The first 200 lines.
.صبح بخیر، عزیزم - .سلام! صبح بخیر -
یه سورپرایز برات دارم که .فروش بزرگ رو جشن بگیریم
پنکیک به شکل گاوهای کوچیک .درست کردم
بیشتر درست کرده بودم ولی پیتون گریه کرد
و نصف گله رو .آتیش روغن سوزوند
فروش اون گله، کل شب داشتم .به این فکر میکردم
.خوابم نمیبرد، فقط... هیجانزده بودم
بیخیال، تیکههای شکلاتی انداختی که جاهای خالی رو پُر کنن؟
...راستش، اونها
.زغال اخته
!مریضی
...باشه، بریهای
خوبه دیگهای هم وجود داره
به جز فرانکنبری و .کپاَن کرانچ بری
.آره، مثل هلی بری
آره، خب، اگه اون اینجا بود برای تو .صبحونه درست نمیکردم
حدس بزن قراره با کی ناهار بخورم؟
کی؟ - .لیبی ویلیامز -
.میدونی، معلمی که باهاش کار میکردم
.عینکی، مو مشکی .جشن تولد بچهام رو تدارک دید
.ممههای بزرگ
.لیبی، درسته
یعنی، چندشه، درسته؟ ...به خاطر اون
.میگم مامانم مراقب پیتون باشه
که یادم میاندازه، باید روی کابینت مشروبات
.قفل کودک و مادربزرگ بذاریم
.آره
.سلام، آقای بنت
.بیا، یکم پنکیک گاوی بخور
.گاوهای مادهات چندتا نقطهی سیاه دارن
.یه جورایی مثل گرمی شکم
.زغال اختهان
.از گرمی شکم هم بدتره
افراد لیزا نیومن امروز گاوهام رو .میبرن
.پس، چندتا ماشین میان و میرن که میبینیدشون
میان گلهی تو رو هم ببرن؟
چی؟
...نه، بابام قبل از من معامله کرده پس
...احتمالاً
.به نظر یه نفر گرسنه است
.گریه نکن
.گریههات رو بذار برای مادربزرگ
گلهات رو به لیزا نیومن فروختی؟
.آره
واقعاً؟
واقعاً اهمیت میدی؟ .آره
هشت ساعت پیش بهم گفتی .انتخابهات تموم شده
حالا میگی یه جوری
وسط شب معامله کردی؟
.معاملهای در کار نیست
،فقط به اَبی گفتم معامله کردم .تا نگران نشه
بهش دروغ گفتی؟
وقتی بیرون رو نگاه کنه و ببینه هنوز اونجا هستن چطور میشه؟
،میخوای خطخطیشون کنی
بگی گورخرها اومدن داخل؟
.یه نقشه دارم
.فرانک فردا میاد
.پیشنهادش رو قبول میکنم
.بهترین انتخابمه
ده یا پونزدهتا گاو ماده میذارم که .جبران پولی بشه که کم آوردم
.یا مسیح مقدس، کولت
.میدونی فروش گاوهای ماده ایدهی بدیه
...آره، خب
.باعث میشه امسال رو دووم بیارم
به لطف تو، بهترین .انتخابیه که دارم
.مگه یه انگشت توی ساندویچ بیگ مکام پیدا کنم
و شدنی نیست، چون رفیقم چنس از سردخونه اخراج شده
.چون زیادی انگشت میداده به مردم
،اگه گاوهای مادهات رو بدی
سال آینده گاوهای کمتری .برای فروش خواهی داشت
فکر میکنی نمیدونم؟
باید کاری که لازمه رو انجام بدم .تا مزرعهام رو سرپا نگه دارم
.وقتی سال بعد شد نگرانش میشم
.فقط سعی دارم بهت یکم نصیحت بدم
حالا میخوای کمک کنی؟
دیشب، واضح گفتی .نمیکنی
چطوره فقط دخالت نکنی، پیرمرد؟
illusion امیرعلی
.سلام - .سلام -
حالت چطوره؟
خب، حس میکنم شبیه ایول کنیول هستم
وقتی سعی کرد از روی ده تا اتوبوس .بپره، موفق نشد و آتیش گرفت
آره، دیشب شبیه یکی از اون .فیلمهای سریع و خشن بود
،صحنهی تعقیب ماشین رو یادمه
فقط یادم نیست چطوری .به اونجا رسیدیم و چرا
از یه عروسک عید پاک قرص پرکاست خوردیم؟
احتمالاً بهتره خالیش کنم قبل از .اینکه پسش بدم به نوهام
...هی
میشه یه سؤال یه جورایی ضایع ازت بپرسم؟
نه. بعد از کار گریهام گرفت؟
...نه
مطمئنم یه جایی به همدیگه ...گفتیم، ولی
اسمت چیه؟ - .برت رینولدز -
.از سبکت خوشم میاد
.لوک متیوز
.مری .مری راث هستم
...خب، لوک
چطوره این اطراف ندیده بودمت؟
تو که اینجا زندگی نمیکنی، میکنی؟
