DMV

DMV

Download Farsi/persian Subtitle

Season 1

Release info

DMV 2025 S01E20 1080 x265 ELiTE Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-19
Downloads: 9
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏همون‌طور که می‌دونید،‏ ‏ایالت ما رو استخدام کرده‏

‏تا کمک کنیم تصمیم بگیره‏

‏قراره تعطیل بشه‏

‏برای همین، هفت ماه گذشته‏ ‏مدام به هر شعبه سر زدیم‏

‏و کارهای روزمره‌شون رو‏ ‏زیر نظر گرفتیم‏

‏یادم نمیاد اینجا دیده باشم‌شون‏

‏یادم نمیاد عمرم رو‏ ‏توی شغل‌های بی‌آینده‏

‏هدر داده باشم، ولی خب، اینجاییم‏

‏دیدیم زیر فشار‏ ‏چطور عمل می‌کنید...‏

‏این چطوره برای توزیع؟!‏

‏یه چیز سنگین‌تر پرت کن!‏

‏پرینتر رو امتحان کن!‏

‏چطور گروهی کار می‌کنید...‏

‏بگید «همه‌چی مبارک!»‏

‏بجنبید، بجنبید، بجنبید‏

‏ـ دست از سرم بردار‏ ‏ـ سه، دو، یک‏

‏ـ آخ، از دستش دادیم!‏ ‏ـ و از پس‏

‏سختی‌های روزمره برمیاید‏

‏از این صندلی متنفرم‏

‏بجنب، مسخره‌بازی رو تموم کن‏

‏و بعد از تحلیل، مصاحبه‏

‏و ارزیابی مفصل...‏

‏نتیجه آماده‌ست‏

‏جمع‌بندی ما اینه که...‏

‏ـ طبل بزنید‏ ‏ـ شروع شد‏

‏ـ شروع شد، شروع شد‏ ‏ـ ناخن‌هام، ناخن‌هام، ناخن‌هام‏

‏لذت نمی‌برن‏

‏دو روز دیگه برمی‌گردیم‏

‏تا پیشنهاد نهایی‌مون رو‏ ‏برای تعطیلی اعلام کنیم‏

‏ببخشید. این تحلیل کوچیک‏

‏برای ایالت زیبای کالیفرنیا‏ ‏چقدر هزینه داشته؟‏

‏سی‌ویک میلیون دلار ناقابل‏

‏عالیه. هیچ ایرادی ندارم‏

‏ـ آره. آره. بله‏ ‏ـ اوه. باشه‏

‏آره. آره. وای‏

‏خب، چطور بودم؟‏

‏بالاخره آزمون رانندگی رو قبول شدم؟‏

‏نوآ، نوآ، نوآ...‏ ‏بیا داخل حرف بزنیم‏

‏سورپرایز!‏

‏ـ صبر کن، قبول شدم؟‏ ‏ـ قبول شدی‏

‏ـ وای‏ ‏ـ خیلی خب، کیوی،‏

‏جایزه‌ات اینه که فردا‏ ‏باسن و پشت‌پا بزنیم‏

‏ـ باشه. خیلی خب‏ ‏ـ عالیه‏

‏ممنون‏

‏ـ «مبروک» ‏ ‏ـ غلط تایپیه‏

‏با تخفیف خریدمش‏

‏کولت، بابت مهمونی ممنون‏

‏راستش ایدهٔ خودم بود‏

‏تانیا امشب خونه‌مون‏ ‏مهمونی ماهجونگ گرفته،‏

‏این هم بهانه‌ای شد‏ ‏که نرم خونه‏

‏ـ اوه‏ ‏ـ خب، نوشیدنی داریم‏

‏کارائوکه داریم‏

‏جیلویس اصرار داشت‏ ‏مسابقهٔ اطلاعات عمومی بذاریم،‏

‏ولی نگران نباش، ردش کردم‏

‏اگه می‌خوای،‏ ‏مری رو هم دعوت کن‏

‏دو هفته پیش از هم جدا شدیم‏

‏اوه. اوه، اوه، اوه‏

‏بارِ بارب بازه!‏

‏آره، بارِ بارب!‏

‏ـ به بار...‏ ‏ـ بارِ بارب‏

‏می‌بینم و بو می‌کشم‏ ‏که بوت طبی رو باز کردی‏

