؟
.من که همچین چیزی نشنیدم
.پ ن پ. آماتراسو باید جای امنی قلمداد بشه
.نمیتونستن به اطلاع عموم برسونن
.که دقیقا به همین خاطر ما طردشدهها رو فرستادن
.یکی مونده
.بقیه سایهها ترتیب بقیه رو میدن
.هدف این توئه
.اونجاس
.من ترتیبشو میدم
.وایسا. یه جای کار میلنگه
!مشکلی نیست
بارنز، دنیای بیرون چجوریه؟
احتراق آدما هنوز اتفاق میفته دیگه؟
.آره. دوزخیها همینطور میان
.پس چه رو زمین چه زیر زمین هردو گوهه
،دنیا پر غم و غصه ست .از خورشید طلب نجات میکنه
به خدا دعا بردنِ خشک و خالی نجاتش میده؟
.نه، من نه میخوام به چیزی تکیه کنم نه دنبال نجاتم
.دنیال چیزای قابلدیدنتری ام
...شرارت این دنیا
...دین...دولت
اونایی که از حسن نیت مردم برای خودشون .سوءاستفاده میکنن باعث میشن دنیا هی گوهتر بشه
.میخوام دنیا رو بفهمم. که چرا اینقدر گوهه
!حقیقتو میخوام ببینم
...بعد وراتر
...دنیا
...حقیقت
...قواعد
...حشرات
...ریاضیات
...جهنم
...خدا
!۵۲
!چشمم
!حالت خوبه ۵۲؟
این توهم بود؟
چی بود دیدیم؟
.توهم نبود. کشیده شدیم تو یه فضای دیگه
.ببین
...اون دنیا
!واقعیت داره
سنگه رو هنو داری؟
سنگی که از آدولا آوردی؟
.هنوز که هنوزه داره تو شیشهی بیاکسیژن میسوزه
...اون موجود فرابُعدی که دیدیم
معبد خورشید یه راز .گنده درموردش قایم داره
...سرنخ حقیقتی که دنبالشی
.اینجاست
.ببینش
این؟
.دفتر زن رافلس اول، بنیانگذار معبد خورشید مقدس
.دفتر زنش؟ من اومدم دنبال روایات محرمانه
.همچین چیزی وجود نداره
از کجا میدونی؟
چون منم مثل شما خیلی وقته .درمورد معبد خورشید تحقیق میکنم
.از روز همون پیوند آدولا
.اون دنیا تمام عقایدمو زیر و رو کرد
،راجب این دنیا دو به شَکم کرد
.شروع کردم به تحقیقات تا حقیقتو بفهمم
...نتیجهی تحقیقاتم
.این یه دفتره
با استفاده از جایگاهم بعنوان کاپیتان بخش اول
،هرچی دم دستم اومد گشتم
اما تو کلیسا هیچی دستگیرم نشد که ربطی به .گذشته معبد خورشید مقدس داشته باشه
...این دفترو
وقتی داشتم تو زیرزمین فراموششده تحقیق میکردم
.بر حسب تصادف پیدا کردم
و میگی مال زن رافلس اوله؟
محتواش
مجموعه خاطراتیه که از روز آتشسوزی عظیم
تا تاسیس معبد خورشید مقدس .و امپراتوری رو شامل میشه
.درمورد موسس، رافلس اول، جزئیات زیادی داره
حکایت تاسیس حکومت توکیو
.همونطور که همهمون میدونیم، طبق چیزیه که تو روایات اومده
نوشته کاروانی که همراه رافلس اول بود
،بعد سفری طولانی انفجار آدولا رو پیدا کرد
.که باهاش سنگ بنای حکومت، آماتراسو، رو ساختن
پس میگی طبق روایاته و معبد خورشید هیچیو قایم نمیکنه؟
.ولمون کن
.نکته این نیست
،جوری که زنش میگه، رفتار رافلس اوله
کاروانی که همراه رافلس بود»
.وقتی که برگشت همه مرده بودن
.خوشحال بودم حداقل خودش سالم برگشته بود
.اما از وقتی برگشت انگار کلا یه آدم دیگه شده
،با اینکه ظاهرش همونه
.عادات و خصوصیاتش انگار کلا مال یه آدم دیگهست
نمیتونم باور کنم همون آدمی «.باشه که ۳۰ ساله همسرشم
شوکی که از اون تجربه بهش وارد میشه هرچقدرم قوی باشه
میتونست عادات و خصوصیاتشو به کل عوض کنه؟
.چقد آشنا میزنه
تو آساکوسا یه بابایی بود که .بلد بود جلد آدما رو کپیکاری کنه
.این مال همن تازهست
.بحث ما مال ۲۵۰ سال پیشه
.دوزخیها طول عمر ندارن
ممکنه این موجود هم مثل روحانی .یه غیرانسان فرابعدی باشه
ممکنه معبد خورشید مقدس دینی .ساختهی دست یه غیرانسان تو جلد رافلس باشه
!پس همون بهتر در این دینو گِل بگیرن بره
ترمز ببینم. اصن به این دفتره اطمینانی هست؟
،ریشهش به کنار
.اینکه معبد خورشید الان به مردم قوت قلب میده راسته
.براندازیش وِلوِله میاره
،اولش که کاروان قلع و قمع میشه .بعدش هم که رافلس اول زیر و رو میشه
البته اگه حساب کنیم این دفتر همونطور .که بارنز میگه راستشو میگه
خز و خیل الانیِ معبد راجبش میدونن؟
.قریب به یقین، امپراتور الانی، رافلس سوم، چیزی نمیدونه
هیچکس نیست حقیقت اتفاقی .که ۲۵۰ سال پیش افتادو بدونه
که یعنی اگه بخوایم همینطور معبدو بگردیم
.سرنخی گیرمون نمیاد که به روحانی برسه
!هع؟! یونا بود؟
خودتو شکل رافلس اول کردی معبد خورشید مقدسو ساختی؟
.بله. رافلس اولی که تو روایات خوندی من بودم
معبد خورشید مقدس دینیه که .به دستور روحانی راه انداختم
،که از نیت آدما استفاده کنیم
.بیاریمشون تو راه آدولا
.همهش بخاطر رحمت روحانیه
.قاراشمیش امروزو خودم راس و ریس میکنم
،اما از حق نگذریم
.جناب کاپیتان بخش هفتم از شایعات هم پیشی گرفته
،نمدونم الان منظورت چی بود
No comments yet. Be the first to leave one.