The first 200 lines.
.تصمیمم رو می گیرم .واقعاً
کِي؟
.زود. قول ميدم
.يهچيزي هست که بايد بهت بگم - .منم همينطور.برات يه کادو دارم -
."اون پخش زمين شد "جل
.تو گوشش خون بود
.نميدونستم بايد چيکار کنم
.منم دوستت دارم
.اين يه رازه
.به "جل" نگو
شما گفته بودید به خاطر سابقه ی ارثی از ماجرا باخبرید
.برادرش
.برادرش هم از همین بیماری مرد
ميدونم که وقتي جمعه از خواب بيدار شدم .حالم خوب بود
در واقع حتی بیشتر از حد معمول .احساس آرامش می کردم
وقتي بیرون رفتم تا صبحانه بخورم
.اينزلي" آنجا بود و غمباد گرفته بود"
.گفت که دیشب مهماني بدي رفته
بعد از اولين دقيقه، از اينکه دیدم پاهایم حرکت می کنند تعجب کردم
تعجب کردم که چهطور .شروع به اينکار کردند
.اما از انجامش دست برنداشتم
...بقيه هم خیلی متعجب بودند
.الو؟ نه، اون انگور دوست نداره
،بهخاطر خدا !همه شون رو بالا ننداز، کس مغز
."به منم يه انگور بده، "انور
سلام رفيق. حشیش ميخواي؟
او به آرامی گفت: «فکر کنم باید «چیزی بهت بگم
چشمان سياه پسر باز شدند و نگاهی تهی به او انداختند
.او گفت: «اين مشکل توئه
«.لااقل من ميدونم که واقعاً ميخوام چی بشم
دختر صورتش را عقب کشید و به او خیره شد
.چشمان پسر بسته بودند .او با آرامش به سقف خیره شده بود
.من يک جرعه آب نوشيدم
باورم نمیشه که "اينزلي" تو محاسباتش» «اشتباه کرده باشه
«.آدم بودن خیلی پيچيده است» «.من حرف تو را باور نميکنم»
.دختر لبخند نميزد
«خانم چرا انقدر به من علاقهمنديد؟»
«.اوه، اونها فناناپذیرن»
او به آرامي گفت
«.اين فقط يک کيکه»
جل" کجاس؟"
."اون اينجا بود، "کريس
راستي؟ کِي؟
.خواب بودي
راستي؟
هي، چهبلايي سر انگورهاي من اومده؟
.انور" خوردشون"
.آره، گوريلانگوري عوضی
.یه حال مضحکی داره
مضحک؟
."آره، "کس بهنظرم حسابی خنده ت بگیره
اگه يه يه لولهاي رو از خايههات .تا مغزت وصل کردهباشن
...جل" ميدونه که چهجوري تعويضش کنه اين"
.چيزو
.بابت آزمون دومش رفت کالج موسيقي
.آها
من که نگاه نميکردم، ميکردم؟ .وقتي که اونها اين کار رو ميکردن
شايد بهتر بود توی بيمارستان ."می موندي، "کريس
.نه، کسشعره
بايد مياومدم خونه، غير اينه؟
کريس"، اجازهي حشیش کشیدن داري؟"
اجازه؟ حالت خوشه؟
.تو مُرده بودي - .ممم. آره -
.درست و حسابي مُردم. سه دقيقه
،اگه از اين بتوني جون سالم در کني .يهدوجين سيگاري کاریت نمی کنه
ميخواي يه نگاهي بهش بندازم؟
کسي"، من درست کنار خايههام" .يه سوراخ دارم
...خب، یعنی يه سوراخِ اضافه
من انقدر خايههاي تو رو ديدم که .حسابش از دستم در رفته
مثلاً کِي؟ - مثل وقتي که داشتي ازشون استفاده ميکردي -
تا ادای "میک هاکنال" از گروه .سیمپلی رد" رو در بیاری"
.بايد قبول کني که شباهتشون انکار نشدنیه
.يالّا
.بذار يه نگاه بندازم
.الان سهسوته اوضاعت رو روبراه ميکنم
."شورتت، "کريس
.بهنظر خوب میاد
...البته، امّا، ااا
پس زخمش چي؟
دوباره بهم قضیه ی "جل" توی .بیمارستان رو بگو
تمام وقت کنارت نشسته بود
.تمام وقت. هرگز منو ترک نکرد
.اون هرگز ترکت نکرد
چي، حتي براي شاشيدن هم نرفت؟
.نه "کريس". برای شاشیدن دیگه مجبور بود بره
.آره
.آره اون عاشقمه
.آره
،عشق بههمهچيز غلبه می کنه ميدونستی؟
شرط می بندم حتی می تونه به هموراژِ ژنتیکی تحت عنکبوتیه هم غلبه کنه
.اون جوری خیلی خوب میشد
.بایستی بهش میگفتم
وقتی برادرم مرد اونها گفتن که .آمادگی برای پیشگیریش رو دارن
،اگه من بهمشکل بربخورم .اونها میتونن درستش کنن
پس چرا به کسی نگفتی؟
مگه به تو نگفتم؟ - ."جل" رو میگم، "کریس" -