‏مجوز مهمونی‌گرفتن داریم‏

‏فکر می‌کردم مضطرب‌تر باشی‏

‏دو روز دیگه ممکنه بفهمیم‏

‏این لونهٔ عذاب رو تعطیل می‌کنن‏

‏بوق افتخار گرفتیم؟‏

‏بله، چون جلوی اداره‏ ‏یه آدمک بادی گذاشتی‏

‏ بوق افتخار گرفتیم» ‏

‏خب، بعد از جلسهٔ صبح،‏

‏خود ری هندرسون،‏

‏زنگ زد تبریک گفت‏

‏وای. چه اسکاچی دارید؟‏

‏ـ حتماً، پیامش رو پخش می‌کنم‏ ‏ـ منظورم این نبود...‏

‏بارب بری، ری هندرسون هستم‏

‏بابت بوق افتخار تبریک می‌گم.‏ ‏آفرین‏

‏ایمن برونید‏

‏«ایمن برونید»‏

‏بلده چطور حرف رو تموم کنه‏

‏ـ لابد‏ ‏ـ خیلی خب‏

‏وقتی بهش زنگ بزنم‏ ‏چی بگم؟‏

‏من این رو می‌گفتم‏

‏که چیزی نمی‌گی‏

‏دوباره می‌گم‏

‏که چیزی...‏ ‏اوه، بی‌خیال، گرگ‏

‏اوه، نه، نه. مشکل فنیه‏

‏خب، اگه نمی‌تونیم بخونیم،‏ ‏می‌نوشیم‏

‏ـ به سلامتی بارب‏ ‏ـ به سلامتی بارب‏

‏هی. مشکل فنی رو‏ ‏ایزوله کردم‏

‏یکی از میکروفن‌ها قطعه‏

‏آره، یه تابستون‏ ‏دستیار تور موسیقی بودم‏

‏همهٔ سیم‌های رابط رو‏ ‏باز و مرتب می‌کردم‏

‏عملاً رئیس کل برق بودم‏

‏بهتره این رو‏ ‏به رزومه‌ات اضافه کنی‏

‏اگه اینجا تعطیل شد‏

‏نه، من به این چیزها نیاز ندارم‏

‏کارها خودشون پیدام می‌کنن‏

‏نرخ بیکاری الان‏ ‏به بالاترین حد تاریخ رسیده‏

‏آخرین بار کی برای کاری‏ ‏درخواست دادی؟‏

‏هشت سال پیش،‏

‏وقتی برای گواهینامه اومدم اینجا‏ ‏و دیگه نرفتم‏

‏خب، مگر اینکه توی تیک‌تاک‏ ‏درام بزنی، اوضاع کار خرابه‏

‏فکر می‌کنی چند تا شپش‏ ‏توی این باشه؟‏

‏ـ همه‌شون‏ ‏ـ به‌به‏

‏اوه‏

‏این کمین بود‏

‏برام کمین گذاشتی‏

‏ببخشید، کابوی‏

‏هی، داداش، یه‌کم کمک؟‏

‏ـ آره‏ ‏ـ دارم روی «رِزوم» کار می‌کنم‏

‏ـ رزومه؟‏ ‏ـ «تجربه» رو چطور می‌نویسن؟‏

‏اون «ی» اضافه رو بردار‏

‏ـ آهان‏ ‏ـ گرگ‏

‏کدوم یکی؟‏

‏گرگ. یادت هست پیشنهاد دادی‏

‏به ری هندرسون زنگ نزنم؟‏

‏ـ اگه بگم زدم چی؟‏ ‏ـ اوه، نه. چی گفتی؟‏

‏جالبش همین‌جاست‏

‏ـ نمی‌دونم چی گفتم‏ ‏ـ بارب‏

‏چقدر خوردی؟‏

‏یه بارب‌گاریتا، و عمداً‏ ‏تمام روز چیزی نخوردم‏

‏که با آنتی‌بیوتیک‌هام‏ ‏قاطی نشه‏

‏تماس چقدر طول کشید؟‏

‏گوشی‌م می‌گه فقط ۴۷ ثانیه، پس...‏

‏صبر کن‏

‏برای مقایسه،‏ ‏این فقط دو ثانیه بود‏

‏چرا هی با سکوت‏ ‏بهم درس می‌دی؟‏

‏«تجربه» یعنی تجربهٔ جنسی، درسته؟‏

‏درسته‏

‏خیلی خب‏

‏ـ سلام‏ ‏ـ هی‏

‏ـ نه، نه‏ ‏ـ هی‏

‏شما دوتا همدیگه رو بوسیدید‏

‏چی؟ از کجا فهمیدی؟‏

‏چون کولت، من استعداد خاصی‏ ‏در شناخت آدم‌ها دارم‏