تو این خونه؟
.نه، امیدوار بودم تو اینجا زندگی کنی
.آره، این خونهی منه
.بانک فکر میکنه خونهی اونهاست
...همهاش سعی دارن حقوقم رو ببرن، ولی
خودشون خیط میشن چون .من شغلی ندارم
پرکاست؟
.ممنون
میدونم هالووین سال آینده .میرم کجا
من رو ندیده بودی .چون تازه اومدم توی شهر
.میدونی، مثل یه خانه به دوش
.فقط اومد دیدن خانوادهام خانوادهی بنت رو میشناسی؟
دستم انداختی؟
نه. عموم بو بنت هست. میشناسیش؟
.یا مسیح مقدس - چیه؟ -
.خدایا - چیه، چیه؟ -
.باید بری - ...چی -
.فقط گورت رو از خونهام گم کن بیرون
چی؟
فامیل که نیستیم، هستیم؟
خدای من، دوباره با فامیلم سکس کردم؟
.این پنیره
.و بیسکوئیت
.با یه شراب ریزلینگ در کنارش عالی میشه
یه شراب عصرونهی خشک و میوهای
که مامانی میگه مامان بزرگ نمیتونه .بنوشه وقتی داره پرستاری میکنه
.پیتون، این باد لایته
.بهت اَبرقدرت میده
،اگه به قدر کافی ازش بنوشی .فکر میکنی میتونه هرکسی رو بزنی
.سلام، کولت - .سلام -
.باید بهت تبریک بگم
اَبی بهم گفت گلهات رو .به لیزا نیومن فروختی
.آره به تو هم گفته، ها؟
.عالی شد
...گوش کن
میشه یه دقیقه دربارهی یه چیزی صحبت کنیم؟
میدونی چیه؟ .نه
آخرین باری که گفتی میخوای صحبت کنی، بهم گفتی به اَبی بگم
.باید بیشتر به موهاش مدل بده
.اون صحبت برای من خوب پیش نرفت
...نه
.یکم ناجوره
.اوضاع نمایشگاه بر وفق مراد نیست
نیومنز هیل با کاترپیلار معامله کرده
پس دیگه ازمون .تراکتور نمیخرن
...چاک یکم مضطربه، پس
.منم یکم مضطربم
...راستش، حالا که تو اومدی
آشنا شدن باهات تو دانشگاه .خیلی باحال میشد
.روحت خبر نداره
.تو انجمن خواهری سه دلتا بودم
بگذریم، دلیلی که ...این بحثها رو پیش کشیدم اینه که
اون پولی که بهت قرض دادم رو .نیاز دارم
.البته
.راستش، اینجا منم بهت ملحق میشم
خوبه، تنها کسی که تو دستش بطری نداره .پیتونـه
.سلام، عزیزم
.پیتون مثل یه فرشتهی کامل بود
.و ببین، سر تا پا صورتی تنش کردی
خب، میترسیدم مردم فکر کنن ،یه پسره
خصوصاً با مدلی که .به موهاش میدی
موهای اون خوبه، و در ضمن، موهای .منم خوبه
.خب، باشه
.نه صورتی، نه شراب
نمیدونستم دارم تو کره شمالی .پرستاری میکنم
ناهارت چطور بود؟
.عالی بود
.و لیبی بابت فروش گله تبریک گفت
.به اون هم گفتی .محشره
...همچنین یه سری
.اخبار جدید داشت
خانوم ویلسون، همون پیرزن دیوانه
یکی از دبیرهای تاریخ گریسون رو یادته؟
.آره
.ازش متنفر بودم
.بوی غذای گربه میداد .ولی هیچوقت گربه نداشت
،آره، خب .حالا بوش بدتره
.مرده
بگذریم، به دبیرستان نوروود انتقالی گرفته و یه جای خالی دارن
.و میخوان من مصاحبه بدم
یا خدا، جدی؟
آره، میدونم گفتم میخوام یکم
وقت بیشتری برای استراحت بذارم ،که توی خونه پیش پیتون بمونم
ولی یه شغل معلمی اینقدر نزدیک .شاید دیگه گیر نیاد
128سال طول کشید تا .خانوم ویلسون بمیره
به چیزی تعهد ندادم
.چون میخواستم قبلش با تو حرف بزنم
.باید قبولش کنی - جدی؟ -
.چون فکر نمیکردم علاقمند باشی
.البته
،خب، من هرچی تو بخوای رو میخوام .هرچی تو رو خوشحال میکنه
،آره، یعنی ،اگه این شغل رو قبول کنم
مامان میتونه یه مینیون جدید بخره، میدونی؟
و اگه بیر پانگ بتونه اون ،پلاکارد ساختگی معلولین رو بگیره
.دیگه مشکلی نداریم
.بله
.سلام
.سلام
.سلام
اومدی از اینجا هم بیرونم کنی؟
.اینجا خونهی منه
No comments yet. Be the first to leave one.