.خب من قرص فشار خون میخوردم .اونها میگفتن که این جلوش رو میگیره
.تو کلی قرصهای دیگه هم میخوردی - خب من قرص دوست دارم، باشه؟ -
.هیچ وقت فکر نمیکردم واقعاً اتفاق بیفته
خیلی چیزها هست که تو هیچوقت .فکر نمیکنی اتفاق بیفته
!"مثل این، "کریس
...سلام، رفیق قدیمی
.ایرادی نداره. خوشحالم که... کار میکنه
.خداحافظ رفیق قدیمی
...ببین ...به "جل" بگیم درباره ی
این قضیه ی شمبول؟ یا اینکه این یه رازه؟
."تو نباید رازی داشته باشی، "کریس
.هیچکدومتون نباید داشته باشید .درست -
.چون ما عاشق همدیگه هستیم
.چون شما عاشق همدیگه هستید
.خوابم
،تو که مریض نیستی تا ازم مخفیش کنی مگه نه "سید"؟
.نه
.من احمقم و دارم ازت مخفیش میکنم
شرّت رو کم کن دیگه
.نه
همینطور یه جوش خیلی زشت دم کونم دراومده
.و امیدوار بودم که متوجهش نشی
.خیلی دیر شده
.این خوب نیست
.نه
.میرم سر امتحان
جل" اینجاس؟"
.نه
کی مراقب "کریس"ـه؟
.تو
.درست
چیکار کنم؟
.اوه، فقط پانسمانش رو عوض کن
اون هنوز یه کم گیجه بنابراین ممکنه فکر کنه که من امروز
براش عوضش کردم .ولی تو به حرفش اهمیتی نده
خب. کجاش پانسمانه؟
اوه، اون نشونت میده. نذار خودش .انجامش بده، حالا هر چی که گفت
...خیلی بهتره که یکی دیگه
.انجامش بده
.خیله خب
خب. تو باید به من چی بگی؟
ام... ببخشید که این قدر کس مغزم؟
.نه
زندگیم تا قبل از دیدنِ تو .هیچ معنایی نداشت
.نه
من هرگز واقعاً عاشق "میشل" نبودم .و اون کارم یه اشتباه وحشتناک بود
و احتمالاً اشتباه شنیدم که گفت بهترین سکس عمرش رو با من داشته
و این که اون واقعاً واقعاً .موقع سکس خوب نبود
.نه
.تو امتحان موفق باشی
.مرسی
تو باید به من چی بگی؟
."برای همیشه عاشقت می مونم، "سید
واقعاً؟
.بله
.مشکل همینه
.میتونید ورقههاتون رو برگردونید
Noah :ترجمه از EraZer Head :ویرایش از
کریس"؟"
حالت خوبه، "سید"؟ - .آره -
...آره. فکر کردم که تو
.من باید پانسمانت رو عوض کنم
.اوه، نه. خوبن .کسی" قبل تو انجامش داد"
.البته که کرده
سید"؟"
.آره، فقط بذارش به عهدهی من - .امکان نداره. میزنم لهت میکنم -
...من فقط میخوام کمکت کنم - .بهش گفتم. خودش گوش نمیده -
.اون به حرف من گوش نمیده .د بفرما
.لذتشو میبری
کسی"؟"
بله؟
تو 43 دقیقهاس که سر یه جلسهی امتحان 2 ساعتهی تخصصی فلسفه نشستی
.و من کاملاً مطمئنم که تو هنوز هیچی ننوشتی
.نه
..."کسی"
بقیه همه امتحانشون رو تموم کردن و .تعطیلاتشون شروع شده
منم اینجام تا ازت یه امتحان مجدد مخصوص خودت بگیرم
خب، بالاخره چیزی مینویسی یا نه؟
.مطمئن نیستم
دربارهی چی؟
که تا چه زمانی می تونم نوشتن رو عقب بندازم ولی بازم بتونم نمره ی کامل بگیرم
آیا میشه از قدرت، لذت واقعی برد؟
ببخشید؟
.این سوال سومه
.من اجازه ندارم که تو امتحان بهت کمک کنم
من دیگه غذا نخوردم و بعد یکهو .همه مجبور شدن کاری رو بکنن که من میگم
.اون قدرت بود
و آیا ازش لذت بردی؟
.گمونم اون زمان شادترین دوران زندگیم بود
اما باید قبل از اینکه بمیرم از اون کار ...دست بر می داشتم چون
.وگرنه اصلاً حال نمی داد
.تو نمیفهمی
."تو اشتباه میکنی، "کسی
تو هم دست خودت رو می بُری؟
...مردم هرکاری میکنن تا
مردم هر کاری میکنن تا متوجه بشن که برای چی حس بدی دارن، غیر اینه؟
و تو هم این کار رو کردی؟
متوجه شدی؟
،همون طور که گفتم
.من اجازه ندارم که تو امتحانت بهت کمک کنم
!ازت میخوام بهم بگی
چیو؟
.چهطور نذارم اتفاقای بد بیفتن
شدنی نیست، مگه نه؟
No comments yet. Be the first to leave one.