‏تازه، عکس بوسه‌تون‏

‏ـ روی کامپیوترم ظاهر شد‏ ‏ـ اوه، آره‏

‏ـ خب، چطور بود؟‏ ‏ـ خوب‏

‏خوب، خوب، خوب‏

‏ـ یعنی بد‏ ‏ـ هان؟‏

‏بد، بد، بد‏

‏بد نبود.‏ ‏افتضاح هم نبود‏

‏بدترین بوسهٔ عمرم نبود‏

‏از اون وقتی که مجبور شدی‏

‏به جیلویس تنفس مصنوعی بدی؟‏

‏اِم...‏

‏وای خدای من،‏ ‏باید فکر کنی؟‏

‏این‌قدرها هم مهم نیست‏

‏تنها مسئله همینه، کولت‏

‏معلومه پایین‌تنه‌ات‏ ‏هیچ حسی نداشته‏

‏و اگه حسش نکردی،‏ ‏باید ولش کنی‏

‏باید به بدنت گوش بدی، کولت‏

‏ـ می‌دونم‏ ‏ـ و داره می‌گه: «کولت،‏

‏فکر می‌کردیم نوآ رو دوست داریم،‏

‏ـ ولی در واقع نداریم»‏ ‏ـ «ما» یعنی کی؟‏

‏«لطفاً دیگه من رو مثل‏

‏ـ عروسک اَمریکن گرل نپوشون»‏ ‏ـ ولی من دوستش دارم‏

‏یه بوسهٔ نه‌چندان عالی‏ ‏این رو عوض نمی‌کنه‏

‏باید بکنه.‏ ‏پایین‌تنه‌ات هیچ‌وقت دروغ نمی‌گه‏

‏و اگه پایین‌تنه‌ات‏ ‏با بالاتنه‌ات دعوا کنه،‏

‏می‌دونی کدوم برنده می‌شه؟‏

‏ـ اَپل‏ ‏ـ سلام‏

‏ـ اِم، سلام، کولت‏ ‏ـ هوم؟‏

‏من و تو، شام امشب؟‏

‏حتماً‏

‏باشه. عالیه‏

‏هیچ‌کدوم برنده نمی‌شن‏

‏هیچ‌کس اون دعوا رو نمی‌بره‏

‏ـ من می‌برم‏ ‏ـ هوم. هوم، هوم‏

‏باورم نمی‌شه مست به ری هندرسون‏ ‏زنگ زدم‏

‏ـ چی؟‏ ‏ـ خدای من، بارب‏

‏صدای ناله‌ات از سالن انتظار‏ ‏میاد‏

‏تمام زحمتی که برای نجات شعبه کشیدم،‏

‏فقط به‌خاطر یه تماس احمقانه‏ ‏به باد رفت!‏

‏اوه، بارب، زحمت‌هات همیشه‏

‏کاملاً بیهوده بوده‏

‏فقط داری دلداری‌م می‌دی‏

‏انتخاب شعبه‏ ‏به چیزی بستگی داره‏

‏که اصلاً انتظارش رو نداری‏

‏پیام از ری هندرسون‏

‏ «پیامت رو گرفتم ‏

‏ خوشحال نیستم» ‏

‏ری هندرسون خوشحال نیست‏

‏ «چی‌کار کنم‏ ‏تا این قضیه جمع بشه؟» ‏

‏چی؟ اصلاً نمی‌دونم چی گفتم‏

‏یه ایموجی «هوم» براش می‌فرستم‏

‏ـ نه، نه‏ ‏ـ باشه، پس یه ایموجی می‌فرستم که...‏

‏این‌طوریه...‏

‏نه، بارب. حتماً خودش‏ ‏یه کار بد کرده و...‏

‏و هرچی توی اون تماس گفتی،‏

‏باعث شده فکر کنه تو خبر داری‏

‏ـ ولی خبر ندارم‏ ‏ـ مهم نیست‏

‏قدرت بیشتری داری‏

‏فکر کنم اتفاقی‏ ‏یه اهرم فشار پیدا کردیم‏

‏گرگوری، داری پیشنهاد می‌دی‏ ‏از ری هندرسون،‏

‏ـ هوم، هوم، هوم‏ ‏ـ هرگز‏

‏برای چی؟‏

‏به‌عنوان برگ برنده‏

‏برای نجات شعبه‌مون‏

‏باید یکی از این ایموجی‌ها‏ ‏برای خودت بفرستم‏

More Farsi/persian subtitles for DMV

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left